احادیث در رابطه با رابطه با خدا
سه شنبه, 07 آبان 1392
 حدیث (1) امام على عليه السلام : إنَّ العَبدَ إذا اَرادَ... ادامه مطلب...
IMAGE
مودّت امام حسین علیه السّلام
شنبه, 02 آبان 1394
حجت الاسلام والمسلمین استادسائلی حفظه الله تعالی:... ادامه مطلب...
IMAGE
زندگی بر اساس معرفت توحیدی
جمعه, 10 خرداد 1392
وقتی زندگی این امامان مورد مطالعه قرار می گیرد و... ادامه مطلب...
IMAGE
دیده شدن خدا درقران
دوشنبه, 23 شهریور 1394
دیده شدن خدا درقران ما معتقديم كه خداوند از ديده شدن... ادامه مطلب...
IMAGE
حکم جویدن و کندن پوست لب
سه شنبه, 05 بهمن 1395
حکم کندن پوست لب و گوشه انگشتان چیست؟ آیا باید جای آن... ادامه مطلب...

درمحضر استاد

اخبارمدرسه



مقام و منزلت زن در جوامع غرب و اسلام

رای دهی:  / 7
ضعیفعالی 

«المرأة الریحانة لیست قهرمانة»[1]

یکی از موضوعاتی که در طول تاریخ در معرض آراء و تفسیرهای گوناگون قرار گرفته و همواره دچار افراط و تفریط شده است، شخصیت و جایگاه فردی، خانوادگی و اجتماعی زن است. زن منشأ رحمت الهی و جلوة ربوبیت حق است. جایگاه و مقام زنان با توجه به محدودیت های مختلفی که زنان با آن ها دست به گریبانند، موضوعی قابل تحقیق در تمام جوامع و در تمام برهه های تاریخی است. امروزه نیز کج اندیشی ها و عدم تعادل در این باب، در جوامع مختلف فراوان به چشم می خورد. در این میان، تنها چشمة زلال مکتب انبیاء و اوصیای الهی است که به دور از هر گونه افراط و تفریط و با تکیه بر وحی و استمداد از خالق هستی، به ترسیم جایگاه حقیقی زنان متناسب با آفرینش آنان پرداخته است.

 

واژگان كليدي : زن، مقام، منزلت و فمینیسم.

زن :مادینة انسان، بشر ماده، امرأة در مقابل مرد، رجل، زوج مي باشد و نيز به معناي جفت مرد، همسر مرد و زوجه مي باشد. [2]

مقام: [مَ] (ع ا ) منزلت .منزلت، مرتبه، درجه .پايه، رتبه وجايگاه.[3]

منزلت: [مَ ز لَ ] (ع ا )، منزلة، مرتبت، مقام، رتبه، حرمت و احترام. پايگاه، جايگاه، مكانت،مرتبت، قدر، ارج، شأن، اعتبار، خطر، جاه، حرمت، بزرگي.[4]

Feminism: 1- اعتقاد به تساوی حقوق زن و مرد، زن باوری  2- نهضت آزادی زنان و Feminist به معنای 1- طرفدار آزادی زنان، طرفدار تساوی حقوق زن و مرد، زن باور. 
2- مبتنی بر طرفداری از آزادی زنان، زن باورانه آمده است.[5]

حقيقت زن[6] :

حقيقت زن و مرد از نظر اسلام ، يكسان است آنان داراي دو سرشت و دو حقيقت نيستند. قران در آيات متعددي اين واقعيت را باز كرده است :

«يا أيّها النّاس اتّقوا ربكم الذي خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها»[7]

«اي مردم ! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهيزيد همان کسی كه همة شما را از یک انسان آفريد؛ و همسر او را (نيز) از جنس او آفريدخلق کرد.»

از اين رو، زن و مرد در آفرينش و ماهيت يكي هستند،در رسيدن به كمالات معنوي و درجات عالي نيز يكسانند[8]، از همة اينها بگذريم، حقيقت زن بودن را بايد از فاطمه سلام الله علیها آموخت نه از آن جهت كه دختر پيامبر است .فاطمه سلام الله علیها يعني تمام حقيقت زن بلكه تمام حقيقت انسانيت كه افتخار عالم هستي است.[9]

 

جايگاه زن در نظام آفرينش[10]

هر موجودي در جهان سه جايگاه عام،خاص واخص دارد كه معلول سه سنت الهي است:

1. سنت عام كه بدون استثنا هر موجودي رادربر گرفته است.

2. سنت خاص كه برخي از آفريده ها را شامل مي شود.

3. سنت اخص كه نوع يا صنف خاصي از موجودات را در بر گرفته است.

جايگاه اخص زن اين است كه با تشخيص حق از باطل و پذيرش دين (همانند مرد)، فطرت پاك انساني را در خويش شكوفا سازد؛ اما زن به مقتضاي آفرينش خود، از جايگاه ممتازي نيز برخوردار است كه مرد قابليت جانشيني آن را ندارد؛ جايگاهي كه محور اساسی صلاح فردي و اجتماعي او عبارت است از: پرورش و آماده سازي انسان براي ظهور فعلي جايگاه اخص، مسئوليت پذيري، اصلاح وتهذيب نفس شايد يكي از معاني« بهشت زير پاي مادران است» همين باشد كه اگر زن، در جايگاه اصلي خود ايفاي نقش كند، به دنياي خود و فرزندانش جلوة بهشتي مي دهد .

 

راز آفرينش زن

اديان و مكاتب الهي و بشري نظرهاي گوناگوني در بارة فلسفة خلقت زن بيان كرده اند. برخي زن را مظهر عشق ها و زيبايي هاي زندگي دانسته اند و گروهي او را موجودي زيبا و فتنه انگيز خوانده اند .

در منطق يونان قديم، زن موجودي پليد و پاك نشدني بود كه از هر گونه كاري، جز ارضاي غريزه جنسي باز داشته مي شد .

اما ديدگاه اسلامي در بارة زن را مي توان ديدگاهي مترقي و در عين حال متعادل دانست. اسلام زن را همچون مرد انسان مي داندكه سه ويزگي مهم انساني يعني اختيار ، مسئوليت پذيري و توان ارتقا و كمال را دارا است و همانند مرد از امكانات رشد و كاميابي[11] برخوردار است. همچنين اوج شخصيت انساني زن آنگاه نمايان مي شود كه موعود امم حجة ابن الحسن العسكري عجل الله تعالی فرجه الشریف يك زن را مقتداي خويش قرار مي دهد :

«في إبنة رسول الله لی اسوة حسنة : دختر پيامبر خدا صلي الله علیه وآله فاطمه زهرا سلام الله عليها  براي من الگويي نيكو است.»[12]

 

سرّ تفاوت بين زن و مرد

راز تفاوت بين زن و مرد در استعدادها و قواي مختلف چيست؟

آنچه در قرآن كريم در بارة تفاوت موجودات بيان شده اين است كه بايد زندگي به وجه احسن اداره شود وتا تسخير متقابل بين موجودات محقق نشود نظام به وجه احسن اداره نمي شود، پس تفاوت بايد وجود داشته باشد همان طور كه اختلاف استعدادها هيچ كدام معيار فضيلت نيستند، اختلاف دربارة زن ومرد نيز چنين است واين، نشانه فضيلت وتقرب إلي الله نيست؛ بلكه اگر توانست از اين استعداد برتر فايدة بهتر ببرد و خالصانه تر كار كند، تقواي بيشتري دارد و از اين نظر به كمال محض نزديكتر خواهد بود و اگر از اين استعداد به خداي سبحان تقرب نجست، چه بسا اين استعداد، وبال او باشد .[13]

به هر حال در انديشه اسلام ، زن و مرد داراي دو نقش مكمل در خانواده و در جامعه اند و اين مسئوليتهاي  مشترك و اختصاصي بر ضوابط ديني در همه حال بايد رعايت گردد.

 

زن در تمدنها و ادیان مختلف

روم كه از قديمي ترين امتهايي است كه قوانين مدني وضع كرده اسـت، اوليـن باري كه دست به وضع قانون زد،حدود چهار صد سال قبل از ميلاد بود كه به تدريج، در صدد تكميل آن بر آمد،و اين قانون نوعي استقلال به خانه داده،كه در آن چهار ديواري دستورات سرپرست خانه واجب الاجراء است، اين سرپرست يا شوهر است و يا پدر فرزندان كه نوعي ربوبيت و سرپرستي نسبت به اهل خانه دارد،و اهل خانه بايد او را بپرستند، همانطور که خود او در كودكي، پدران گذشته خود را كه قبل از او تأسيس خانواده كردند مي پرستيد.

در کتاب رسائل حجابیه این گونه آمده است که:

«زنان يوناني ابداً تصرفي در شؤون و حيثيات خويش نداشتند و مالك نفس خود نبوده و هميشه محتاج به مردي بودندکه آنها را اداره  نمايد و مرد مي توانست در حيات خود و اختيارداري خويش زنش را به هر يك از دوستانش تقديم نمايد و زن ناچار بود از قبول  قيمت به تفاوت كم که بيش از پنجاه ليتر جو زياده نبود!»[14]

وضع اجتماعي زن ،در مصر، در آن زمان، از وضعي كه زنان بسياري از ملتها در زمان حاضر دارند،بالاتر بوده است.ماركس مولر در اين خصوص مي گويد: « هيچ ملت كهنه و نويي نيست كه در آن مقام و منزلت زن به پاية مقام و منزلت زنان وادي نيل رسيده باشد.» شايد اين منزلت عالي اي كه در مصر براي زنان بود از اين پیدا شده كه در آن سرزمين، تسلط زن يا مادرشاهي بر تسلط مرد يا پدرشاهي غالب بوده است.[15]

هند يكي از چند امت متمدن و پيشرفتة زمانهاي قديم مي باشد كه تحت رسوم ملي و عادات محفوظ و موروثي زندگي مي كرده اند بدون اينكه رسوم و عاداتشان مستند به كتابي يا مجلس قانوني باشد. نيز در هند، از آنجايي كه معتقد بودند زن پيرو مرد و مانند يكي از اعضاي بدن او است، ديگر معقول نبود كه بعد از شوهر، ازدواج براي او حلال و مشروع باشد، بلكه تا ابد بايد بي شوهر زندگي كند و بلكه اصلاً نبايد زنده بماند.[16]

 

زن در ادیان[17]

ديانت زرتشت كه ظهور آن دقيقاً روشن نبوده و به 2000 تا 6000 سال قبل از ميلاد مسيح نسبت داده مي شود، براي زن حقوق و ارزشهايي قايل گرديد. اما اين مذهب نيز همين كه تحت كنترل طبقات حاكم زمان خود در آمد،تماماً در جهت تأمين منافع آنان قرار گرفته و اثر چنداني به بهبود وضع زنان نبخشيد. در اين آيين تعدد زوجات مرسوم بود و ازدواج و توليد مثل لازم و اجباري به شمار مي آمده است.

35 قرن پيش  بنيانگذاران ديانت «يهود» ادعا مي كردند كه زن از دندة چپ آدم خلق شده است .متعاقب اين ادعا چنين تفسير مي شد كه چون زن از مرد بوجود آمده است، فاقد موجودي مستقل بوده و بايد همواره تابع و فرمانبردار مرد باشد و زن را موجـودي پسـت و موجب بدبختي و تيره روزي نوع بشر انگاشته و به او با نظر نفرت بنگرند.

مصادف با ظهور يهود، دين «برهما» در خاور دور تولد يافت،آييني كه بعدها اكثريت هنديان بدان گرويدند. اين ديانت، زن را به درجه اي از بي ارزشی رساند كه او را حتي فاقد روح قلمداد
مي كرد. اين طرز تفكر آن اندازه شديد بود كه زنان به هنگام مرگ شوهرانشان خود را با جسد آنان مي سوزاندند و چنين اقدامي جزء افتخارات زندگي آنان منظور مي شد.

پانزده قرن پس از ظهور يهود در مرحلة بحران جامعه برده داري روم، مسيحيت، به عنوان مذهب ستمكشان اين جامعه پا به عرصة وجود نهاد. اما اين آيين اگرچه موجوديت زن را به شدت گذشته نفي نمي كرد، موقعیت مناسبتري هم براي زن نويد نمي داد. در « انجيل» زن جنس پليدي معرفي مي شود كه سبب بدبختي و برهم زدن نظم جهان گرديده و مانع ورود آدميان به بهشت
مي شود.

قبل از مسيحيت

جوامع ابتدايي

به طور كلي دوران زندگي زن را به دو بخش مي توان تقسيم كرد:نخست دوران قبل از تاريخ

 كه اطلاع صحيحي از آن در دست نيست و دورة دوم شروع تاريخ بشر است.

آندره ميشل در كتاب خود جنبش اجتماعي زنان مي گويد:

در اين دوره از تاريخ بشري ،به دليل آن كه مادران در هم بستگي نسل ها نقش بيشتري بر عهده داشتند، از موقعيت خاص و ممتازي نيز بر خوردار بودند.

پس در اين دوران ،چون مادر عهده دار وظيفة توجه و خدمت كردن به كودكان خود بوده است، نظم خانواده در ابتداي امر چنان بود ( البته تا آن اندازه كه ما مي توانيم چيزي از تاريكهاي تاريخ استخراج كنيم ) كه بر اساس مادر تكيه مي كرده و پدر منزلت عرضي و ناچيز داشت.[18]

هنگامي كه نخستين انقلاب نوسنگي به وقوع پيوست و بوستان كاري ساده ظهور پيدا كرد،زنان در جامعه از اهميت و احترام بيش تري نيز بر خوردار گرديدند؛زيرا در اين دوره،پاره اي اختراعات و ابداعات جديد شكل گرفت كه دانش فني اين اختراعات،عمدتاً در دست زنان بود.

 

دوران کشاورزی

ولي هنگامي كه صنعت و كشاورزي پيشرفت پيدا كرد و مفصل تر شد و سبب به دست آمدن عايدي بيشتري گرديد،جنس قويتر به تدريج استيلاي خود را بر آن وسعت داد. با توسعة دامداري منبع تازة ثروتي به دست مرد افتاد و به اين ترتيب ،زندگاني نيرو مندتر و با ثبات تر شد .[19]

ظهور خانواده پدر شاهي ضربت محكمي براي از بين بردن سلطه زن بشمار مي رود؛ در اين حال پدر خانواده حق داشت كه با زن و فرزنذان خود هر چه خواهد بكند،آنان را بفروشد يا به كرايه دهد و هيچ مسئوليتي نداشت جز آنكه در استعمال اين حق افراط مي كرد،پدران ديگر،كه خود مانند وي بودند او را سرزنش مي كردند.[20]

 

بعد از مسيحيت

در اين دوران هر از چند گاهي، نسيمي در رعايت حرمت زنان و شخصيت نهادن به آنان
برمي خواست كه عمدتاً نيز برخاسته از اديان الهي بود؛ از جمله: ظهور مسيحيت كه در ابتدا موجبات بهبود وضعيت زنان را تا حدودي فراهم ساخت؛ اما پس از چندي، از تعاليم اين اديان در پرتو ديدگاهها و نظرات رايج مرد سالارانه، تفسيرهاي انحرافي شد و اين تعاليم از اهداف اصلي خود منحرف گرديد؛به گونه اي كه براي مثال، چندي پس از ظهور مسيحيت، عالمان مسيحي، خود سخت ترين تبعيض ها و تحقيرها را به زن روا داشتند.[21]

تجلي زن ثروتمند و اشرافي، يكي از درخشانترين مراحل رنسانس بود. البته نبايد چنين پنداشت كه زنان دورة رنسانس همه به يك اندازه مورد توجه بودند، لكن برخي از حمايتها از اين قشر به
گونه اي بود كه فصل جديدي از تمدن و به اصطلاح مدنيّت را به روي زنان مي گشود.

پس در دورة رنسانس بر خلاف آنچه كه در طول دوره سده هاي مياني رايج و مرسوم بود،نسبت به مسالة حقوق اجتماعي زنان گرايش به افراط وجود داشت به گونه اي كه زمينه ساز ظهور نهضت فمينيسم گرديد[22].بدين سان« فمينيسم با پيدايي رنسانس» پيشرفت مي كند.[23]

 

زمينه هاي اجتماعي جنبش زنان[24]

به وجود آمدن نهادهاي مدني و شدت گرفتن نظريه ي حكومت هاي دموكراتيك، سخن از تساوي آحاد مردم در حقوق و در قبال قانون و حمايت هاي حقوقي را جدي تر كرد.

اوج گرفتن سطح مطالبات كارگران و پيدايش سنديكاي كارگري،ثروت اندوزان صنعت را به فكر جلب هر چه بيش تر زنان به عرصه ي اشتغال انداخت؛چرا كه ورود رقيباني فرصت طلب و در عين حال قانع و مطيع، به بازار كار، نظام عرضه و تقاضا را نامتوازن مي كند و خود اهرم فشاري بر كارگران مي شود، سرمايه داران در انتخاب كارگر قدرت مانوربيش تري مي يابند و مي توانند به اين وسيله همواره دست مزدها را پايين نگه دارند.

فمينيسم

واژة فمینیسم (Feminisme) در سال 1873 وارد زبان فرانسه شد. فرهنگ لغت رُبر این کلمه را چنین تعریف می کند: «آیینی که طرفدار گسترش حقوق و نقش زن در جامعه است.»[25]

Feminism؛ در فارسی به زن آزادی خواهی، زن وری یا زنوری، زن گرایی و مؤنث گرایی، ترجمه شده است.[26]

فمینیسم را گاه به جنبش های سازمان یافته برای احقاق حقوق زنان و گاه به نظریه ای که به برابری زن و مرد از جنبه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حقوقی معتقد است، معنا کرده اند.[27]

 تاریخچه فمینیسم

 ریشة ظهور فمینیسم را شاید بتوان به تحولاتی چون رنسانس و تحولات بعد از عصر روشنگری و سپس انقلاب فرانسه و انقلاب صنعتی نسبت داد که مناسبات زن و مرد را در بعضی یا تمامی جهات مورد سؤال قرار داد.[28]

در تلاش برای نوعی طبقه بندی، تاریخچه های فمینیسم بحث پیدایش تاریخی
جنبش های فمینیستی نیرومند را در دوره های متفاوت به مثابة یک ردیف «موج» مطرح کرده اند. به طور کلی برای فمینیسم سه مرحله مطرح می کنند:

موج اول فمینیسم: این موج از اوائل قرن 19 میلادی تا اندکی بعد از جنگ جهانی بکار رفته است، موج اول بیشتر متأثر از خیزشهای عصر روشنگری و سپس نهضت های لیبرالی و سوسیالیستی بود، که این موج به «جنبش حق رأی» معروف شد.[29]

 موج دوم فمينيسم: اين موج از اوايل نيمة دهة 1960 به بعد مطرح شد و بر اهميت نقطه نظر زنان تأكيد مي كند. جنگ دوم جهاني، زمينه ساز موج دوم فمينيسم شد.

طرفداران اين موج، در رابطه با مفاهيم، به باز سازي و انقلاب (نه اصلاح )معتقدند.و نيز نظريه هاي موجود را عميقاً جنس گرا و غير قابل اصلاح مي دانند. اينان را به عنوان فمينيستهاي خانواده گرا و زن گرا مي شناسند.[30]

موج سوم فمينيسم: از نيمة دهة 1970-1990 زمينه هاي ظهور موج سوم فمينيسم شكل گرفت

از جمله باز نگري هاي نگرش فمينيستي در موج سوم،بحثي است كه به دفاع از زندگي خصوصي و خانواده مي پردازد و مادر بودن را فعاليتي پيچيده، غني، چند رويه، پرزحمت و شادي آفرين مي داند كه زيستي طبيعي اجتماعي، نمادين و عاطفي است.[31]

اقسام نگرشهاي فمينيستي

1)نظرية ليبرالي يا اصلاح طلب؛2) فمينيسم ماركسيستي؛3) نظرية فمينيستي راديكال يا انقلابي؛4) فمينيسم سوسياليستي؛5) فمينيسم پست مدرن

 

قبل از اسلام

زن در جاهليت

معروفترين نقاط عالم از حيث بد رفتار با زنان، عربستان جاهليت است؛ در عصر جاهليت و زمان بر بريت پدران،دختران خود را در معرض خريد و فروش در آورده و متجر خود قرار داده بودند

 و همان معامله كه با كنيزان و دواب مي كردند، همان معامله را با دختران خود مي نمودند.[32]

در اين عصر زن آنچنان مورد بي مهري قرار گرفته بود كه حتي وجود او ننگ و عار به شمار مي رفت و به خاطر اينكه وجود دختر را ننگ مي دانستند، دختران خود به دست خود به خانه هاي قبور زنده پنهان و در پرده هاي ظلماني خاك مستور مي نمودند. [33]

چنانچه قرآن كريم خبر داده:

«و إذا الموؤودة سئلت؛بأيّ ذنب قتلت»[34]

 

مقام زن در ایران قبل از اسلام

در ایران هم به زنان همان ستمی روا شده است که به همجنسانشان در سایر نقاط کره ی خاک. در حالی که فقر و تنگدستی در طبقات اکثریت محروم، زن را وادار می کرد که دوشادوش مرد نیروی کار خود را در جهت مبارزه با بی چیزی قرار دهد، زن در طبقات بالا، بازیچه ی خودکامگی های مردانه قرار می گرفت و هر آنچه ممکن بود نسبت به وی روا می شد.[35]

در ایران قبل از اسلام زنان شخصیت حقوقی و اجتماعی نداشتند و رأی مرد دربارۀ آنها نافذ بوده است. زنان، حق رأی و اختیار و تشخیص خیر و شر در زندگی خود نداشته و نفوذ مطلق العنان مرد طاقت فرسا بوده است. [36]

 

زن بعد از اسلام

محروميت زن از حقوق انساني در سطح حيوانات، در سراسر جهان همچنان ادامه داشت و آزار

 و شكنجه در مورد او معمول بود. ضعف و ذلت، طبيعت ثانوي زن محسوب مي شد. در هيچ آييني چيزي را كه حكايت از احترام و اعتنا به شأن زن كند نمي يابيم؛مگر مختصري در تورات.

اسلام براي منقلب كردن اوضاع زنان جاهليت،بدواً كشتن دختران نوزاد را ممنوع كرد سپس شروع به احترام دختران گذاشت.علت اينكه پيغمبر اسلام صلي الله عليه و آله  دست دختر خود فاطمة زهرا سلام الله عليها  را كراراً مي بوسيد (كه خود كاشف از كمال احترام است )اين بود كه دختران و زنان را در نظر پدر و شوهر خود محترم سازد.[37]

رسول با كرامت اسلام صلي الله عليه و آله محبت به زن را در عرض علاقه به بوي خوش و نماز قرار داده اند:

«حبب الي من الدنيا النساء و الطيب و قرة عيني في الصلاة».[38]

«محبوب من از دنيا زن،بوي خوش،و نور چشم من در نماز است. »

در دیدگاه اسلامی، زن «دگر» مرد و یا «جنس دوم» تلقی نمی شود، بلکه همسان، همزاد و همجنس مرد است، یعنی از یک نفس واحده خلق شده است.

 

مقام زن در منطق وحی

عظمت زن در فرهنگ وحی گذشته نیز بوده و اختصاصی به قرآن ندارد بلکه در انجیل، تورات و صحف خلیل الله نیز مطرح شده است.

پس زن در منطق وحی هویت و جوهری یکسان با مرد دارد. زن در تفکر قرآنی، همپای مرد، تکامل پذیر و اوج گراست.[39]

 در داستان آفرینش انسان،که از خلافت و جانشینی، سجدۀ فرشتگان، دمیدن روح، سخن رفته، زن و مرد یکسان دانسته شده اند. در این آیات سخن از «انسان»،«بشر»و «بنی آدم»است.

« هو الذی خلقکم من نفس واحدة و جعل منها زوجها لیسکن الیها فلما تغشها حملت حملا خفیفا فمرت به اثقلت دعوالله ربهما لئن ءاتینا صالحا لنکونن من الشکرین »[40]

او خدایی است که (همه ی) شما را از یک فرد آفرید؛ و همسرش را نیز از جنس او قرار داد، تا در کنار او بیاساید. سپس هنگامی که با او آمیزش کرد، حملی سبک برداشت که با وجود آن، به کارهای خود ادامه می داد؛ و چون سنگین شد، هر دو از خداوند و پروردگار خود خواستند: «اگر فرزند صالحی به ما دهی، از شاکران خواهیم بود.»
 

زن در احادیث

1- زنان همتای مردان

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:

« إنما النساء شقایق الرجال؛زنان همتای مردانند.» [41]

2- بهشت زیر پای زنان

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: « الجنة تحت أقدام الامهات ؛بهشت زیر پای مادران است.»[42]

زن از دیدگاه نهج البلاغه

حضرت علی علیه السلام می فرماید:اولین زنی که از زنان جهان قدمش به بهشت می رسد خدیجه است،و این معنا دلیل بر روح الهی زن،و مقام خلافت وی از حق و داشتن مایه های عالی و

 سرمایه های انسانی و اخلاقی وایمانی است.[43]

1-    حضرت علی علیه السلام  در حکمت 61 می فرماید:

«آزار زن شیرین است.»

2- در حکمت 137 می فرماید:

«جهاد زن، نیکو شوهرداری است.»

 

زن در ایران بعد از اسلام

با ظهور دین اسلام، زمینه برای به دست آوردن تساوی و از بین رفتن نابرابریهای اجتماعی زن شروع شد؛ زیرا اسلام، ارزش ویژه ای برای زنان قائل است و به آنان حقوق شایسته ای اعطا کرده؛ اما همین حقوق و اصول والا، قربانی تحریفات و فاقد ماهیت اصلی خود شدند. تعصب ناموسی موجب شد که مردان، برای دور نگه داشتن زنان خود از نامحرمان، آنها را خانه نشین کنند.[44]

نقش سیاسی زنان در پیدایش و پیروزی انقلاب به دو شکل مستقیم و غیر مستقیم بوده است.نقش مستقیم زنان ایران در جنبشهای صد ساله اخیر (مشروطه تنباکو) که در تاریخ معاصر ایران در مبارزه با استبداد و استعمار دارای اهمیت سیاسی- اجتماعی مخصوص به خود بوده، بر کسی پوشیده نیست:نقش غیر مستقیم زنان در انقلاب بدین شکل بوده که اسباب شجاعت مردان را فراهم می کردند.[45]

مقام زن در کلام ولایت

کلمات قصار امام خمینی[46] (قدس سره)

«زن نقش بزرگی در اجتماع دارد و مظهر آمال بشر است.»

«نقش زن در جامعه بالاتر از نقش مرد است؛ برای اینکه علاوه بر اینکه خودشان یک قشر فعال در همۀ ابعاد هستند، قشر های فعال را در دامن خودشان تربیت می کنند.»

« این جانب به زنان پر افتخار ایران مباهات می کنم.»

زن در نگاه مقام معظم رهبری (دام ظله العالی)

« غربیها در زمینۀ شناخت طبیعت زن و چگونگی برخورد با جنس زن، دچار افراط و تفریط بوده اند. اساسا نگرش غربی نسبت به زن یک نگرش مبنی بر عدم تعادل است. شما به شعارهائی که در غرب داده می شود نگاه کنید؛ این شعارها پوچ است و حاکی از واقعیت نیست. فرهنگ غربی را از این شعارها نمی شود فهمید.» [47]

«اسلام در برخی جاها حتی زن را بر مرد، ترجیح داده است. مثلاً آن جا که مرد و زن، پدر و مادری اند که فرزندی دارند، این فرزند، اگر چه فرزند هر دو نفر است،خدمتگزاری فرزند در مقابل مادر، لازم تر است. حق مادر بر گردن فرزند، بیشتر است؛ و وظیفه فرزند نسبت به مادر، سنگین تر است.»[48]

 

فمينيسم اسلامي

تعريف و تاريخچة فمينيسم اسلامي

در دهه ها ي اخير،اصطلاح « فمينيسم اسلامي» به ادبیات فمينيسمي راه يافته است.فمينيسم اسلامي پديده اي نو در كشورهاي اسلامي،به ويژه ايران است.عمر آن دركشور ما به كمتر از دو دهه مي رسد.

البته طرح مباحث فمينيسمي در جهان اسلام، از اواخر قرن نوزدهم و در پي نفوذ فرهنگ مدرن در كشورهاي اسلامي صورت گرفت و اولين اثر مكتوب مهم و تأثيرگذار در اين موضوع با عنوان تحرير المراه كه توسط نويسندة مصري قاسم امين به رشتة تحرير در آمد،مربوط به واپسين سالهاي قرن نوزدهم است.طرح مباحث زنان در ايران نيز به اوائل مشروطه،باز مي گردد.[49]

از اين جا مي توان دريافت كه پسوند «اسلامي» پس از واژة « فمينيسم » نشانگر تفسيري فمينيستي از اسلام است نه تلاش براي دفاع از حقوق زنان بر اساس آموزه هاي اسلامي.  

 

گروههاي فمينيسم اسلامي

فمينيسم اسلامي برآيند فعاليت دو گروه است:

گروه اول: اين گروه افرادي هستند كه توجه به اسلام را به عنوان يك سياست راهبردي براي توسعة مفاهيم فرهنگي غرب،و مقابله با اصول گرايي در كشورهاي اسلامي بر گزيده اند.

گروه دوم: دسته اي از روشنفكران مسلمان هستند كه آشنايي با فرهنگ مدرن،آنان را با يك چالش اساسي در بارةرابطة ميان تجدد و سنت مواجه ساخته است.آنان از يك سو،به دليل داشتن پيوندي عاطفي با دين و از سوي ديگر،به دليل پذيرش بن مايه هاي فرهنگي مدرن به عنوان محصول عقل بشري، اصطلاحات در دين را با ترازوي فرهنگ مدرن ضروري مي دانند.

 

كلام آخر

بر اساس آنچه گفته شد مي توان پاسخ اين پرسش را دريافت كه آيا مي توان بر اساس الگوي ديني،نظريه اي فمينيستي توليد كرد؟

اگر فمينيسم را نه صرفاً دفاع از شخصيت و حقوق زنان بلكه نظريه اي كه برابري ميان زن و مرد را در عرصه هاي مختلف حيات بشري پي مي گيرد، بدانيم، در اين صورت،تركيب ميان «اسلام» و فمينيسم پارادوكسي ايجاد مي كند كه جز با تفسير مجدد اسلام بر اساس آموزه هاي غربي به قيمت تفسير به رأي متون ديني و تحريف در آن،قابل رفع نيست. البته بازشناسي متون ديني و استفاده از ظرفيتهاي نهفتة دين در دفاع از زنان،به معناي پذيرش مؤلفه هاي فرهنگ بيگانه و قبول ادبيات فمينيستي در دفاع از زنان نيست.[50]  

فاطمه اشکاوند

مدرسه علمیه رضویه


 

 فهرست منابع

*قرآن کریم، ترجمه آیت الله ناصرمکارم شیرازی

*نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، چاپ هفتم، قم، نشر مشرقین، 1379.

1- افشارنیا، علیرضا، زن و رهایی نیروهای تولید، چاپ اول، تهران، انتشارات پیشگام، 1357.

2-  امام خمینی (ره)، روح الله، جایگاه زن در اندیشه امام خمینی (ره)، مؤسسه تنظیم و نشر آثار آمام خمینی(ره)، تهران، 1374، ج1.

3-   امین زاده، محمدرضا، جایگاه اخص و ممتاز زن (جایگاه زن در نظام آفرینش)، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1372، ج1.

4-  انصاریان، حسین، نظام خانواده در اسلام، چاپ سیزدهم، قم، انتشارات ام ابیها، 1379.

5-  باطنی، محمدرضا، فرهنگ معاصر انگلیسی- فارسی، چاپ دوازدهم، تهران، نشر مؤسسه فرهنگ معاصر، 1383.

6-  جعفريان، رسول، رسائل حجابيه، دفتر دوم، قم، انتشارات دليل ما ،چاپ اول، 1380.

7-  جمعی از خواهران طلبه حوزه های علمیه، زن در نگاه ادیان و مکاتب، چاپ اول، قم، انتشارات نصایح، 1379.

8- حکیمی، محمد، دفاع از حقوق زن، چاپ اول، مشهد، آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مدیریت فرهنگی و امور بین الملل، 1378.

9-   دکتر معین،محمد، فرهنگ معین، چاپ اول، تهران، انتشارات بهزاد، 1382، ج2.

10-  دهخدا، علی اکبر، لغتنامه دهخدا، چاپ اول، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1373، ج8و13.

11-  رهنمایی، سید احمد، غرب شناسی، چاپ اول، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، 1380.

12-  زيبايي نژاد، محمد رضا، مقاله درآمدي بر فمينيسم، برگرفته از كتاب فمينيسم و دانشهاي فمينيستي(ترجمه، تحلیل و نقد مجموعه مقالات)، ترجمه: عباس یزدانی، بهروز جندقی، چاپ اول، قم، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، 1382.

13- سجادی،سید مهدی، فمینیسم در اندیشة پست مدرنیسم، برگرفته از کتاب زنان، فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان، سال هشتم، پاییز 1384، شمارة 29، فمینیسم2.

14-  شریعتی سبزواری، محمدباقر، راز آفرینش زن، با معارف اسلامی آشنا شویم، شماره 25،چاپ بیست و یکم، 1381.

15-  صدر ، حسن، حقوق زن در اسلام و اروپا،انتشارات جاویدان، بی تا.

16- طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقرموسوی همدانی، بی تا، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعة مدرسین حوزة علمیه قم، ج2.

17- علاسوند، فریبا، زنان و حقوق برابر(نقد و بررسی کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان)، روابط عمومی شورای فرهنگی اجتماعی زنان، چاپ اول، پاییز 1382.

18-  علامه جوادی آملی، عبدالله، زن در آئینه جلال و جمال، چاپ سوم،تهران، نشر فرهنگی رجا، 1372.

19-  مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار لدرر اخبار الائمه الاطهار، چاپ دوم، مؤسسه الوفاء بیروت، لبنان، ج 53 و103.

20- مدیریت فرهنگی پاسداران، پرتو ولایت 15، (جایگاه و حقوق زن)، تهران، نشر معاونت فرهنگی- اداره فرهنگ سازمانی، بی تا.

21-  منصور نژاد، محمد، مسأله زن، اسلام وفمینیسم (در دفاع از حقوق زن)، چاپ اول، تهران، برگ زیتون، 1381.

22-  ميشل،آندره، جنبش اجتماعي زنان، ترجمه دکتر هما زنجانی زاده، چاپ اول، مشهد، نشر نیک، 1372.

23- واحد خواهران دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، منزلت زن، چاپ اول، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، 1371.

24-  ويل دورانت،تاريخ تمدن، ترجمة احمد آرام و دیگران، چاپ پنجم، تهران، شرکت انتشارات علمی فرهنگی، 1376، ج1.

25- الهندی،علاء الدین علی المتقی ابن حسام الدین، کنز العمال فی سنن الاقوال والافعال، بیروت، مؤسسه الرساله، بی تا، ج16.

 


  1. نهج البلاغه محمد دشتی، نامة 31، ص537. (زن گل بهاری است نه پهلوانی سخت کوش.)
  2. دکتر محمد معین، فرهنگ معین، ج2، چاپ اول، 1382، انتشارات زمرد، ص1230.
  3. علی اکبر دهخدا، لغتنامة دهخدا، ج8 (روان، شامخ)، چاپ اول، پاییز1373، ناشر مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ص19108.
  4. علی اکبر دهخدا، همان، ج13، (مضعف، نواخانه)، ص18807.
  5. محمدرضا باطنی، فرهنگ معاصر انگلیسی- فارسی، چاپ دوازدهم، 1383، ناشر: مؤسسه فرهنگ معاصر، ص315.
  6. ر.ک: حجت الاسلام والمسلمین حاج عبدالله انصاری، مقاله خاستگاه حقوق متفاوت زن و مرد، برگرفته از کتاب منزلت زن، واحد خواهران دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ناشر: مرکز انتشارات دفتر تبلیغات حوزة علمیه قم، چاپ اول، تابستان 1371، ص241.
  7. سوره نساء، آیه 1.
  8. آیت الله عبدالله جوادی آملی، زن در آئینه جلال و جمال، چاپ سوم، 1372، نشر فرهنگی رجا، ص243.
  9. محمد باقر شریعتی سبزواری، سرمقاله راز آفرینش زن، با معارف اسلامی آشنا شویم، شماره25، چاپ بیست و یکم، 1381، ص5.
  10. محمدرضا امین زاده، جایگاه اخص و ممتاز زن (جایگاه زن در نظام آفرینش)، ج1، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1372،ص 101.
  11. ر.ک: سوره احزاب، آیه35. سوره توبه، آیه72، سوره فتح، آیه5.
  12. مجلسي، بحار الانوار، ج 53 ،چاپ دوم، مؤسسه الوفاء، بيروت، ص 180.
  13. آیت الله جوادی آملی، زن در آیینه جلال و جمال، نشر فرهنگی رجا، چاپ سوم، 1372، ص364.
  14. رسول جعفريان،رسائل حجابيه، دفتر دوم، انتشارات دليل ما ،چاپ اول، پاييز ،380. ص851.
  15. ويل دورانت، تاريخ تمدن، ج1، ترجمة احمد آرام و ديگران، چاپ پنجم، 1376، تهران، انتشارات علمي فرهنگي، ص198.
  16. سید محمدحسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج2، ترجمه سيدمحمدباقر موسوي همداني، دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، ص397.
  17. علیرضا افشارنیا، زن و رهايي نيروهاي توليد، چاپ اول، 1357، تهران، انتشارات پيشگام، ص69-71.
  18. آندره ميشل،جنبش اجتماعي زنان، ترجمه دکتر هما زنجانی زاده، چاپ اول، 1372، مشهد، نشر نيكا،ص 22.
  19. آندره ميشل،همان، ص 30- 29.
  20. ويل دورانت، همان، ج1، ص44.
  21. آندره ميشل،همان، ص 46-45.
  22. سيد احمد رهنمايي، غرب شناسي، ناشر:انتشارات موسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني (قدس سره ) چاپ اول، تابستان 1380
  23. آندره ميشل، همان، ص 57
  24. ر.ک: فریبا علاسوند، زنان و حقوق برابر(نقد كنوانسيون)،روابط عمومي شوراي فرهنگي اجتماعي زنان، چاپ اول، پاييز 1382، ص5.
  25. آندره میشل، جنبش اجتماعی زنان، ص11.
  26. دکتر محمد منصور نژاد، مسأله زن، اسلام و فمینیسم (در دفاع از حقوق زن)، چاپ اول 1381، ناشر: برگ زیتون، ص247.
  27. محمدرضا زیبایی نژاد، مقاله فمینیسم، برگرفته از کتاب فمینیسم و دانش های فمینیستی، مترجمان: عباس یزدانی، بهروز جندقی، ناشر: دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، چاپ اول، زمستان 1382، ص13.
  28. سید مهدی سجادی، فمینیسم در اندیشة پست مدرنیسم، برگرفته از کتاب زنان، فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان، سال هشتم، پاییز 1384، شمارة 29، فمینیسم2، ص8.
  29. سيد مهدي سجادي، فصلنامة زنان، ج29، فمینیسم2، ص9.
  30. دكتر محمد منصورنژاد، همان، ص250.
  31. سيد مهدي سجادي،كتاب زنان، ج 29، فمينيسم (2)،ص 11 .
  32. حسن صدر، حقوق زن در اسلام و اروپا، انتشارات جاويدان، بي تا، ص59.
  33. رسول جعفريان، رسائل حجابيه، دفتر دوم،ص 853.
  34. سوره تكوير، آيات 8و9.
  35. علیرضا افشارنیا، زن و رهایی نیروهای تولید، ص 77
  36. حسن صدر ، ص 51
  37. حسن صدر ، حقوق زن در اسلام و اروپا، ص 74.
  38. مجلسي، همان،ج 103،ص 218
  39. محمد حکیمی، دفاع از حقوق زن، چاپ اول، 1378، ناشر: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مدیریت فرهنگی امور بین الملل، ص26.
  40. سوره اعراف، آيه 189.
  41. علاء الدین علی المتقی ابن حسام الدین الهندی، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال،ج16، مؤسسه الرساله، بیروت، ص482، ش45559.
  42. علاء الدین علی المتقی ابن حسام الدین الهندی، همان، ج16، ص261، ش454390.
  43. استاد حسین انصاریان، نظام خانواده در اسلام، چاپ 13 تا تابستان 1379،ناشر :انتشارات ام ابیها، ص 110
  44. علیرضا افشارنیا، همان، ص 114
  45. جمعي از خواهران طلبه، زن از دیدگاه ادیان و مکاتب، چاپ اول، 1379، قم، انتشارات نصايح،ص 225
  46. مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی، جایگاه زن در اندیشۀ امام خمینی؛ ج (1)، تهران: موسسه تنظیم اثار امام خمینی، 1374.
  47. مدیریت فرهنگی پاسداران، پرتوی ولایت، ولایت15، همایش بزرگ خواهران در ورزشگاه آزادی تهران، 30/7/1376، ص10.
  48. همان، دیدار گروهی از خواهران پرستار، 20/7/1373، ص26.
  49. محمد رضا زیبایی نژاد، فمینیسم و دانشهای فمینیستی، مقاله درآمدی بر فمینیسم، ص26.
  50. محمدرضا زيبايي نژاد، همان ،ص 29

ماه محرم الحرام

امام خمینی رحمه الله علیه