• اردوی جهادی روستای سعید آباد

    شروع اردوی جهادی :1/6/95تا10/6/95

  • اردوی جهادی روستای فریزی

    اغازاردوی جهادی از تاریخ؛ 5 / 5 / 95

  • اردوی جهادی روستای فریزی

    اغازاردوی جهادی از تاریخ؛ 5 / 5 / 95



شیوه های تبلیغ قسمت دوّم

رای دهی:  / 5
ضعیفعالی 

 5. استدلال

« امن یبدلوا الخلق ثم یعیده ومن یرزقکم من السماء و الارض أاله مع الله قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین»[1]

« یا کسی که آفرینش را آغاز کرد، و سپس آن را تجدید می کند، و کسی که شما را از آسمان و زمین روزی می دهد، آیا معبودی با خداست؟ بگو دلیل خود را بیاورد اگر راست می گویید»

این منطق «برهان طلبی» اسلام حکایت از محتوای قوی و غنی آن می کند چرا که سعی دارد با مخالفان خود نیز برخورد منطقی داشته باشد، چگونه ممکن است از دیگران مطالبه برهان کند و خود نسبت به آن بی اعتنا باشد؟ آیات قرآن مجید مملو است از استدلالات منطقی وبراهین علمی در سطوح مخحتلف. این درست برخلاف چیزی است که مسیحیت تحریف بافته امروز روی آن تکیه می کند ومذهب را تنها کار «دل» می داند، و عقل را از آن بیگانه معرفی می کند، و حتی تضادهای عقلی (همچون توحید در تثلیث) را در مذهب می پذیرد و به همین دلیل به انواع خرافات اجازه ورود به مذهب می دهد، در حالی که اگر مذهب از عقل و استدلال جدا شود هیچ دلیلی بر حقانیت آن وجود نخواهد داشت وآن مذهب و ضد آن یکسان خواهد بود.

عظمت تکیه بر برهان ودعوت مخالفان به استدلال منطقی هنگامی آشکارتر می شود که توجه کنیم اسلام از محیطی آشکار شد که بیشترین محتوای فکری محیط را، خرافات بی پایه و مسائل غیر منطقی تشکیل می داد.

 

کراراً در آیات قرآن می خوانیم که از مخالفان مطالبه دلیل می شود، مخصوصا جمله:

«هاتوا برهانکم: دلیل خود را بیاورید»

در چهار مورد از قرآن مجید آمده است:

( بقره: 111؛ انبیاء: 24؛ نمل: 64؛ قصص: 75)

(برهان به معنی محکم ترین دلیلی است که همواره با صدق همراه است).

 

6. بی اعتنایی

« و ان کذبوک فقل لی عملی و لکم عملکم انتم بریئون مما اعمل و انا برئ مما تعملون»[2]

« واگر تو را تکذیب کردند بگو: عمل من برای من، وعمل شما برای شما، شما بیزارید از آنچه من می کنم، و من بیزارم از آنچه شما انجام می دهید.»

منطق بی اعتنایی، یکی از روش های مبارزه با لجوجان است.

در این آیه تکنیک جدیدی برای ارتباط موفق آموزش داده می شود:

« اگر آنان تو را تکذیب کردند بگو عمل من برای خودم و کردار شما نیز برای خودتان باشد»

«شما از آنچه من انجام می دهم بیزارید، و من نیز از کردار شما بیزارم»

این اعلام بیزاری و بی اعتنایی که توام با اعتقاد و ایمان قاطع به هدف خویشتن است. اثر روانی خاصی به ویژه در منکران لجوج دارد و به آنان می فهماند که هیچ اصرار واجباری در مورد قبول و پذیرش نیست، آنها با نپذیرفتن حق، خود را به محرومیت می کشانند و تنها به خود زیان می زنند.

نظیر این تعبیر در آیات دیگر قرآن نیز آمده است، همان گونه که در «سوره کافرون» می خوانیم:

«لکم دینکم ولی دین»

« آیین شما برای خودتان آیین من هم برای خودم.»

از این بیان روشن می شود که محتوای آیه هیچ گونه منافاتی با دستور تبلیغ یا جهاد در برابر مشرکان ندارد، تا بخواهیم این آیه رامنسوخ بدانیم، بلکه همان گونه که گفته شد این یک نوع مبارزه منفی از رهگذر بی اعتنایی در برابر افراد لجوج و کینه توز است.

«فاعرش عن من تولی عن ذکرنا و لم یرد الا الحیوه الدنیا»[3]

برای این که روشن کند این گروه اهل استدلال و منطق نیستند، و دوستی دنیا و فراموش کردن یاد خدا آنها را در لجن زار این موهومات وخرافات غوطه ور ساخته، می افزاید:

«چون چنین است از کسانی که از یاد ما اعراض کرده اند، و جز زندگی مادی دنیا رانمی خواهند و نمی جویند، روی بگردان» و به آنها اعتنا مکن شایسته سخن نیستند!»

منظور از «ذکر خدا» به عقیده بعضی از مفسران قرآن است، وگاه احتمال داده شده که منظور دلائل منطقی و عقلی است که انسان را به خدا می رساند، و نیز احتمال داده اند که همان یاد خدا است که نقطه مقابل غفلت است.

ولی ظاهر این است که این تعبیر مفهوم گسترده ای دارد که هر گونه توجه به خدا را چه از طریق قرآن و دلیل عقل و چه از طریق سنت و یاد قیامت شامل می گردد.

ضمناً این نکته نیز از آیه استفاده می شود که کارد دوسویه (تعامل) میان غفلت از یاد خدا و اقبال به مادیات و زرق و برق دنیا وجود دارد:

غفلت از یاد خدا انسان را به سوی دنیا پرستی سوق می دهد، همانگونه که دنیا پرستی انسان را از یاد خدا غافل می سازد، ضمناً روشن است که تبلیغ و انذار و بشارت ویژه مواردی است که دست کم احتمال تأثیر وجود داشته باشد، آنجا که یقین به عدم تأثیر است نباید نیروها و انرژی را به هدر داد و بعد از اتمام حجت باید اعراض کرد.

این نیز قابل توجه است که این دستور مخصوص پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نیست، بلکه همه منادیان راه حق را شامل می شود تا نیروهای ارزشمند تبلیغی خود را تنها در زمینه هایی صرف کنند که امید اثر است، اما دنیا پرستان مغرور سیاه دلی که هیچ امیدی به هدایتشان نیست باید بعد از اتمام حجت آنها را به حال خود رها ساخت، تا خداوند درباره آنان داوری کند.

 

7. خوبی پاسخ بدی

« و لا تستوی الحسنه و لا السیئه ادفع بالتی هی احسن فاذا الذی بینک و بینه عداوه کانه ولی حمیم»[4]

« هرگز نیکی وبدی یکسان نیست بدی را با نیکی پاسخ ده تا دشمنان سرسخت همچون دوستان گرم و صمیمی شوند»

یعنی با روشی که بهتر است بدی ها را و به وسیله حق باطل را، وبا حلم ومدارا جهل و خشونت را پاسخ گوی، و با عفو و گذشت به مقابله با خشونت ها برخیز، هرگز بدی را با بدی، و زشتی را با زشتی پاسخ مگوی، که این روش انتقام جویان است و موجب لجاجت و سرسختی منحرفان گردد.

در نتیجه دشمنان سرسخت همچون دوستان گرم و صمیمی شوند. قرآن در این آیه و در ایه 96 سوره مؤمنون نیز به شکل دیگری:

« ادفع بالتی هی احسن السیئه»

مهم ترین و ظریف ترین و پربارترین روش های ارتباط مؤثر اجتماعی را در برابر دشمنان نادان و لجوج بیان کرده است که امروز نیز در مهارت های زندگی lifeskills و همچنین در مدیریت ارتباطات آموزش داده می شود. زیرا هر کس بدی کند انتظار مقابله به مثل دارد، مخصوصا افراد بد چون خودشان از این قماشند، و گاه یک بدی را به چند برابر پاسخ می گویند هنگامی که ببینند که طرف مقابل بدی را با بدی پاسخ نمی دهد، بلکه با خوبی و نیکی به مقابله برمی خیزد برانگیخته شده طوفانی در درونشان بر پا می گردد که وجدان اخلاقی آنان تحت تأثیر قرار گرفته و بیدار می گردد.

اینجا است که کینه ها و عداوت ها از درون جان برخاسته و جای آن را محبت و صمیمیت می گیرد.

بدیهی است این قانون غالبی است نه دائمی، زیرا همیشه اندکی هستند که از این روش سوء استفاده می کنند که در این صورت صلابت واکنش بجا خواهد بود.

هنگام فتح مکه نه تنها دشمنان بلکه دوستان انتظار انتقام جویی شدید مسلمین و به راه انداختن خون در آن سرزمین کفر و شرک و نفاق را داشتند، و حتی بعضی از پرچم داران سپاه اسلام در آن روز رو به سوی ابوسفیان کرده و شعار:

«الیوم یوم الملحمه، الیوم اذل الله قریشا»

« امروز روز انتقام، روز از بین رفتن احترام جان ها و اموال دشمنان است، و روز ذلت وخواری قریش است»

را سر دادند پیغمبر گرامی اسلام صلی الله علیه و اله و سلم با جمله:

«اذهبوا فانتم الطلقاء» بروید و همه آزادید

همه را مشمول عفو خود قرار داد، و رو به سوی ابوسفیان کرده و شعار انتقام جویانه را به این شعار محبت آمیز تبدیل فرمود:

« الیوم یوم المرحمه الیوم اعز الله قریشا»

« امروز روز محبت است امروز روز عزت قریش است!»

این شیوه چنان طوفانی در سرزمین دلهای اهل مکه بر پا کرد که به گفته قرآن: « یدخلون فی دین الله افواجا»[5]

«فوج فوج مسلمان شدند و آیین اسلام را با جان ودل پذیرا گشتند»

ولی با تمام این آنگونه که در تاریخ اسلام آمده است: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چند نفر را نام برد واز عفو عمومی مستثنی کرد، چرا که افرادی خطرناک و غیر قابل بخشش بودند، اما بقیه را مشمول عفو عمومی ساخت، و در ضمن این جمله پر معنی را بیان فرمود: « من درباره شما همان می گویم که یوسف درباره برادران خود که بر او ستم کرده بودند گفت: « لا تثریب علیکم الیوم یغفرالله لکم و هو ارحم الراحمین»

« امروز ملامتی بر شما نیست، خدا شما را ببخشد که او ارحم الراحمین است!»

قابل توجه این که در پایان آیه می فرماید:

« کانه ولی حمیم»

« گویا یک دوست گرم وصمیمی است»

اشاره به این که اگر واقعاً در صف دوستان صمیمی هم در نیاید حداقل در ظاهر رعایت اصول دوستی را خواهد نمود.

 

8. برخورد ملایم و محبت آمیز

« اذهبا الی فرعون انه طغی فقولا له قولا لینا لعله یتذکر او یخشی»[6]

« ای موسی اکنون تو و برادرت بروید به سوی فرعون که او سخت به راه کفر و طغیان شتافته است. و با او با کمال آرامی و نرمی سخن گویید، امید که از این خواب غفلت و غرور بیدار شود، و یا از خدا بترسد»

برای نفوذ در قلوب مردم ( هر چند افراد گمراه و بسیار آلوده) نخستین دستور قرآن، برخورد ملایم و توام با مهر و عواطف انسانی است، و توسل به خشونت مربوط به مراحل بعد است که برخوردهای دوستانه اثر نگذارد.

هدف آن است که مردم جذب شوند و راه را پیدا کنند یا از عواقب شوم کار بد خود بترسند « لعله یتذکر او یخشی»

هر مکتبی باید جاذبه داشته باشد، و بی دلیل افراد را از خود دفع نکند. سرگذشت پیامبران و ائمه دین علیهم السلام به خوبی نشان می دهد که آنها هرگز از این برنامه در تمام طول عمرشان انحراف پیدا نکردند.

آری ممکن است، هیچ برنامه محبت آمیزی در دل سیاه بعضی اثر نگذارد وراه منحصراً توسل به خشونت باشد، آن در جای خود صحیح است اما نه به عنوان یک اصل کلی و برای آغاز کار، برنامه نخستین است و ملایمت، و این همان درسی است که آیات فوق به روشنی به ما می گوید.

جالب این است که در بعضی از روایات می خوانیم: حتی موسی علیه السلام مامور بود، فرعون را با بهترین نامش صدا کند، شاید در دل تاریک او اثر بگذارد.

 

رعایت ها

  1. رعایت اولویت ها

« یا ایها الذین آمنوا قاتلوا الذین یلونکم من الکفار ولیجدوا فیکم غاظه و اعلموا ان الله مع المتقین»[7]

« ای کسانی که ایمان آوردید با کافرانی که یه شما نزدیکترند پیکار کنید ( و دشمن دورتر شما را از دشمنان نزدیک غافل نکند) وآنها باید در شما شدت و خشونت احساس کنند، و بدانید خداوند با پرهیزکاران است»

در مبارزه تبلیغاتی اول باید به سراغ کسانی رفت که خطرشان برای جامعه اسلامی بیشتر است و اما دلایل پرداختن به دشمن نزدیکتر روشن و واضح است، زیرا:

اولاً: آگاهی و اطلاعات ما نسبت به دشمنان نزدیکتر افزونتر است و این خود به پیروزی کمک می کند.

ثانیا: وسایل وهزینه مبارزه با نزدیک، کمتر و ساده تر، و تسلط بر آن آسانتر است.

این را نباید فراموش کرد که آیه فوق گر چه از  «پیکار مسلحانه» و از فاصله هایی معنوی نیز حاکم باشد، به این معنی که مسلمانان به هنگام پرداختن به مبارزه منطقی وتبلیغاتی با دشمنان، اول به سراغ کسانی بروند که خطرشان برای جامعه اسلامی بیشتر ونزدیکتر است، مثلاً در عصر ما مبارزه با استکبار فکری سیاسی و اقتصادی باید در درجه اول قرار بگیرد.

 

  1. عجله نکردن

« فمهل الکافرین امهلهم رویدا»[8]

« حال که چنین است کافران را اندکی مهلت ده ( تا سزای عملشان را ببینند)»

به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دستور می دهد: با آنها مدارا کن « حال که چنین است کافران را اندکی مهلت ده» تا عاقبت کار خویش را ببینند! آری آنها پیوسته نقشه های شومی برای مبارزه با تو طرح می کنند. گاه از طریق استهزاء وارد می شوند، گاه به محاصره اقتصادی دست می زنند، گاه مومنان را شکنجه و آزار می دهند، گاه می گویند: به این قرآن گوش فرا ندهید و به هنگام تلاوت آن قال و غوغا می کنند تا پیروز شوند. گاه ساحرت می خوانند، گاه کاهنت می گویند، گاه دیوانه.

در آغاز صبح ایمان می آورند و عصر گاهان کافر می شوند تا گروهی را به دنبال خود بکشند.

گاه می گویند کسانی که دور تا را گرفته اند فقرا و بینوایانند، آنها را دور کن تا ما با تو باشیم. گاه می گویند لااقل بعضی از خدایان ما را به رسمیت بشناس تا با تو همراه شویم. و به آنها مهلت ده و برای نابودیشان عجله مکن، بگذار به قدر کافی اتمام حجت شود، آنها که مختصر آمادگی دارند سرانجام به اسلام بپیوندند. اصولاً عجله کار کسی است که از فوت فرصتها و از دست رفتن امکانات می ترسد، و این درباره خداوند قاهر و قادر مفهوم ندارد.

قابل توجه این که می فرماید: « فمهل الکافرین» ( کافران را مهلت ده) و بار دیگر تاکید می گوید: «امهلهم» ( آنها را مهلت ده) که یکی از باب « تفعیل» است و دیگری از باب «افعال» و تکرار آن برای تأکید است، بی آن که لفظ عینا تکرار شده باشد، تا بر گوشها سنگین نیاید.

« رویدا» از ماده « رود» ( بر وزن عود) به معنی رفت و آمد و تلاش برای انجام چیزی توام با ملایمت است. و در اینجا معنی مصدری است، و توام با «تصغیر» است یعنی، مختصر مهلتی به آنها ده.

و به این ترتیب خداوند در این جمله کوتاه سه بار به پیامبرش دستور مدارا و مهلت به آنها می دهد، و این سرمشقی است برای همه مسلمانان که در کارهای خود مخصوصا هنگامی که در مقابل دشمنانی نیرومند و خطرناک قرار گیرد با حوصله و صبر وشکیبایی و دقت رفتار کنند، و از هر گونه ستابزدگی و کارهای بی نقشه یا بی موقع بپرهیزند، تا کسانی که احتمال هدایتشان می رود ایمان بیاورند، ونسبت به همه اتمام حجت شود.

 

  1. میانه روی

« خذ العفو و امر بالعرف و اعرض عن الجاهلین. و اما ینزغنک من الشیطان نزغ فاستعذ بالله انه سمیع علیم»[9]

« با آنها مدارا کن و عذرشان را بپذیر، و به نیکی ها دعوت نما و از جاهلان روی بگردان ( و با آنها ستیزه مکن). و چنانچه بخواهد از طرف شیطان در تو وسوسه و جنبشی پدید آید به خدا پناه ببر که او به حقیقت شنوا و داناست»

1-در رفتار با مردم سخت گیر مباش و با آنها مدارا کن، عذرشان را بپذیر و بیش از آنچه قدرت دارند از آنها مخواه « خذالعفو». «عفو» به معنی حد وسط و میانه و نیز آسان گرفتن کارهاست.بدیهی است اگر مبلغ، شخص سختگیری باشد به زودی جمعیت از اطراف او پراکنده می شوند، و نفوذ خود را در قلوب از دست خواهد داد.
2-« مردم را به کارهای نیک وآنچه را عقل وخرد، شایسته می شناسد و خداوند آنرا نیک معرفی کرده، دستور ده « وامر بالعرف»شاره به این نکته سختگیری مفهومش مجامله کاری نیست، بلکه باید مبلغان همه حقایق را بگویند ومردم را به سوی حق دعوت کنند و چیزی را فرو گذار نکنند.
3-« از جاهلان روی بگردان و با آنها ستیزه مکن»

مبلغان در مسیر خود با افراد متعصب، جاهل و بی خبر و افرادی که سطح فکر و اخلاق آنها بسیار پایین است روبرو می شوند، و از آنها دشنام می شنوند، هدف تهمت شان قرار می گیرند، سنگ در راهشان می افکنند.

راه پیروزی بر این مشکل گلاویز شدن با جاهلان نیست، بلکه بهترین راه تحمل وحوصله، نادیده گرفتن ونشنیده گرفتن این گونه کارها است، و تحقیق نشان می دهد برای بیدار ساختن جاهلان و خاموش کردن آتش خشم و حسد و تعصبشان، این بهترین راه است.

« غضب العاقل فی فعله و غضب الجاهل فی قوله»

غضب انسان عاقل در کردار اوست و خشم نادان در گفتار اوست.

4- اگر وسوسه های شیطانی متوجه تو شد به خدا پناه ببر و خود را به او بسپار و از لطفش مدد بخواه زیرا او سخن تو را می شنود و از اسرار درونت آگاه و از وسوسه های شیاطین با خبر است.»

 

4.احترام به احساسات و عواطف

« قال او لو جئتکم باهدی مما وجدتم علیه آباءکم قالوا انا بما ارسلتم به کافرون»[10]

« (پیامبرشان) گفت: آیا اگر من آئینی هدایت بخش تر از آنچه پدرانتان را بر آن یافتید آورده باشم ( باز هم انکار می کنید؟!) گفتند: (آری) ما به آنچه شما به آن مبعوث شده اید کافریم!»

این مودبانه ترین تعبیری است که می توان در مقابل قوم لجوج و مغرور بیان کرد که عواطف آنها به هیچ وجه جریحه دار نشود، نمی گوید آنچه را شما دارید دروغ و خرافه و حماقت است، بلکه می گوید: اگر آنچه من آورده ام از آئین نیاکان شما هدایت کننده تر باشد، در آن هنگام آیا می پذیرید؟ « اذ قال لابیه یا ابت لم تعبد ما لا یسمع و لا یبصر ولا یغنی عنک شیئا»[11]

« هنگامی که به ( جد مادری خود) گفت ای پدر! چرا چیزی را پرستش می کنی که نمی شنود و نمی بیند و هیچ مشکلی را از تو حل نمی کند؟!»

کیفیت گفتگوی ابراهیم با آزر که طبق روایات مردی بت پرست وبت تراش و بت فروش بود و یک عامل بزرگ فساد در محیط محسوب می شده است، به ما نشان می دهد که برای نفوذ در افراد منحرف، قبل از توسل به خشونت باید از طریق منطق، منطقی آمیخته با احترام، محبت، دلسوزی و در عین حال توام با قاطعیت استفاده کرد، چرا که گروه زیادی از این طریق تسلیم حق خواهند شد، هر چند عده ای در برابر روش باز هم متفاوت نشان می دهند که البته حساب آنها جدا است و باید برخورد دیگری با آنها داشت.


[1] - نمل، آیه 64.

[2] - یونس، آیه 41.

[3] - نجم، آیه 29.

[4] - فصلت، آیه 34.

[5] - نصر، آیه 2.

[6] - طه، آیه 43-44.

[7] - توبه، آیه 123.

[8] - طارق، آیه 17.

[9] - اعراف، آیه 199 و 200.

[10] - زخرف، آیه 24.

[11] - مریم، آیه 42.
شیوه های تبلیغ قسمت سوّم
دوشنبه, 24 آذر 1393
 نمونه ها ده دستور مهم برای مبلغان « ادع الی سبیل ربک... ادامه مطلب...
IMAGE
طبّ الرّضاعلیه السّلام یارساله ذهبیّه
چهارشنبه, 04 شهریور 1394
طب الرضا یا رساله ی ذهبیّه یا مذهّبه، نوشتاری در دانش... ادامه مطلب...
IMAGE
كوثر نوری به كویر قمی
یکشنبه, 25 مرداد 1394
مرغ دلم راهی قم می شود     در حرم امن تو گم می شود عمه... ادامه مطلب...
IMAGE
نشست علمی پژوهشی زن و خانواده5
چهارشنبه, 17 مرداد 1397
عدالت جنسیتی در مفهوم جهانی، مقارن با فقه اسلامی است... ادامه مطلب...