شمیم اعتکاف

رای دهی:  / 13
ضعیفعالی 

 

شمیم اعتکاف

عبادت وسیله ارتباط واُنس با خالق جهان است. عبادت یعنی: هماهنگی با قاطبة موجودات جهان، چرا که آسمانهای پر ستاره با کرّوبیان وفرشتگانی  که در بر دارد از خاک تا افلاک  همه وهمه در پیشگاه مقدّس حق تعالی با کمال خشوع وخضوع کمر اطاعت وعبادت را خم کرده، وبه عبادت مشغول اند.

          از ثری تا به ثریا به عبودیّت وی                     همه در ذکر ومناجات وقیامند وقعود 

دین اسلام برای ایجاد این هماهنگی یک رشته اعمال که برخی از آنها واجب وبعضی مستحب است را به عنوان عبادت مقرر کرده است که انجام آنها با خلوص نیّت به قصد تقرّب به ذات لایزال الهی، در خود سازی انسان و تهذیب نفس  بلاخره در رفتار وگفتار واخلاق او تأثیر زیادی می گذارد که یکی از آنها اعتکاف است که دارای ثواب وفضیلت بسیاری است وپیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم وائمه معصومین علیه السلام برای آن اهمیّت زیادی قائل بودند وبر انجام آن مداومت داشته اند واصحاب ودوستان خود را نیز به انجام آن تشویق وترغیب می کردند.

 

اعتكاف اين امتياز را دارد که به انسان موفقیّت می دهد که چند روزی فراغتی برای انجام عبادت به وجود بیاورد یعنی اشتغالات روز مرّة زندگی را کنار بگزارد وشب وروز خود را فقط برای انس وراز ونیاز با خداوند متعال صرف کند. اعتکاف فرصتی مناسبی است تا انسانی که در پیچ وخم مادّیات غرق شده، کمی فکر کند وخود را باز یابد ودل از غیر خدا بکند و روح بندگی واطاعت را در خود زنده نماید . معتکف همانا احیاگر سنن نبوی در زمره عاشقان علوی، از نفس گریزان وبرای خدا اشک ریزان است.

معتکف مدتی را که در خانه خدا ساکن است، می تواند خانه دل را از اغیار تهی کند ونور محبت الهی را در آن جلوه گر نماید وخود را وقف عبادت کند و طعم مهمانی را بر سر سفره احسان ولطف خداوند بچشد.

معتکف در این ایّام با قرآن بیشتر مأنوس است وبا خواندن نماز وتوجه به ائمه علیه السلام گامی بزرگ در سلوک الی الله بر می دارد وافرادی که با او معتفکند همنشینان صالحی هستند که آن فضارا با عطر معنویّت معطر می سازند.

در این مقاله سعی شده سیر اعتکاف واهمیت آن را از منظر قرآن وروایات اهل بیت علیه السلام وسیره بزرگان و همچنین پیشینة آن را بر رسی کرده، چرا که در کشور ما ایران اعتکاف بیشتر در ایام البیض انجام می شود. ومورد استقبال عموم قرار دارد. که این ایّام عبارت است از: 13-14-  15ماه رجب که همراه با روزه ونماز ودعا است. در ادامه این گفتار به شرایط اعتکاف،  آثارآن، واحکام مورد نیاز در آن پرداخته شده ودر پایان با توجه به سئوالات فراوانی که در این ایّام مورد ابتلاء اعتکاف کنندگان، قرار گرفته به استفتائات مراجع تقلید در باره این ایّام روحانی وسئوالات مورد نیاز پرداخته شده.

امید وارم که این نوشتار کوچک بتواند مورد استفاده دوستان وعزیزان خداجو باشد ومورد قبول درگاه الهی و ائمه معصومین علیه السلام  قرار گیرد. انشاءالله.

 

 

اعتکاف

اعتكاف در لغت، اقبال به سوی چیزی است؛ همراه با تعظیم[1]ودراصطلاح عبارت است از اقامت سه روز یابیشتردر مسجد به قصد عبادت با قربت با شرایط مخصوص .[2]

اعتكاف يكي از عبادت های اسلامی و یکی از سنتهای پسندیده وهمچنین یکی از بهترین راه های رسیدن به قرب الهی است. اعتکاف سنت محمدی صلی الله علیه وآله وسلم است. ودر میان مستحبات دینی جایگاه خاصی دارد. اعتکاف، پاسخ به نیاز های روحی وروانی است وروی آوردن به خود وخدا است وبه تعبیری اعتکاف ، نوعی خلوت کردن  وبه درون پرداختن است.[3]  

اعتکاف؛ فرصت بسیار مناسبی است تا انسانی که در پیچ و خم های مادی غرق شده، خود را بازیابد و به قصد بهره بردن از ارزش های معنوی از علایق مادی دست بکشد و خود را در اختیار پروردگار بگذارد و تقاضا کند که او را در راه راست ثابت نگهدارد تا بتواند به دریای بیکران انس و مهر خداوند که همه اش مغفرت و رحمت است، متصل شود.

در اعتکاف می توان خانه دل را از اغیار تهی کرد و نور محبت خدا را در آن جلوه گر ساخت؛ می توان خود را وقف عبادت کرد و لذت میهمانی را بر سر سفره احسان و لطف الهی چشید؛ می توان زمام دل و جان را به دست خدا سپرد و همه اعضا و جوارح را در حصار اراده حق به بند کشید؛ [4] اعتکاف این امتیاز را دارد  که موقعیتی برای انسان فراهم می کند تا شب وروز  را فقط برای انس  با خدای متعال صرف کند.

امام صادق علیه السلام  فرمودند: فی التوراة مکتوبٌ یابن آدم تفرّق لعبادتی املاء قلبک غنیً ولا اکلکَ الا طلبکَ  وعلیّ َ ان اسدَّ فاقتکَ ؛[5]  در کتاب آسمانی تورات نوشته شده است: ای فرزند آدم  برای انجام عبادت من فراقتی به وجود آور تا من دل تورا از بی نیازی سر شار سازم وبدون اینکه تو طلب کنی وتقاضا نمایی حاجاتت را بر آورده کنم ومن خودم را ملتزم می دانم که حوایج تورا بر طرف نمایم. ونیز آن حضرت فرمود:

 که پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:  افضل الناس  من عشق العبادة فعانقها واَحبها بجسده وتفرَّغَ لها؛[6]  بافضیلت ترین مردم کسی است که عاشق عبادت باشد و با اشتیاق تمام عبادت را به آغوش بکشد واز دل وجان آن را دوست بدارد و اعضاء وجوارح خودرا در راه عبادت به حرکت در بیاورد وفراغتی بوجود بیاورد که در ساعت فراغت به انجام عبادت بپردازد.

پیشینه اعتکاف

آنطور که مشخص است اعتکاف مخصوص دین اسلام نیست بلکه در ادیان الهی دیگر نیز وجود داشته و در اسلام استمرار یافته است، اگرچه ممکن است در شرع مقدس اسلام پاره ای از خصوصیات و احکام و شرایط آن تغییر یافته باشد.

درباره حدود و شرایط این عبادت در دیگر ادیان، اطلاعات قابل توجهی در اختیار ما نیست. مرحوم علامه مجلسی در «بحارالانوار» به نقل از طبرسی آورده است که: «حضرت سلیمان علیه السلام در  مسجد بیت المقدس اعتکاف می کرد و آب و غذا برای آن حضرت فراهم می شد و او در همان جا به عبادت می پرداخت.»  

برخی از آیات قرآن دال بر این است که اعتکاف در ادیان الهی گذشته وجود داشته است. خداوند متعال می فرماید:

«... و عهدنا الی ابراهیم و اسماعیل ا ن طهرا بیتی للطائفین والعاکفین والرکع السجود؛[7]  به حضرت ابراهیم  و اسماعیل علیهم السلام سفارش نمودیم تا خانه ام را برای طواف کنندگان، معتکفان و نمازگزاران تطهیر کنند.»

از این آیه استفاده می شود که در زمان حضرت ابراهیم علیه السلام و اسماعیل علیه السلا م  عبادتی به نام اعتکاف وجود داشته و پیروان دین حنیف گرداگرد کعبه معتکف می شده اند.

حضرت مریم سلام الله عليها آن گاه که به افتخار ملاقات با فرشته الهی نایل آمد، از مردم فاصله گرفت و در خلوت به سر برد تا در مکانی خالی و فارغ از هر گونه دغدغه به راز و نیاز با خدای خود بپردازد و چیزی او را از یاد محبوب غافل نکند. [8]

مرحوم علامه طباطبائی (ره) در المیزان می نویسد: هدف حضرت مریم سلام الله عليها از دوری نمودن از مردم، بریدن از آنان و روی آوردن به سنت اعتکاف بوده است.[9]

برخی از روایات اهل سنت هم نشان می دهد که در دوران جاهلیت هم عملی عبادی به عنوان اعتکاف در میان مردم رایج بوده است. [10]

علامه حلی در کتاب «تذکرة الفقهاء» به مشروعیت اعتکاف در ادیان پیشین تصریح نموده است. [11]

از زمانی که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم اعتکاف را به مسلمانان آموزش داد، این سنت اسلامی در میان مسلمانان رواج پیدا کرد.وتا اکنون نیزتداوم یافته چنانکه آن حضرت همه ساله در دهة آخر ماه مبارک رمضان در مسجد معتکف می شدند ودر حال حاضرمراسم پرفیض ومعنوی اعتکاف در بسیاری از کشورهای اسلامی به پیروی از سنّت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم  در دهه پایانی ماه مبارک رمضان  بر گذار می شود. ازجمله:  در مسجدالنبی در کنار مرقد مطهر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم  ومسجد کوفه این مراسم برگزار می شود.

در کشور ما هم این مراسم از دیر زمان بر گذار می شده ، ولی به فضل پروردگارپس از انقلاب، در بسیاری از شهر های اسلامی ما مراسم اعتکاف با حال وهوا ی خاصی در روز های 13، 14و15 ماه رجب بخاطر فضیلت این ماه بر گزار می شود. امید واریم که اینشاء الله این مراسم به پیروی از سنّت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم  در دهه پایانی ماه مبارک رمضان در کشور ما نیز برگزار شود زیرا در این ماه پر خیر وبرکت قلبها برای بهره گیری از این گونه برنامه های معنوی آماده تر است چراکه در دهه پایانی ماه مبارک بادرک فضیلت لیلة القدر همراه است.

 

اهمیّت اعتکاف از دیدگاه قرآن

یکی از بهتری فرصت ها برای خودسازی، اعتکاف است. می توان در همه کارها قصد تقرب کرد؛ اما اعتکاف، فراقتی برای عبادت وتفکر، و مناجات با قاضی الحاجات و خلوت با اوست. در اعتکاف است که می توان تعلقات را در راه محبوب حقیقی ذبح کرد و از کثرت روی گرداند وبه سوی وحدت حرکت نمود و با تهذیب نفس واندوختن سرمایه تقوا واخلاص، آخرت خود را آباد کرد.

قرآن کریم بر این سنت حسنه تأکید کرده است. چرا که ماده «عکف»  نُه بار به کار رفته که در بعضی از موارد معنای لغوی آن منظور بوده است که از آن جمله است:   قالوا نعبدُ أصناماً فنظل لها عاکفین؛[12] گفتند: بتهایی را می پرستیم، و همه روز ملازم آنها ییم.  ودر بعضی، معنای اصطلاحی آن مراد است؛ از جمله می فرماید:  « ... واذ جعلنا البیت مثابة للناس وأمناً واتخذا من مقام ابراهیم مصلی وعهد نا الی ابراهیم واسماعیل أن طهّرا بیتی للطائفین والعاکفین والرکع السجود؛[13]و(به خاطر بیاورید) هنگامی که خانه کعبه را محل بازگشت ومرکز امن وامان برای مردم قرار دادیم. و( برای تجدید خاطره)، از مقام ابراهیم، عبادتگاهی برای خود انتخاب کنید. وما به ابراهیم واسماعیل امر کردیم که: خانه ی مرا برای طواف کنندگان ومجاوران ورکوع کنندگان وسجده کنندگان پاک وپاکیز کنید.

جمعی از مفسران مراد از« عاکفین » در آیه شریفه را اعتکاف کنندگان ( معنای اصطلاحی) دانسته اند؛ بعضی آن را به «مقیمین» و«ساکنین» (معنای لغوی) تفسیر کرده اند[14] وعددهای هردو را در آیه شریفه احتمال داده اند.[15]

در آيه ديگر قرآن مي فرمايد: ولا تباشروهنَّ وانتم عاكفون في المساجد تلك حدود اللهِ فلا تقربوها...؛[16]هنگامي كه درمساجد معتكف هستيد، با آنان (زنان خود ) آميزش نكنيد؛ اين حدود احكام الهي است، به آنها نزديك نشويد ( كه مبادا تجاوز كنيد ). بيشتر مفسران « عاكفون» را در اين آيه شريفه  اعتكاف كنندگان ( معناي اصطلاحي) تفسير كرده اند.

در فضيلت اعتكاف همين بس كه معادل طواف خانه خدا قرار گرفته وهمتاي ركوع وسجود  به شمار  آمده است؛ همچنين در فضيلت دو تن از انبياء الهي چنين آمده كه آنان مأمور شدند تا كعبه وحريم آن را از لوث وجود بت پرستي تطهير كنند تا عبادت كنندگان در كنار قبله وحرم امن الهي به طواف، اعتكاف، ركوع وسجود بپردازند.[17]

از کلام وحی استفاده می شود که در میان بنی اسرائیل نوعی روزه همراه با سکوت «صمت » رایج بوده است. [18]

 حضرت موسی علیه السلام  با آن که مسئولیت سنگین رهبری و هدایت امت را بر دوش داشت، برای مدت زمانی آنان را رها کرد و برای خلوت کردن با محبوب خویش به خلوتگاه کوه طور شتافت. او در پاسخ به پرسش پروردگار فرمود:

«... و عجلت الیک رب لترضی؛ [19] پروردگارا به سوی تو آمدم تا از من راضی شوی.

قرآن مجید در جایی دیگر از «رهبانیت » و گوشه گیری پیروان حضرت عیسی علیه السلام  سخن به میان آورده، می فرماید:

«... و رهبانیةً ابتدعوها ما کتبناها علیهم الا ابتغاء رضوان الله فما رعوها حق رعایتها...؛[20]  و رهبانیتی را که خود ابداع نمودند از این رو برایشان مقرر نمودیم تا خشنودی خداوند را کسب کنند. پس حق آن را چنان که باید مراعات نکردند.»

مفسر بزرگ قرآن، علامه طباطبائی (ره) فرموده است:

 «لحن آیه شریفه نشان می دهد که خداوند، ابتدائاً رهبانیت را بر پیروان حضرت عیسی علیه السلام  مقرر ننموده، ولی آن را مورد تایید قرار داده است. [21]» هر چند آنان به دلیل این که در رهبانیت زیاده روی نمودند و حد و مرز آن را مراعات نکردند، مورد نکوهش خداوند قرار گرفتند.

این ها نمونه هایی ازآیات اعتکاف در قرآن کریم وتوجه قرآن به این امر عبادی است. که برای اطلاع بیشتر به کتاب های تفسیری، ذیل این آیات مراجعه شود.

 

اهمیت اعتکاف در روایات   

با مراجعه به کتب روایی واحادیث امامان معصوم علیه السلام در می یابیم که اعتکاف مورد توجه این بزرگان بوده است. به طوری که بیش از صد ها روایت راجع به اعتکاف رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم و انبیای الهی، احکام وشرایتی وارد شده است. ودر بعضی از آن ها مکان اعتکاف را مکانی خاص قرار داده وهر جایی را قابل برای اعتکاف ندانسته اند  بلکه فرموده اند: که اعتکاف را باید در شریف ترین مکان ها که خانه خداست وآن هم نه هر مسجدی بلکه مسجدی، که مصلای توده مسلمانان  باشد برگزار گردد که این خود دلیل بر اهمیت وشرافت اعتکاف است وهمچنین روزه که خود یکی از بر جسته ترین ارکان دین است وآن همه سفارش راجع به آن شده، شرط وجزئی از اعتکاف قرار داده اند که این هم بیانگر جایگاه رفیع این سنت نبوی می باشد. وهمچنین در روایات، ملاک سنجش وارزش گذاری اعمال را گاهی جهاد، حج، عمره وگاهی هم اعتکاف قرار داده اند که این نیز بیانگر اهمیت اعتکاف می باشد. [22]

میزان توجه پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم    به برپایی اعتکاف، بسیار در خور دقت و تامل است. خداوند متعال، پیامبر خویش را به داشتن خلق و خویی عظیم وبزرگ ستوده است. «و انک لعلی خلق عظیم; [23] و در حقیقت تو به اخلاق نیکو و عظیم آراسته هستی.»

با این حال، آن حضرت با وجود مسئولیت بزرگ اجتماعی که بر دوش داشت، خود را از اعتکاف بی نیاز نمی دانست.

چنان که در حدیثی ازامام صادق    آمده است:   «کان رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم اذا کان العشر الاواخر اعتکف فی المسجد و ضربت له قبة من شعر و شمر المیزر و طوی فراشه؛[24]  رسول خدا در دهه آخر ماه مبارک رمضان در مسجد معتکف می شدند و برای آن حضرت خیمه ای که از مو بافته شده بود، در مسجد برپا می شد. پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم  برای اعتکاف آماده می شدند و بستر خویش را جمع می کردند. 

در حدیث دیگری از امام صادق علیه السلام آمده است:  «کانت بدر فی شهر رمضان و لم یعتکف رسول الله                                                                                                                                                                                                                                                                                                                فلما ان کان من قابل اعتکف عشرین. عشرا لعامه و عشرا قضاء لما فاته؛[25]  جنگ بدر در ماه رمضان رخ داد، از این رو رسول خدا  صلی الله علیه وآله وسلم  موفق به اعتکاف نشدند. آن حضرت در ماه رمضان سال آینده یک دهه را به عنوان همان سال اعتکاف نمودند و یک دهه را نیز به عنوان قضای سال قبل.»

رسول خدا افزون بر اهتمام عملی نسبت به اعتکاف، با بیان فضایل و پاداش بزرگ آن، مؤمنان را به انجام این عمل تشویق می نمودند.

در حدیثی از آن حضرت آمده است: «اعتکاف عشر فی شهر رمضان تعدل حجتین و عمرتین؛[26] یک دهه اعتکاف در ماه رمضان هم چون دو حج و دو عمره است.»

گرچه این حدیث ناظر به اعتکاف به مدت ده روز و در ماه مبارک رمضان است، ولی اعتکاف در کمتر از این مدت (به شرط آن که سه روز کم تر نباشد) در غیر ماه مبارک رمضان مخصوصا «ایام البیض » به اندازه خود فضیلت و ثواب دارد. [27]

 

هدف اسلام از اعتکاف

اسلام با پیش بینی عبادتی به نام «اعتکاف » که در واقع نوعی خلوت و درون گرایی است، برای ساختن انسان ها و جلوگیری ازا فت خدا فراموشی و خودفراموشی چاره اندیشی نموده است. این ها همه نشان می دهد با آن که روح تعالیم ادیان، دعوت به جمع و اجتماع است، انسان به برنامه هایی که او را با درون خود پیوند دهد نیز محتاج است.

راز این امر روشن است؛ معمولا حضور پیوسته و دائمی در عرصه اجتماع و کار و تلاش عملی، رفته رفته روحیه عمل گرایی را در انسان تقویت می کند.

پیدایش این روحیه چه بسا انسان را از درون تهی می کند تا آن جا که به چیزی جز عمل بیشتر نیندیشد. شخص عمل گرا و عمل زده حتی گاه فرصت نمی یابد نتایج کارها و تلاش های خود را هم به درستی ارزیابی کند. لذا اعتکاف زمینه مناسبی است تا انسان به کاوش درباره انگیزه ها و روحیات خویش بپردازد و برای رفع نقصان و تکامل آن بکوشد. بنابراین اعتکاف با ویژگی هایی که اسلام برای آن در نظر گرفته، پاسخی است به این نیاز روحی و فرصتی است مغتنم برای رو آوردن به خود و خدا. [28]

 

زمان اعتکاف

اعتکاف از نظر زمان محدود به وقت خاص نیست، تنها از آن رو که لازمه اعتکاف، روزه گرفتن است، باید در زمانی اعتکاف شود که شرعا بتوان روزه گرفت. پس هر گاه روزه گرفتن صحیح باشد، اعتکاف نیز صحیح است، ولی بهترین زمان برای اعتکاف دهه آخر ماه مبارک رمضان، و ایام البیض ماه رجب است. اعتکاف در دهه آخر ماه رمضان، با آماده سازی انسان برای درک لیلة القدر و بهره برداری از فیض این شب گران قدر، بی ارتباط نیست. در کشور ما اکنون اعتکاف در سه روز از ماه رجب بیش از اعتکاف در دهه پایانی ماه رمضان رواج دارد. و این سه روز از چند نظر حائز اهمیت است:

اولاً: آن که ماه رجب، ماه حرام است و از روایات استفاده می شود که اعتکاف در ماه های حرام، نسبت به دیگر ماه ها از فضیلت بیشتری برخوردار است.

ثانیا: روزه در ماه رجب دارای فضیلتی خاص است، زیرا ماه رجب ماه بزرگی است که مردم حتی در جاهلیت نیز حرمت آن را پاس می داشتند. اسلام نیز بر احترام و منزلت آن افزود. [29] ظاهرا چنین رفتار و باوری نسبت به ماه رجب از دیگر ادیان الهی در میان مردم به جای مانده بود.

مالک بن انس (پیشوای مذهب مالکی) گفته است: سوگند به خدا چشمانم تاکنون کسی را که از نظر وارستگی، فضیلت و عبادت و پرهیزگاری برتر از امام صادق علیه السلام  باشد، ندیده است. من به حضور ایشان می آمدم و او مرا مورد توجه قرار می داد و احترام می نمود. روزی به ایشان عرض کردم: ای فرزند رسول خدا ! پاداش کسی که یک روز از ماه رجب را با ایمان و اخلاص روزه بگیرد، چیست؟ امام صادق علیه السلام  فرمود: پدرم از پدرش و او از جدش از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم   برایم روایت کرد که:   هر کس یک روز از ماه رجب را از سر ایمان و اخلاص روزه بگیرد، گناهانش آمرزیده می شود[30].

درحدیثی دیگر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم   فرمودند: هر کس سه روز از ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند میان او و آتش جهنم به اندازه هفتاد سال راه فاصله می اندازد.

پروردگار مهربان به کسی که سه روز از ماه رجب را روزه گرفته، خطاب می کند که حق تو بر من واجب شد و دوستی و ولایتم برایت حتمی شد. ای فرشتگان! در حضور شما شهادت می دهم که گناهان بنده ام را آمرزیده ام. [31]

علاوه بر روایاتی که به طور عام نسبت به فضیلت روزه ماه رجب تاکید می نماید، درباره روزه گرفتن در روزهای 13، 14 و 15 و انجام عمل «ام داود» نیز تاکید شده است.

 

اعتکاف از نظر مکان

اعتکاف از نظر مکان محدودیت خاص دارد. نظریه معروف آن است که اعتکاف تنها در یکی از مساجد چهارگانه (مسجدالحرام، مسجدالنبی، مسجد کوفه و مسجد بصره) جایز است. امام رضا  علیه السلام فرموده اند: اعتکاف لیلة فی مسجد الرسول و عند قبره یعدل حجة و عمرة؛ [32]یک شب اعتکاف در مسجد پیامبر و نزد قبر او معادل یک حج و یک عمره است.  ولی گروهی از فقها اعتکاف در مسجد جامع هر شهر و منطقه را نیز روا دانسته اند. [33]

البته در مورد مسجد جامع نیز برخی برآنند که بایستی به قصد رجاء و به امید این که شاید مطلوب درگاه الهی باشد، اعتکاف نمود. [34] اعتکاف در سایر مساجد مانند مسجد محله و بازار تنها به نظر شمار اندکی از فقیهان شیعه جایز است. [35] مقصود از مسجد جامع در هر شهر و منطقه، مسجدی است که معمولا مردم بیشتری در آن جا گرد می آیند؛[36] به عبارت دیگر، مسجدی که اغلب اوقات بیشتر از سایر مساجد جمعیت داشته باشد. [37]

شیخ لطف الله میسی اصفهانی در کتاب «رساله اعتکافیه » به نقل احادیثی در باب اعتکاف پرداخته و ضمن بیان احادیث، شواهدی را در جواز اقامه اعتکاف در  مسجد جامع، نصب قبه و نیز احیای دهه آخر ماه رمضان ذکر می کند.

بنا بر این در محل اعتکاف اختلافی در میان فقهای شیعه وجود دارد. این اختلاف ناشی از این روایت است که اعتکاف در مسجدی جایز است که امام عدل، نماز جماعتی در آن برگزار کرده باشد. برخی از فقها صرفا همین چند مسجد (کوفه، بصره، مدینه و مکه) را برای اعتکاف جایز شمرده اند و برخی دیگر مساجد دیگر را نیز برای اعتکاف مجاز شمرده اند.

از این دسته دوم، گروهی تنها مساجد جامع را معین کرده و برخی همه مساجد جماعات را. شیخ لطف الله بر این باور بوده که در تمامی مساجد جامع و حتی جماعت اعتکاف جایز است، ولی درباره روایتی که «امام عدل » را مطرح کرده چنین اظهار می کند که مقصود از امام عدل، اعم از امام معصوم و غیر معصوم است. شیخ تاکید دارد که اصولا سؤال درباره مساجد بغداد بوده و روشن است که وجه عدل نمی توانسته ارتباطی با امام معصوم برای اقامه نماز در آن مساجد داشته باشد.

وی با اشاره به آراء برخی از فقهای متقدم در این که تنها در مساجد اربعه اعتکاف رواست، اسامی جمعی از علمای عصر خود را که اغلب علمای جبل عامل هستند، ذکر کرده و رای آنان را چنین دانسته که در هر مسجد جامعی اعتکاف جایز است. از جمله آنان مرحوم شیخ بهایی است که در هنگام تالیف این رساله در قید حیات بوده است و نیز شیخ علی بن عبدالعالی میسی، جد نویسنده، و نیز شهید ثانی و بسیاری دیگر. [38]

 

 

اعتکاف در مساجد دیگر

با توجه به آثار سازنده اعتکاف آیا بهتر نیست اعتکاف در هر مسجدی را جایز بدانیم تا همگان به آسانی بتوانند از این عبادت بهره مند شوند؟

در پاسخ باید گفت: عبادت های دینی کاملا توقیفی هستند؛  بدین معنا که شرایط و احکام آن را باید از متون اسلامی و دستورهای شرعی اخذ کرد. هرگاه از ادله معتبر استفاده شود که محل اعتکاف، مسجد جامع است، نمی توان از روی ذوق و سلیقه شخصی در شرط عبادت تصرف نمود و دامنه آن را توسعه داد. اساسا برخی عبادت ها از نظر مکان، دارای محدودیت خاصی هستند.

مراسم و اعمال حج باید در مکان های معینی انجام شود. از این رو انجام دادن اعمال حج در غیر از محل های مقرر بی معناست.

در مورد اعتکاف نیز هرگاه با ادله معتبر ثابت شود که جایگاه آن مسجد جامع است، می فهمیم که شارع مقدس این عبادت را تنها در این ظرف مکانی معین از ما خواسته است. البته در تشریع این حکم حتما مصالحی مورد نظر بوده است که شاید عقل ما نتواند به طور یقین بدان دست یابد. شاید اسلام با منحصر نمودن اعتکاف در مسجد جامع بخواهد نوعی کنترل بر کمیت و کیفیت آن وجود داشته باشد و در کنار این عبادت، ارزش های دیگری مانند وحدت و همراهی و هم دلی نیز مطرح شود. [39]

 

آثار اعتکاف

اعتکاف تأثیر بسزایی در ریشه کن کردن گناهان دارد و معتکف در ایامی که از خلق جدا می شود ودر مسجد به راز ونیاز می پردازد، در حقیقت عبودیت خالصانه ذات حق را تمرین می کند. در روایت اسلامی  برای این عبادت آثاری ذکر کردند از جمله :

 

آمرزش گناهان: در روایت چنین می خوانیم : « من اعتکف  ایماناً واحتساباً  غفر له ما تقدم من ذنبه؛[40] هر کس برای خدا وبا ایمان کامل  معتکف شود،  گناهان گذشته او بخشیده می شود.»

 

پاداش فراوان : در حدیثی چنین  روایت شده است :« المعتکف یعکف الذنوب ویجری له  من الاجر   کاجر عامل الحسنات  کلها؛[41]  معتکف از انجام گناهان  باز می ایستد وبدین وسیله اجری مانند کسی که  همه نیکی ها را انجام می دهد ، خواهد داشت.»

دوری از آتش:  معتکف با اعمال خود در طول مدت اعتکاف، در حقیقت سپری بین  خود و آتش قرار می دهد. در روایتی می خوانیم : « من اعتکف یوماًابتغاء وجه الله عزَّ وجلّ جعل الله بینه  وبین النار ثلاثة خنادق؛ [42] کسی که روزی را برای رضایت خداوند متعال معتکف شود، ذات حق بین او وآتش سه خندق ایجاد می کنند.»[43]

انسان معتکفی که به آداب اعتکاف پایبند است در هر موردی از نماز خواندن، دعا کردن، تفکر کردن، شب زنده داری و گریستن به گنجینه هایی از رحمت خاص خدا دست می یابد که گرانبهاترین سرمایه زندگانی و بهترین زاد و توشه آخرت او خواهد بود.

هم چنین گاهی خداوند به خاطر تادیب انسان ها یا به خاطر عقوبت آنان نسبت به ستم کاری ها و معاصی روز افزون شان، اراده نزول عذاب می کند و بلایی چون خشک سالی یا زلزله یا بیماری عمومی و مانند آن را تقدیر می نماید، ولی عمل صالح گروهی از آنان باعث دفع بلا گشته و به گونه ای که خود نیز متوجه نیستند از تحقق عذاب و عقاب الهی جلوگیری می کنند: «... و ما کان الله معذبهم و هم یستغفرون; [44]و خداوند آنان را عذاب نمی کند تا زمانی که استغفار می کنند.»

اعتکاف خالصانه جمع کثیری از مردم جامعه ما، می تواند چنین نقشی را در اجتماع اسلامی داشته باشد; یعنی زمانی که قدرناشناسی مردم نسبت به نعمت های الهی اوج می گیرد و غفلت از خدا به شکل های گوناگون در بین مردم رواج می یابد و پول پرستی و شهوت رانی، بخش عظیمی از جامعه را از عبادت خدا دور ساخته و به حقوق دیگران بی توجه می سازد، خطر نزول بلانزدیک می شود، اما گریه ها و تضرع ها و نمازها و روزه های معتکفین، رحمت خدا را بر می انگیزاند و به آبروی آنان، عاصیان نیز در امان می مانند. [45]

 

تأثیر اعتکاف در مقابله با تهاجم فرهنگ بیگانه

در فرهنگ اسلامی روی آوردن به اعتکاف، علاوه بر بهره برداری از فیض معنوی آن، جهاد مقدس نیز هست; زیرا این مراسم عبادی - معنوی، نقش بسیار مهمی در رویارویی با نفوذ فرهنگ بیگانه ایفا می کند. جوانی که در مراسم اعتکاف، طعم شیرین ایمان و انس با خداوند را می چشد، لذت های مادی و شهوانی در دیدگانش، حقیر و بی ارزش می شود وبه آسانی در گرداب فساد و باورهای ضد دینی گرفتار نمی شود. از سوی دیگر، چنین مراسمی خود پیامی عملی و درسی عبرت آمیز برای مردم است. حضور جمعی از مؤمنان در مسجد برای عبادت، در حقیقت نوعی دعوت به خداپرستی و دین مداری است و آثار سازنده ای بر جامعه خواهد داشت، از همین رو، در رویارویی با تهاجم فرهنگی دشمن نباید نقش مؤثر سنت هایی که در باور عمومی مردم ریشه های عمیق دارند، نادیده گرفته شود. بی تردید مساجد، حسینیه ها، تکایا، هیئت های مذهبی، زیارت و اعتکاف، نقش مهمی در تربیت جامعه و گسترش فرهنگ دینی ایفا کرده و می کنند. این مقوله ها با آثار مثبت جانبی که دارند، اهرم های توانمندی در مقابله با فرهنگ بیگانه اند.

در دوران ما تهاجم دشمن ابعادی گسترده یافته، ولی این حرکت استعماری، دست کم ریشه ای چند صد ساله دارد و همین پدیده های سنتی هم چون اعتکاف مردم ما را در طول سال های متمادی در برابر نفوذ فرهنگ بیگانه مصونیت بخشیده است. [46]اما اهمیت آن و نقش بسزایی که در تصفیه و تزکیه انسان دارد برای بسیاری از مسلمانان ناشناخته مانده است.

در عصر ما که زندگی ماشینی و پیچیدگی های آن، دیده های انسان را به خود خیره کرده، روابط اجتماعی گسترده شده و خلاصه دامنه سرگرمی انسان به جلوه ها و مظاهر مادی توسعه یافته است، تاکید بر نقش سازنده اعتکاف، ضرورتی دو چندان می یابد، زیرا اعتکاف انس با معشوق است که زمینه را برای گسستن فرد از سرگرمی های پوچ فراهم می آورد; انسان را با خداوند پیوند می دهد و از آفت خدا فراموشی و از خودبیگانگی نگه می دارد.

 

آموختن احکام اعتکاف

ضرورت فرا گرفتن احکام ومسائل شرعی اعتکاف  از آن روست که اگر چه اعتکاف  به خودی خود مستحب است ولی گاهی اتمام وادامه آن واجب می شود، به علاوه در اعتکاف مستحب نیز انجام برخی از کارها حرام است. عدم آگاهی نسبت به مسائل اعتکاف چه بساسبب می شود  انسان  در انجام عملی  مستحب دچار گناه  ومعصیت شود. در اينجا به گزيده اي از احكام اعتكاف مي پردازيم. [47]

 

شرايط صحت اعتكاف

شرایت صحت اعتکاف عبارت است از:

1. معتكف عاقل باشد.

 2. قصد قربت داشته باشد.

 3. اعتكاف حداقل سه روز متوالى باشد.

 4. از مسجد بدون عذر خارج نشود.

 5. در يكى از مساجد چهارگانه و يا مسجد جامع شهر باشد. (مساجد چهار گانه عبارت است از: مسجد الحرام، مسجد نبوى (مدينه)، مسجد كوفه و مسجد بصره)

 6. اگر اعتكاف با حق شوهر منافات داشت، با اجازه او باشد.

 7. اگر اعتكاف باعث اذيت و آزار پدر و مادر شود، با اجازه آن دو باشد.

 

 محرمات اعتكاف

محرمات اعتكاف عبارت است از:

 1. نزديكى با همسر،

 2. ملاعبه با همسر (بنابر احتياط واجب).

 2. خريد و فروش غير ضرورى.

 3. استمنا (بنابر احتياط واجب).

 4. بوييدن عطر و گياهان خوشبو به قصد لذت بردن.

 5. مجادله به منظور غلبه بر ديگرى و اظهار فضل.

 

استفتائات

استفتاء از مراجع تقلید: امام خمینی (ره)، آیات عظام: خامنه ای،  بهجت،  فاضل لنکرانی،  صافی گلپایگانی،  تبریزی،  نوری همدانی،  وحید خراسانی،  سیستانی،  مکارم شیرازی:

س:  انجام دادن چه كارهايى، اعتكاف را باطل مى كند؟

امام : هرچند داد و ستد در حال اعتکاف حرام است، ولی باطل کننده ی اعتکاف نیست.

اشتغال به امور دنیوی مانند خیاطی، نساجی، نقاشی، مطالعه و امثال آن اشکال ندارد.

در حال اعتکاف مجادله در امور دنیوی و دینی در صورتی که به قصد غلبه بر طرف مقابل و اظهار فضیلت و برتری باشد، حرام است، اما اگر به قصد اظهار حق و بازداشتن طرف از طریق باطل باشد نه تنها حرام نیست بلکه از افضل طاعات و عبادات است.

ج:   آيات عظام امام، خامنه اى و فاضل: هر كارى كه مبطل روزه است و نيز تماس و آميزش (هرچند در شب باشد)، اعتكاف را باطل مى سازد و بنابر احتياط واجب، انجام دادن ساير محرمات اعتكاف نيز مبطل اعتكاف است.[48]

 آيات عظام بهجت و صافى: هر كارى كه مبطل روزه است و نيز آميزش (هرچند در شب باشد) اعتكاف را باطل مى سازد و بنابر احتياط واجب، انجام دادن محرمات اعتكاف نيز مبطل اعتكاف است.[49]    

آية اللَّه تبريزى: هر كارى كه مبطل روزه است، اعتكاف را نيز باطل مى سازد؛ ولى انجام دادن محرمات اعتكاف - به جز آميزش - مبطل اعتكاف نيست. [50]

 آيات عظام سيستانى، مكارم، نورى و وحيد:  انجام دادن محرمات اعتكاف و هر كارى كه مبطل روزه است، اعتكاف را باطل مى سازد.[51] به جز مبطلات روزه، سایر محرمات اختصاص به روزده ندارد، بلکه در شب نیز باید از آن ها پرهیز کند

س: اعتكاف واجب است يا مستحب؟

ج:  همه مراجع: اعتكاف در اصل، يك عمل مستحبى است؛ ولى ممكن است به سببى - مانند نذر، عهد يا قسم - واجب شود. به عنوان مثال انسان نذر مى كند يا با خداى خود عهد مى بندد كه اگر در فلان كار، موفق شد، يا از فلان بيمارى شفا پيدا كرد، چند روز در مسجد معتكف شود.[52]

س: كسى كه نذر كرده ايام البيض (روزهاى سيزدهم تا پانزدهم) ماه رجب را اعتكاف كند، چنانچه در اين ايام بيمار شود، تكليف چيست؟

ج:  همه مراجع: اگر نذرش به سال خاصى تعيين شده - چنانچه به واسطه بيمارى نتواند روزه بگيرد يا در اعتكاف شركت كند - تكليف از او ساقط است و كفاره هم ندارد؛ ولى اگر براى نذرش سال تعيين نشده، مى تواند در سال هاى بعد اعتكاف كند. [53]

 

کیفیت اعتکاف

اعتکاف را به سه صورت می توان انجام داد، یکی به اصالت واز جانب خود؛ دیگری به نیابت از میت وسومی به نیابت از کسی که زنده است. دو صورت اول بدون تردید جایز وصحیح است اما صورت سوم محل اختلاف است.

س:  آيا در هر زمان كه بخواهيم مى توانيم، معتكف شويم يا زمان خاص دارد؟

ج:   همه مراجع: در هر زمان كه روزه صحيح باشد، اعتكاف نيز صحيح است. اعتكاف زمان خاصى ندارد؛ ولى بهترين زمان براى انجام آن، ماه مبارك رمضان به ويژه دهه آخر آن است.[54]

 

س: آيا روزه هاى قضا كه بر عهده داريم، مى توانيم در اعتكاف بگيريم؟

 

ج:   همه مراجع: آرى، جايز است.[55]

س:   آيا اعتكاف فرزند بدون اجازه پدر صحيح است يا خير؟

ج:   همه مراجع: اگر باعث اذيت و آزار والدين نباشد، نياز به اجازه نيست و اعتكاف صحيح است.[56]

س:  آيا زن براى رفتن به اعتكاف، نياز به اجازه شوهر دارد و اگر بدون اجازه برود، آيا اعتكافش صحيح است؟

ج:  امام: زن بايد با اجازه شوهرش به اعتكاف برود و اگر اجازه ندهد چنانچه باعث تضييع حق (زناشويى) او شود بنابر احتياط واجب اعتكافش باطل است و اگر با حق او منافات نداشته باشد، اعتكافش صحيح است.[57]

آيات عظام فاضل و وحيد: زن بايد با اجازه شوهرش به اعتكاف برود و اگر اجازه ندهد چنانچه باعث تضييع حق (زناشويى) او شود اعتكافش باطل است و اگر با حق او منافات نداشته باشد، اعتكافش صحيح است.[58]

 آيات عظام بهجت و تبريزى: زن بايد با اجازه شوهرش به اعتكاف برود و اگر اجازه ندهد - چنانچه باعث تضييع حق (زناشويى) او شود - اعتكافش باطل است و اگر با حق او منافات نداشته باشد، بنابر احتياط واجب باطل است.[59]

آيات عظام سيستانى و صافى: زن بايد با اجازه شوهرش از منزل بيرون رود و اگر اجازه ندهد، اعتكافش باطل است (هر چند باعث تضييع حق زناشويى او نشود.[60]

 آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب، زن بايد با اجازه شوهرش به اعتكاف برود و اگر اجازه ندهد چنانچه باعث تضييع حق (زناشويى) او شود بنابر احتياط واجب اعتكافش باطل است. [61]

 آية اللَّه نورى: زن بايد بااجازه شوهرش به اعتكاف برود و اگر اجازه ندهد چنانچه باعث تضييع حق (زناشويى) او شود اعتكافش باطل است و اگر با حق او منافات نداشته باشد، اعتكافش صحيح است، مگر آنكه روزه او در اعتكاف مستحبى باشد.[62]  

س:  منظور از مسجد جامع چيست؟

ج:   همه مراجع: مسجد جامع مسجدى است كه اقشار مختلف مردم، در آن شركت مى كنند و اختصاص به محله يا صنف خاصى ندارد. [63]

س:  با توجه به اينكه مراجع تقليد، اعتكاف را تنها در مساجد جامع جايز مى دانند؛ آيا دانشجويان مى توانند نذر كنند كه سه روز در مسجد دانشگاه اجتماع كنند و در اين مدت به طور معمول به نماز و روزه و عبادت و اجراى برنامه هاى دينى بپردازند؟

ج:   همه مراجع: آرى، نذر فوق صحيح است و از ثواب عبادت و دعا بهره مند مى شوند؛ ولى اين امر اعتكاف محسوب نمى شود.[64]

 تبصره. متعلق نذر به هر صورت كه نيت شود، بايد طبق آن عمل شود. بنابر اين در كم و زياد كردن روزهاى عبادت و يا ساعات حضور مى توان تغيير داد.

 

عنوان مسجد جامع

امام: اعتکاف باید در یکى از مساجد چهارگانه یعنى مسجدالحرام و مسجدالنبى صلى الله علیه و آله وسلم و مسجد کوفه و مسجد بصره باشد و در غیر این چهار مسجد محل اشکال است پس احتیاط ترک نشود یعنى اگر خواست در سایر مسجد جامع ها، انجام دهد بقصد رجاء انجام دهد یعنى به امید اینکه مطلوب باشد نه بعنوان عمل به یک دستور استحبابى دینى و اما در غیر مسجد جامع مانند مسجد محله یا مسجد بازار جائز نیست

 س : ایا اعتكاف در مسجدی غیر از مسجد جامع باطل است و آیا ممكن است هر محله‌ای مسجد جامعی غیر از مسجد جامع شهر یا روستا داشته باشد؟ مسجد جامع به چه مسجدی گفته می‌شود؟ ایا ممكن است كه در شهر چند مسجد جامع باشد؟

آیت الله خامنه ای ـ قبلاً گذشت كه اعتكاف در هر مسجدی حتی غیر از مسجدهای چهارگانه تا هنگامی كه بر آن مكان اسم مسجد صدق كند، جایز است، مشروط بر این كه به قصد رجا باشد یعنی به امید این كه مطلوب خداوند واقع شود و مختص به مسجد جامع نیست و ممكن است كه یك شهر یا روستا چند مسجد جامع داشته باشد.

س : در چه مساجدى مى‏توان اعتکاف کرد؟ با توجه به استقبال فوق العاده‏اى که از مسئله اعتکاف، مخصوصا از سوى جوانان مى‏شود، و سال به سال افزایش پیدا مى‏کند، و شرایطى که براى مساجدى که در آن مى‏توان اعتکاف کرد ذکر مى‏کنند، سبب محدودیت هایى شده، دقیقا بفرمایید اعتکاف در چه مساجدى جایز است؟ آیا فقط در مساجد چهارگانه یا در هر مسجد جامعى مى‏توان اعتکاف کرد؟ و منظور از مساجد جامع چیست؟ خواهشمندیم جواب واضحى دهید تا تکلیف اعتکاف کنندگان محترم روشن شود.

مکارم شیرازی: با مراجعه به ادلّه مسئله و روایات متعدّدى که در این باره در منابع روایى وارد شده، روشن مى‏شود که در تمام مساجدى که در آن نماز جماعت به طور مرتّب بر پا مى‏شود، اعتکاف جایز است. بنابراین محدودیّت خاصّى در این گونه مساجد نیست.

اعتکاف باید در مسجد جامع باشد و منظور از مسجد جامع، مسجدی است که قشرهای مختلف مردم شهر در آن شرکت دارند، بر خلاف مسجد محل و مسجد بازار که قشرخاصی درآن شرکت می کنند.

 

تلفن در اعتكاف

س:   گفت وگو با تلفن همراه در مسجد، در موارد غيرضرورى و مكرر، چه صورت دارد؟

ج:   همه مراجع: اشكال ندارد. [65]

 

 مباحثه درس و اعتكاف

س: آيا جايز است در اعتكاف، دروس خود را مباحثه كرد؟

ج: آيات عظام امام، بهجت، خامنه اى، صافى و فاضل: درس خواندن، حل مسائل و مباحثه - به ويژه در امور دينى - بسيار كار پسنديده اى است؛ ولى اگر مباحثه و مجادله به منظور غلبه بر ديگرى و اظهار فضل باشد، حرام است و بنابر احتياط واجب اعتكاف را نيز باطل مى سازد. معيار تشخيص آن، قصد و نيت شخص است. [66]

آية اللَّه تبريزى: مباحثه به ويژه در امور دينى بسيار كار پسنديده اى است؛ ولى اگر مباحثه و مجادله به منظور غلبه بر ديگرى و اظهار فضل باشد، حرام است؛ ولى اعتكاف را باطل نمى سازد. معيار تشخيص آن، قصد و نيت شخص است.[67]

 آيات عظام سيستانى، مكارم، نورى و وحيد:  مباحثه به ويژه در امور دينى بسيار كار پسنديده اى است؛ ولى اگر مباحثه و مجادله به منظور غلبه بر ديگرى و اظهار فضل باشد، حرام است و اعتكاف را نيز باطل مى سازد. معيار تشخيص آن، قصد و نيت شخص است.[68]  

 

اعتكاف و كلاس درس

س: آيا در ايام اعتكاف، رفتن به كلاس و شركت در درس ها جايز است؟

ج:   همه مراجع: خروج از مسجد و شركت در كلاس هاى درسى، اشكال دارد. [69]

 

 قطع اعتكاف

س: آيا قطع اعتكاف گناه دارد؟

ج:  همه مراجع: اگر اعتكاف واجب باشد و يا دو روز اعتكاف مستحبى را گذرانده باشد و بخواهد اعتكاف را به هم بزند، معصيت كرده است.[70] 

س: آيا معتكف مى تواند به هنگام نيت اعتكاف، شرط كند كه هر زمان خواست (هر چند بدون عذر)، از اعتكاف خارج شود؟

ج:  امام: مى تواند شرط كند كه اگر عذر عرفى يا شرعى برايش پيدا شد، بتواند از اعتكاف خارج شود؛ ولى بدون عذر جايز نيست.[71]

آيات عظام بهجت، صافى، فاضل و نورى: آرى، چنين شرطى جايز است و اگر شرط كرد - هر زمان كه خواست - مى تواند از اعتكاف خارج شود.[72]

 آيات عظام سيستانى، مكارم و وحيد:  مى تواند شرط كند كه اگر عذر عرفى يا شرعى برايش پيدا شد، بتواند از اعتكاف را خارج شود؛ ولى بدون عذر بنابر احتياط واجب، جايز نيست.[73]

 

 خروج از مسجد

س: در چه مواردى مى توان از مسجد خارج شد؟

ج:  همه مراجع: خارج شدن از مسجد جايز نيست؛ مگر به جهت ضرورت عقلى ، عرفى و شرعى؛ مانند: مراجعه به پزشك در موارد اضطرار، رفتن به دستشويى (ضرورت عقلى)، عيادت بيمار، تشييع جنازه مرده (ضرورت عرفى)، غسل و وضوى واجب (ضرورت شرعى.)[74]

س:  خارج شدن معتكف از مسجد براى گرفتن وضو و غسل مستحبى چه حكمى دارد؟

 

ج:   آيات عظام امام، بهجت، خامنه اى، صافى و فاضل: اشكال ندارد.[75]

آيات عظام تبريزى، سيستانى، مكارم، نورى و وحيد: بنابر احتياط واجب جايز نيست.[76]  

. س: اگر کسی از روی فراموشی محل اعتکاف را ترک کند، اعتکافش چه حکمی دارد؟

ایت الله تبریزی: ظاهر این است که اعتکافش باطل می شود.

س: در چه مواردی خروج از مسجد مبطل اعتکاف است؟ در چه مواردی مبطل نیست؟

ایت الله صافی: اگر عمداً و اختیاراً بدون ضرورت عقلی و شرعی یا عادی خارج شود، اعتکاف باطل می شود و اگر برای اموری که ذکر شد بیرون رود یا او را اجبار بر بیرون رفتن کنند، باطل نمی شود. ولی اگر نسیاناً از راه فراموشی بیرون رفت، اگر اتمام آن واجب شده باشد، تمام کند و اگر اعاده واجب باشد، اعاده کند.

آیت الله بهجت: خروج از مسجد با عمد و اختیار مبطل است.

ایت الله مکارم: عمداً و اختیاراً نباید از مسجد خارج شود، ولی در مواردی که ضرورت شرعی یا عرفی داشته باشد مانعی ندارد، مانند بیرون رفتن برای قضای حاجت و غسل جنابت و مانند آن یا امثال تشییع جنازه نزدیکانی که اگر در آن شرکت نکند امر شایسته ای نیست.

س: در مواردی که می توان از مسجد خارج شد، آیا می توان نشست یا در سایه رفت یا در جماعت حاضر شد؟

امام: احتیاط آنستکه در خارج شدنش مراعات نزدیک ترین راه را بکند و به مقدار حاجت و ضرورت در خارج مسجد بماند و واجب است که تا مى تواند در زیر سایه ننشیند و نزدیکتر به احتیاط آنستکه مطلقا ننشیند مگر آنکه باز ضرورت ایجاب کند بلکه از این هم نزدیکتر به احتیاط آنستکه زیر سقف و در سایه راه هم نرود هرچند که به احتمال اقوى جائز است و اما حاضر شدن در جماعت در غیرمسجدالحرام محل اشکال است

آیت الله صافی: جواز بیرون رفتن برای جماعت مورد اشکال است.

س: خارج شدن معتکف از مسجد در موراد ذیل چه حکمی دارد؟

الف: برای وضو و غسل مستحبی و مسواک زدن. ب: برای تلفن زدن به خانواده در موارد غیر ضروری و امور متعارف ج: برای دیدار با خانواده در بیرون و در حیاط.

آیت الله خامنه ای: الف) جایز است اما زیاد معطل نشود. ب) در موارد ضروری اشکالی ندارد و در موارد غیر ضروری اگر امور مستحبی را در بر بگیرد و طول هم نکشد اشکالی ندارد. ج) در بعضی موارد اشکالی ندارد مثل رسیدگی به امور خانواده و دیدن فرزندان که عدم دیدار باعث مفسده و اشکالاتی می شود.

ایت الله بهجت: ضابطه ی کلی در موراد جواز خروج نیست. هر کاری که خروج برای آن عقلاً یا شرعاً یا عادتاً لازم است، از امور واجبه باشد یا راجحه چه متعلق به امور دنیا باشد یا امور آخرت، ولی باید اقرب طریق را مراعات نماید و اقتصار کند بر مقدار حاجت و ضرورت. البته خروج هم به قدری طول نکشد که محو صورت اعتکاف شود.

آیت الله سیستانی: به احتیاط واجب جایز نیست مگر در مورد حاجت ضروری باشد.

آیت الله تبریزی: خارج شدن معتکف از مسجد در موارد مذکور جایز نیست.

آیت الله فاضل: مانعی ندارد ولی تلاش کنند این امور با سرعت انجام شده و هرچه سریع تر به مسجد برگردند.

آیت الله مکارم: الف) برای وضو و غسل مستحبی اشکالی ندارد و برای مسواک که مقدمه ی آن باشد نیز اشکالی ندارد. ب) اشکالی ندارد. ج) اشکال دارد.

 

نيابت در اعتكاف

س:  آيا نيابت اعتكاف از طرف عده اى از اموات صحيح است؟

ج:   همه مراجع: خير، به نيابت از چند نفر مرده صحيح نيست؛ ولى مى تواند ثواب آن را به روح آنان هديه كند.[77] 

 

افطارى معتكف

س:  استفاده از افطارى و سحرى معتكفان، براى ديگران چه حكمى دارد؟

ج:   همه مراجع: بدون اجازه دهندگان، جايز نيست. [78]

 

 اعتكاف و غسل

س:   اگر محتلم شويم، غسل را در داخل مسجد انجام دهيم؟

ج:   همه مراجع (به جز صافى): اگر معتكف محتلم شود و غسل كردن در مسجد به جهت توقف يا نجس كردن مسجد ممكن نباشد، واجب است از مسجد خارج شود.[79]

آية اللَّه صافى: آرى، بايد از مسجد خارج شود، هر چند غسل در مسجد باعث مكث يا نجس كردن مسجد نشود. [80]

 

قضاى اعتكاف

س:   چنانچه اعتكاف مستحبى را به جهتى به هم بزند، آيا قضاى آن واجب مى شود؟

ج:   همه مراجع (به جز تبريزى، سيستانى و وحيد): اگر بعد از روز دوم باطل كند، بايد قضاى آن را به جا آورد.[81]

آيات عظام تبريزى، وحيد و سيستانى: اگر بعد از روز دوم باطل كند، بنابر احتياط واجب بايد قضاى آن را به جا آورد و اگر پيش از آن باشد، چيزى بر عهده او نيست.[82]

 تبصره. قضاى اعتكاف مانند اصل اعتكاف است. بنابراين بايد شرايط آن را رعايت كند و حداقل سه روز متوالى روزه بگيرد.

 

حکم حیض واستحاضه در اعتکاف

س : حكم اعتكاف زنی كه حیض یا استحاضه بر او عارض شده است، چیست؟ چه در روز اول یا دوم یا سوم؟ آیا قضا بر او واجب است؟

امام: روز سوم اعتکاف اگر به واسطه نذر معین باشد قضا واجب است. اگر نذر غیر معین باشد بعد از بر طرف شدن عذر اعتکاف را از اول شروع کند. اگر اعتکاف مستحبی باشد، روز اول ودوم قضا ندارد، اما روز سوم قضای آن را بجا آورد.

سیستانی: اگر اعتکاف واجب معین باشد، بنا بر احتیاط واجب قضای آن را بجا آورد ، اگر واجب غیر معین باشد بعد از بر طرف شدن عذر از اول شروع کند. اگر روز سوم حیض شود قضا بنا بر احتیاط واجب لازم است، ودر نذر غیر معین اعاده آن بعد از بر طرف شدن عذر از اول شروع کند[83]

خامنه ای ـ با حائض شدن حتی اگر در ساعات آخر روز سوم باشد، اعتكاف باطل می‌شود ولی در صورت استحاضه شدن اگر به وظیفه‌ی مستحاضه نسبت به روزه‌اش عمل كند، اعتكاف صحیح است.

س : حكم اعتكاف زنی كه شك در حیض یا استحاضه دارد، چه در روز اول یا دوم یا سوم چیست؟ آیا قضا بر او واجب است؟

امام: به زمان قبل مراجعه کند.

خامنه ای ـ اگر حالت قبلی او پاك بودن است، به شكش اعتنا نكند.

مکارم: هرچه قبل بوده بنا را بر آن بگذارد.

س : فردی به واسط نذر (معین یا غیر معین) یا اعتکاف مستحبی، معتکف شده؛ اگر روز دوم یا سوم حائض شود، آیا قضاء اعتکاف بر او واجب است؟

مکارم شیرازی : اگر اعتکاف واجب معین (نذر معین) باشد، قضاء آن واجب است و اگر واجب غیر معین (نذر غیر معین) باشد؛ باید بعد از برطرف شدن عذر، اعتکاف را از اول شروع کند.اما در اعتکاف مستحبی اگر روز اول و دوم حائض شود چیزی بر او نیست و اگر روز سوم حائض شود، قضاء آن لازم است.[84]

سیستانی: اگر واجب معین باشد قضا واجب است، اگر واجب غیر معین باشد، بعداً قضا کند.[85]

 

 

روز ه اعتکاف

امام خمینی: انسان در ایام اعتکاف باید روزه بگیرد بنابراین کسی که نمی تواند روزه بگیرد، مانند مسافر، مریض و زن حائض یا نفساء و کسی که عمداً روزه نگیرد، اعتکافش صحیح نیست. و زن حائض یا نفساء نه تنها اعتکافش صحیح نیست بلکه به خاطر توقف در مسجد گناه کار است.

س : اگر معتكف مبتلا به مرضى شود كه مجبور به افطار روزه است، چه بايد بكند و حكم اعتكاف او چيست؟

خامنه ای: اعتكاف بدون روزه صحيح نيست لذا با افطار روزه، اعتكاف باطل مى‏شود.

 

استفاده از بوی خوش

امام :  بوئیدن عطر و ریحان بمنظور تلذذ اعتکاف را باطل می کند. پس کسیکه حس شامه ندارد مشمول این حکم نیست...  وهمچنین، بوئیدن عطریات هرچند با قصد لذت نباشد برای معتکف حرام است[86] .

 وهمچنین بر معتکف واجب نیست از کارهایی که بر محرم حرام است، مثل پوشیدن لباس دوخته و کندن مو از بدن و نگاه در آینه پرهیز کند، هرچند احتیاط مستحب است.

س : استفاده از صابون و خمیردندان عطری چه حكمی دارد؟ آیا استفاده از بوی خوش بر آن صدق می‌كند؟ آیا همان حكم احرام حج و عمره را دارد؟ اگر در لباس‌ها و بدن معتكف عطر باشد، بدون آن كه معتكف آن را استشمام كند آیا جائز است؟ اگر آن را استشمام كند ولی لباس دیگری نداشته باشد حكم چیست؟ خوردن غذاهایی كه بوی خوش دارد چه بوی طبیعی یا مصنوعی، چه حكمی دارد؟

خامنه ای: قبلاً گذشت كه برای شناخت محرمات اعنكاف به تحریرالوسیله امام خمینی مراجعه شود.

مکارم شیرازی:  بوییدن عطریات و بوهای خوش هر چند به قصد لذت نباشد. بر معتکف حرام است.اگرآن ها، بوی خوش برای شمادارد ولی اگرعرف بگوید بوی خوش ندارد استشمام آن اشکال ندارد اگر چه بهتر است پرهیز شود. وهمچنین از صابون وشامپو عطر دار پرهیز شود

س: عطر و گلاب زدن یا بو کردن عطر و گلاب، اعتکاف را باطل می کند یا خیر؟

آیت الله تبریزی: استعمال عطر و گلاب، چنانچه مستلزم بو کردن آن باشد، هرچند بر معتکف حرام است، لکن بطلان اعتکاف از جهت آن محل اشکال است و اگر معتکف در روز سوم این کار را کرده باید اعتکافش را تمام کند.

آیت الله سیستانی: بوییدن گیاهان خوش مطلقاً حرام است. و اعتکاف را باطل می کند. اگر حس شامه نداشته باشد مشمول این حکم نیست. استشمام گل ها، با قصد لذت حرام است. اما بدون قصد لذت حرام نیست.[87]

آیت الله بهجت: اگر با تلذذ باشد بنا بر احتیاط باطل می شود و احتیاط واجب در صورت وجوب اعتکاف آن است که آن را تمام کند و سپس قضا کند.

 

روزه در سفر

س: آیا در مسافرت می شود روزه در سفر را نذر کند؟ آیات عظام خامنه ای، سیستانی، بهجت: می تواند

آیت الله مکارم: اشکال دارد ولی اگر نذر کرد، احتیاط آن است که به نذر خود عمل کند.

آیت الله فاضل: خیر.

س: آیا هرگونه روزه ولو استیجاری و ... برای اعتکاف کافی است؟

آیت الله فاضل: خیر، بلکه روزه ی اعتکاف باید به نیت کسی باشد که اعتکاف به نیت او انجام می گیرد، لذا کفایت روزه ی استیجاری و غیره برای کسی که در نیت خود اعتکاف کرده محل تأمل و اشکال است.

آیت الله مکارم: کفایت روزه ی استیجاری برای اعتکاف مشکل است.

آیت الله بهجت: کافی است.

مکان اعتکاف

س: ایا اعتکاف در غیر مساجد جامع، مثل نمازخانه ی دانشگاه ها رجائاً اشکال دارد یا نه؟ در صورت صحت، آیا احکام اعتکاف از قبیل ترک محرمات جاری می شود یا خیر؟

آیت الله خامنه ای: رجائاً اشکال ندارد.

 آیت الله بهجت: ظاهراً جایز نیست و احکام اعتکاف را ندارد.

 آیت الله فاضل: اعتکاف در مسجد جامع رجائاً صحیح است و در غیر از مساجد جامع جایز نیست.

 آیت الله سیستانی: مشروع نیست و احکام آن را ندارد.

آیت الله مکارم: اعتکاف باید فقط در مساجد جامع باشد و منظور از مسجد جامع، مسجدی است که قشرهای مختلف شهر در آن شرکت کنند.

 آیت الله تبریزی: اعتکاف باید در مسجد جامع شهر باشد و اعتکاف در غیر مساجد جامع صحیح نیست.

 

نتیجه

اعتکاف به معنای اقبال به سوی چیزی است ودراصطلاح، اقامت سه روزیا بیشتردر مسجد به قصد عبادت می باشد.

اعتکاف یکی ازسنت های پسندیده وهمچنین یکی ازبهترین راه های رسیدن به قرب الهی است.ازآیات قرآن استفاده میشود که اعتکاف درادیان دیگرهم وجودداشته است.لذا از زمانی که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلّم اعتکاف رابه مسلمانان آموزش دادنداین سنت الهی درمیان مسلمانان رواج پیداکرد، وتاکنون نیزتداوم یافته.

میزان توجه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلّم به برپایی اعتکاف بسیاردرخورتامل است. چنانکه ایشان باوجود مسئولیت بزرگ اجتماعی که بردوش داشت هر گز خود را از اعتکاف بی نیاز نمی دانست.

ایشان افزون بر اهتمام عملی به اعتکاف، با بیان پاداش بزرگ آن،  مؤمنان را به این عمل تشویق می نمودند. اعتکاف با ویژه گی هایی که اسلام برای آن در نظر گرفته، پاسخی است به نیاز روحی وانگیزه های خویش وفرصتی است برای روی آوردن به خود وخدا. اعتکاف در زمانی انجام می گیرد که در آن زمان شرعاً می شود روزه گرفت. پس هرگاه روزه گرفتن صحیح باشداعتکاف هم صحیح است.  در کشور ما اعتکاف در ماه رجب که از ماه های حرام است، وفضیلتی بیشتر دارد، انجام می شود. ودیگر این که روزه در ماه رجب از فضیلت بیشتری بر خوردار است، اعتکاف از نظر مکان محدودیتی خاص دارد به طوری که باید آنطور که در روایات آمده در یکی از این مساجد یعنی ( مسجد الحرام، مسجد النبی، مسجد کوفه ومسجد بصره) انجام شود ودر سایر مساجد به قصد رجاء وبه امید آن که مطلوب خداوند واقع شود انجام می گیرد. واز این که جایگاه اعتکاف مسجد جامع است،می فهمیم که در کنار این عبادت، ارزش های دیگری مانند: وحدت وهمراهی وهم دلی نیز مطرح است.

اعتکاف آثاری هم برای زندگی فردی واجتماعی دارد. لذا این مقوله با آثار مثبتی که دارد اهرم های توان مندی در مقابل فرهنگ بیگانه می باشد. بنابر این ضروری است با فراگرفتن احکام آن اگر زمانی انجام آن بر ما واجب شد، با ندانستن احکام آن دچار گناه وحرام نشویم.

منابع ومآخذ

قرآن کریم.

نهج البلاغه.

1. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، چاپ دوم، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403 ه. ق، ج3و33و 98و70.

2- طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین چاپ چهارم،  تهران، دفتر نشر اسلامی،  سال نشر:1367.

3-  وسائل الشيعه، محمدبن الحسن الحر عاملي، ج7، انتشارات دار احياء التراث العربيه، بيروت-لبنان.

4-کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق: علی اکبر غفاری، چاپ چهارم، دارالکتب الاسلامیه، 1365 ه. ق. راغب

5-  الميزان، علامه طبا طباطبايي، محمد حسين ، ترجمه: سيد محمد باقر موسوي همداني، دفتر انتشارات اسلامي ، وابسته به جامعه مدرسان حوزه علميه قم، ج14و19.

6- جوادي آملي، عبدالله، حكمت عبادات، چاپ پنجم  آبان 1381ه-ش،  قم، مرکز نشر اسراء.

7- اصفهانی ،معجم مفردات ا لفاظ قرآن،  دفتر نشر الکتاب، چاپ اول1324هجری.

8-حیدری معصومه ، اثرات وبرکات اعتکاف، ناشر: مؤلف، چاپ اول، تابستان 1377.

9-شیخ صدوق، ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه قمی، من لایحضره الفقیه، كتاب الاعتكاف، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه،1413.  

10-  عطار نیشابورى، تذكرة الاولیاء، ناشر، مرکزی،تهران، 1321.

11- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ، دارالکتب الاسلامیه، چاپ دهم، زمستان 1373 ،ج‏13.

12- علامه حلى، تذكرة الفقهاء، ج‏6، كتاب اعتكاف، موسسه آل البیت علیه السلام ،لاحیاءالتراث،محل نشر:قم 1414ق.

13- سید مرتضى،اعلم الهدی، المسائل الناصریات،تحقیق مرکز البحوث والدراسات العلمیه-تهران.

14-  بانو مجتهده امین، مخزن العرفان، نشر: گلبهار اصفهان، 1389.

15- جوامع الجوامع، امین الاسلام ابوعلی فضل بن حسن طبرسی،  موسسه چاپ وانتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول،1377.

16- تبیان فی تفسیر غریب القرآن، شهاب الدین احمد بن محمد بن عماد، دارالغرب الاسلامی، بیروت ،چاپ اول.

17- منهج الصادقین، کاشانی، فتح الله، چاپخانه علمی، تهران 1336.

18- جواهر الثمین، شبّر، عبد الله، نشر: الکویت.

19-  استفتائات امام خمینی، دفتر انتشارات اسلامی ( وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم)،ج3، چاپ 1366.

20-  سید محمد كاظم طباطبائى، العروة الوثقى، كتاب الاعتكاف،مکتب علمیه اسلامی، تهران ،ج2.

21- امام خمینى (ره)، تحریرالوسیله، ج‏1، دفتر انتشارات اسلامی ( وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم).

22- - شیخ محمد حسن نجفى، جواهرالكلام، ج‏17، دار الکتب السلامیه، تهران، چاپ هفتم،1395ه-ق.

23- آیة الله گلپایگانى، مجمع المسائل، ج‏1،موسسه دار القرآن الکریم، قم 1362.

24- فصلنامه فرهنگ اصفهان، شماره 1، پائیز 1374.

25- رحیم نوبهار، اعتكاف؛ سنت محمدى، موسسه عمران، مساجد، 1418ق.

26- - سیوطی، جلال الدین،الجامع الصغیر، ج2، مکتبة نزارمصطفی الباز، مکه،1379.

27- متقی هندی، کنزالمعال، ج8، ناشر : الرساله، بیروت.

28-  امام وفاضل، تعليقات على العروة، ج 2، احكام الاعتكاف.

29- صافى، هداية العباد، ج 1، دار القرآن الکریم، قم11374.

30- بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، قم، شفق 1381.

31-  تبريزى، جواد، منهاج الصالحين، الاعتكاف، مکتب حضرت آیت الله العظمی تبریزی، قم، 1377.

32- نورى و مكارم، تعليقات على العروة، ج 2، احكام الاعتكاف.

33- اعتکاف معجونی شفا بخش ومکتب خود سازی، حسین نوری همدانی ، موسسه انتشارا ت مهدی موعود(ع )،  دفتر تبلیغات اسلامی قم، چاپ اول، 1419.

34- تبريزى و وحيد، سيستانى، منهاج الصالحين.

35-  مكارم، استفتاءات، ج 2،

36- www.hawzah.net.

چکیده

عبادت وسیله ارتباط وانس با خدا است؛ واعتکاف یکی ازعبادت های اسلامی است که درآن میتوان زمام دل وجان رابه دست خدا سپرد،آنطورکه مشخص است اعتکاف مخصوص دین اسلام نیست، بلکه درادیان دیگرنیزوجود داشته ودراسلام استمراریافته است.

قرآن کریم وروایات اسلامی به این سنت حسنه تاکیدکرده اند. درفضیلت اعتکاف همین بس که معادل طواف خانه خداقرارگرفته وهمتای رکوع وسجودبه شمارآمده است.

درروایات اسلامی درمیابیم که اعتکاف موردتوجه این بزرگان بوده است به طوری که پیامبرخدا صلی الله علیه وآله وسلّم علاوه براهتام عملی نسبت به اعتکاف با بیان فضایل وپاداش بزرگ آن، مومنان رابه انجام این عمل تشویق می نمودند.

رازاین امرروشن است، معمولاً حضور پیوسته ودائمی در عرصه کار وتلاش عملی، رفته رفته روحیه عمل گرایی رادرانسان تقویت میکند.

اعتکاف ازنظرزمان محدودبه وقت خاصی نیست، تنها ازآن روکه لازمه اعتکاف روزه گرفتن است باید درزمانی اعتکاف شودکه شرعاً بتوان روزه گرفت. اعتکاف ازنظرمکانی محدودیت خاصی دارد.    وآن اینکه باید تنهادریکی ازمساجدچهارگانه (مسجدالحرام، مسجدالنبی،مسجدکوفه ومسجد بصره) انجام گیرد و درمساجد جامع باید به قصدرجاء اعتکاف نمود.

اعتکاف تاثیر بسزایی درریشه کن کردن گناهان دارد وهمچنین نقش بسیارمهمی دررویارویی با نفوذ فرهنگ بیگانه ایفا میکند، بنابراین اگرچه اعتکاف به خودی خود مستحب است ولی گاهی اتمام وادامه آن واجب میشود لذا ضرورت فراگرفتن احکام ومساعل شرعی آن به چشم میخورد، چرا که اعتکاف یک عمل مستحبی است، اما گاهی در اثر شرایتی واجب می شود که در این هنگام مسائلی بر آن بار می شود که رعایت آن ضروری است، وعدم رعایت آن چه بسا موجب حرام شود. پس ضروری است تا حدودی با احکام آن آشنا شویم.

مدرسه علمیه رضویه

شهرستان مشهد

 اشرف غفاريان روح پرور

اردیبهشت  1392



[1]  - راغب اصفهانی ،معجم مفردات لفاظ قرآن، ماده عکف.

[2] - مفردات راغب، ماده عکف،- طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، ماده عکف، نجفی ، محمد حسن، جواهرالکلام، ج17،ص159.

[3] -  معصومه حیدری، اثرات وبرکات اعتکاف،ص11.

[4] -  عطار نیشابورى، تذكرة الاولیاء، ص‏785.

[5]  - اصول کافی، ج3، ص130 ؛ بحارالانوار ، ج70، ص252.

[6] - همان، ص131، همان، ص252.

[7] - بقره آیه 125

[8] - تفسیر نمونه، ج‏13، ص‏33.

[9] - علامه طباطبائى، المیزان، ج‏14، ص‏34.

[10] -  علامه حلى، تذكرة الفقهاء، ج‏6، كتاب اعتكاف، ص‏239.

[11] - سید مرتضى، المسائل الناصریات، ص‏119.

[12] -  شعرا، آیه71- اعراف، آیه 138- طه، آیه 91و97- حج، آیه 25- انبیاء، آیه 52- فتح، آیه 25، نیز آمده.

[13] - بقره، آیه125.

[14] - ر.ک: تفسیرهای مخزن العرفان، نمونه، جوامع الجامع وتبیان.

[15] - ر.ک: منهج الصادقین والجواهر الثمین .

[16] - بقره آيه 187.

[17] - جوادي آملي، عبدالله، حكمت عبادات، ص181.

[18] - حرعاملى، وسائل الشیعه؛ ج‏7، ص‏116.

[19] - طه، آیه 84.

[20] - حدید، آیه 27.

[21] - المیزان، ج‏19، ص‏173.

[22] - اعکاف ابرار،مؤسسة فرهنگی دارالهدی، ص29.

[23] - قلم،آیه 4

[24] - حرعاملى، وسائل الشیعه، ج‏7، ص‏397، روایت‏1.

[25] - همان، روایت 2.

[26] - شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، كتاب الاعتكاف، ص ‏188.

[27] - سایت حوزه، www.hawzah.net

[28] -  برگرفته از سایت حوزه ، www.hawzah.net

[29] - شیخ صدوق، فضائل الاشهرالثلاثة، ص‏24، روایت ‏13

[30]  -همان، ص‏38، روایت‏16.

[31] - همان، ص‏25، بخشى از روایت‏12.

[32] - بحارالانوار، ج ‏98، ص‏151.

[33] - سید محمد كاظم طباطبائى، العروة الوثقى، كتاب الاعتكاف،ص 399 .

[34] - امام خمینى (ره)، تحریرالوسیله، ج‏1، ص‏305.

[35] - شیخ محمد حسن نجفى، جواهرالكلام، ج‏17، ص‏170.

[36] - همان، ص‏171.

[37] - آیة الله گلپایگانى، مجمع المسائل، ج‏1، ص‏154.

[38] - فصلنامه فرهنگ اصفهان، شماره 1، پائیز 1374، ص‏38. رحیم نوبهار، اعتكاف؛ سنت محمدى، صص‏78 و 88 .

[39] - بحارالانوار، ج‏33، ص‏542 .

[40] - سیوطی، جلال الدین،الجامع الصغیر، ج2، ص575.

[41] - متقی هندی، کنزالمعال، ج8، ص531.

[42] - همان، ص532.

[43] - برای مطالعه بییشتر، به کتاب اعتکاف الابرار، مئسسه فرهنگی دار الهدی، مراجعه شود.

[44]- انفال آیه ‏33

[45] - سایت حوزه، www.hawzah.net.

[46] - اعتكاف، سنتى محمدى، صص ،50 و 51 .

[47] - اعکاف ابرار،مؤسسة فرهنگی دارالهدی، ص149.

[48] - امام و فاضل، تعليقات على العروة، ج 2، احكام الاعتكاف م 3 و دفتر: خامنه اى.

[49] - صافى، هداية العباد، ج 1، م 1423 و بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، م 1210.

[50] - تبريزى، منهاج الصالحين، الاعتكاف، م 1080

[51] - نورى و مكارم، تعليقات على العروة، ج 2، احكام الاعتكاف م 3 ؛ سيستانى و وحيد، منهاج الصالحين الاعتكاف، م 1080 و دفتر: خامنه اى.

[52] - العروة الوثقى، ج 2، الاعتكاف.

[53] - تبريزى، استفتاءات، س 1729؛ امام، تحرير الوسيله، ج 2، النذر، م 24؛ صافى، هداية العباد، ج 2، النذر، م 24؛ سيستانى، توضيح المسائل مراجع، م 2647 ؛ خامنه اى، استفتاء، س 1074 و دفتر: فاضل، نورى، مكارم، وحيد، بهجت

[54] - العروة الوثقى، ج 2، الاعتكاف.

 

[55] - العروة الوثقى، كتاب الاعتكاف، م 4.

[56] - امام، نورى، فاضل، مكارم، تعليقات على العروة، ج 1، احكام الاعتكاف، م 9؛ بهجت، وسيلة النجاةج 1، م1211؛ صافى، هداية العباد، ج 1، م 1426؛ تبريزى و وحيد، سيستانى، منهاج الصالحين، م 1072 و دفتر: خامنه اى.

 

[57] - امام، تحرير الوسيله، ج 1 ، مشروط الاعتكاف، السادس و استفتاءات، ج 3، حقوق زوجيت، س 16.

[58] - وحيد، منهاج الصالحين، ج 2، م 1069، الخامس و توضيح المسائل، م 2476 و فاضل، تعليقات على العروة ج 2، شرائط الاعتكاف، السابع.

[59] -  بهجت، توضيح المسائل، متفرقه، م 18 و وسيلةالنجاه، ج 1، م 1193 و تبريزى، منهاج الصالحين، ج 1، م 1069.

[60] - صافى، عروةالعباد، ج 1، شروط الاعتكاف، م 1402، السادس و توضيح المسائل، م 2421، و سيستانى، تعليقات على العروة، شرائط الاعتكاف، السابع.

[61] - مكارم، تعليقات على العروة، شرائط الاعتكاف، السابع و استفتاءات، ج 2، س 963

[62] - نورى، تعليقات على العروة، شرائط الاعتكاف، السابع و توضيح المسائل، م 2408.

[63] - مكارم، استفتاءات، ج 2، س 456؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 617 و تبريزى، منهاج الصالحين، الاعتكاف، الرابع. و دفتر: همه.

[64] - دفتر: همه

[65] - دفتر: همه مراجع.

[66] - امام و فاضل، تعليقات على العروة، ج 2، احكام الاعتكاف م 3 ؛ صافى، هدايةالعباد، ج 1، م 1421 و 1423 و بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، م 1208 و 1210

[67] - منهاج الصالحين، الاعتكاف، م 1080

[68] - نورى و مكارم، تعليقات على العروة، ج 2، احكام الاعتكاف م 3 و سيستانى و وحيد، منهاج الصالحين الاعتكاف، م 1080)

 

[69] - نورى، استفتاءات، ج 2، س 276؛ سيستانى، سايت، اعتكاف؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 515؛ فاضل، جامع المسائل، ج 2، س 462 و دفتر: امام، خامنه اى، مكارم، تبريزى، وحيد و بهجت

 

[70]- العروة الوثقى، شرائط الاعتكاف، م 39

[71] - امام، تعليقات على العروة، الاعتكاف، م 40.

[72] - نورى، فاضل، تعليقات على العروة، الاعتكاف، م 40 ؛ بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، م 1207 ؛ تبريزى، منهاج الصالحين، الاعتكاف، م 1074؛ صافى، هدايةالعباد، ج 1، م 1416

[73] - سيستانى وحيد، منهاج الصالحين، الاعتكاف، م 1074

[74] - امام، نورى، مكارم و فاضل، تعليقات على العروة، ج 1 الاعتكاف، م 30؛ صافى، هداية العباد، ج 1، م 1412؛ بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، 1203؛ تبريزى، وحيد و سيستانى، منهاج الصالحين، الاعتكاف، السادس؛ دفتر: خامنه اى

[75] - امام، فاضل، تعليقات على العروة، ج 1 الاعتكاف، م 30؛ صافى، هداية العباد، ج 1، م 1412؛ بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، 1203 دفتر: خامنه اى

[76] - نورى و مكارم، تعليقات على العروة، ج 1 الاعتكاف، م 30؛ تبريزى، وحيد و سيستانى، منهاج الصالحين، الاعتكاف، السادس.

[77] - العروة الوثقى، ج 2، الاعتكاف، م 3.

[78] - دفتر: همه.

[79] - امام، نورى، فاضل، مكارم، تعليقات على العروة، ج 1، الاعتكاف، الثامن؛ بهجت، وسيلة النجاة ج 1، 1204؛ تبريزى، وحيد و سيستانى، منهاج الصالحين، م 1073 و دفتر: خامنه اى

[80] - صافى، هداية العباد، ج 1، م 1403.

[81] - امام، نورى، فاضل، مكارم، تعليقات على العروة، ج 1، احكام الاعتكاف، م 5؛ بهجت، وسيلة النجاةج 1، 1210؛ صافى، هداية العباد، ج 1، م 1424؛ دفتر: خامنه اى

[82] - تبريزى، سيستانى و وحيد، منهاج الصالحين، م 1082.

[83] - عروة الثقی، ج2، ص493، م5.

[84] - العروة الوثقی مع تعلیقات، 1386، ج2، ص96، م5

[85] - عروة الوثقی، ج2،ص493،م 5.

[86] - تحریر الوسیله، ج 1،س 499 .

[87] - منهاج الصالحین.