سیره اخلاقی حضرت علی علیه السلام

رای دهی:  / 29
ضعیفعالی 


سیره اخلاقی حضرت علی علیه السلام

مقدمه   

سپاس خدایی را سزاست که ما را به دین پاینده و صراط المستقیم هدایت فرمود، و درود و تحیات الهی بر رسول مکرم اسلام و اهل بیت طاهرینش باد؛ آنانی که گوش جان سپردند به سخنانشان عامل رفعت و صعود شیعیانشان به برترین مدارج است و نفرین خدا بر آنان که همانند شب تاریک، و مایه ی ظلمت دیگران هستند.

انسان در زندگی خود در جستجوی الگویی است که بتواند هم در دنیا زندگی مطلوبی داشته باشد و هم در آخرت به مدارج کمال برسد. با توجه به این که ماشیعه هستیم، اهل بیت علیهم السلام الگوی مناسبی هستند که ما در اینجا سیرة حضرت علی علیه السلام را انتخاب کرده ایم.

 

                  کلیدواژه ها

سیره:

در لغت به معنای طریقه، روش و رفتار است.[1]

در اصطلاح سیره را چنین تعریف کرده اند:

سیره به مجموعه فعالیت ها وتلاش های عملی پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم وائمه معصومین علیهم السلام که به منظور به کار گیری دستورات نورانی اسلام وقرآن ودر راه تحقق وگسترش آن در شرایط گوناگون زمانی ومکانی به وقوع پیوسته است، اطلاق می گردد.[2]

 اخلاق:

اخلاق در لغت:

«جمع واژه خلق و به معنای خوبیهاست.»[3]

در اصطلاح:

یعنی حکمت عملی که علم تهذیب اخلاق، تدبیر منزل و سیاست مدن را در بر می گیرد.[4]

اجتماع:

در لغت چنین تعریف کرده اند:

جمع شدن، به هم پیوستن، دور هم گرد آمدن.[5]

 

بخش اول: اخلاق فردی

فصل اول:

ساده زیستی

ساده زیستی دراسلام

فرهنگ ساده زیستی اگر در جوامع بشری به گونه ی شایسته ای تحقق یابد می توان با بسیار ی از مشکلات اقتصادی مقابله کرد ودر روزگاران سخت آینده که انجار جمعیت همراه با کمبود مواد غذایی ومحدود بودن امکانات زیستی دامنگیر انسان ها است چاره ای جزرواج فرهنگ ساده زیستی وجود ندارد.[6]

 

سادگی در غذا

اگر حضرت علی علیه السلام را در خوراک با دیگران قیاس کنند کسی را نمی توان یافت که در این مورد همانند او باشد، زیرا خوراک آن حضرت بسیار ساده وکم وبه طور کلی نان جوینی بود که سبوس آن را پاک نمی کردند ودر مدت خلافتش حتی این مقدار هم به حداقل خود می رسید .ایشان غذایی می خوردند که عموم مردم می خوردند وسخت تلاش می کردند تا با محرومین وفقراءهم نوا باشند.[7]

عبدالله ابن ابی رافع گوید:

 روز عید به خدمت حضرت علی علیه السلام رفتم، انبانی که مهر شده بود نزدش آوردند ودر داخل آن نان جوین خشک وکوبیده دیدم که آن حضرت از آن تناول فرمود،عرض کردم یا امیر المؤمنین این انبان را چرا مهرمی کنید ؟ فرمودند:برای آن مهر می کنم که می ترسم این دو فرزندم حسنین علیهما السلام آنرا با روغن ویا زیت نرمش کنند![8]

 

سادگی در لباس

درباره جامه و پیراهن آن حضرت روایات جالبی نقل شده که از جمله در روایت عبدالله ابن هذیل آمده است که آستین پیراهن آن حضرت چنان بود که وقتی آن را می کشید به ناخن میرسید وچون رها می کرد تا وسط زارع می رفت وهنگامی بر تن آن حضرت ازاری وصله خورده بود، برخی به آن حضرت خورده گرفتند واعتراض کردند[9]، واودر پاسخ فرمود:

«یخشع له القلب ،وتذل به النفس، ویقتدی به المؤمنون »[10]

« دل با این لباس خشوع کند و نفس به وسیلة آن رام شود و مؤمنان از آن پیروی کنند.»

ازدواج ساده

همه قبول دارند که دخت رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم از بزرگ زنان بهشتی ودختر بزرگترین پیامبر آسمانی است همه قبول دارند که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام یکی از بزگترین شخصیت های جهان اسلام است .

اما ازدواج ساده آن بزرگواران جای بسی شگفتی است که چگونه ساده ودور از تشریفات انجام گرفت.

وقتی علی علیه السلام از حضرت زهرا علیها السلام خواستگاری کرد و پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم موافقت نمود، فرمود: علی جان: از درهم و دینار چه داری؟پاسخ داد: یک شتر  ویک زره جنگی. پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم فرمود: حیوان برای سواری لازم است، زره را بفروش.

زره را به بازار برد و به 40 درهم فروخت و همه را تقدیم رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم کرد.

خطبه عقد در حضور جمعی از یاران پیامبر خوانده شد،رسول خدا مقداری از قیمت زره را به سلمان داد تا لباس و برخی مایحتاج زندگی امام علی علیه السلام را تهیه کند و مقداری هم به مقداد داد و فرمود:آن را به خواهر علی علیه السلام ام هانی بده تا به عنوان صدقه بر سر عروس بریزد و با دادن یک غذای ساده مراسم پایان یافت.[11]

سادگی منزل و لوازم زندگی

سویدبن غفله می گوید :

دخلت علی امیرالمؤمنین بعد ما بویع باالخلافة و هو جالی علی حصیر صغیر لیس فی البیت غیره فقلت یا امیرالمؤمنین بیدک بیت المال و لست أری فی بیتک شیئاً مما یحتاج الیه البیت فقال یا ابن غفلة ان اللبیب لایتأثث فی دار النقلة و لنا دار قد نقلها الیها خیر متاعنا و أنا عن قلیل الیها صائرون.

روزی خدمت امام علی علیه السلام رسیدم ،ایامی که همه مردم با امام بیعت کرده بودند و او امام و خلیفه مسلمین بود،آن حضرت را دیدم که بر ر وی حصیر کوچکی نشسته و چیز دیگر ی در آن خانه وجود نداشت. سوید می گوید: عرض کردم: یا امیر المؤمنین! بیت المال مسلمین در اختیار شما است فرشی بر ای اتاق های خود تهیه نمائید می بینم که در خانه شما فرشی جز حصیر وجود ندارد. امام فرمود :ای سوید!کسی که در راه است و در مسافرخانه ای که زود از آن جا منتقل می شود (دنیا) ابزار و وسایل فراوانی برای آن جا تهیه نمی کند، ما به زودی از این دنیا می رویم، چرا فرش های قیمتی تهیه کنم.[12]

ساده زیستی در کمال توانایی

در نامه ای که امام علی علیه السلام به عثمان ابن حنیف والی بصره نوشته اند، می فرمایند :

من که امام شما هستم به دو جامه کهنه و دو قرص نان اکتفا کرده ام،در صورتی که من می توانستم از جامه های حریر لباسی فاخر بپوشم و از عسل مصفی و مغز گندم غذای لذیذ و مقوی تناول کنم ولی هیهات که هوا و هوس نفس بر من غلبه نماید و حرص سرکش مرا به برگزیدن خوراک ها وادارد یا اینکه شاید در حجاز یا یمامه کسانی باشند که در حسرت گرده نانی به سر برند و سیر شدن بر یاد نیارند یا چنان سیر بخوابند وپیرامونم شکم های گرسنه وجگرهایی از تشنگی سوخته باشد .

..... و لو شئت لاهتدیت الطریق، الی مصفی هذا العسل و لباب هذا القمح و نسائج هذا القزّ و لکن هیهات ان یغلبنی هوای و یقودنی جشعی الی تخیرالاطعمة ولعلّ باالحجاز اوالیمامة من لاطمع له فی القرص و لا عهد له با الشبع او ابیت مبطاناً و حولی بطون غرثی و اکباد حرّی. [13]

فصل دوم:

 

برخی دیگر از صفات و خصوصیات اخلاقی حضرت علی علیه السلام

 

صبر و حلم علی علیه السلام

صبر و حلم از صفات فاضله نفسانی است و از نظر علم النفس معرف علو همت و بلندی نظر و غلبه بر امیال درونی است و تسکین دردها و آلام روحی به وسیله صبر و شکیبایی انجام می گیرد. صبر، تحمل شداید و ناملایمات است و یا شکیبایی در انجام واجبات و یا تحمل برخورداری از ارتکاب معاصی و محرمات است و در هر حال این صفت زینت آدمی است و هر کسی باید خود را به زینت صبر آراسته نماید.[14]

حضرت علی علیه السلام برای استرداد حق خویش قدرت داشت ولی برای حفظ دین مأمور بصیر بود و این بزرگترین مصیبت و مظلومیتی است که هیچکس را جز خود او یارای تحمل آن نیست!

چه صبری بالاتر از این که اراذلی مانند مغیرۀ بن شعبه و خالدبن ولید به خانه اش بریزند و به زور و اجبار او را برای بیعت با ابوبکر به مسجد برند در حالیکه که اگر دست به قبضة شمشیر می برد مخالفی را در جزیرۀ العرب باقی نمی گذاشت! سکوت حضرت برای حفظ دین بود و اگر این دین حقیقت نداشت او در برابر این اهانتها صبر و تحمل نمی کرد.

خوش اخلاقی

اخلاق کریمه یکی از ویژگی های پیامبر اسلام  صلی الله علیه وآله و سلم بوده است، و این ویژگی در حضرت علی علیه السلام  هم جلوه گر بود.

طبیعتاً انعکاس این اخلاق پسندیده را می توانیم در نهج البلاغۀ شریف که تالی قرآن است مشاهده کنیم.

از جمله حضرت در سخنان گرانبهای خود فرموده اند:

«خالِطوا الناس مخالطة ان متم معها بکوا علیکم وانِ عشتم حنوا الیکم»[15] 

«چنان با مردم آمیزش کنید که اگر درآن حال مردیدـ مفارقت وجدایی ـ بر شما گریه کنند و اگر زنده ماندید، خواستار معاشرت با شما باشند».

امام علی علیه السلام همواره به کارگزاران حکومتی خود توصیه می کردند که شفقت و مهربانی با مردم را سرلوحه کار خود قرار دهند از جمله در عهدنامه معروف خود به مالک اشتر درباره شفقت به مردم توصیه هایی فرموده اند:

«و اشعر قلبک الرحمة للرعیة والمحبة لهم و اللطف بهم» [16]

« مهربانی و خوشرفتاری با رعیت را در دل خود جای ده»!

تقوا

واژه تقوی رایجترین کلمه ای است که در نهج البلاغه به کار رفته است. عمل تقوی بازداشتن انسان از خطاها و گناهان، و سوق دادن او به فرمانبری از خدا و رساندن به صلاح و رستگاری است. به تعبیر قرآن مجید، حاصل تقوی، روشن بینی و بصیرتی است که برای رهایی از نفس اماره و وسوسه های شیطانی در آدمی به وجود می آید و توانایی خروج از مضایق و شراید زندگی و پایداری در برابر مصائب به او ارزانی می شود.[17]

« و من یتق الله یجعل له مخرجا»[18]

«و کسی که از خدا بترسد خدا برایش راه نجاتی از گرفتاری ها قرار می دهد.»

امام علی علیه السلام نمونه ای کامل از تقوی بودند. هنگامی که فرمایش آن حضرت را به نظر می آوریم به گوشه ای از شخصیت ایشان نزدیک می شویم:

« لا شرف اعلی من الاسلام، و لاعزَّ اعزَّ من التقوی، و لا معقل احسن من الورع، و لا شفیع انجح من التوبة، و لاکنز اغنی من القناعة، و لا مال اذهب للفاقة من الرضی باالقوت»[19]

«نه شرافتی برتر از اسلام است؛ نه عزتی ارجمندتر از پارسایی؛ نه پناهی بهتر از خویشتن داری؛ نه شفیعی کارسازتر از توبه؛ نه گنجی پرمایه تر از قناعت؛ نه ثروتی نیاز برآورنده تر از خرسندی به همان خوراکی که رفع گرسنگی کند».

زهد

زهد وبی رغبتی به دنیا از صفات بارز شخصیت امام علی علیه السلام بود .او سرور پارسایان وقناعت کنندگان

بود برای زیستن موقعیت های سخت تر ودشوارتر رابر می گزید هیچ گاه از سر سفره سیر برنخاست ؛خوراک وپوشاک اورااز همه ی مردم سخت تر وزبر تر بود ؛هیچ گا ه از غذایی سیر نخورد . بر سر سفره اش نمک وسرکه واگر گهگاهی چیز دیگری  برآن می افزود از سبزیها بود.کمی بالاتر که می رفت اندکی شیرشتر بود .گوشت خیلی کم می خورد [20]وچنین می گفت :

«لا تجعلوا بطونکم مقابر الحیوان »[21]

«شکم های خود را گورستان حیوانات قرار ندهید.»

ایشان از دنیا بی نیاز بودند ؛زیرا به فریب کاری آن چیره وبه فرمان روایی اش بی اعتنا واز زرق و برق آن رویگردان بودند امام با گرامیداشت قدر ومنزلت خود در قله مناعت وخویشتنداری وزهد بدون اینکه به شکوه فریبا وزرق و برق آن اعتنایی داشته باشند ؛پناه گرفته بودند واز شناخت ژرفی که نسبت به خواسته های بی ارزش وبیهودگی کارها وبی اعتباری شان ومقام دنیا در پیشگاه پروردگار داشت چیزی او را حتی به اندازه آرزویی که بر خیال وهم بگذارد به خود مشغول نمی کرد وشعارش همان شعار حکمت آمیز خودش بود که[22]:

«من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته»[23]

«هر کس برای خودش ارزش قائل باشد شهواتش برای او پوشالی وبی ارزش خواهند بود .»

تواضع و فروتنی

 امام صادق علیه السلام فرمود:

 «امیرالمؤمنین علیه السلام هیزم جمع می کرد و آب از چاه می کشید و جارو می زد و فاطمه علیها السلام آرد

و خمیر می ساخت و نان می پخت.»[24]

ابوطالب مکی  در « قوت القلوب» گوید:

علی علیه السلام خرما و نمک را به دست خود حمل می کرد و می فرمود:

« لا ینقص الکامل من کماله ماجر من نفع الی عیاله»[25]

« از کمال آدمی نمی کاهد که منافعی را برای عیالش حمل کند و با خود ببرد.»

نظم در امور

نظم واژة ارزشمند و گرانسنگی است که حاصل تلاش مصلحان بشریت و پیامبران پاک آسمانی و رهبران جهادگر و ایثارگر بشری است. چون نظام احسن الهی در پرتو نظم و حساب و برنامه سازمان یافته است همه پدیده ها در پرتو نظم و حساب پدید آمدند، تکثیر شدند، و قانونمند باقی مانده اند. کهکشانها و منظومه ها، و میلیاردها ستاره و سیاره، و زمین، همه و همه با نظم لباس وجود پوشیدند و هم اکنون در پرتو نظم، حیات و تداوم زندگی آنان سامان گرفته است که قرآن کریم می فرماید:

«والسماء رفعها و وضع المیزان»[26]

«آسمانها برافراشته شدند و آنگاه نظم در آنها استقرار یافت.»

رعایت نظم از جمله موضوعاتی است که در نهج البلاغه مطرح شده است و امام علی علیه السلام در این باره سخنان گرانبهایی مطرح کرده اند، از جمله حضرت فرموده اند:

«اوصیکما و جمیع ولدی و اهلی و من بلغه کتابی بتقوی الله و نظم امرکم»[27]

«شما دو تن (امام حسن و امام حسین علیهما السلام) و همه فرزندان و خانواده ام و هر کسی را که این نوشته به او می رسد، به رعایت پرهیزکاری و نظم در کارها وصیت می کنم.»

تعقل و تفکر در امور

حضرت علی علیه السلام نیز به موضوع تعقل و تفکر در امور اهمیت بسیاری داده اند و در کتاب شریف نهج البلاغه نیز سخنان والا و ارزشمندی در این زمینه وجود دارد .

«اِنّ  اَغنی الغنی العقل»[28]

«همانا مهمترین توانگری خرد است ».

«لا مال اَعود من العقل»[29]

« هیچ ثروتی سود آور تر از خردمندی نیست. »

فصل سوم:

عبادت و عمل

عبادت در کودکی

در آغاز بعثت پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم در آن روزهایی که مسلمانی وجود نداشت، همه مردم می دیدند که رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم ، خدیجه علیها السلام و کودکی به نام علی علیه السلام وارد خانه خدا می شوند و نماز

می گزارند.[30]

امام علی علیه السلام خود فرمود:

«و لقد صلوة مع رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم قبل الناس بسبع سنین وأنا اول من صلی معه»[31]

« و همانا من با پیامبر خدا صلی الله علیه وآله و سلم پیش از همه انسانها نماز خواندم، در حالی که 7ساله بودم، من اول کسی هستم که با پیامبر نماز گزاردم».

ایمان و عبادت علی علیه السلام

حضرت علی علیه السلام در ایمان و عبادت منحصر به فرد بود در این مورد پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم
فرموده اند:

« لو أن السموات و الارض وضعتا فی کفه و وضع ایمان علی فی کفه لرجح ایمان علی»[32]

«اگر آسمانها و زمین در یک کفۀ ترازو و ایمان علی در کفۀ دیگر گذاشته شود، به طور حتم ایمان علی بر آنها فزونی می کند.»

در روایتی که در کتابهای شیعه و سنی به طور متواتر نقل شده دربارۀ آن حضرت نوشته اند که:

اذا حضر وقت الصلاة تلوّن و تزلزل فقیل له: ما لک؟ فیقول: جاء وقت أمانة عرضها الله تعالی علی السماوات والارض والجبال فابین ان یحملنها و حملها الانسان.[33]

 چون وقت نماز می رسید رنگ آن حضرت می پرید و بدنش به لرزه می افتاد و چون سبب آن را می پرسیدند، می فرمود  وقت بازپس دادن آن امانتی رسید که خدا بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کرد آنها از حمل آن خودداری کردند و انسان آن را حمل کرد.

اهمیت دادن به قرآن

 امیرالمؤمنین علیه السلام اول حافظ قرآن بود. اولین کسی بود که قرآن را حفظ کرد و آنچه پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم از جبرئیل گرفت، او نیز فرا گرفت. پس از وفات رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم امام علی علیه السلام تمام آیات

 قرآن را در یک جلد قرآن جمع آوری کرده و آن را به مهاجرین و انصار عرضه کرد[34].

عمل صالح

از نظرگاه اسلام، عمل صالح و کار شایسته خدا پسندانه، از لوازم رستگاری انسان مؤمن شناخته شده است در قرآن مجید در مواردی سخن از مؤمنان و ویژگیهای تربیتی و اخلاقی آنان به میان آمده است، مانند:

«ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات و اقاموا الصلوة»[35]

«محققاً کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام می دهند و نماز به پا داشته.»

و همچنین حضرت علی علیه السلام خود نمونه ای کامل از انسانهایی بودند که ایمان و عمل صالح داشتند و همچنین در نهج البلاغه در این مورد توصیه های حکمت آمیزی به عمل آورده اند از جمله ایشان فرموده اند:

«فاتقوا الله عبادالله و بادروا آجالکم باعمالکم و ابتاعوا مایبقی لکم بمایزول عنکم»[36]

« ای بندگان خدا برای خدا تقوا بورزید و با اعمال خود بر مرگهایتان پیشی جویید (در زندگی نیکو کردار باشید تا پس از مرگ ایمن گردید) و چیزی از اعمال صالحه را به جای آنکه از کف شما می رود، برای خویشتن خریداری کنید».

بخش دوم: اخلاق اجتماعی

 

فصل اول:

در برخورد با دیگران

رسیدگی به امور یتیمان

علی علیه السلام برای نیازمندان وستم کشان پناهگاه بزرگی بود، او پدر یتیمان وفریاد رس بیوه زنان ودستگیر درماندگان ویاور ضعیفان بود، در زمان خلافت خود شبها از خانه بیرون می آمد ودر تاریکی شب خرما ونان برای مساکین وبیوه زنان می برد وبه صورت مرد ناشناس بر در خانه آنها آذوقه وپول می داد بدون اینکه کسی بشناسد که این مرد خیر ونوع پرور کیست؟ علی علیه السلام هر کجا یتیمی می دید

مانند پدری مهربان دست نوازش به سر او می کشید وبرایش خوراک وپوشاک می داد.[37]

انفاق وسخاوت حضرت علی علیه السلام

حضرت علی علیه السلام در انفاق، مشهور وکعبه آمال مستمندان وبیچارگان بود هر کس را فقر ونیازی می رسید دست حاجت پیش علی علیه السلام می برد وآن حضرت با نجابت و اصالتی که در فطرت او بود حاضر نمی شد آبروی سائل ریخته شود.[38]

و در این باره فرموده اند:

«من یعط با الید القصیرة یعط با الید الطویلة»[39]

«آن کس که با دست کوتاه ببخشد از دستی بلند پاداش می گیرد.»

خدای سبحان در ستایش از ایثار آنها بخشی از سوره انسان را نازل می کند:

«یو فون بالنذر ویخافون یو ما کان شره مستطیرا ویطعمون الطعام علی حبه مسکینا ویتیما واسیرا»[40]

«به نذر خود وفا می کنند واز شر وعذاب فرا گیر روز قیامت در هراسند طعام را با اینکه خود دوست دارند ومحبوب آنهاست در راه خدا به مسکین ویتیم واسیر اطعام می نمایند.»

محبت علی علیه السلام

نیروی محبت از نظر اجتماعی نیروی عظیم و مؤثری است. بهترین اجتماعها آن است که با نیروی محبت اداره شود. علاقه و محبت زمامدار عامل بزرگی است برای ثبات و ادامه حیات حکومت، و تا عامل محبت نباشد رهبر نمی تواند و یا بسیار دشوار است که اجتماعی را رهبری کند و مردم را افرادی منضبط و قانونی تربیت کند ولو این که عدالت و مساوات را در آن اجتماع برقرار کند. مردم آنگاه قانونی خواهند بود که از زمامدارشان علاقه ببینند و آن علاقه هاست که مردم را به پیروی و اطاعت می کشد.[41]

امام در فرمان خود به مالک اشتر این مطلب را به طور صریح بیان فرمودند:

واشعر قلبک الرحمة للرعیة والمحبة لهم واللطف بهم ولاتکوننّ سبعاً ضاریاً تغتنم اکلهم فانهم صنفان: اما اخ لک فی الدین او نظیر لک فی الخلق.[42]

مهربانی و عطوفت و دوستی با رعیت را در دل خود جای ده، همانند حیوان درنده مباش که خوردنشان را غنیمت شماری، زیرا مردم دو دسته اند: یا برادر دینی تو هستند و یا در خلقت و آفرینش همنوع تو محسوب می شوند.

علت اصلی تأکید حضرت بر این مسأله این است که حاکم در جامعه اسلامی بتواند به عنوان امین و مشکل گشای جامعه باشد. به عنوان کسی باشد که همگان امکان دستیابی به او را داشته باشند. به عنوان کسی باشد که مظلومان و مستضعفان جامعه همیشه امید به احقاق حق خود را توسط او داشته باشند. لذا بر اساس چنین شیوه ی عدل و عدالتی در جامعه است که حضرت در عین حال که حاکمان را به خوش رفتاری با مردم ترغیب می نماید، در عین حال آنان را در برابر دشمنان دین و ملت وادار به سخت گیری می نماید که این منتهای عدالت و تضاد و تقابل وجود علی علیه السلام است.

شجاعت علی علیه السلام

صفت شجاعت یکی از ارکان اصلی فضائل نفسانی است و عبارت است از عدم تزلزل نفس در امور خطیره و هولناک، و مظهر تام و مصداق حقیقی آن وجود علی علیه السلام بود.

و گرچه نزد علمای اخلاق زیرمجموعه خشم قرار می گیرد و جزء اخلاق فردی به حساب می آید اما زمانی که در اجتماع بروز پیدا می کند جزء اخلاق اجتماعی محسوب می شود. لذا ما از آن به عنوان یکی از اخلاق اجتماعی در زندگانی حضرت علی علیه السلام بحث می کنیم.

شجاعت در میدان نبرد

شجاعت علی علیه السلام از عجایب روزگار است وذره ای ترس در وجود ایشان نبود چنان که در جنگ های بدر و احد و حنین که حضرت در بین 20تا 25 سالگی بود آن چنان بینی قهرمانان وپهلوانان مشرک را به زمین مالید که سال ها کینه علی را در سینه داشتند تا اینکه در جنگ ها ی جمل، صفین ونهروان وسپس با به شهادت رساندن علی علیه السلام وفرزندانش این کینه را ظاهرکردند .

آن حضرت در سخنی فرموده است:

«والذی نفس ابن أبی طالب بیده لالف ضربة بالاسیف اهون علیّ من میتة علی الفراش فی غیر طاعة الله [43]

 «سوگند به خدایی که جان پسر ابی طالب در دست اوست هزار ضربت شمشیربر من آسان تر است از مرگ در بسترکه در غیر طاعت خدا باشد.»

شجاعت در باز گرداندن بیت المال

حضرت علی علیه السلام یکی از شجاعترین افراد روی زمین بودند که همه ی زندگی آن حضرت دارای منطق شجاعانه بود .در مقابل لجوج ترین افراد شجاعانه ایستاد و در مقابل کسانی که نام ونشان در جامعه اسلامی داشتند شجاعانه ایستاد .در مقابل ثروت انباشته ای در شام که می توانست دهها هزار سر باز جنگجو را که در مقابل او به صف آرایی وادار کند، شجاعانه ایستاد .وقتی راه خدا را شناخت، هیچ ملاحظه ای از هیچ کس نکرد ؛ در مقابل خویشاوندان خود ایستاد .

عدالت و حقیقت خواهی علی علیه السلام

علی علیه السلام مرد حق و عدالت بود و در این امر به قدری شدت عمل به خرج می داد که فرزند دلبند خود را با سیاه حبشی یکسان می دید،آن حضرت از عمّال خود باز جویی می کرد وستمگران را مجازات می نمود تا حق مظلومین را باز پس گیرد .

به این جهت می فرمود:

«اعدل الناس من أنصف من ظلمتم»[44]

«عادل ترین مردم کسی است که انصاف ورزد با کسی که نسبت به او ستم نموده است.»

حکومت علی علیه السلام بر پایه عدالت و تقوا و مساوات و مواسات استوار بود و در مسند قضا به جز حق حکم نمی داد و هیچ امری ولو هر قدر خطیر و عظیم بود نمی توانست رأی و اندیشه او را از مسیر حقیقت منحرف سازد. علی علیه السلام خود را در برابر خدا نسبت به رعایت حقوق بندگان مسئول می دانست برقراری عدالت اجتماعی به معنی واقعی و حقیقی آن بود و محال بود کوچک ترین تبعیضی را حتی درباره نزدیک ترین کسان خود اعمال نماید .[45]

عدالت اقتصادی

یکی از ارکان عدالت در جامعه، عدالت اقتصادی است که طبق آن هر کس به فراخور استعداد و وظیفه و نیازمندی می بایست از مواهب و نعمات استفاده کند. ولی متأسفانه در هر جامعه به علت وجود حرص و آز و طمع است که سبب می شود یک عده بیش از نیاز خود از نعمت ها استفاده کنند و یک عده محتاج به آن نعمات باشند. از این رو از دیدگاه امام علی علیه السلام رسیدگی به امور اقشار کم درآمد و فقیر از وظایف اصلی والیان و متصدیان امر است.[46]

حضرت در موارد فراوانی فرموده اند که حاکم باید در امور حقوقی قاطع باشد و نسبت به همه به طور یکسان برخورد نماید، نه اینکه خواهان امتیاز طبقاتی و برتری گروهی باشد و دسته ای را بر گروه دیگر ترجیح دهد. به همین اساس است که حضرت در بخشی از نامه خود خطاب به اسود بن قطیبه، سردار سپاه حلوان، می نویسد:

فلیکن أمرالناس عندک فی الحقّ سواء فانّه لیس فی الجور عوض من العدل فاجتنب ما تنکر أمثاله وابتذل نفسک فیها افترض الله علیک راجیاً ثوابه و متخوّفاً عقابه. [47]

باید کار مردم در حق نزد تو یکسان باشد، زیرا بدون تردید ظلم و ستم جایگزین عدل نمی شود، از کاری که مانند آن را برای خودت نمی پسندی، دوری کن و خویشتن را در انجام کارهای واجب به امید پاداش دهی و ترس از کیفرش فدا کن.

حضرت به مالک اشتر استاندار خود در مصر چنین می نویسد:

ثمّ انظر فی امور عمّالک فاستعملهم اختباراً ولا تولّهم محاباة و أثرة فانهما جماع من شعب الجور والخیانة و توخّ منهم اهل التجربة والحیاء من أهل البیوتات الصالحة والقدم فی الاسلام المتقدمة فانّهم اکرم اخلاقاً وأصحّ اعراضاً واقلّ فی المطامع اشراقاً. [48]

سپس در کار عاملان خود بیندیش و پس از آزمودن به کارشان بگمار و به میل خود و بدون مشورت، آنان را به کار مخصوص مگمار که این کار خیانت است. آنان را از میان کسانی برگزین که تجربه و حیا دارند، از خاندان های پارسایی که در مسلمانی، قدمت و دلبستگی بیشتری دارند، اخلاقشان گرامی تر، آبرویشان محفوظتر، طمعشان کمتر و عاقبت نگری شان بیشتر است.

فداکاری بی نظیر در لَیلَةُ المبیت

اعمال و رفتار هر فرد، زاییدۀ طرز تفکر و عقیدۀ او است. جانبازی و فداکاری از نشانه های افراد

با ایمان است. اگر ایمان انسان به چیزی به حدی برسد که آن را بالاتر از جان و مال خود بداند، قطعاً در راه آن سر از پا نمی شناسد و هستی و تمام شؤون خویش را فدای آن می سازد.[49]

 قرآن مجید این حقیقت را در آیۀ زیر منعکس کرده است:

«انما المؤمنون الذین آمنوا باالله و رسوله ثمَّ لَم یَرتابواوجاهدوا باَموالهم و اَنفسهم فی سبیل الله اولئک هُمُ الصادقون»[50]

«مؤمنان کسانی هستند که به خدا و پیامبر او ایمان آوردند و در آن هرگز تردید نکردند و با مال و جان خود در راه خدا کوشیدند، آنان به راستی در ایمان خود صادقند.»

پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم به عنوان امین و امانتدار قریش، خوانده می شد. و نگهبان امینی برای حفظ اموال قریش بود. وقتی که ناچار شد به طور ناگهانی( بدون مهلت) از مکه هجرت کند، در میان قوم خود و مردم مکه، شخص امینی جز امیرالمؤمنین علیه السلام را نیافت که امانتهای مردم را به او بسپارد تا به صاحبانش برگرداند. و نیز کسی را جز علی علیه السلام نیافت که دیون خود را به وسیله او بپردازد و دختران وزنان خانواده و همسرانش را گردآورده و به سوی مدینه ببرد، پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم در این امور مهم، تنها علی علیه السلام را برگزید و پاکی، جوانمردی، امانتداری و لیاقت علی علیه السلام پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم را آسوده خاطر نمود؛ چرا که، شجاعت، جوانمردی، پاکدامنی و پارسایی علی علیه السلام اطمینان داشت.

فصل دوم:

 

اخلاق سیاسی امام علی علیه السلام

اولین و مهمترین ویژگی اخلاقی در سیاست و حکومت حضرت علی علیه السلام راستی است. پرهیز از دروغ از اولین اصول اخلاقی بشر به شمار می رود. امام علی علیه السلام حتی در حادترین شرایط در حکومت خود حاضر نشدند دروغ بگویند زیرا ایشان به اصول و مبانی اخلاقی پایبند بودند و ارزش تمام قدرت و حکومت را پایین تر از یک عمل ضد اخلاقی می دانستند و یک سخن راست را بر تمام قدرت و حکومت ترجیح می دادند. ایشان همچنین برخورد صادقانه و صداقت آمیز با مردم داشتند. در اندیشه سیاسی اسلام، حاکمان نباید از جهل مردم سوء استفاده کنند یا به خاطر مصالح و منافع حقایق را بپوشانند.

یکی دیگر از ویژگی های اخلاقی امام در سیاست پای بندی به عهد و پیمان است.

حضرت علی علیه السلام نسبت به امور مالی بسیار حساس و دقیق بودند و با این که از حق و سهم خود به آسانی می گذشت ولی در امور بیت المال کاملاً نظام مند عمل می کرد و در حساب و کتاب بسیار دقیق و سختگیر بود.

حضرت علی علیه السلام در حکومت خود به شدت از خشونت و خونریزی پرهیز و ابا داشتند، اساساً

خشونت و خونریزی با اهداف و مبانی فکری حضرت سازگار نبود. زیرا هدف حضرت از قدرت و حکومت ساختن جامعه ای آباد با وفور نعمت بود که در تمام جامعه و نظام سیاسی قوانین عدالت جاری باشد و ضعیف بتواند حق خود را از قوی بگیرد. و بنیان چنین جامعه ای با امنیت و آرامش و استقرار عدالت امکان پذیر است نه این که خشونت و خونریزی در جامعه به وجود آید.

فصل سوم:

 

اخلاق همسرداری

تقسیم کار با همسر

یکی ازعوامل سعادت وشادابی خانواده تقسیم کار وتعیین حدود ووظائف زن وشوهر است .حضرت علی علیه السلام با حضرت زهرا سلام الله علیها در فکر تقسیم کار بود که رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم چنین رهنمود داد :کارهای داخل منزل با فاطمه سلام الله علیها وکارهای بیرون از منزل بر عهده علی علیه السلام باشد.[51]

حضرت فاطمه سلام الله علیها با خوشحالی فرمود :

«فلا یعلم ما داخلنی من السرور الا الله باکفائی رسول الله تجحل رقاب الرجال »[52]

«جز خدا کسی نمی داند که از این تقسیم کار تا چه اندازه خوشحال شدم.»

روزی رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم وارد خانه فاطمه سلام الله علیها شد ودید که علی علیه السلام وحضرت زهرا سلام الله علیها با هم عدس پاک می کنند . پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم حضرت علی علیه السلام را تشویق کرد وفرمود:

«ما من رجل یعین امرئته فی بیتها الا کان له بکل شعره علی بدنه عبادة سنة صیام نهارها وقیام لیلها»[53]

«هیچ مردی زنش را در خانه کمک نمی کند مگر آنکه خداوند به تعداد موهای بدن او عبادت یک سال که روزها روزه گرفته وشب ها شب زنده داری کرده باشد ثواب به شوهر می دهد .»

امام علی در یک دستور العمل اخلاقی واجتماعی خطاب به فرزندش امام حسن نوشت:

 «واکفف علیهن من ابصارهنّ بحجابک ایاهن فان شدة الحجاب أبقی علیهنّ ولیس خروجهن باشد من ادخالک من لا یوثق به علیهن وان استطعت الا یعرفن غیرک فافعل»[54]

«در پرده حجاب نگاهشان دار تا نامحرمان را ننگرند زیرا که سخت گیری در پوشش عامل سلامت و استواری آن هاست بیرون رفتن زنان بدتر از آن نیست که افراد غیر صالح را در میانشان آوری و اگر بتوانی گونه ای زندگی کنی غیر تو را نشناسد چنین کن.»

 

بخش سوم: امام علی علیه السلام در کلام قرآن و پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم و اهل بیت علیهم السلام

فصل اول:

 

سیمای امام علی علیه السلام در قرآن

حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام ، مولای متقیان، نخستین امام از ائمه اثنی عشر و ابوالائمه، از نظر شناخت قرآن و ظهر و بطن و تنزیل و تأویل آن، پس از حضرت رسول صلی الله علیه وآله و سلم قرآن شناس ترین بزرگان اسلام است که قرآن شناسان بزرگی، چون ابن عباس و مجاهد شاگردان مکتب تفسیری او بوده اند.

آنچه از قرآن دربارة حضرت علی علیه السلام و خاندان آن حضرت نازل شده بسیار زیاد است که ما در اين جا چند آيه را كه به اتفاق شيعه و سنى درباره على علیه السلام نازل شده است نقل مى كنيم:

-         آیه ولایت:

«انما وليكم اللّه و رسوله و الذين يقيمون الصلوة و يؤ تونالزكوة و هم راكعون»[55]

«ولىّ شما فقط  خدا و رسول خدا ‍ و کسانی همستند که ایمان آورده اند و اقامه نماز کرده اند و در حال رکوع زکات دادند.»

توضیح این که:

1- کلمة انّما بر تخصیص دلالت می کند، یعنی ولایت بر مسلمانان، مخصوص خدا و مؤمنانی است که در آیه توصیف شده اند، چنانکه زمخشری گفته است که: معنای انّما این است که موالات مخصوص آن ها (کسانی که در آیه ذکر شده اند) می باشد.[56]

2- در مورد این که مقصود از ولایت چیست دو قول است: علمای اهل سنت آن را ولایت محبت و نصرت و علمای شیعه آن را ولایت زعامت و رهبری دانسته اند.[57]

دلیل قول شیعه این است که اولاً : ولایت به معنای محبت و نصرت به پیامبر و عده ای از مؤمنین اختصاص ندارد، بلکه امری عمومی است یعنی همة مؤمنین باید دوستدار و یار یکدیگر باشند و ثانیاً روایات بسیاری از طریق شیعه و اهل سنت وارد شده که آیه در شأن علی علیه السلام نازل شده است. آن گاه که فقیری وارد مسجد شد و از مردم کمک خواست، کسی به او کمک نکرد، در این هنگام علی علیه السلام که در حال رکوع بود با دست خود به او اشاره کرد و انگشتر خویش را به او داد، در این هنگام آیه یاد شده بر پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم نازل شد.

و دلیل قول اهل سنت این است که این آیه بین آیاتی واقع شده است که مسلمانان را از ولایت اهل کتاب نهی کرده است و مقصود از آن محبت و نصرت است. بنابراین سیاق آیات قرینه است بر این که مقصود ولایت در آیه مورد بحث نیز محبت و نصرت می باشد.[58]

- آیة تطهیر:

«انّما یریدالله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیراً»[59]

«خدا جز این منظور ندارد که پلیدی را از شما اهل بیت ببرد، و آن طور که خود می داند پاکتان کند.»

این آیه در خانه ام سلمه بر پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم نازل شده و آن حضرت فاطمه و حسنین و علی علیهم السلام را جمع کرد سپس گفت: خدایا اینها اهل بیت من هستند، پلیدی را از اینها دور گردان و به تطهیر خاصی پاکشان فرما.[60]

- آیة مودت:

«قل لاأسئلکم علیه أجراً الاّ المودة فی القربی»[61]

«ای پیغمبر در برابر زحمات تبلیغ رسالت به مردم بگو من از شما اجر و مزدی نمی خواهم مگر دوستی نزدیکانم را.»

 وقتی آیة فوق نازل شد از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم سؤال شد، از نزدیکان شما که دوستی آنها بر ما واجب است چه کسانی اند؟ فرمود: علی و فاطمه و دو پسرشان.[62]

فصل دوم:

امام علی علیه السلام از زبان پیامبر و اهل بیت علیهم السلام

امام علی علیه السلام در سخن پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم

افراد بسیاری در طول تاریخ، از دست نایافتگی به ابعاد شخصیت مولا علی علیه السلام ابعادی ناپیدا کرانه یافته اند و در این زمینه سخنان بسیاری ایراد کرده اند، اما این حقیقت درخشان تر از هر جایی در کلام پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم آمده است. زیباترین، شکوهمندترین، گویاترین و شیواترین سخنان دربارة حضرت علی علیه السلام در سخنان پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم آمده است.

می توانیم ابعاد شخصیت حضرت علی علیه السلام را در موارد گوناگون بررسی کنیم که در این باره از سخنان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم هم بهره می گیریم.

1- از لحاظ آفرینش

حموینی از ابن عباس نقل کرده است که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به ام سلمه فرمود:

«هذا علی بن ابی طالب لحمه لحمی و دمه دمی و هو منی بمنزلة هارون من موسی الاّ انّه لانبیّ بعدی یا ام سلمه هذا علی امیرالمؤمنین و وصیی و عیبه علمی»[63]

«این علی بن ابیطالب است که گوشت او گوشت من، و خون او، خون من است و او از من، مانند هارون از موسی است. جز این که پس از من پیغمبری نخواهد آمد، ای ام سلمه این علی است که امیر مؤمنین و سرور مسلمین و وصی من بوده و گنجینة علم من و باب علم من است.»

2- از نظر خانوادگی

پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:

«انّ الله جعل ذریة کل نبی فی صلبه و جعل ذریتی فی صلب علی بن ابیطالب»[64]

«خداوند نسل و اولاد هر پیغمبری را در صلب او قرار داد و ذریه مرا در صلب علی بن ابیطالب گذاشت.»

3- از نظر علمی

پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم ،علی علیه السلام را وارث معارف و رازدان آگاهی های ناپیدا و کان تمامی علوم خود معرفی کرده است:

«أنا مدینة العلم و علیّ بابها فمن أراد العلم فلیأت الباب»[65]

«من شهرستان علم هستم و علی دروازة آن است، پس هر که علم را بخواهد باید از در آن وارد شود.»

4- از نظر اخلاقی

پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از جمله چرایی بعثت و آهنگ رسالتش را به «کمال رساندن مکارم اخلاق» عنوان کرد و برای این منظور تلاشهای زیادی انجام دادند تا بتوانند راستگوترین، شکیباترین، فروتن ترین، نیک خوترین و دنیاگریزترین و ... انسانها را تربیت کنند، حضرت علی علیه السلام نمونه کامل چنین انسانهایی است تا آنجا که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم اطاعت از خود را در گرو اطاعت از علی علیه السلام می دانند.

پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم  در حدیثی می فرمایند:

«من أطاعنی فقد أطاع الله و من عصانی فقد عصی الله و من أطاع علیّاً فقد أطاعنی و من عصی علیّاً فقد عصانی»[66]

«هر کس مرا اطاعت کند خدا را اطاعت کرده است و هرکه مرا نافرمانی کند، خدا را نافرمانی کرده است، و کسی که علی را اطاعت کند، مرا اطاعت کرده و هر که علی را نافرمانی کند، مرا نافرمانی کرده است.»

علی از زبان علی علیه السلام

امام علی علیه السلام:

«من بزرگترین حجت و بزرگترین نشانه و برترین نمونه ام.»[67]

«پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم در حالی که نوشته ای در دست داشت، مرا به حضور خویش فراخواند. سپس فرمود: علی! در حفظ و نگهداری این مکتوب کوشش نما! پرسیدم: مگر این چه کتابی است؟ فرمود: خداوند متعال، نام همه نیکبختان و سعادتمندان عالم را درخلال آن برشمرده است و از من خواسته است که آن را به تو بسپارم.»[68]

 

حضرت فاطمه سلام الله علیها:

از سخنان فاطمه سلام الله علیها بعد از درگذشت پدرشان، هنگامی که نزد ابوبکر رفت، در حالی که گروهی از مهاجران و انصار هم حضور داشتند فرمودند:

«کلّما أوقدوا ناراً للحرب أطفأها الله»[69]

«هر بار که آتشی برای پیکار برافروختند، خدا آن را خاموش ساخت.»

یا سلطه گری شیطانی سر بر آورد و یا گروهی از مشرکان، دهان گشودند و او برادرش علی را در کامشان افکند و علی، جز آن هنگامی که گوش هایشان را پاکوب کرد، برنگشت و با شمشیرش شعله افروزی آنان را خاموش ساخت، با پذیرا بودن رنج در راه خدا و کوشش در کار خدا، نزدیک بودن به پیامبر خدا، سروری در بین اولیای خدا، تلاشگر، ناصح، پرتلاش و جدّیتی که در راه خدا داشت، ملامت هیچ ملامت کننده ای را پذیرا نشد.[70]

امام رضا علیه السلام

امام رضا علیه السلام به عبدالله بن ابن زیّان فرمود:

آیا کتاب خداوند عزوجل را نخوانده ای:

«و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المؤمنون»[71]

«بگو: [هر کاری که می خواهید] بکنید، که به زودی خدا و پیامبر او و مؤمنان، کردار شما را خواهند دید؟»

قال هو والله علی ابن ابی طالب علیه السلام

سوگند به خدا، [مراد از «مؤمنان»در آیه،] علی بن ابیطالب علیه السلام است.[72]

امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در دعایش:

«پروردگارا...! بر امیر مؤمنان، وارث پیامبران، رهبر سپیدرویان، سرور وصی ها، و حجت پروردگار جهانیان، درود فرست.»[73]

بخش چهارم: امام علی علیه السلاماز زبان دیگران

فصل اول:

علی علیه السلاماز زبان یاران پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم

عبدالله بن عباس:

تاریخ بغداد به نقل از عبدالله بن عباس، در تفسیر این سخن خداوند:

«قل بفضل الله و برحمته»[74]

«بگو: به فضل و رحمت خداست.»

«بفضل الله: النبی و برحمته علیّ»[75]

«منظور از فضل خدا پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم است و رحمت خدا علی علیه السلام است.»

ابن عباس می گوید:

علی علیه السلام چهار ویژگی داشت: او اولین فرد از بین عرب و غیر عرب بود که با پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم نماز گزارد؛ و او کسی است که پرچم پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم در هر جنگی با او بود؛ و او کسی است که در جنگ احد، با پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم پایداری کرد و همه مردم به جز او فرار کردند؛ و او همان کسی است که پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم را غسلش داد و همان کسی است که او را در قبرش گذاشت.[76]

از ابن عباس پرسیده شد نظر تو درباره ی علی ابن ابیطالب چیست؟ گفت:

سوگند به خدا که یکی از ثقلین را یاد کردی: آن که به گفتن شهادتین پیشی گرفت؛ به دو قبله نماز گزارد؛ دو بار بیعت کرد؛ دو نوه ی پیامبر خدا به او داده شد؛ پدر نوه های پیامبر (حسن و حسین علیهما السلام بود)؛ خورشید دو بار پس از غروب کردن برای او برگشت؛ دو بار شمشیر از نیام کشید؛ او صاحب دو هجوم است. مثل او در بین امت چون ذوالقرنین است. او مولای من علی بن ابیطالب علیه السلام است.[77]

فصل دوم:

امام علی علیه السلاماز زبان یاران

مالک اشتر

در یادکرد بیعت مردم با امیر مؤمنان:

... آن گاه، مالک بن حارث اشتر به پا ایستاد و گفت: ای مرد م! این وصیّ وصی ها، و وارث دانش پیامبران، آزمایش دهنده بزرگ، و نیک بی نیاز است. آن است که کتاب خدا به ایمان، و پیامبر خدا به بهشت رضوان برای او گواهی داده است؛ آن که در او فضایل، کمال یافته اند و در سابقه و دانش و فضلش، پیشینیان و پسینیان، تردیدی ندارند.[78]

مالک اشتر، در منطقه قناصرین [در شام]، در حالی که بر اسبی سیاه چون کلاغ سوار بود، برای مردم سخنرانی کرد و گفت:

... پسرعموی پیامبرمان، شمشیری از شمشیرهای خداوند، علی بن ابیطالب با ماست؛ آن که با پیامبر خدا نماز گزارد، هیچ مردی حتی تا زمان کهولت، بر نماز او پیشی نگرفته است. او را بیهوده گری، خطاکاری و لغزش نبود. در دین خدا آگاه است، حدود الهی را می داند، دارای رأیی اصیل، و بردباری ای نیکو، و عفتی دیرین است.[79]

ضرارة بن ضمره

به خدا سوگند او بسیار دوراندیش و نیرومند بود، به عدالت سخن می گفت و با قاطعیت فیصله می داد، علم از جوانبش می جوشید و حکمت از زبانش فوران داشت. از زرق و برق دنیا وحشت داشت و با شب و تنهایی آن مأنوس بود. آن بزرگوار- که درود خدا بر او باد- بسیار اشک می ریخت و فراوان فکر می کرد. لباس زبر و درشت و غذای مانده ی فقیرانه را می پسندید. در میان ما که بود مانند یکی از ما بود، اگر چیزی از او می خواستیم می پذیرفت و اگر از او دعوت می کردیم قدم رنجه می فرمود، با این همه که به ما نزدیک بود و ما را به خود نزدیک می ساخت چندان باهیبت بود که در حضورش جرأت سخن گفتن نداشتیم.

عدی بن حاتم

وقتی عدی بن حاتم بر معاویه وارد شد، معاویه گفت:

روزگار از یاد علی بن ابیطالب علیه السلام چه به جای گذارده؟

عدی گفت: مگر جز یاد علی علیه السلام چیز دیگری را هم رعایت کرده است؟

معاویه گفت:او را چگونه دوست داری؟

عدی آهی از دل بر کشید و گفت: به خدا سوگند دوستی ام دوستی تازه ای است که هیچ گاه کهنه نمی شود و در سویدای دلم ریشه کرده و تا روز معاد باقی است. سینه ام سرشار از عشق اوست؛ به طوری که سراسر اندامم را فراگرفته است و اندیشه ام را اشغال نموده است.

هواداران بنی امیه به معاویه گفتند: ای امیر مؤمنان! عدی پس از جنگ صفین خوار و ذلیل گشته است. عدی-رحمه الله- گریست و اشعاری گفت که ترجمه اش این چنین است: «معاویه پسرهند با من مجادله می کند، ولی راهی به هدف خود نمی یابد.»

مرا یاد ابوالحسن علی می اندازد، در حالی که اندوه بزرگی از فراق او به دل دارم.

زودا که هواداران پسر هند زیان ببینند و هواداران پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم سود برند و رستگار گردند.[80]

فصل سوم:

امام علی علیه السلاماز زبان بزرگان

فخر رازی

وی که از علمای اهل سنت است درباره علی علیه السلام می گوید:

«هر کس در دینش به علی بن ابیطالب علیه السلام اقتدا کند، هدایت شده است. دلیل آن هم سخن پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم است که فرمود: «پروردگارا حق را همیشه بر محور علی بچرخان، هر جا که او می چرخد.»[81]

 

جاحظ

هرگاه از پیشی گرفتن در اسلام سخن گفته شود، از شناخت در دین سخن به میان آید و یا زهد

در خصوص اموالی که مردم، بر سر آن درگیرند، مطرح شود، و یا از بخشش به گرسنگان سخن به میان آید، جز علی بن ابیطالب که خدا رویش را درخشان دارد، کسی را که در این موارد، نامش به میان آید، نمی شناسیم.[82]

 

فصل چهارم:

علی علیه السلامدر زبان شعر و نویسندگان

حضرت امام خمینی (قدس سره)

فارغ از هر دو جهانم به گل روی علی

از خم دوست، جوانم به خم موی علی

طی کنم عرصه ملک و ملکوت از پی دوست

یادآرم به خرابات چو ابروی علی[83]

مولانا

آفتاب وجود اهل صفا                       آن امام مبین، ولیّ خدا

بود از نور او دل آدم                         زان شده تاج و مظهر اسما

مطلع گشت بر همه شیئی                آدم از علم آن امام تُقی

سجده بردند پیش او ملکوت           چون بُد نور خالق یکتا

سرّ او دید سیّد کونین                     در شب قرب در مقام «دنی»

از علی می شنید نطق علی             به علی جز علی نبود آنجا[84]

علی علیه السلام از زبان نویسندگان

نویسندگان زیادی در وصف حضرت علی علیه السلام قلم زده اند که اگر ما بخواهیم همة آن ها را ذکر کنیم خود کتابی مفصل خواهد شد، لذا در این مختصر به چند مورد از نویسندگان به عنوان نمونه اشاره می کنیم:

میخائیل نعیمه

نویسنده، صاحب نظر و متفکر انسانی مسیحی عرب می نویسد:

شجاعتهای امام علی علیه السلام ، هیچ گاه منحصر به میدانهای نبرد نشد که او در روشن اندیشی، پاکی وجدان، جادوی سخن، عمق انسانیت، گرمی ایمان، بلندی همت، یاری مظلوم و محروم و تعبّد در برابر حق هر جا که جلوه گر شود، قهرمانی بزرگ بود. این شجاعتها، هرچه قدر هم که کهن تر و قدیمی تر می شوند، باز هم برای ما کار پرمایه ای است که امروز و هر روز و هرگاه که شوق ساختن زندگی سعادتمندانه و حیات فاضله در ما رو به فزونی می گذارد، بدان روی می کنیم. هیچ مورخ یا نگارنده ای در هر مرتبه ای از هوشمندی و بلوغ هم که باشد نمی تواند حتی در هزار صفحه از شخصیت علی، و از عیار علی تصویر کاملی ارائه دهد.[85]

توماس کارلایل انگلیسی

این شخصیت در کتاب الابطال که به عنوان قهرمانان به فارسی ترجمه شده است می نویسد:

«ما چاره نداریم جز اینکه او را دوست داشته باشیم بلکه به او عشق بورزیم زیرا او جوانمردی شریف و بزرگوار بود، دلش از مهر و عطوفت سرشار و در عین حال از شیر شجاع تر بود و در این امر به قدری افراط کرد که حتی جان خود را نیز در راه عدالت فدا نمود.»[86]

پیشنهاد و راهکار:

1- امام علی علیه السلام امام اول ما شیعیان هستند و با توجه به این که بیشتر مردم در کشورها شیعه هستند مطالعة سیره و اخلاق زندگی امام علی علیه السلام الگویی برای زندگی شیعیان است.

2- با مطالعه اخلاق فردی آن حضرت می توانیم خصوصیات اخلاقی ایشان را در خودمان تقویت کنیم و به مدارج عالی کمال برسیم.

نتیجه:

همان طور که بیان شد سیره به معنای طریقت، روش و رفتار است و اخلاق به معنای خوبیهاست.

پس سیرة انسان ساز حضرت علی علیه السلام یعنی طریقه، روش و رفتاری که ما را به سوی خوبیها و کمال سوق می دهد. بنابراین می تواند الگوی مناسبی برای زندگی مادی و معنوی ما باشد.

محقق:  سمیه بختیاری مدرسه علمیه رضویه

پی نوشت:

 


[1] - سیدمصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، بی جا، مؤسسه فرهنگی آرایه، 1379، ج6، ص405.

[2] - سید محمد رضا علاءالدین، راهبرد های سیره شناسی امام علی، انتشارات پیام صادق، ص9.

[3] - احمد صدر حاج سیدجوادی، بهاءالدین خرمشاهی،کامران خانی، دایره المعارف تشیع، اول، نشر شهید سعید محبی، 1375، ج9، ص480.

[4] - احمد صدر حاج سیدجوادی، بهاءالدین خرمشاهی،کامران خانی، دایره المعارف تشیع، ج9، ص480.

[5] - حسن عمید، فرهنگ عمید، بی جا، جاویدان، 1351، ص64.

[6] - محمدحسین طهماسبی، صفات انسانی امام علی، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، بی تا، ص218.

[7] - جلال الدین فارسی، علی و قرآن کریم، ص150. با استفاده از سایت معارف..

[8] - سلیمان بن قنه دوزی حنفی، ینابیع الموده، بی جا، بی تا، باب 51، ص150.

[9] - محمدحسین طهماسبی، صفات انسانی امام علی، ص223.

[10]- نهج البلاغه، حکمت 103.

[11] - محمد حسین طهماسبی، صفات انسانی امام علی، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، ص219و220.

[12] - حسن بن ابی الحسن دیلمی، ارشادالقلوب الی الصواب، اول، شریف رضی، 1412ق، ج1، ص157.

[13] - نهج البلاغه، نامه 45، ص553.

[14] - جلال الدین فارسی ، علی و قران کریم ، ص85.

[15] - نهج البلاغه محمد دشتی ،حکمت 10 .

[16] - نهج البلاغه، نامه 53، ص556.

[17] - حسین رزمجو، دریچه ای گشوده بر آفتاب، انتشارات دارالفکر، ص142.

[18] - سوره طلاق،آیه2.

[19] - نهج البلاغه دشتی ، حکمت 371.

-[20] عبدالفتاح عبد المقصود ، افضلیت علی، ص17.

[21] -شرح نهج البلاغه ابن ابی حدید، مترجم: محمود مهدوی دامغانی، تهران، نی، 1367-1379،  چاپ دوم،ج1ص26.

[22] - عبد الفتاح عبد المقصود، افضلیت علی ، ص21. با استفاده از سایت تبیان.

[23]- نهج البلاغه دشتی،  حکمت449، ص736.

[24] - حمید خرمی، داستانهایی از امام علی علیه السلام، انتشارات خرم، قم،1379، چاپ اول، ص 50.

[25] - محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج41، ص53-56.

[26] - سوره الرحمن، آیه7.

[27] - نهج البلاغه، نامه47، ص558.

[28] - نهج البلاغه، حکمت113، ص 650.

[29] -نهج البلاغه، حکمت 113، ص650.

[30] - محمد دشتی ، امام علی و مباحث معنوی و عبادی ، انتشارات : امیر المؤمنین، ص19

[31] - علامه عبدالحسین امینی نجفی،الغدیر ، مترجم: محمدتقی واحدی، کتابخانه بزرگ اسلامی، دوم، 1362ش، ج 3 ، ص 222.

[32] - محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج30، ص111.

[33] - محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج41،ص17.

[34] - محمد دشتی، امام علی و مباحث معنوی و عبادی، انتشارات امیرالمؤمنین، ص23.

[35] - سوره بقره ، آیه 277

[36] - نهج البلاغه ، محمد دشتی ، خطبه 64 ، ص 112.

[37] - جلال الدین فارسی، علی و قرآن کریم، ص25.

[38] - مصطفی دلشاد تهرانی، فضائل علی، ص10.

[39] - نهج البلاغه دشتی، حکمت 232، ص678.

[40]- سوره انسان، آیه 7و8.

[41] - مرتضی مطهری، جاذبه و دافعه علی علیه السلام، انتشارات صدرا، ص65.

[42] - نهج البلاغه دشتی، نامه 53.

-[43] نهج البلاغه خطبه 122

[44] - جلال الدین فارسی، علی و قرآن کریم، ص180.

[45] - سیدحسین شیخ الاسلامی، گفتار امیرالمؤمنین علی (ع)، ترجمه غررالحکم، انتشارات انصاریان، قم، چاپ سوم، 1377ش، ج2، ص895.

[46] - مرتضی اسماعیل زاده، بیایید علی را دوباره بشناسیم، ص20.

[47] - نهج البلاغه، ،نامۀ 59.

[48] - نهج البلاغه، نامۀ 53، بند42و43.

[49] - آیت الله سبحانی، فروغ ولایت ، انتشارات پیام صادق، ص45.

[50] - سورۀ حجرات، آیۀ 15.

[51] - همان، ص20.

[52]- محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج43، ص81 .

[53] - علامه ملامهدی نراقی، جامع السعادت، مترجم: کریم فیضی، انتشارات قائم آل محمد، قم، بی تا، ج2 ،ص140.

[54] -نهج البلاغه ، نامه31.

[55] - سوره مائده، آیه 55.

[56] - ابی القاسم جارالله محمود بن عمر الزمخشری الخوارزمی، تفسیرکشاف، انتشارات دارالمعرفه، لبنان، 538ق، ج1، ص648.

[57] - همان.

[58] - سیدمحمدحسین طباطبایی، تفسیر المیزان، دارالکتب الاسلامیه، چاپ سوم، تهران، 1397ق، ج6، ص5-3.

[59] - سوره احزاب، آیه33.

[60] - امام فخر رازی، تفسیر فخر رازی(تفسیر کبیر مفاتح الغیب)، علی اصغر جبلی، اول، تهران، اساطیر،1379، ج6، ص 783.

[61] - سوره شوری، آیه23.

[62] - زمخشری، تفسیر کشاف، ج2، آیه 339.

[63] - مناقب ابن مغازلی، ص200 و مناقب خوارزمی، ص250.با استفاده از نرم افزار باب العلم

[64] - فیض القدیر، ج2، ص223 و مناقب ابن مغازلی، ص49.

[65]-  نرم افزار باب العلم، بخش فضائل.

[66] - نرم افزار باب العلم، مستدرک صحیحین، ج3، ص126.

[67] - شیخ صدوق،الامالی صدوق، ج1، ص92، حدیث 67..

[68] - محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج40، ص86. با تلخیص عبارات.

[69] - سوره مائده، آیه64.

[70] - ابومنصور احمدبن علی طبرسی، الاحتجاج،ج1، ص100. با تلخیص عبارات

[71] - سوره توبه، آیه105.

[72] - یعقوب بن اسحاق کلینی، الکافی، چهارم، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1365ش، ج1، ص219.

[73] - محمدبن حسن طوسی، مصباح المتهجد، اول، مؤسسه فقه شیعه، بیروت، 1411ق، ج1، ص406.

[74] - سوره یونس، آیه58.

[75] - شیخ طوسی، الامالی طوسی، ص254، حدیث457.

[76] - المستدرک علی الصحیحین، ج3، ص120. با استفاده از نرم افزار باب العلم.

[77] - ابن شهرآشوب، المناقب آل ابی طالب، ج2، ص330.

[78] - احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه احمد ابراهیم آیتی، تهران، بنگاه نشر و ترجمه کتاب، 1356ش، ج2، ص179.

[79] - ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج5، ص190.

[80] - احمد رحمانی همدانی، امام علی از زبان یاران، ص4. با استفاده از سایت تبیان.

[81] - امام فخر رازی، تفسیر کبیر مفاتح الغیب، علی اصغر جلی، اول، تهران، اساطیر، 1379، ج1، ص210.

[82] - نرم افزار باب العلم، بخش فضائل، به نقل از رسائل الجاحظ.

[83] - امام خمینی(ره)، دیوان امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1373.

[84] - مولانا جلال الدین محمد بلخی(مولوی)، منتخبات کلیات شمس تبریزی(جذبات الهیه)، گردآورنده: اسدالله ایزدگشسب، تهران، حقیقت، 1377.

[85] - سیدهادی مدرسی، علی از زبان نویسندگان عصر ما، ص2 .

[86] - حسین نمازی، علی در آیینه نهج البلاغه، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، ص52.