فاطمه سلام الله علیهابزرگ حامی ولایت

رای دهی:  / 7
ضعیفعالی 

موقعيت ممتاز حضرت فاطمه سلام الله علیها در خانه ي وحي و عنايت الهي در وصول او به مقام عصمت و دفاع او از حريم ولايت و امامت، او را سرآمد همه ي زنان عالم قرارداد. حضرت زهرا سلام الله علیهاكسي است كه در مقابل تمام جريان هايي كه در جهت براندازي اصل اسلام كه همانا پذيرش ولايت و تسليم بودن در برابر خداوند است، ايستاد و خار چشم عوامل ولايت ستيز شد.بعد از واقعه ي غدير خم و معرفي علي عليه السلام به عنوان اميرالمومنين و جانشين پيامبر، جرياني در جهت كنار زدن و حذف امر پيامبر در مورد سرپرستي امت بعد از خود، در سقيفه نمود پيدا كرد و شكل گرفت؛

هنگامی که حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها تعدّی غاصبان خلافت را به حریم ولایت و امامت دید، با تمام قوا و با روش های خود، برای دفاع از این حریم وارد عرصه فعالیت های سیاسی شد و در طول 75 روز (و به قولی 95 روز) همچون پروانه وجود خویش را برای تثبیت امامت، فدای ولایت کرد.

یکی ازدرخشانترین افتخارات بانوان پیرو مکتب تشیع آنست که درمساله دفاع ازحریم رهبری وولایت،راهبرواسوه حسنه ای چون فاطمه دارند.بانوان متعهدوآگاه شیعه باتیزهوشی ودرک عمیق خود ازآن حضرت درس ولایتمداری گرفتند. ومی دانندولايت‌مداري تنها با تمجيد و حرف  نيست و اگر در عمل و خط و مشي ولایی عمل نکنیم، ولايتمان‌ شعاري بیش نیست .

دراین مقال ابتدانگاهی گذرابه مقاطع زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها داریم وسپس به جریان سقیفه وآغازانحراف ازخط ولایت می پردازیم.نقش فاطمه زهرا(س)دربرابراین انحرافات بابصیرت بخشی به مسلمانان،خطبه حضرت فاطمه سلام الله علیها ،گریه های بیت الاحزان ودرپایان باوصیت خودبررسی شده است.ودرآخررازقیام فاطمه درغصب فدک که همان ولایت خواهی است بازگومی شود.

مقدمه

ولایت درمقایسه بادیگرارزشهای اسلام مانندکلیدی است که باآن درب سایرارزشهابه روی جامعه گشوده می شودوارج وارزش پیدامی کند. [1]

ولایت ازمهم ترین اصول اسلام به معنای پذیرفتن رهبری پیشوای الهی ونیزاعتقادبه سرپرستی امامان معصوم برمردم ونوعی رابطه عاطفی ودرونی بااهل بیت(ع)است.عقیده به ولایت انسان موالی رادرخط رهبری ولی خداقرارمی دهد.به ولی صالح عشق می ورزدوازاواطاعت می کندوتسلیم اواست.اگرنصرت ویاری هم دارد،هدیه به پیشوای الهی است واگرمی جنگدبه فرمان حجت خدااست.[2]

در روایتی امام باقر علیه السلام می فرمایند: اسلام روى پنج پايه نهاده شده: نماز و زكات و روزه و حج و ولايت. و به چيزى مانند ولايت فرياد زده نشده مردم آن چهار را گرفتند و اين- يعنى ولايت- را رها كردند.[3] امام در این روایت به پیکره اسلام اشاره می کند که در راس آن ولایت قرار دارد و اهرم ولایت است که دیگر اهرم ها را برپا می کند. هر کس ولایت را قبول کرد اسلام را بطور کامل پذیرفته و با امرولایت پیش می آید و طبق این روایت هر کس ولایت را نپذیرفته باشد ارکان دیگر اسلام هم از او قبول نمی شود.

بايد دانست ولايت عشق و محبت نيست بلكه لازمه ي ولايت عشق و محبت است. ولايت يك چينش اجتماعي است و چينش يك نظم همراه با جلو رفتن به سوي كمال انساني. اگر در جامعه مظهر خدا كه امام معصوم است، در راس مخروط جامعه قرار گيرد جامعه اي ولائي تشكيل مي شود كه به رفع تمام نيازهاي مردم مي پردازد. پس جريان سقيفه به ما مربوط مي شود زيرا اگر در آن زمان حاكميت در مسير امامت قرار مي گرفت. ديگر وضعيت بشر به اين شكل نبود. حضرت فاطمه زهرا سلام ا... عليها به خوبي از آينده ي بشر آگاه بود. فلذا به ايستادگي در مقابل جريان ولايت ستيز پرداخت و با آنان مبارزه نمود  و در اين راه از روش هاي مختلف استفاده كرد تا بتواند صداي حقانيت اسلام را به گوش همه ي مسلمانان برساند و آنان را از خواب غفلت بيدار نمايد.

بعدازرحلت پیامبراکرم تاریخ شاهدوقایعی بودکه منجربه سکوت چندین ساله امیرالمومنین(ع)شدوحضرت فاطمه سلام الله علیها احیاگراسلام ومدافع مقام ولایت می گردد

نگاهی گذرابه زندگی حضرت زهراسلام الله علیها

1-ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها

بنا به نقل روایات صحیح ونظراکثرمورخین ومحدثین شیعه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها فرزند گرامی پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وحضرت خدیجه سلام الله علیها درروزجمعه بیستم جمادی الثانی سال دوم یاپنجم بعثت درمکه معظمه متولدشد.وقتی رسول الله رامژده دادندکه خداوندبه شمادخترعطاکرده غرق شادی شدوخدارابه شکرانه این نعمت الهی سپاس گفت.

روزولادت حضرت زهرا سلام الله علیها روزدرخشش الگوواسوه وآیینه تمام نمای سیمای انسان کامل،روزتولدبانوی نمونه اسلام،مادریازده ستاره درخشان امامت است کسی که به تعبیرروایات لیله القدراست.اناانزلناه فی لیله القدر،اللیله فاطمه ... [4]

 

2-کودکی حضرت زهرا سلام الله علیها درکنارپدر

کودکی حضرت فاطمه  سلام الله علیها حاصل رنج هاوسختی هاومشکلات ایام بعثت بااعلان علنی رسالت پیامبربود.نشوونمای اودرتنگنای شکنجه های طاقت فرسای پیامبر(ص)واصحاب توسط مشرکین بود.

مدت سه سال ازکودکی خودراهمراه پدردرشعب ابی طالب گذراندکه هرچه دراطراف خودوپدرمی دیدشمشیرواضطراب وناامنی بود.پس ازرهایی ازحصروحبس شعب هنوزغمهافراموش نگشته بودکه پیامبردوحامی باوفای خودهمسرش حضرت خدیجه وعمویش ابوطالب راازدست دادوتنهاماند.

دخترش فاطمه سلام الله علیها تنهاکسی بودکه می توانست جای آن دوپشتوانه راپرکندوهمین جاست که فاطمه  سلام الله علیها لقب ام ابیهامی گیرد،مادرپدرش وبه حق شایسته این لقب بود.

وهرزمان که پیامبر(ص)خسته ازجسارتهاوآزارکفارومشرکین به خانه برمی گشت فاطمه به یاری ودلجویی اومی پرداخت آنچه اومی کردکارکودکانه ای نبودکه ازروی احساس باشدوتعقل واندیشه درآن نباشدبلکه براساس محبت وصفای اونسبت به پیامبر(ص)بود.همراهی وهمرزمی فاطمه درمواقع گوناگون باعث نجات وسلامت پدرمی شد.

 

3-ازدواج زهراسلام الله علیها باامیرالمومنین

ازجمله شرایط تشکیل خانواده تناسب وهم کفوبودن است وبدون مراعات این مساله مهم عرفی وشرعی زندگی مشترک زوجین ،ممکن است لذت،شیرینی،صفاوصمیمیت نداشته باشد.

حضرت فاطمه چون به سن ازدواج رسیداکثربزرگان وشخصیت های برجسته عرب مسلمان،به مقام خواستگاری برآمدند،ولی رسول خداباعکس العمل منفی همه رامایوس کردودربرابراصرارآنان خشمگین شد. [5]

حضرت فاطمه باآن مقام عصمت وکمالت بی نظیرش،کفووهمتایی جزمولای متقیان نداشت وهیچ شخص وشخصیتی به استثنای آن حضرت صلاحیت این مقام منیع وارزشمندرانداشته است.درشرح ابن ابی الحدیدآمده است که پیامبرخداپس ازازدواج فاطمه باامیرالمومنین به اوفرمودند:یافاطمه!خداوندبه من دستوردادتاتورابه ازدواج شخصی درآورم که ایمانش به من ازهمه کس جلوتراست وعلم اوبردیگران افزون وحلم وبردباریش بزرگتراین رابدان که ازدواج توباعلی به امرخدابود،زیراعلی (ع)دردنیاوآخرت برادرمن است.درمجموع نتیجه می گیریم که مقام ومنزلت حضرت فاطمه بی نظیراست وتنهاکفواوبرای ازدواج حضرت علی(ع)بوده است واگرخداعلی رانمی آفریدکسی شایستگی همسری فاطمه رانداشت.

حضرت فاطمه(س)که درکنارپدربهترین مدافع وهمراز اوبودازخانه رسالت به خانه امامت قدم گذاشت ودرزندگی باحضرت علی(س)نیزوظایف سنگین راکه برعهده اش قرارگرفت به بهترین نحوادامه دادوبهترین حامی ولایت امیرالمومنین بود.

 

سقیفه وانحراف ازخط ولایت

 

براي درك بهتر از نقش  حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها در مبارزات سياسي اش بهتر است در ابتدا وضعيت امت اسلامي را بعد از وفات پيامبر بشناسيم

با انتشار خبر رحلت پیامبر(صلی الله علیه وآله)، در حالی که مدینه در ماتم و سوگ فرو رفته و علی(علیه السلام)، عباس بن عبدالمطلب عموی پیامبر و برخی اصحاب در تدارک غسل و تدفین پیامبر خویش بودند، جمعی از انصار در سقیفه بنی ساعده، جمع شده و بر آن بودند تا سعد بن عباده، شیخی از بزرگان خزرج را به جانشینی رسول خدا نصب کنند. ابوبکر، عمر و ابوعبیده جراح با شنیدن این خبر، بی درنگ و شتابان روانه سقیفه شدند، اما علی و عباس نیز که خبر را شنیده بودند، هم چنان به تدارک تدفین جنازه رسول خدا ادامه دادند. در اجتماع سقیفه، ابتدا سعد بن عباده درباره جانشینی رسول خدا سخنانی گفت. پس از خاتمه سخنان او، خزیمة بن ثابت در تأیید سعد و امتیاز انصار بر مهاجران در امر خلافت سخن گفت. به دنبال او، اسیدبن حضیر که او نیز از طایفه خزرج و از رقبای سعد بن عباده بود، به گفت و گو برخاست و از اختصاص پیشوایی مسلمانان به مهاجران و ابوبکر دفاع کرد. مدافعان و حامیان دیگر سعد، در قالب سخنانی به انکار ادعای اُسید پرداختند و کسانی نیز در تأیید او سخن گفتند. در این حال، ابوبکر به پا خاست و با تأیید فضایل و عزت انصار، مدعی شد که       پیامبر با بیان روایت: «الائمةُ مِن قُریش» پیشوایی قوم را به مهاجران اختصاص داده است.[6] به هر حال، در این گفت و گوها چندین نظریه درباره جانشینی پیامبر مطرح شد: ابتدا امارت انصار، سپس با حضور مهاجران، امارت دوگانه (یکی از انصار و دیگری از مهاجران)، آن گاه امارت مهاجران و وزارت انصار، و سرانجام امارت قریش.[7] همین مورد اخیر تحت تأثیر روایتی که ابوبکر از قول پیامبر نقل کرد و به دلیل اختلاف درونی دو طایفه اوس و خزرج به نتیجه نشست. با بالا گرفتن گفت و گوها در حالی که خزرجیان به دو دسته مدافعان و مخالفان سعد بن عباده تقسیم شده بودند، ابوبکر، ابوعبیده یا عمر را شایسته خلافت شمرد و آنان نیز وی را شایسته دانسته و بی درنگ دستان او را برای بیعت فشردند. در این حال، اسید بن حضیر و خزرجی های مطیع او، سراغ ابوبکر آمده و با او بیعت کردند. [8] این بیعت  با حضور چند تن از صحابه و در غیبت غالب اصحاب برجسته دیگر رسول خدا(صلی الله)انجام شدبه بیعت سقیفه مشهورشد.در روز سقيفه باابوبكر بيعت شد و بعد براي تجديد بيعت از عامه مردم دعوت شد.

 پس از مراسم تدفين و نماز بر پيكر مقدس رسول اكرم(ص) جماعتي از بزرگان بني هاشم در خانه مولي علي(ع) جمع شدند. زبير بن عوام از جمله شركت كنندگان بود. دراين جلسه زبير شمشير خود رااز نيام بركشيد و گفت : شمشير به نيام نمي كنم مگر آن كه با علي بيعت كنند. اين خبر به ابوبكر و كارگزاران خلافت گزارش شد. عمر با جمعي از مهاجرين وانصار به خانه علي(ع) آمد.

عمر بن خطاب فرياد كشيد: بايد خارج شويد و بيعت كنيد و گر نه به خدا سوگند كه خانه را آتش مي زنم . زبير با شمشير برهنه خارج شد ولي پايش به زمين گرفت وفروافتاد و مهاجمان شمشير زبير را گرفته و به ديوار كوبيدند . ديگرافراد نيز از خانه علي(ع) خارج شدند و مهاجمان گرداگرد آن جمع را محاصره كرده اجباراً به حضورابوبكر آوردند و گفتند:اگر بيعت نكنيد خون شما هدر خواهد رفت.

 بني هاشم بيعت كردند و عمر به علي(ع) گفت : بيعت كن .علي(ع) فرمود:اگر بيعت نكنم چه خواهي كرد؟ عمر گفت : در آن صورت تو را خواهيم كشت . علي(ع) فرمود: آيا برادر رسول خدا را مي     كشيد. عمر گفت : تو را رها نخواهيم كرد جزاين كه خواه ناخواه بيعت كني . علي(ع) فرمود: پستان خلافت را بدوش كه نيم دوشاب از آن توست .اساس حكومت او رااستوار كن تا فردا زمام خلافت رادر دست تو بگذارد. به خدا سوگند كه من سخنت را نمي پذيرم واز تهديد تو باكي ندارم.[9]

جرياني كه در بعد از وفات پيامبر ابتدا در سقيفه و سپس در مدينه طي مدت اندكي شكل گرفت و در مرحله بعد، ميان همه مسلمين خود را تثبيت كرد حاكميت را از جريان ولايت و امامت جدا كرده و افكار عمومي را تحت الشعاع خود قرار داد. در اين ميان فاطمه زهرا جريان ولايت مداري را آغاز كرد.

حركتي كه از سقيفه آغاز شد، شكلي مردمي به خود گرفت و حمايت افكار عمومي را جلب كرد و حادثه خانه اهل بيت در جلوي چشم مردمي بوقوع پيوست كه همه از احترام پيامبر به اين خانواده آگاه بودند.

 

نقش فاطمه زهرا سلام الله علیها دردفاع ازولایت

 

یکی ازضروری ترین عرصه هایی که درآن بایستی به فاطمه زهرااقتدانمودعرصه دفاع ازحریم ولایت می باشد.درفرهنگ شیعیان به ویژه پس ازانقلاب اسلامی ایران حضرت صدیقه طاهره (س)به عنوان حامی وفدایی ولایت لقب گرفته اند،چراکه اودرکوتاه دوره زندگانی خویش پس ازهجران رسول خدا(ص)زیباترین جلوه پاسداری ازحریم ولایت رابه تصویرکشانیدویگانه ترین اسوه گری رادراین گستره برتارک تاریخ جاودانه گردانید.[10]

پس ازرحلت پیامبرعظیم الشان اسلام علی رغم همه سفارشات پیامبرولایت وامامت درمخاطره قرارگرفت وباندمنافقین فرصت طلب بااستفاده ازشیوه هاوشعارهای قابل تاثیردرتوده مردم خواسته های خودرامحقق ساختندوانحرافی خسارت بارراپایه ریزی نمودند.دراین شرایط قوی ترین وموثرترین وانقلابی ترین واکنش هاوعملیاتهاازسوی فاطمه زهرادرابعادگوناگون فرهنگی ومبارزاتی درجامعه بروزوظهورداشته است.

حضرت فاطمه باحضورفعال سیاسی خوددراجتماع واقامه ادله مخصوص ونیزوصیت سیاسی افشاگرانه وماندگارباهدف دفاع ازحریم دین وحمایت ازامام برحق زمان وهدایت امت برسبیل مستقیم الهی که مصداق آن تبعیت ازوصی بلافصل رسول الله است به مقابله بااین وقایع پرداخت. [11]

امام صادق(ع)می فرماید:درآن لحظه که امام علی (ع)رابه سوی مسجدمی کشیدندوهیچ کس درآن غربت وتنهایی دفاع نمی کرد.حضرت زهراخودرابه امام رسانیدودامن عمرراگرفت وسخت کشیدوفرمود:ای پسرخطاب سوگندبه خدااگرکراهت نداشتم که بیگانگان مدینه گرفتاربلای الهی شوندنفرین می کردم وآنگاه می فهمیدیدکه نفرین من خیلی زودتحقق می پذیرد.[12]

ودربعضی اخبارواردشده که امیرالمومنین (ع)تاحضرت فاطمه زنده بودهرگزباخلیفه وهوادارانش بیعت نکردچنان که محدث بزرگ حاج شیخ عباس قمی درکتاب بیت الاحزان به نقل ازابن قتیبه درباره چگونگی بیعت باامیرالمومنین (ع)می نویسددرآخرین لحظاتی که وصی رسول خدادرمقابل ابوبکرقرارگرفت.ابوبکرساکت بودوسخنی نمی گفت عمربه اوگفت:آیاعلی رابه بیعت امرنمی کنی.

ابوبکرگفت:تافاطمه درنزدعلی است اورابه چیزی اجبارنمی کنم.[13]

فاطمه زهراباتمامی توان به مبارزه خودبرای احقاق حقوق ازدست رفته اهل بیت پرداخت.زهرا(س)بابینشی عمیق وآگاهانه دریافته بودکه درآینده خسارتهای سنگینی به خاطرانحراف رهبری متوجه اسلام ومسلمانان خواهدشدوشایداین اندوه ورنج بیش ازتمامی مصیبت هاوستم هایی که براورفته بودعمق جانش رامی گداخت وخرمن امیدش رابه خزان پاییزی غم انگیزی مبدل می ساخت.اودریافته بودکه اگرچرخ حادثه اینگونه بچرخددیری نخواهدپاییدکه سنت های جاهلیت درنقاب دلفریب مذهب ظاهرخواهدشد.رجعت دوباره به سوی گذشته تیره آغازواحیاءارزشهای اشرافیت جاهلی پدیدارمی شود،وفاسدترین عناصرجاهلی چون بنی امیه بانام اسلام برمردم حاکمیت خواهندیافت.آخرپدرش بارگران رسالت راسالهاباسختی وتلاش بردوش کشید،رنجهابرد.ودرسخت ترین نبردهابرای اسلام عزیزمقاومت کردوبهترین یارانش رادراین راه شهیدشدند.شوهرش علی (ع)چه درمیدانهای نبردوچه درصحنه های دیگربرای اسلام رنج فراوان برد.همه این تلاشهاوایثارهابرای حاکمیت اسلام راستین وبسط قسط وعدل ودادبودکه تنهادرسایه پرچم امامت ادامه آن ممکن بود.فاطمه (س)به ازدست دادن موقعیت ظاهری اجتماعی (ع)درمسئله خلافت نمی اندیشید.مگرخلافت وپست ومقام ظاهری چه تاثیری درزندگی رفاهی ومادی خانواده داشت؟فاطمه (ع)به امانتی الهی می اندیشیدکه درغدیرخم رسماًبه عهده علی(ع)وخاندانش واگذارشده بود؛اونگران اداءامانت ودرپی انجام وظیفه شرعی ودینی اش بودوبرای بازگرداندن خلافت به مسیراصلیش ازهمان روزهای آغازین مبارزه مسالمت جویانه ای راآغازکرد. [14]

دفاعیات ومبارزات حضرت فاطمه زهرا(س)به عنوان نخستین یاورحضرت علی(س)پس ازرحلت پیامبراکرم ازآن جهت مهم وسرنوشت سازبودکه الگویی برای مبارزه وجودنداشت وآن حضرت،طراح مبارزه باتحریف گردید.بعدهامسلمانان راه را شناختند،توطئه هارافهیدندوبامقابله کردند. [15]

همچنین درشرایطی که جناحهای سیاسی جامعه نمودارشدودرگیریهای جناح مخالفان جبهه ای که خواستاربه قدرت رسیدن حضرت علی(ع)بودند،شدت یافتند؛دختررسول خدافاطمه زهرا(س)یکی ازسرسخت ترین ونیرومندترین مدافعان حضرت علی(ع)بوداگرچه آن حضرت پس ازپدربزرگوارش مدت چندانی نزیست ونخستین کسی بودکه به پدرخودملحق شدامامخالفت های دلیرانه اوراه مبارزه رادربرابریاران امام گشودوبدین سان به آنان روش مبارزه آموخت وعزم آنان رااستوارکرد.[16]

اگرخداوند،حضرت فاطمه زهرارابرای مقطع حساس 75 روزیا95روزپس ازرحلت رسول خداانتخاب نکرده بودواگرمبارزات آن بانوی بزرگ جهان نبودحضرت علی واساساًخط ومکتب ولایت،برای همیشه منزوی وبی اثرمی شدو ارزشهای دینی نابودمی شدندامامت ورهبری معصوم برای همیشه ازمیان می رفت وتداوم نمی یافت وره آوردرسالت نابودمی شد.[17]

-بصیرت بخشیدن به مسلمانان

حضرت زهرا علیهاالسلام ، که در بطن مسائل سیاسی جامعه و بحران ها رشد کرده و تربیت یافته بود و رسالت دفاع از حق و حقیقت را بر عهده داشت، با بصیرت و آگاهی عمیق نسبت به توطئه ای که مسیر امامت را منحرف ساخته بود، هشیارانه وارد عرصه جامعه شد و به صورت یک سیاست مدار آگاه و مدافع حریم امامت، در صحنه جامعه حضور جدّی و فعال یافت و رهبری دفاع از امامت را برعهده گرفت.  اوزنی است تربیت شده  الهی و پیامبر زمان خود. پذیرش رهبری امام علی علیه السلام از سوی یک زن، با تفکر موجود جاهلی نسبت به زن تضاد داشت؛ اما از سوی دیگر، با پیش ذهنیت هایی  که پیامبر گرامی صلی الله علیه و آلهدرباره حضرت زهرا (س) در جامعه ایجاد کرده بودند، کاملاً همخوانی داشت و هنوز وجود گوهر گران قدری همچون فاطمه زهرا (س) به عنوان قوی ترین رکن سیاسی جامعه برای تشخیص و شناخت حق از باطل مطرح بود. دختر گرامی حضرت رسول  صلی الله علیه و آلهبه خاطر بیداری جامعه و آگاهی مردم از انحراف آغازین خود، فعالیت های سیاسی خود را آغاز نمود. بررسی فعالیت ها و روش هایی که فاطمه زهرا (س) اتخاذ کرد، نمونه ای است که نشان می دهد اسلام می خواهد افراد جامعه، اعم از زن و مرد، همیشه نسبت به مسائل جامعه ای که در آن زندگی می کنند، آگاهی و شناخت لازم داشته باشند تا بتوانند در امور سیاسی جامعه مشارکت کنند و حضرت صدیقه طاهره (س) ، سدشکن تفکر غلط جاهلیّت نسبت به زن بود که با تمام وجود، سرشار از عشق الهی و رسالت نبی، دفاع از امامت و ولایت را رهبری کرد.

دراندیشه آسمانی حضرت زهرا(س)مکانت امامت،همان مکانت آسمانی والهی است نبوت وامامت تابش یک حقیقتندونبی وامام هردوبرخوردارارروح قدسی می باشند.درانگاره اندیشه زهرا(س)قابل قبول نیست انسانی که فاقدروح قدسی است لباس خلافت به تن کند.حضرت فاطمه(س)بابصیرت الهی خودمی بیند که پیروان نادان،برای توجیه تقمض خلافت،مقام قدسی امامت راازمنزلت آسمانی فرومی کشدتاخلافت ردای قامت غیرمعصوم گردد.

پس وجودفاطمه(س)برای دفاع ازولایت درمقطع پس ازوفات پیامبر(ص)یک انتخاب الهی بود.زیراهیچ کس نمی توانست درآغازین جبهه داخلی دربرابرتهاجمات سازمان یافته وفتنه های کوروکوری آفرین ،بابصیرت وآگاهی لازم چونان فاطمه زهرا(س)یک مبارزه پیروزراآغازوبه خوبی تداوم بخشید. [18]

حضرت فاطمه علیهاالسلام همچون سیاست مداری قهرمان، به تکلیف و رسالت الهی خویش عمل می کرد و برای روشن ساختن افکار عمومی از انحراف مسیر امامت، چهل شبانه روز[19] دست حسن و حسین علیهماالسلام را می گرفت و سوار بر مرکبی می شد و همراه با حضرت علی( ع) به درِ خانه مهاجر و انصار می رفت تا آن ها را نسبت به غفلتی که دچار آن شده اند و انحراف موجود، بیدار سازد و غافلان و راحت طلبان را هوشیار سازد. فاطمه زهرا (س) در حقیقت، با رایزنی سیاسی خود، با یاران رسول صلی الله علیه و آله اتمام حجت می کرد و، با حضور خویش سعی می نمود مسیر انحراف امّت را روشن سازد و مسیر واقعی را که امامت علی علیه السلام است و نیز حریم ولایت را روشن و بی پیرایه ارائه دهد تا در فردای قیامت، برای صاحبان زر و زور و تزویر و عافیت طلبانی که فریب خورده اند، بهانه ای وجود نداشته باشد.

خطبه حضرت دردفاع ازحق ولایت

 

حربه سیاسی دیگر، سخنرانی با تکیه بر غصب «فدک» بودکه به دنبال غصب آن توسط خلیفه وقت، فاطمه زهرا علیهاالسلام بار دیگر از این حرکت رژیم حاکم به عنوان یک حربه سیاسی و فرصت مناسب سیاسی برای روشن ساختن اذهان جامعه در غصب خلافت مسلّم حضرت علی علیه السلام استفاده کرد. در حقیقت، فاطمه زهرا علیهاالسلام به نام غصب حق مالکیت خویش، به اعتراض سیاسی و استیضاح حاکم وقت پرداخت و به مسجد رفت و خطبه خواند.[20]

در این خطبه، چند فراز و نمود خاص وجود دارند. فاطمه زهرا علیهاالسلام در ابتدا، با یادآوری رسالت پیامبر و دفاع از رهبری و امامت بر حق حضرت علی علیه السلام و حق مالکیت خویش بر فدک از لحاظ قانون ارث در اسلام، با سازشکاران سیاسی اتمام حجت کرد. ایشان در فرازی از آن خطبه می فرماید:

«هان ای مردم! بدانید من فاطمه ام و پدرم محمّد صلی الله علیه و آله ، انتها و ابتدای کلامم یکی است؛ هرگز آنچه می گویم غلط نبوده و آنچه انجام می دهم ظلم نیست.» [21]

نکته بارز در خطبه حضرت زهرا علیهاالسلام این است که آن حضرت با فصاحت و بلاغت خاصی به دفاع از مقام ولایت و امامت حضرت علی علیه السلام می پردازد. در فرازی از این خطبه می فرماید:

«... و چون خداوند پیامبرش را به خانه انبیا فراخواند، جایی که برگزیدگانش زندگی می کنند، خارهای نفاقتان سر برون آورد و پوشش دینتان رنگ باخت و صدای سرکرده گم راهان درآمد و پست مهره ای ذلیل و ناشناخته ظهور کرد و نازپرورده جاهلان مفسد زمزمه سر داد. پس بر دل ها و زندگی تان سوار شد ... و شما بر حق غضب کردید...» [22]

دفاع از حریم ولایت توسط یک زن و بذری که او در مسجد با سخنان مستدل و منطقی خود کاشت، بعدها در بیعت مردم با حضرت علی علیه السلام (پس از قتل عثمان) به ثمر نشست.

در فراز دیگری از این حرکت سیاسی، حضرت زهرا علیهاالسلام به دفاع از ارث زن در اسلام می پردازد؛ دفاع از مالکیت بر حق زن. این حرکت بر خلاف راه و رسم موجود در افکار جاهلی بود که در بعضی از اذهان رسوخ داشت. اما آنچه را اسلام حق می دانست برای فاطمه زهرا علیهاالسلام معیار و محک بود، نه عرف و سنّت های جاهلی. آن حضرت توانست با حضور در مرکز اجتماع مسلمانان و مهم ترین مکان معتبر سیاسی یعنی مسجد به محاجّه با خلیفه وقت بپردازد و او را به استیضاح بکشاند و با رسوایی سیاسی حاکمان وقت، تا حد زیادی مشروعیت آنان را زیر سؤال برد و رسم های جاهلیت را درهم بشکند[23]  و نشان دهد که هیچ حکومتی نمی تواند حق و مال کسی را غصب کند، حتی اگر این حق متعلّق به یک زن باشد.

حضرت باخطبه خوددفاع ازولایت علوی رابه گوش همگان رسانیدوبه افشاگری ازماهیت پلیددشمن پرداخت.ازکلام حضرت فاطمه(س)درخطبه فدک چنین برداشت می شودکه آن حضرت می خواهدحجت رابه همگان تمام نمایدزیراآن حضرت توسط پیامبرازنزدیکی وفات خودمطلع شده بودومی دانست که اولین کسی است که به اوملحق گردیده وغضبناک از حزب سقیفه دنیاراترک خواهدکرد.پس ازچه رواینچنین برای فدک جانفشانی می نماید.فاطمه می خواهدبااین عمل حجت رابرتمامی اهل مدینه تمام نمایدکه فردای قیامت درمحضرعدل پروردگارسخنی برای بیان عذرخویش نداشته باشند.خطبه فدک بیانگراین است که زهراازغاصبین فدک بیزاروغضبناک بودوباهمان غضب ازدنیارفت.

 

-پیام گریه های بیت الاحزان

 

فاطمه (س)بعدازپدرش مرتب گریه می کردوسخنان وخاطرات وی رامی گفت وبی هوش می افتاد...وآن قدرگریه می کردکه مردم ازاوخواستندیاشب گریه کندیاروز.وبدین جهت امیرالمومنین درقبرستان بقیع اتاقی رابناکرد بنام بیت الاحزان ودخترپیامبرروزهابه آنجامی رفت وگریه می نمود... [24]

گریه هاوناله های جانسوزبیت الاحزان حضرت فاطمه هدفدارودرس آموزوتفکرانگیزبود.روشنگرانه ودارای پیام بود.این گریه هانه بازی سیاسی بود،نه صحنه سازی،نه مظلوم نمایی،نه گریه ضعف بودونه گریه ناتوانی ودرماندگی؛این اشکها به خاطرپیوندخانوادگی اوباپیامبر(ص)یاحضرت علی(ع)نبودبلکه انگیزه هاوریشه هاوعللی فراترازاینهاداشت.

روشی که فاطمه جهت مبارزه ودفاع ازحریم ولایت انتخاب کردمبارزه منفی وتحریک عواطف واحساسات مردم بود،حضرت زهرا(س)باشکوه وناله وگریه ونوحه ومرثیه سرایی برای رسول خداومصائبی که پس ازرحلت پدربروی واردشد،پایه های حکومت های غاصب رالرزاندوحداقل تاثیرآن اثبات مظلومیت خودوشوهرش بودوهمین وضع درمیان مردم مدینه تدریجاًجنب وجوشی ایجادکردوگریه هاوشکایتهای یگانه یادگارپیامبر(ص)زبانزدمردم شدوازهمدیگرمی پرسیدندچرافاطمه اینقدرگریه می کندوچراباگذشت زمان مصیبت پدررافراموش نکرده وبالاخره بعضی ازآنهاباحضرت زهرا(س)مواجه می شدندوفاطمه(س)حقیقت رابرایشان روشن می نمود. [25]

در حقيقت حضرت فاطمه(س) با اين كار براي مردم ايجاد انگيزه و سوال مي كرد كه چرا دختر پيامبر صلی الله علیه و آله مدام در حال اشك ريختن است؟ او مي خواست ذهن ها و انديشه ها را به سوي خود جلب كند و آنان را متوجه حقايق سازد. او مي گريد: از آن بابت كه حق علي و به تبع، حق اسلام ناديده گرفته شده است. براي اين كه از گذشته ي تاريخ و از جاهليت ناخشنود است و نمي خواهد آن تكرار شود. براي اين مي گريد كه كاروان بشريت را بر اساس اين سير رو به فنا و زوال مي بيند، مستضعفان را در رنج بيشتر مي يابد و ستمكاران را قوي تر و غالب تر مي بيند و ... سلاح حضرت زهرا سلام ا... عليها در اين مبارزه اشك بود و شايد بارها شنيده ايد كه ولايت ستيزان از گريه هاي ايشان به ستوه مي آمدند و تحمل صداي گريه ي ايشان را نمي كردند زيرا حضرت با گريه هاي خود به امت اسلامي آگاه داده و مظلوميت ولايت را بازگو مي كردند.

درواقع دراین مرحله ، فاطمه زهرا علیهاالسلام تاکتیک «گریه» را انتخاب کرد و به عنوان یک حربه سیاسی از آن بهره برد. صدیقه طاهره علیهاالسلام محل گریه خود را مرکز اجتماع مسلمانان قرار داده بود؛ بر سر قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله ، شهدای احد و قبرستان بقیع می رفت و در این اقدام، همراه کودکان خردسالش (برای تحت تأثیر قرار دادن جامعه) و در ساعات شب و روز با ذکر مرثیه هایی در فقدان پدر بزرگوار خویش و انحراف امّت پس از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله سعی می کرد جامعه خفته را بیدار سازد.

-وصیت نامه حضرت زهرا سلام الله علیها

اولین مدافع خلافت وفدایی راه ولایت پاره تن رسول خدابودکه دردفاع ازاعتقادبه ولایت علی بن ابی طالب جسم وجان وفرزندخویش راقربانی نمود. 

قسمتی ازوصیت نامه حضرت زهرا سلام الله علیها :

ای علی!من فاطمه دخترمحمدهستم.خدامرابه ازدواج تودرآوردتادردنیاوآخرت برای توباشم.توازدیگران برمن سزاوارتری غسل وکفن کردن مرادرشب به انجام برسان وشب برمن نمازبگزاروشب مراکفن کن وهیچ کس رااطلاع نده،شمارابه خدامی سپارم وبرفرزندانم تاروزقیامت سلام ودرودمی فرستم.[26]

حضرت براي اين كه اين مبارزه تا رسيدن به حق و جايگاهش ادامه پيدا كند در وصيت خود از اميرالمومنين درخواست مخفي بودن قبر خود را مي كند. او مي خواهد حتي از فرصت وفات خود، عليه ظلم و ستم استفاده كند. وصیت مي نمايد: جنازه اش را شب غسل دهند، شب كفن و دفن نمايند، شيخين(ابوبکروعمر) جنازه اش را تشييع نكنند و آن ها بر او نماز نگزارند. او با اين وصيت تاريخي نارضايي خود را نسبت به اوضاع حكومت نشان داد و در تاريخ ثبت كرد كه با ناحق مخالف است. در حالي كه دوست و دشمن مي دانستند و مي دانند كه نارضايي فاطمه  سلام الله علیها نارضايي خدا و پيامبر(ص) و مايه ي آزار رسول خداست. حضرت زهرا(س)بارسالتی که پس ازوفات پیامبر(ص)برعهده داشت.شهادت درراه حفظ آرمان وعقیده به خداوقرآن یگانه رامیراث پیامبر(ص)می دانست.اوتاسرحدشهادت به هواخواهی ازامام علی (ع)مردم رادعوت کردودرهرزمان ممکن وموقعیت های مناسب ازآرمان های مقدس دین دفاع نمود،تااسلام واقعی راحفظ نماید.

ازابن عباس نقل شده که چون حضرت فاطمه زهرا مخفیانه دفن شد؛این مساله آبرو وحیثیت حکومت وقت رازیرسوال برد واثرمنفی درمیان مردم گذاشت. [27]

این نوع تشییع که درسکوت وخاموشی ودرواقع به طورپنهانی صورت گرفت ودرجهان اسلام سابقه نداشت،حاکی ازمظالم وتعدیاتی بودکه درهمان مدت کوتاه پس ازرحلت رسول خداازسوی جاه طلبان ومنفعت طلبان بربنی هاشم اعمال گردیده بود.همین تشییع جنازه بی سروصداومظلومانه خودافشاگراین مظالم وتعدیات بودونشان می دادکه ستمگری وجفاگری باخاندان رسول خدابه جایی رسیده بودکه دخترمحبوب او،پاره تن وقلب اورانیزمی بایست درسکوت وانزوابه خاک سپردتامباداازسوی معاندان،تعرض وتعدی تازه ای صورت گیرد.این تشییع جنازه به ظاهرمخفی درواقع اعتراضی بزرگ وپیامی آشکاربه آیندگان بودتادرس عبرتی ازتاوان انحراف ازمدارولایت وامامت بگیرند. [28] ونارضایتی خویش رابرای اندیشمندان تاروزقیامت برملاساخت وقبرش را به عنوان   سندمظلومیت اهل بیت مخفی نگه داشت.آخرین قيام حضرت  ايجاد سؤال در تاريخ است،  چرا حضرت، به علي(ع) وصيت كرد «مرا در شب غسل بده و دفن كن»؟ چرا با جمع اندک هفت نفر تشييع شد؟ آري اين سؤالات پاسخ مي طلبد و پاسخ آن پيروزي قيام فاطمه سلام الله علیهااست و تا زماني كه فرزندش مهدي(عج) ظهور كند فاطمه سلام الله علیها در قيام است.

             

رازقیام بزرگ فاطمه سلام الله درغصب فدک

یکی ازدلایل اصلی قیام حضرت فاطمه درغضب فدک این بودکه درضمن مطالبه ی این حق مصادره شده ی خویش،درحقیقت دراندیشه مطالبه حقوق اساسی وآسمانی امیرالمومنین ودرپی مطالبه خلافت وامانتداری آن پیشوای عدالت وحقوق وآزادی مردم ،یاشایسته سالاری بود؛همان حکومت عادلانه وانسانی که ازجانب خدابه پدرش ارزانی شد،وازسوی اوبه فرمان خداواعلام پیامبروبیعت مردم به نام حضرت علی(ع)رقم خورد.دراین موردابن ابی الحدیدمی نویسد:من ازاستادمدرسه غربی بغداد(علی فارقی)پرسیدم:آیافاطمه درمطالبه ی فدک راستگوبود؟پاسخ داد:آری راست می گفت.            پرسیدم:پس چراابوبکربااینکه دخت سرافرازپیامبرراستگوبودوبراساس حق وعدالت حقوق خویش رامطالبه می کردندفدک رابه بازنگردانید؟استادبااینکه دانشمندی وزین وباوقاربودوکمترشوخی می کرد؛خنده ای پرمعنا کردوسخن بسیارحکیمانه وظریفی رابرزبان آورد.اوگفت:اگرآن روز ابوبکردربرابرادعای فاطمه حق مصادره شده ی اورابازمی گرداند.بی تردیدفردای آن روزمی آمدوباصداقت وراستی ودرپرتوآیات وروایات،خلافت وحکومتی رامی خواست که براساس اصل خردپسندومترقی شایسته سالاری ازآن همسرگرانقدرش بودوابوبکرهم ناگریز ازپذیرش سخن درست فاطمه وکناره گیری ازقدرت بود.[29]

 

ولایت ازمهم ترین اصول دین اسلام به معنای پذیرفتن رهبری پیشوای الهی واعتقادبه سرپرستی امام معصوم برمردم است.برای تشکیل جامعه ولایی امام معصوم بایددرراس مخروط جامعه قراربگیرد.

درطول تاریخ همواره افرادمنفعت طلبی بوده اندکه دربرابر استقرارحاکمیت الهی قراربگیرند.حضرت زهرا سلام الله علیها الگویی همه جانبه برای دفاع ازولایت دراختیارماقرارداده است تادرعصرغیبت،اگردین وخط امام موردهجوم قرارگرفت ماوظیفه خوررابشناسیم واهمیت ولایتمداری رادرک کنیم وبدانیم سرآمدزنان جهان دراین خط به شهادت رسیده ورنج های بسیارمتحمل شده است.

روح ایثارومقاومت ملت ایران دردفاع ازحریم ولی  فقیه ،دربرابرخط شرک وکفرواستبدادوفشارغربی هاوخط نفاق وکفرپنهان وسرسپرده های احزاب سیاسی همه مرهون آگاهی ومقاومت حضرت فاطمه  سلام الله علیهااست.

اگر مبارزات سیاسی فاطمه زهرا علیهاالسلام در دفاع از حریم امامت و ولایت نبودند جریان امامت در همان «سقیفه بنی ساعده» خاتمه می یافت. اما خداوند اراده کرده بود که ریحانه نبی و همسر ولایت، بار سنگین مبارزات سیاسی را در مدت کوتاهی بر دوش بگیرد و جامعه خفته را بیدار سازد و همچون پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله رسالت را به امامت متصل سازد و وجود آن حضرت، تجلّی بخش امامت بود. دفاع فاطمه زهرا علیهاالسلام از حریم امامت و ولایت بود که توانست  حقّانیت حضرت علی علیه السلام را به مرور زمان ثابت کند تا در سال های بعد، با بیعت مردم با حضرت علی علیه السلام مسیر امامت تداوم یابد.

مبارزات سیاسی حضرت زهرا علیهاالسلام نشان دادند که یک زن، که عنصر پیونددهنده بین رسالت و امامت است، چگونه می تواند با جثه ضعیف خود و روح عظیم الهی خویش، بار سنگین مبارزه را بر دوش کشد و با جان و مال خود تا آخرین نفس، خط الهی را دنبال کند و فریب سیاست پیشگان زر و زور و تزویر را نخورد و نشان دهد که در سخت ترین عرصه های سیاسی و اجتماعی جامعه، که حتی مردان رزم دیده و مقاوم هم دچار تزلزل می شوند، یک زن ایستا و مقاوم می تواند در مقام دفاع از حق و ولایت بایستد و رسالت خویش را جانانه به ثمر برساند.

حضور سیاسی فاطمه زهرا علیهاالسلام نشان داد که یک زن با آگاهی و اتخاذ شیوه های سیاسی مدبّرانه می تواند در صحنه های گوناگون جامعه به مبارزه بپردازد. این حضور نه تنها تفکر «عدم حضور زن در اجتماع» را نفی می کند، بلکه انحصار حضور مردان در عرصه های سیاسی را به نقّادی می کشاند و بر آن مهر ابطال می زند.

راضیه مرضیه علیهاالسلام با زندگی و مبارزه خود، در عرصه های گوناگون اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، عبادی، خانه داری، همسرداری، تربیت فرزند و بخصوص در صحنه های گوناگون سیاسی، نشان داد که یک زن می تواند با حفظ حریم عفّت و ارزش های انسانی، در تمامی عرصه های جامعه حضور داشته باشد و اسلام چنین می خواهد که زن نیز همچون مرد، در تمام عرصه های جامعه عنصری فعّال و پویا باشد و با پیروزی انقلاب اسلامی، این تحوّل و نگرش نسبت به زن در جامعه ایجاد شد و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی رحمه الله ، و مقام معظّم رهبری، حضرت آیة الله خامنه ای، نیز در سخنان خود بر این امر تأکید داشته و صحّه گذاشته اند.

 

دختر گرامی پیامبر صلی الله علیه و آله ، حضرت فاطمه علیهاالسلام ، با اخلاق و رفتار و کارنامه عملی و فکری خویش، مکتبی را برای زنان پایه گذاری کرد که زمزم تکامل و تعالی و چشمه سار والای کرامت انسانی است، که زنان امروز نیز با تأسّی به این اسوه و الگوی برتر، می توانند به گسترش ارزش های دینی بپردازند و با ایجاد حسّ مسئولیت پذیری، خودسازی، روحیه شهادت طلبی، دفاع، انفاق و ایثار و استقامت و پایداری و صبر، تلاش کنند تا در جهان امروز، به جایگاه حقیقی خویش دست یابند و بدین وسیله، با بازبینی سنّت های جاهلی و احقاق حقوق الهی و شرعی و تکیه بر هویّت اسلامی، با حفظ حجاب به عنوان نماد استقامت و پایداری، مسیر فاطمی را ادامه دهند.

منصوره بخشی


 

منابع ومآخذ

1-الکافی،ج2،ص18

2-تفسیرفرات کوفی،ص581،ذیل سوره قدر

3- جلاءالعیون شبر،ج1،ص158

4-جوینی،ابراهیم بن محمد،فرایدالسمطین،تحقیق محمدباقرمحمودی،بیروت،موسسه المحودی،]بی تا[

5-حاکم نیشابوری،ابوعبدالله ،المستدرک علی الصحیحین،بیروت،دارالمعرفه،]بی تا[

6-حلبی،علی بن برهان الدین،السیره الحلبیه،ج3،بیروت،المکتبه الاسلامیه،]بی تا[

7-مروج الذهب،ج2،ص307

8-محمدتقی مصباح یزدی،جامی اززلال کوثر،ص145

9-فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان،سیره سیاسی حضرت زهرادرمقام انسان کامل،سال10،شماره39،بهار87،ص133

10-محمددشتی،نهج الحیاه،ص142،حدیث69

11-مجیدزجاجی کاشانی،حماسه کوثریه،مرسل1380،ص121به نقل ازترجمه بیت الاحزان،ص104

12-محمدقاسم نصیرپور،زندگانی فاطمه زهرا،ص76

13-محمددشتی،ره آوردمبارزات حضرت زهرا(قم:موسسه تحقیقاتی امیرالمومنین،1375)،ص146

14سیدمحمدتقی مدرسی،هدایتگران راه نور،ج1،(قم،نشربقیع،1375)ص101

15- ابن قتیبه دینوری، الامامة والسیاسة، ترجمه ناصر طباطبائی، تهران، ققنوس، 1380، ص12   

16-علی اکبربابازاده،تحلیل سیره فاطمه زهرا،ص256

17-سیدکاظم ارفع،سیره عملی اهلبیت(حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام،ص68

18-عبدالرحیم عقیقی بخشایشی،پیشین،ص264

19-شرح نهج البلاغه،ج16،ص284

20-میرزا محمدتقی سپهر، ناسخ التواریخ، چ دوم، تهران، اسلامیه، 1363، ج 1، ص 144

21- آوای کوثر؛ خطبه حضرت زهرا علیهاالسلام ، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1376، ص 49

22-علاءالدین هندی، کنزالعمّال، ج 3، بیروت، مؤسسة الرساله، 1409 ق، ص 20


[1] وسایل الشیعه،حرعاملی،ج1/8بیروت

[2] موسوی سیداحمد،زینب کبری،ناشرشفق،1375

[3] الکافی،ج2،ص18

[4] تفسیرفرات کوفی،ص581،ذیل سوره قدر

[5] جلاءالعیون شبر،ج1،ص158

[6] جوینی،ابراهیم بن محمد،فرایدالسمطین،تحقیق محمدباقرمحمودی،بیروت،موسسه المحودی،]بی تا[

[7] حاکم نیشابوری،ابوعبدالله ،المستدرک علی الصحیحین،بیروت،دارالمعرفه،]بی تا[

[8] حلبی،علی بن برهان الدین،السیره الحلبیه،ج3،بیروت،المکتبه الاسلامیه،]بی تا[

[9] مروج الذهب،ج2،ص307

[10] محمدتقی مصباح یزدی،جامی اززلال کوثر،ص145

[11] فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان،سیره سیاسی حضرت زهرادرمقام انسان کامل،سال10،شماره39،بهار87،ص133

[12] محمددشتی،نهج الحیاه،ص142،حدیث69

[13] مجیدزجاجی کاشانی،حماسه کوثریه،مرسل1380،ص121به نقل ازترجمه بیت الاحزان،ص104

[14] محمدقاسم نصیرپور،زندگانی فاطمه زهرا،ص76

[15] محمددشتی،ره آوردمبارزات حضرت زهرا(قم:موسسه تحقیقاتی امیرالمومنین،1375)،ص146

[16] سیدمحمدتقی مدرسی،هدایتگران راه نور،ج1،(قم،نشربقیع،1375)ص101

[17] محمددشتی،همان،صص4و5

[18] محمددشتی،ره آوردمبارزات حضرت زهرا(س)،ص81

[19] ابن قتیبه دینوری،الامامة والسیاسة، ترجمه ناصر طباطبائی، تهران، ققنوس، 1380، ص 12

[20] میرزا محمدتقی سپهر، ناسخ التواریخ، چ دوم، تهران، اسلامیه، 1363، ج 1، ص 144

[21]  آوای کوثر؛ خطبه حضرت زهرا علیهاالسلام ، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1376، ص 49.

[22]همان، ص 56 و 57

[23] علاءالدین هندی، کنزالعمّال، ج 3، بیروت، مؤسسة الرساله، 1409 ق، ص 20

[24] علی اکبربابازاده،تحلیل سیره فاطمه زهرا،ص256

[25] سیدکاظم ارفع،سیره عملی اهلبیت(حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام،ص68

[26]  جلاءالعیون،ج1،ص218و224

[27]  علی اکبربابازاده،تحلیل سیره فاطمه زهرا،ص263

[28] عبدالرحیم عقیقی بخشایشی،ص264

[29]  شرح نهج البلاغه،ج16،ص284