ماه صفر المظفرو اربعین

ماه محرم الحرام

پنل بالا

www.mrazavieh.org

درمحضر استاد

اخبارمدرسه

امام على عليه ‏السلام : إنَّ الدُّنیا و الاَخِرَةَ ... بِمَنزِلَة المَشرِقِ وَ المَغرِبِ وَ ماشٍ بَینَهُما کُلَّما قَرُبَ مِن واحِدٍ بَعُدَ مِن الاخَرِ وَ هُما بَعدُ ضَرَّتانِ. دنیا و آخرت به منزله مشرق و مغرب هستند و کسی که میان آن دو راه می پیماید هر اندازه به یکی نزدیک شود از دیگری دور می شود. نهج البلاغه(صبحی صالح) ص486 ، حکمت 103



مقايسه ميان شرايط امام حسن(ع) و شرايط امام حسين ( ع )

رای دهی:  / 8
ضعیفعالی 

مقايسه ميان شرايط امام حسن(ع) و شرايط امام حسين ( ع )

بسيارى از مردم معتقدند كه روح مناعت هاشمى كه همواره چون عقابى بلند پرواز ، قله هاى مرتفع را بزير پر دارد ، با رفتار حسين عليه السلام متناسبتر است تا رفتار حسن عليه السلام .

و اين يك نگرش ابتدایی و سطحى و دور از عمق و دقت است .

حسن عليه السلام نيز در ديگر موقعيت ها و صحنه هاى زندگيش همان هاشمى شكوهمند و بلند پروازى بود كه در افتخارات ، همپا و همطر از پدر و مادر خود محسوب مى شد و اين هر سه ، نمونه ى كامل و مثال عالى مصلحان مسلكى تاريخ بودند و

آنگاه هر يك از ايشان جهادى و رسالتى و نقشى مخصوص خود داشت كه از اعماق شرائط موجود و اوضاع و احوال او سرچشمه ميگرفت و هر يك در جاى خود چه از لحاظ شكل جهاد و چه از لحاظ شكوه و مجد و چه از لحاظ پيگيرى حق از دست رفته ى مغصوب ، عملى مبتكرانه و بى سابقه بود .

 نوشيدن جام شهادت در موقعيت امام حسين و حفظ سرمايه ى زندگى بوسيله ى صلح در موقعيت امام حسن ، بعنوان دو نقشه و دو وسيله براى جاودان داشتن مكتب و محكوم ساختن خصم ، تنها راه حلهاى منطقى و عاقلانه ای بودند كه با توجه به مشكلات هر يك از دو موقعيت ، از انجام آنها گزيرى نبود و جز آنها راه ديگرى وجود نداشت ، هر يك از اين دو راه در ظرف خود ، برترين وسيله ى تقرب بخدا و امتثال فرمان او بود هر چند كه از لحاظ دنيوى چيزى جز محروميت بهمراه نداشت ، و باز هر يك پيروزى حتمى و قاطعى بود كه در طى تاريخ جلوه ى خود را آشكار ساخت ، گرچه در حين وقوع جز محروميت و از دست دادن قدرت ، مظهرى نداشت .

 

اين دو فداكارى : نثار كردن جان در ماجراى حسين و چشم پوشى از حكومت و قدرت در داستان حسن ، آخرين نقطه ای است كه رهبران مسلكى در نقشها و رسالتهاى انسانى و مجاهد تبار خود بدان رسيده اند .

 

قدرت حاكم در دوره ى هر يك از اين دو برادر ، يگانه عاملى بود كه شرائط خاصى از لحاظ دوستان و ياوران و شرائط خاصى از لحاظ دشمنان و معارضان براى وى ايجاد كرده بود كه به شرائط آنديگرى شباهتى نميداشت و بديهى است كه دو گونگى شرائط ، لازمه ى طبيعى اش دو گونگى شكل جهاد و در نتيجه ، دو گونگى پايان و فرجام ماجرا بود .

وضع خاص هر يك از لحاظ دوستان و ياوران :

خيانت دوستان كوفى در ماجراى امام حسين ، براى وى گام موفقيت آميزى بود در راه رسيدن به آن شكوه و موفقيت درخشان تاريخى ولى خيانت همين جمع ، در ماجراى امام حسن - در مسكن و مدائن - ضربت مهلكى بود كه صفوف او را متلاشى ساخته و حالت آمادگى براى جهاد را از وى گرفت.

توضيح آنكه : حادثه ى بيعت شكنى كوفيان نسبت به حسين عليه السلام پيش از آن بود كه وى آماده ى جنگ شده باشد و به همين دليل بود كه سپاه كوچك ولى يكپارچه ى وى در آن هنگام كه براى نبرد آماده شد از شائبه ى هر گمانى كه موجب دغدغه باشد بر كنار و به سپاهيان فداكار امامى كه داراى هدف ها و ايده آل هاى بزرگ است كاملا شبيه بود .

در حاليكه در ماجراى امام حسن عامل اصلى نوميدى آنحضرت از پيروزى نظامى ، همان سپاهى بود كه دو سوم نفراتش از ميدان گريخته و بازيچه ى دسيسه هاى معاويه گشته و جبهه ى امام حسن را در دستخوش هرج و مرج و آشوب و عصيان ساخته بودند .

از اينجا ميتوان كاملا پذيرفت كه ياران و دوستانى كه با امام حسن بيعت كرده و همچون سپاهيانى مجاهد در اردوگاه وى حضور يافتند و سپس بيعت را شكسته و بسوى دشمن گريخته و يا بر امام خود شوريدند ، از آن كسانيكه بيعت برادرش امام حسين را پيش از روبرو شدن با آن حضرت شكستند ، بدتر و خطرناكتر بوده اند .

بنابرين ، حسين پس از آنكه حوادث كوفه ياران او را در بوته ى آزمايش افكنده و نيك و بد آنان را از يكديگر جدا و ممتاز ساخته بود ، سپاهى فراهم آورد كه - با همه كوچكى - از لحاظ اخلاص و فداكارى ممتازترين سپاهى بود كه تاريخ بياد دارد .

ولى حسن حتى در ميان شيعيان با اخلاص خود نيز نميتوانست ياورانى كه از هر جهت مورد اطمينان وى باشند فراهم آورد چه - همانطور كه در فصول قبل بيان شد - آشفتگى و هرج و مرج چندان در اردوگاه وى همه گير شده بود كه اساسا امكان ادامه ى كار وجود نداشت .

و چه تفاوتى از اين بالاتر ، ميان وضع دوستان و ياوران آن دو برادر ؟

وضع خاص هر يك از لحاظ دشمن :

دشمن امام حسن ، معاويه بود و دشمن امام حسين ، يزيد و براى روشن شدن تفاوت ميان اين پدر و پسر ، شهادت تاريخ كه پسر را ( كودنى احمق) و پدر را ( هشيارى تيزبين) - و بگمان بعضى : نابغه ای در تيز هوشى - معرفى كرده بسنده است .

 

خصومت اين دو دشمن با حسن و حسين ، مربوط به شرائط و اوضاع همزمان ، نبود اين دنباله ى خصومت فيما بين بنى هاشم و بنى اميه بود كه ساليان درازى از عمر آن ميگذشت .

 

در تمام اين مدت ، حتى يكروز هم نبود كه بنى اميه هموزن و همطر از بنى هاشم باشد ، وضع وى در برابر بنى هاشم ، وضع دشمن حقيرى بود كه از رقيبى نيرومند واهمه داشته و با وى خصومتى بى امان ميورزد و همين امر موجب شد كه نام امويان در برابر نام بنى هاشم ، ابتدا بر سر زبان مردم و سپس بر قلم مورخان و واقعه نگاران جارى گردد وگرنه چگونه ميتوان طغيان هوس را با فضيلت ايده آل و پليدترين نسب ها را با آنانكه گواه پاكدامنى شان قرآن است در يك رديف آورد و چگونه رواست كه آن مجسمه هاى شهوت و قدرت پرستى وانحصار طلبى و گناه را با مردمى كه مظهر ملكات عقلى و اخلاق برتر و عنصر پاك اند ، معلمانى كه فكر انسانى را در سطحهاى عالى فرهنگ و معرفت مستقر ساخته و بر ذخائر و فرآورده هاى استعداد انسانى ، ثروت هنگفت و پايان ناپذير افزودند ، يعنى با بنى هاشم آن پيام آوران نور و روشنگران جهان ، مقايسه كنيم ؟

آنها كجا و اينها كجا ؟

 

حدسى كه امام حسن در مورد فرجام كار خود با دشمن تاريخى اش معاوية بن ابى سفيان بن حرب ميزد و دور نمای كه از وضع آينده ى خود در صورت درگيرى با معاويه ، مشاهده ميكرد ، كاملا معقول و به واقع نزديك بود بگمان قوى دنباله ى اين جنگ به بزرگترين فاجعه و قاطعترين ضربت نسبت به اسلام كشيده مى شد و بالاخره عواقب آن با نابودى آخرين فردى كه دل در گرو طرز فكر اصيل اسلام و مكتب علوى داشت ، خاتمه مى يافت و ميدانيم كه معاويه - آن دشمن نمايان على و مكتب علوى - در اجراء اينگونه نقشه ها و در تصفيه ى حسابهاى قديمى و تاريخى داراى استعدادى عجيب بود .

 

 

ولى امام حسين براى نفى اين حدس در مورد خودش ، كافى بود بياد آورد كه دشمنش بچه ى ناز پرورده ای است كه به هيچ وجه از عهده ى حل مشكلات و مهار كردن امواج مخالف و بكار بستن نقشه هاى وسيع بر نمىآيد و آنچه در ماجراى خلافت و درگيرى با رقيبان از نظر او مهم است آنست كه سلطنتى با خزائن فراوان در اختيار او قرار گيرد ، گو آنكه از نظر آبرو و اعتبار چنان باشد كه ( اخطل) شاعر - بروايت بيهقى - روبروى او بدو بگويد :

( حقا كه دين تو همچون دين دراز گوش است بل ، كه تو از هرمز كافرترى) !

 

موضوع ديگرى كه در برابر آن حدس ، انگيزه ى امام حسين عليه السلام بر آن اقدام ميتوانست شد تازيانه ى فشار و ارعابى بود كه در تمام زواياى كوفه و توابع آن ، شيعيان را تهديد ميكرد و گروههاى بسيارى از رجال و بزرگان شيعه را كه حامل افكار و پيرو مكتب اهل بيت بودند و آن را چون گنجينه ای عزيز و گرانبها براى نسل هاى بعد حفظ ميكردند ، درنهانگاه سياه چال ها و تبعيدگاه ها و در دل غارها افكنده بود .

اين بود كه ميتوانست بى دغدغه و تشويق و با اطمينان از خط مشى و هدف و از آينده ى مكتب خود ، در راهى كه نظر او را تأمين ميكرد گام نهد .

 

در حاليكه امام حسن چيزى كه اطمينان و آسودگى خاطر او را از آينده ى مكتب او و از آنچه قرار است پس از شهادت خود باقى گذارد ، تأمين كند نداشت ، در صف دشمنان او معاويه قرار داشت و آن مثلث مخوف وهولناكى كه او را احاطه كرده و نقشه ها و طرحهاى بنهايت خصمانه و عدوات آميز .

و بالاخره ، امام حسين عليه السلام از اشتباهات معاويه مانند هجوم به سرزمين هاى امن و امان خدا ، روش وى در برابر مواد صلحنامه ، مسموم نمودن امام حسن ، بيعت گرفتن براى پسرش يزيد و اشتباهات بيشمار ديگر وى بهره بردارى كرد و بدانوسيله در برابر افكار عمومى ، بر قدرت واصالت و انطباق نهضت ضد اموى خود با موازين اسلام ، افزود .

بعلاوه از لغزش هاى ( جانشين معاويه) آن جوان مبتلا به شراب و بوزينه و انواع گناه و فجور ، بهره بردارى كرد و اينها همه عواملى بود كه او را در بثمر رسانيدن هدفش تأييد و كمك ميكرد .

 

وضع او از لحاظ دشمنانش و وضع او از لحاظ دوستان و يارانش در اين جهت همانند بودند كه او را در قيامش و بپايان رسانيدن رسالتش و پيروزى درخشانش و سربلنديش در پيشگاه خدا و در قضاوت تاريخ ، كمك مى كردند .

ليكن وضع امام حسن - همانطورى كه قبلا بيان كرديم - از لحاظ دوستان و يارانش آنچنان بود كه راه شهادت را بر او بست و از لحاظ دشمنانش آنچنان بود كه درگيرى و جنگ با ايشان را - كه بمعناى نابودى مكتب اسلام بود - ممتنع ساخت .

 

و بدين جهت احساس كرد كه لزوما ميبايد روش جهاد خود را دگرگونه سازد و صحنه ى جنگ را از راه صلح بيارايد .

مواد قابل انفجارى كه امام حسن در قرار داد صلح كار گذارد - يعنى تعهدات معاويه - همه وسائل و ابزار دقيقى بودند كه معاويه و اتباع و همفكران او را بوضع فجيعى محكوم و مفتضح مى ساختند .

پس از اين بيان براستى دشوار است كه تشخيص دهيم كداميك از اين دو برادر - درود و رحمت خدا بر آنان - مجاهدتش مؤثرتر و در راه هدف موفقتر و پيشروتر و ضربتش بر دشمن قاطع تر و كوبنده تر بوده است .

 

اين مطلب نيز پوشيده نمانده است كه تاريخ نكبت ها و بدبختى هاى بنى اميه پس از نقشى كه امام حسن بوسيله ى صلح ايفا كرد ، سراپا مرتبط به آنحضرت و مرهون نقشه ها و آفريده ى تدبيرهاى او بود و اگر اين نقشه موفق - كه لازمه ى شكل و وضع طبيعى آن ، نيل به موفقيت بود و لازمه ى وضع دشمنانش آن بود كه دانسته يا ندانسته بدست خود به موفقيت آن كمك كند - بدانصورت ايفا نمى گشت ، بيگمان هيچيك از اين حوادث نكبتزا ، بدانگونه كه واقع شد ، بوقوع نمى پيوست .


 

صلح امام حسن پرشكوه ‌ترين‌ نرمش‌ قهرمانانه ‌ي‌ تاريخ‌

 آل ياسين، راضي

مترجم : حضرت أيه الله سيد على خامنه اى

دل نوشته

امام خمینی رحمه الله علیه

جستجو درسایت

احادیث در رابطه با رابطه با خدا
سه شنبه, 07 آبان 1392
 حدیث (1) امام على عليه السلام : إنَّ العَبدَ إذا اَرادَ... ادامه مطلب...
IMAGE
مودّت امام حسین علیه السّلام
شنبه, 02 آبان 1394
حجت الاسلام والمسلمین استادسائلی حفظه الله تعالی:... ادامه مطلب...
وقت و زمان (2)
یکشنبه, 30 مهر 1396
بارها و بارها از امام سؤال می­کردند که چه دعاهایی را... ادامه مطلب...
IMAGE
دیده شدن خدا درقران
دوشنبه, 23 شهریور 1394
دیده شدن خدا درقران ما معتقديم كه خداوند از ديده شدن... ادامه مطلب...
IMAGE
حکم جویدن و کندن پوست لب
سه شنبه, 05 بهمن 1395
حکم کندن پوست لب و گوشه انگشتان چیست؟ آیا باید جای آن... ادامه مطلب...