استکبار، برجسته‌ترین ویژگی شیطان

رای دهی:  / 7
ضعیفعالی 
  • استکبار و کفر، علت و معلول یکدیگرند
  • «انحراف سیاسی»، سریع‌ترین عامل تبدیل‌شدن به دشمن خدا است
  • خروج از برجام، خروج از عامل کشنده استقلال کشور است
  • جمعه ۳۰ تیر ۱۳۹۶
  • خطبه اول ـ کفر و استکبار در یک خط قرار گرفته است، انسان مستکبر، انسان کافر است، جامعه مستکبر، جامعه کافر است، سیاست استکباری، سیاست کفر است، تبعیت از مستکبر و سیاست مستکبرین درواقع اجرای کفر و از مرحله ایمان خارج است.

 

آیت‌الله علم‌الهدی ظهر امروز در خطبه اول نماز جمعه این هفته، 30 تیرماه در حرم امام رضا (علیه‌السلام)، در ادامه تبیین شیطان شناسی از آیات قرآن، با بیان این‌که کلام ما در خطبه اول در موضوع شیطان شناسی از قرآن کریم بود، در سوره مبارکه صاد آیه 71 تا 76، ذات مقدس پروردگار می‌فرماید « إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ طینٍ؛ فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی‏ فَقَعُوا لَهُ ساجِدینَ؛ فَسَجَدَ الْمَلائِکَةُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ؛ إِلاَّ إِبْلیسَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرینَ؛ قالَ یا إِبْلیسُ ما مَنَعَکَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِیَدَیَّ أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْعالینَ؛ قالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنی‏ مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طینٍ»؛ بحث ما در ویژگی‌ها و خصوصیات شیطان است، از دیدگاه آیات شریفه قرآن.

 

استکبار، برجسته‌ترین ویژگی شیطان

ایشان ادامه داد: اولین و برجسته‌ترین خصوصیت و ویژگی شیطان، استکبار شیطان است و با شناخت این خصوصیت در شیطان، اگر بتوانیم جریان استکبار را به‌عنوان یک خاصیت شیطانی که مبدأ آن ابلیس است، شناسایی کنیم، نه‌تنها خودمان نسبت به استکبار مصونیت پیدا می‌کنیم، بلکه موضع ما هم در یک راهبرد قرآنی در برابر استکبار و مستکبرین روشن می‌شود؛ ذات مقدس پروردگار، نقطه مقابل استکبار را تواضع، خضوع و اجرای بی‌چون‌وچرا در برابر امر و فرمان الهی قرار داده است.

آیت‌الله علم‌الهدی تصریح کرد: گاهی انسان امر خدا را امتثال می‌کند اما با اندکی تأمل، اجرای فرمان الهی را با مصالح زندگانی مادی و منافع خود ارزیابی می‌کند، گاهی در اجرای فرمان الهی دچار تردید می‌شود که آیا فرمان خدا را اجرا کند، این واجب الهی را به جا آورد و این حرام خدا را ترک کند یا نه؛ این حالت‌ها، حالت‌هایی است که با نقطه تقابل با استکبار نمی‌سازد، نقطه مقابل استکبار این است که وقتی فرمان خدا به انسان ابلاغ می‌شود و انسان علم پیدا می‌کند بر اینکه عملی محبوب پروردگار است، مطلوب خدا است و مأمور به در شریعت مقدس اسلامی است، بدون چون‌وچرا و تردید به‌عنوان یک مسئله حتمی آن را انجام دهد.

 

بهترین راه فهم خواسته خدا، توجه به امر خدا است

ایشان با بیان این‌که بهترین راه برای فهم خواسته خدا، توجه به امر خدا است، گفت: در این آیه شریفه می‌فرماید وقتی خدا به ملائکه گفت من این آدم ر آفریدم و هنگامی‌که ساختار او را تنظیم کردم و در روح خودم در آن دمیدم، در مقابل او به سجده بیفتید، خدا نمی‌گوید «فسجدو له»، او را سجده کنید، به این صورت امر نمی‌کند بلکه می‌گوید « فَقَعُوا لَهُ ساجِدینَ»، در مقابل استکبار آنی که شما باید انجام بدهید، تحقق مأمور به و مطلوب پروردگار است که با امر خدا به او علم پیدا کردید، من بنده در مقام عبودیت پروردگار آنچه خدا می‌خواهد باید انجام دهم، از کجا بفهمم خواسته خدا چیست، بهترین راه علم به خواسته پروردگار، امر خدا است، وقتی خدا به چیزی امر می‌کند، به‌عنوان یک تکلیف و امر واجب، انجام دادن من خیلی مهم نیست، آنی که مهم است این است که به‌عنوان یک عبد و بنده خداوند درصدد اجرا و تحقق چیزی هستم که خدا خوشش می‌آید، از هرچه خدا خوشش می‌آید، باید آن را محقق کنم.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی به تبیین معنایی «فسجدو له» و « فَقَعُوا لَهُ ساجِدینَ» پرداخت و افزود: به‌مجرداینکه من این وجود را آفریدم، ساختار جسمانی او را تنظیم کردم و در روح خودم در او دمیدم،شما به سجده بیفتید، نمی‌گوید سجده کنید؛ اگر می‌گفت «فسجدو له»، معنایش این بود که ملائک باید درنگ و تحلیل کنند و در مقام تکلیف به انسان سجده کنند اما می‌گوید « فَقَعُوا لَهُ ساجِدینَ»، همین‌که در آدم صبغه الهی دیدید، در این موجود ساخته‌شده پرورش‌یافته رنگ خدایی احساس کردید، همین‌که مشاهده کردید «نفختو فیه من روحی»، به خاک بیفتید، به سجده بیفتید، رنگ خدا در او تجلی پیدا کرده است، صبغه الهی در او متجلی شده است، این بالاتر از امر است.

ایشان عنوان کرد: یک وقت امر می‌کند به‌عنوان تکلیف که واجب الهی را انجام دهم، شما که می‌بینید این موجود رنگ خدایی دارد و روح خدا در او دمیده شده است، به سجده بیفتید، این معنای بندگی است؛ زمانی احساس می‌کنم یک جریان، جریان خدایی است، یک عرصه، عرصه رضای الهی است، حتی امر و فرمان هم به من نرسد، به‌عنوان دلدادگی به ذات مقدس پروردگار، عبودیت و بندگی در مقابل خدا، به‌مجرد این احساس، آن را محقق می‌کنم، «ف» در «فَقَعُوا»، فای تفریع است، اینکه این‌ها به سجده بیفتند، متفرع است بر اینکه نفخت فیه من روحی؛ وقتی من از روح خودم در او دمیدم که رنگ خدایی و خاصیت خدایی پیدا کرده است، به سجده بیفتید.

 

سجده نکردن بر آدم، استکبار نسبت به خدا بود

آیت‌الله علم‌الهدی، سجده نکردن شیطان در برابر انسان را استکبار نسبت به خدا عنوان کرد و گفت: مشکل استکبار شیطان از اینجا شروع شد، نه اینکه آدم مخلوقی بود و بر شیطان سجده نکرد، به خاطر اینکه شیطان صبغه الهی را در آدم دید، رنگ خدایی را در او مشاهده کرد، به مسئله مبدأ ساختار مادی آدم که از خاک است و ساختار مادی او که از آتش است، به این توسل جست و امتناع کرد از سجده کردن؛ وقتی تو شیطان رضای خدا را در این موجود می‌بینی، صبغه و رنگ الهی را در او مشاهده می‌کنی و از سجده کردن امتناع می‌کنی، این استکبار در برابر خدا است؛ این استکبار شیطانی است.

 

عبادت جمعی و فردی خداوند

ایشان اضافه کرد: اطاعت خدا باید به این صورت انجام بگیرد، هم به‌صورت فردی و هم به‌صورت جمعی، عبودیت فردی در جامعه‌ای که عبودیت جمعی ندارد، بندگی کامل برای خدا نیست، ذات مقدس از اطاعت ملائکه تعبیر می‌کند « فَسَجَدَ الْمَلائِکَةُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ»، ملائکه به‌صورت دسته‌جمعی سجده کردند، یکی‌یکی سجده نکردند؛ یعنی در درگاه خدا عبودیت جمعی جامعه مؤمنین ارزش دارد، اینکه در یک نماز جمعه در ظهر جمعه 40 هزار مرد و زن باهم به خاک می‌افتند و می‌گویند «سُبْحَانَ رَبِّیَ الْأَعْلَى وَ بِحَمْدِهِ»، یعنی عبادت جمعی، به‌مجرداینکه گفته شد « فَقَعُوا لَهُ ساجِدینَ»، همه فرشتگان به خاک افتادند و همه باهم سجده کردند.

امام‌جمعه مشهد مقدس تصریح کرد: اگر در جامعه‌ای زندگی کنیم که عبودیت و بندگی جمعی برای خدا نیست، بنده با حال‌ترین نمازها را می‌خوانم، بافضیلت‌ترین روزه‌ها را می‌گیرم، مهم‌ترین دعا و عبودیت فردی خودم را در درگاه خدا انجام می‌دهم اما من یک نفر هستم در کار فردی اما در عبودیت جمع نقش و دخالت ندارم، جمع باید بنده خدا باشد، جامعه باید در زندگانی جمعی و سیاسی‌اش راهبرد حیات سیاسی و اجتماعی‌اش را از خدا بگیرد و جمعاً عمل کند، این انسانی که عابد در عبادت فردی است اما در یک جامعه‌ای که به‌عنوان جامعه دینی و ایمانی در خط انجام وظایف و تکالیف اجتماعی و سیاسی‌اش راهبرد را از خدا گرفته و مقام تأمین رضای حق در زندگانی جمعی خود هست و در جمع در این عبادت داخل نمی‌شود، عبادتش ناقص است ولو نمازش بهترین نمازها باشد ولو با بالاترین قرائت‌ها نمازش را قرائت کند ولو با خضوع و خشوع در برابر خدا نماز بخواند اما در وظایف اجتماعی جامعه دینی دل داده به حق، نقش و دخالتی نداشته باشد، این بندگی‌اش تناقض است.

 

کفر و استکبار در یک خط قرار دارند

ایشان با بیان این‌که خداوند در قرآن کریم، کفر و استکبار را در یک خط قرار داده است، خاطرنشان کرد: در مورد شیطان هم می‌گوید «الا ابلیس، استکبر و کان من الکافرین»، در این آیه شریفه، کفر و استکبار در یک خط قرار گرفته است، انسان مستکبر، انسان کافر است، جامعه مستکبر، جامعه کافر است، سیاست استکباری، سیاست کفر است، تبعیت مستکبر و تبعیت از سیاست مستکبرین و استکبار درواقع اجرای کفر است و از مرحله ایمان خارج است.

آیت‌الله علم‌الهدی گفت: در این «کان من الکافرین» مفسرین نظر داده‌اند که این‌که خداوند این عبارت را می‌گوید، یعنی شیطان از قبل کافر بود و بر اثر کفر قبلی استکبار ورزید یا بر اثر استکباری که ورزید کافر شد، یک عده می‌گویند شیطان از قبل کافر بود، به خدا ایمان و عقیده نداشت و دلیل دارند، دلیل آن این است که شیطان معتقد بود امر خدا را به خاطر خود خدا نباید اطاعت کرد، امر خدا را بر اساس مصلحت و منافع زندگانی خود باید اطاعت کرد.

ایشان ادامه داد: لذا وقتی خدا امری می‌کند، آیا به مصلحت و منفعت ما است، آیا اگر به مصلحت و منفعت ما هست، آنجا اطاعت کنیم اما اگر در ارتباط مصالح زندگی ما نیست، امر خدا به‌عنوان اطلاق ملک پروردگار و حکمت الهی نباید اجرا شود، این عقیده شیطان بود به همین دلیل وقتی خدا گفت سجده کن، گفت چرا سجده کنم؟ این چرا گفتن در مقابل خدا به دنبال فلسفه امر پروردگار رفتن و از خدا فلسفه خواستن، لازمه این چون‌وچرا کفر است؛ ملک و حکمت مطلق را برای خدا قائل نیست لذا در مقابل امر خدا چون‌وچرا می‌کند.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی افزود: این نظریه با استثناء این آیه درست درنمی‌آید، در این آیه خدا شیطان را از فرشتگان استثناء می‌کند، «همه ملائکه سجده کردند الا ابلیس»، پس ابلیس عنصری بوده که ولو از جنس فرشتگان نبوده و می‌گویند این استثناء، استثناء منقطع است ولی درعین‌حال در سطح ملائکه بوده و در ردیف ملائکه بوده که مأمور به امری قرار گرفت که ملائکه مأمور به آن امر شده‌اند، چطور ممکن است چنین فردی کافر باشد؟

ایشان افزود: کفر ابلیس در نتیجه استکبار او است، استکبار ابلیس مولد کفر او شد و حرفی که زده « خَلَقْتَنی‏ مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طینٍ» که از حرفش بودی این می‌آید که به حکمت و ملک مطلق خدا قائل نیست، در مقام توجیه استکبار او است، از این توجیهی ک نسبت به این استکبار داشت، ابلیس کافر شد و این «کانَ» که فعل ماضی آورده شده، دال بر ثبات است.

آیت‌الله علم‌الهدی به بیان مثالی در تبیین به کار بردن فعل ماضی برای اعمال حال، گفت: شما در مقام عقد ازدواج، آقای عاقد می‌گوید «انکحتُ»، با فعل ماضی می‌گوید درحالی‌که الآن دارد انشاء ازدواج می‌کند اما با لفظ ماضی می‌گوید اما از گذشته خبر نمی‌دهد چون لفظ ماضی دال بر ثبات است، در اینجا هم «و کان من الکافرین» که خدا می‌فرماید، یعنی کفر ابلیس با استکبار ابلیس به‌عنوان یک مسئله ثابت غیرقابل زوال در زندگی ابلیس ادامه دارد و استکبار مولد کفر است.

 

جمعه ۳۰ تیر ۱۳۹۶

خطبه دوم ـ اگر می‌خواهد خدا داشته باشید، تحت ولایت و تحت نصرت خدا باشید، باید با استکبار بجنگید، جز با جنگ استکبار و استکبارستیزی چاره دیگری ندارید.

آیت‌الله علم‌الهدی ظهر امروز در خطبه دوم نماز جمعه این هفته، 30 تیرماه در حرم امام رضا (علیه‌السلام)، با اشاره به قرار گرفتن در ایام شهادت رئیس مکتب جعفری، اظهار کرد: ابتداً از همه برادران و خواهران که شعائر با عظمت جان‌سوز سوگ امام صادق (علیه‌السلام) را دیروز در این شهر به پا داشتند و برای عرض تسلیت به ساحت امام هشتم (علیه‌السلام) راهپیمایی کردند، متشکرم؛ از این‌که دعوت ما را پذیرفتند و در این شعائر ارزشمند سوگ امام صادق (علیه‌السلام) مشارکت کردند.

 

امام صادق (علیه‌السلام)، عنصر خط ساز و راهبرد آفرین برای امت اسلامی است

ایشان با اشاره به جایگاه فکری و علمی امام ششم شیعیان، عنوان کرد: وجود امام صادق صرف‌نظر از این‌که پهنه عظیم فکری و  علمی در تاریخ اسلام و امت اسلام است، وجود مقدس امام صادق (علیه‌السلام)، یک عنصر نیرومند خط ساز و راهبرد آفرین در عرصه زندگانی اجتماعی امت اسلام قرار دارد؛ برادران و خواهران، توجه کنید مسئله مظلومیت اهل‌بیت (علیه‌السلام) و ائمه معصومین، یک تصادف و حادثه زد و خورد شخصی یا یک پیش آمد سوء در زندگی آنان که جنایت و مظلمه ایجاد کند، نبوده است، مظلومیت اهل‌بیت و معصومیت یک نمایش از راهبرد حرکت اجتماعی و سیره سیاسی مقام عصمت و ولایت است

آیت‌الله علم‌الهدی، منحصر کردن شخصیت امام صادق (علیه‌السلام) در ابعاد علمی و فکری را امری غلط توصیف و بیان کرد: این‌که عده‌ای فکر کنند در ائمه ما عالم ائمه و منتشر ساز اندیشه و علم دین، امام صادق (علیه‌السلام) بودند و دیگران این‌چنین نبودند، فکر درستی نیست، این‌که برداشت از امام صادق (علیه‌السلام) به‌عنوان یک شخصیت نخبه علمی و فکری که فقط در مقام تعلیم  و آموزش اندیشه‌های مختلف بوده است و دیگر به هیچ‌کاری کار نداشته، فکر غلطی است که معرفت‌شناسی کامل امام این فکر و عقیده را رد می‌کند.

 

امام صادق (علیه‌السلام) عنصری عملیاتی در هدایت امت اسلام است

ایشان افزود: امام صادق (علیه‌السلام) بیش از این‌که شخصیت علمی باشد، یک عنصر عملیاتی در عرصه هدایت امت اسلام بوده و امام صادق (علیه‌السلام) یک راهبرد آفرین در زندگانی اجتماعی اسلامی بوده است؛ این مظلومیت‌ها و این پریشانی‌ها برای مردم و این نقطه جان‌سوزی که در زندگانی امام صادق (علیه‌السلام) ایجادشده، لازمه برخورد سیاسی امام صادق(علیه‌السلام) با جریان‌های فاسد آن روز عباسی بوده است

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی تصریح کرد: یعنی امام در مقابل یک قتل، تجاوز و حاکمیت نامشروع ساکت نبوده، آرام نگرفته، همراهی با ظلم و حاکمیت نامشروع نداشته، برخورد داشته، نمی‌تواند برخورد نداشته باشد، آن‌وقتی که برخورد داشت، تسلیم جریان حاکم نشد، با جریان حاکم نساخت، نسبت به سیره سیاسی خود یک عنصر چالش آفرین برای جریان حاکمی بود که ناهمواری و سنگلاخ در حکومت جریان فاسد به وجود بیاورد، نتیجه این برخورد درگیری است.

ایشان با بیان این‌که شهادت امام صادق (علیه‌السلام)، نتیجه ناسازگاری ایشان با جریان حاکمیت نامشروع بود، خاطرنشان کرد: نصف شب به خانه امام ریختن، از خانه بیرون کشیدن، پشت اسب با پای پیاده روانه کردن، توهین کردن، خانه آتش زدن و درنهایت و درنهایت با زهر بدن حضرت را آب‌کردن، نتیجه ناسازگاری امام با جریان حاکم بود.

 

با جریان استکبار، ظلم و نامشروع نباید سازش کرد و دست‌به‌دست داد

آیت‌الله علم‌الهدی با تأکید بر این‌که نباید با جریان ظلم و استکبار سازش کرد، گفت: آنی که در قاموس سیره سیسی امام صادق هست، این است که با جریان استکبار و جریان حاکمیت غصب و ظلم و نامشروع نباید سازش کرد، نباید دست‌به‌دست داد، نباید تعامل کرد و حتی نباید ساکت نشست، این ماحصل سیره سیاسی امام صادق (علیه‌السلام) بوده که تن نمی‌داده، برادران و خواهران، این‌طور نیست آدمی نماز بخواند، روزه بگیرد و واجباتش را انجام بدهد اما در عرصه‌های سیاسی هر اندیشه، نظریه و سلیقه‌ای که داشت و طبق نظریه‌اش دست به هر کاری که زد، به خاطر دو رکعت نماز بگوییم مسلمان است و اسلامش برقرار است، این‌طور نیست.

 

انحراف سیاسی، سریع‌ترین عامل تبدیل‌شدن به دشمن خدا است

ایشان ادامه داد: در بین همه جریان‌ها آنچه شاید از همه زودتر ایمان را از انسان می‌گیرد و انسان را در ردیف کفار و عناصر دشمن خدا قرار می‌دهد، انحراف‌های سیاسی است، انحراف‌های سیاسی در حوزه جریانی، فکری، عملیاتی، برنامه و برخوردهای سیاسی است ولو نمازش هم ترک نشود و روزه ماه رمضانش را هم بگیرد، این از حیطه اسلام خارج است با یک فکر و جریان سیاسی باطل چون در قرآن و معارف دین برای جریان، حرکت و اندیشه معارف داریم، هم در اندیشه سیاسی راهبرد دینی داریم و هم در عملیات سیاسی راهبرد قرآنی و عملیاتی داریم لذا در جریان سیاست، فکر، مغز و عملمان دنبال کننده یک جریان خاص منصوب از طرف خدا است و آن جریان ولایت و عصمت است و وقتی جریان ولایت و عصمت در دسترس مردم نیست، برای همه این موارد حجت نصب‌شده و ما سپرده حجت امام زمان از طرف ایشان هستیم، این‌طور نیست که بگوییم فقط نماز بخوانیم، روزه بگیریم اما در اندیشه، فکر و عملیات سیاسی هرچه خواستیم انجام دهیم.

 

هر عمل سیاسی منفصل از ولایت، کفر است

آیت‌الله علم‌الهدی با بیان این‌که هر عمل منفصل با حاکمیت الله، کفر و حرکتی حرام است، عنوان کرد: همان‌طور که در نگاه کردنمان حلال و حرام داریم، در معامله کردن و قدم برداشتن حلال و حرام داریم، در عرصه سیاسی نیز حلال و حرام داریم، حلال آن آنی است که وابسته به جریان متصل حاکمیت الله، جریان ولایت است و حرامش آنی است که منفصل از جریان حاکمیت الله است، به همین سادگی آدم با یک فکر و عملیات سیاسی کافر و از حوزه دین خارج می‌شود، خیلی ساده همان آدمی که قبلاً متدین بوده و به‌عنوان یک الگوی دین‌مدار از نظر مردم شناخته‌شده، با یک انحراف کوچک در یک عملیات سیاسی از حوزه دین خارج می‌شود.

 

پیروی از منافع استکبار و سازش با او، خروج از ولایت خداوند است

ایشان با بیان این‌که دست دادن با استکبار و دنباله‌روی از منافع او، خروج از ولایت خداوند است، افزود: ذات مقدس پروردگار در مسئله تعامل با کفر و استکبار دو آیه در قرآن دارد، یک آیه این آیه 120 سوره بقره می‌فرماید «إِنَّ هُدَی اللَّهِ هُوَ الْهُدی»، می‌گوید هدایت راستین و صادق هدایت خدا است، «بَعْدَ الَّذی جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصیرٍ»، اگر شما بخواهید با جریان‌های کفر دست‌به‌دست هم دهید، دنباله‌رو عوامل استکبار شوید و خواسته‌ها و منافع آنان را پیروی کنید، در این صورت شما از خدا بریدید و دیگر خدا ندارید، نه تحت ولایت خدا هستید و نه مشمول نصرت خدا، دیگر خدا ندارید.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی تصریح کرد: اگر بنا شد یک جریان استکباری جهان خوار دست دراز کند، ما هم به‌طرف او دست دراز کنیم و بخواهیم با او بسازیم و تعامل داشته باشیم، مگر می‌شود این تعامل و سازش را بر خلاف منافع خود از ما بپذیرد؟ قرآن هم می‌گوید اگر دنبال منافع این‌ها رفتید، دیگر خدا ندارید، دیگر با خدا مرتبط نیستید، می‌خواهید دنبال افواه آنان نروید، خدا داشته باشید و بنده خدا باشید، این هزینه دارد، می‌زنند، می‌کشند، تحریم می‌کنند، سفره‌تان را هدف قرار می‌دهند و صدها فشار و تنگنا ممکن است در زندگی شما به وجود بیاورند.

 

راه حفظ ولایت خدا، استکبارستیزی است

ایشان افزود: با امام صادق (علیه‌السلام) هم این کار را کردند، خانه‌اش را آتش می‌زدند، به خانه‌اش می‌ریختند، پیاده راه می‌بردند و بعد هم جگر نازنینش را پاره‌پاره کردند، می‌خواهد خدا داشته باشید، می‌خواهید تحت ولایت خدا باشید، می‌خواهید تحت نصرت خدا باشید، باید با استکبار بجنگید، جز با جنگ استکبار و استکبارستیزی چاره دیگری ندارید. «تکبیر»

آیت‌الله علم‌الهدی، مقاومت مردم در برابر مشکلات را ثابت‌کننده ایستادگی مردم پای انقلاب دانست و گفت: شما مرد و زن مسلمان در طول نزدیک به 40 سال عمر انقلاب پیروزمند، این واقعیت را ثابت کردید، پای این قضیه ایستادید، با همه‌چیز صبر کردید، در برابر همه‌چیز مقاومت کردید، در برابر حصر اقتصادی، جنگ 8 ساله مقاومت کردید، مقاومت شما به نقطه‌ای رسید که دشمن شما در دنیا ذلیل‌ترین است و قدرت شما به‌اندازه‌ای است که دشمن می‌ترسد به شما نزدیک شود. «تکبیر»

ایشان یادآور شد: آن جریان‌های سیاسی که در این مملکت زمزمه برقراری رابطه با آمریکا می‌کنند و زمزمه تعامل با غرب و استکبار دارند، این‌ها بدانند اگر به این مسئله معتقدند و برحسب عقیده خودشان می‌خواهند هر نوع حرکت سیاسی به‌عنوان یک جریان در این مملکت انجام بدهند، این‌ها از حیطه اسلام خارج‌اند و به فرموده خدا در این آیه قران، این‌ها دیگر خدا ندارند و بی‌خدا هستند؛ این‌طور نیست که بیایید دم از مسلمانی بزنید، چشمتان هم به دروازه غرب باشد و دلتان وابسته به آمریکا، این با مسلمانی درست درنمی‌آید و با اسلام و ایمان سازگار نیست؛ دشمنی که این‌طور نشان داده که بر سر هیچ پیمانی نمی‌ماند مگر شما از خدا دست‌بردارید، مگر این‌که از اسلام دست‌بردارید، این را دشمن نشان داده؛ در مقابل قضیه برجام بدعهدی دشمن را دیدید، بنده هم متشکرم و هم متعجبم.

 

خروج از برجام، خروج از عامل کشنده استقلال کشور است

آیت‌الله علم‌الهدی به موضع اخیر دستگاه سیاست خارجی کشور در مقابل بدعهدی‌های آمریکا در برجام، خاطرنشان کرد: تعجب می‌کنم که متولیان سیاست خارجی کشور بعد از دو سال که بدعهدی‌های آمریکا این‌طور به افتضاح کشیده شد و هر روز بر خلاف تعهدشان در برجام یک تحریم و بدمستی انجام دادند، سکوت کردند اما متشکرم که اخیراً زبان جریان سیاست خارجی و متولیان سیاست خارجی ما باز شده که اگر بخواهد آمریکا برجام شکنی داشته باشد، ما از برجام خارج می‌شویم، خروج از برجام یعنی خروج از یک ضرر و زیان مهلک و کشنده استقلال این مملکت و تأمین منافع این ملت.

 

ایشان افزود: صدای این را بلند کردید اما چرا بعد از دو سال؟ همان روز اول؛ امام صادق به ما خط و راهبرد می‌دهد که باید در مقابل دشمن مقاومانه ایستاد تا به امروز در این دوران عمر انقلاب پیروزمندمان، هرکجا مشت به‌صورت آمریکا زدیم و در برابر استکبار مقاومانه ایستادیم، دشمن هم عقب‌نشینی کرد و هم ذلیل شد. «تکبیر»

عضو مجلس خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: این‌که نصف شب در خانه امام صادق را آتش می‌زنند برای این است که امام صادق را به سازش وادار کند، دست تعامل بدهد اما وجود اقدس امام صادق وسط آتش می‌ایستد و می‌گوید «أَنَا ابْنُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ»، من پسر ابراهیم خلیل هستم، یعنی من پسر همان قهرمانی توحیدم، من پسر همان مقاومت هستم، پسر همان نمرود کشی و توحید هستم، آتش مرا به ساز وانمی‌دارد، ما شیعه امام و دنباله‌رو امام صادق هستیم، دو روز شکم ما عقب بیفتد به خاطر بدعهدی آمریکا و نشان گرفتن سفره ما در تحریم اقتصادی، باید دستانمان را بالا بگیریم که مذاکره می‌کنیم و حرف می‌زنیم؟ باکی؟ با دشمنی که جز خون، مرگ و جان تو هیچ ایده‌ای در قاموسش نیست، با این می‌خواهی مذاکره کنی؟

امیدواریم عزیزان مسؤول دستگاه اجرایی و مجلس ما هم با همین فرمان جلو بروند و به‌هیچ‌وجه تن به سازش، تعامل و حتی لبخند به این دشمن خون‌ریز آدم کش و دشمن اسلام ندهند. «هیهات منالذله»