عادت شکنی لازمه اربعین

رای دهی:  / 8
ضعیفعالی 

عادت شکنی لازمه اربعین

یکی از آیاتی که در ارتباط با مسئله تهذیب نفس و تزکیه روح هست، آیه 142 سوره مبارکه اعراف است. آیة 142 سوره مبارکه اعراف؛ خدای متعال در این آیه می‌فرماید که:

«وَ واعَدنا موسی ثَلاثینَ لَیلَة وَ أتمَمناها بِعَشرٍ فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ أربعینَ لَیلَة وَ قال موسی لِأخیه هارونَ اخلُفنی فی قَومی و أصلِح و لا تَتَّبِع سَبیلَ المُفسِدین»[1]

در این آیه، اشاره است به اینکه حضرت موسی علیه‌السلام می‌خواست تورات را از خدای متعال دریافت بکند. دریافت تورات، به دلیل اینکه نیاز به وحی دارد؛ چون کتاب آسمانی است؛ نیاز به وحی دارد و همین طور نیاز به ارتباط با جبرائیل دارد؛ می‌بایست آن پیغمبری که ارتباط برقرار می‌کند، در اوج معنویت باشد.

 

در هنگام دریافت وحی انبیا، یک احساس سنگینی فوق‌العاده‌ای می‌کنند. این احساس سنگینی فوق‌العاده را می گویند برحاء الوحی؛ برحاء، یعنی سنگینی، شدت. این‌قدر این وحی سنگین است که این‌ها  حالت طبیعی خودشان را از دست می‌دهند به خاطر اینکه ارتباط با وحی، ‌ارتباط با جبرائیل، کار بسیار دشواری است.

حضرت موسی علیه‌السلام می خواست تورات را دریافت بکند. دریافت تورات، نیازمند تهذیب و تزکیه نفس، در حد خیلی بالایی بود. آمادگی خیلی زیادی لازم داشت و ظاهر آیات قرآن مجید که در سوره اعراف، سوره بقره آمده و جای دیگر آمده، نشان می‌دهد که حضرت موسی علیه‌السلام این آمادگی را نداشت. برای این که حضرت موسی علیه‌السلام این آمادگی را پیدا کند تا تورات بر او نازل بشود؛ خدای متعال به موسی فرمود که از قوم بنی اسرائیل، برای مدت کوتاهی فاصله بگیرد و در یک مکان دیگری، به ریاضت، عبادت، به برنامه معنوی، به کارهایی از این قبیل بپردازد تا این که از لحاظ روحی آمادگی پیدا بکند.

خوب از همین جا، اینکه عرض کردم خدمت شما، در واقع شأن نزول این آیه است، که نشان می‌دهد آیه در چه فضایی، در چه موقعیتی و برای چه منظوری نازل شده است. این آیه در واقع، توضیح مختصری است از چگونگی رفتار حضرت موسی علیه‌السلام، از برنامه‌ریزی خدای متعال، برای آمادگی حضرت موسی علیه‌السلام تا این که بتواند تورات را دریافت بکند.

این آیه نسخه ای است برای ما، ما هم خوب در بسیاری از اوقات، بلکه همیشه در صدد این هستیم که کاری بکنیم تا خدای متعال یک هدایتی برای ما داشته باشد، راهنمایی داشته باشد، نسخه‌ای داشته باشد برای ما که ما با توجه به عمل و پایبندی به این نسخه، گامی برداریم.

نکته اول: این نسخه که در کتاب‌های عرفانی، مورد مطالعه و تفسیر و بحث و بررسی قرار گرفته، برای ما هم یک نسخه خوبی می‌تواند باشد، همین است که ببینید خدای متعال به موسی علیه‌السلام برای اینکه آمادگی پیدا بکند، فرمود که از قوم بنی‌اسرائیل بیرون برود.

این نکته خیلی مهمی است. چون آدم در همان مکانی که به سر می‌برد، در آن موقعیتی که هست، خودش را نمی‌تواند به دلیل تعلق هایی که به اطراف دارد، خودش را از آنچه را که هست بِکَنَد. عاداتی آنجا دارد که آن عادات نمی‌گذارد، خُلقیاتی آن جا دارد که آن خلقیات نمی‌گذارد، ملکاتی برای او پیدا شده که این ملکه ‌های درونی نمی‌گذارد او حرکت بکند.لذا باید عادت شکنی بکند.

حافظ می گوید اگر می‌خواهید به توفیق دست پیدا کنید، باید بر خلاف عادت عمل بکنید. این عادت همیشگی خودت را کنار بگذاری.

در خلاف آمده عادت، بطلب کام که من

اگر می‌خواهی کام به دست بیاوری، در مخالفت با عادتت جستجو کن.

در ادامه می‌گوید که من هر چه به دست آوردم، از همین راه بوده؛

در خلاف آمده عادت بطلب کام که من                                        کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم

من کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم؛ خوب زلف که وقتی پریشان شد، پریشانی مخالف جمعیت است. ولی حافظ می‌گوید که من کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم. از پریشانی که مخالف جمعیت است، من اتفاقاً برعکس از پریشانی به جمعیت رسیدم.

کمال خُجَندی هم همین مضمون را دارد:

زلف آشفته او، موجب جمعیت ماست                                چون چنین است، پس آشفته ترش باید کرد

زلف آشفته او موجب جمعیت ماست، حال که این طور است؛ زلف آشفتة او باعث جمعیت ما می‌شود. پس، چون چنین است پس آشفته ترش باید کرد. آن زلف را آشفته‌تر بکنیم تا به این برسیم.

 خلاصه این که ما در همان جایی که هستیم این که بخواهیم خودمان را بِکَنیم و به بالا ببریم، کار آسانی نیست. اولین گام، اولین شرط این است که آن مکان را ترک بکنیم. این را هم اضافه کنم که اگر کسی، امکان ترک مکان خودش را ندارد، شرایط برای او فراهم نیست؛ این هم مهم نیست، یعنی شرط صد در صدی نیست. این را می‌ شود به گونه‌ای دیگر عمل کرد. همان‌طور ‌که در این دو شعر ملاحظه فرمودید، علت اینکه توصیه شده مکان را ترک کنید، این است که در آن مکان، انسان گرفتار عادت و تعلقاتی است. اگر آن تعلقات و عادات را کنار بزنید، در واقع ترک مکان کردید. پس به گونه ای حقیقی و واقعی می‌شود ترک مکان کرد. ترک مکان فیزیکی خیلی مهم نیست؛ ترک مکان معنوی مهم است. ممکن است کسی ترک مکان فیزیکی هم بکند ولی همان تعلقات باز هم باشد. او در واقع این نسخه را عمل نکرده و یک نفر در همان خانه و زندگی خودش بماند، ولی این تعلقات را نادیده بگیرد؛ این عادات را بر خلافش عمل کند.

 پس این یک نکته جوهری که خدای متعال توی این نسخه به ما تذکر داده، باید عادت شکنی صورت بپذیرد. باید آن برنامه‌ای که سابق داشتید، آن رفتار و تشکیلاتی که قبلاً داشتید، این‌ها تغییر پیدا کند. باید یک برنامة دیگری برای خودتان طراحی کنید، آن برنامه سابق، کافی نیست. به این ترتیب آن تغییر مکان به معنای واقعی خودش تحقق پیدا می‌کند. 

نکته دوم: نکته ای که در ارتباط با شأن نزولش، مطرح است؛ همین است که خدای متعال با احدی فامیلی ندارد که بخواهد مثلاً فامیل بازی کند، پارتی بازی کند. نه به هر کس می خواهد معنویتی بدهد، باید آن فرد آمادگی داشته باشد و اگر آمادگی نداشته باشد، نمی‌تواند دریافت کند. هر کس که می‌خواهد باشد. می‌خواهد موسی کلیم الله باشد، فرق نمی‌کند. موسی هم اگر آمادگی دریافت وحی ندارد، نمی‌تواند دریافت بکند. خدا نمی‌گوید که چون این موسی است، کلیم ما هست، پس این لازم نیست آمادگی داشته باشد. خوب اگر  خدا با موسی علیه‌السلام چنین رفتاری دارد، خوب با ما هم همین رفتار را دارد. لذا در روایات امام معصوم علیه‌السلام می‌گوید که:

«فأعلَم أنَّه لَیسَ بَینَ الله عزوجل و بینَ أحَدٍ قَرابة»[2] امام می‌فرماید بدانید که بین خدا و احدی از مردم فامیلی نیست.

 بنابراین کسی توقع نداشته باشد خدا بدون آمادگی بخواهد به او چیزی بدهد. یکی از اشکالات ما همین جا است. یک سری انتظاراتی از خدا داریم، تمنیاتی داریم و خودمان هم آمادگی دریافت این تمنیات مان را نداریم؛ خوب خداوند با کسی فامیلی ندارد، آن مقام را به انسان نمی‌دهد، آن معنویت را به انسان نمی‌دهد، چون آمادگی نیست. پس به حضرت موسی نداده، می‌خواهد به غیر انبیاء خودش بدهد؟ روش خودش را می‌خواهد عوض بکند؟ قطعاً نمی کند، سنت خدا قابل تحویل و تبدیل نیست. 

نکته سوم: درست است که خدای متعال نمی‌دهد، ولی به انسان برنامه می دهد، کمک و راهنمایی می‌کند که به آن مقام دست پیدا کند. در همین آیه، ملاحظه می‌فرمایید خداوند حضرت موسی را راهنمایی کرد که چه کار کند تا بر اثر آن کار به آن مقام معنوی که جهت دریافت تورات لازم است، نایل بشود.

نکته چهارم: خدای متعال در ابتدا به حضرت موسی علیه‌السلام فرمود که وقتی از قوم بنی‌اسرائیل فاصله می‌گیری،  به کوه طور می‌روی، یک برنامه معنوی، عبادی، تهذیبی، باید داشته باشی. این برنامه معنوی و عبادی، 30 روز باید طول بکشد؛ یک ماه شبانه‌روز باید روی خودت کار کنی. «و واعدنا موسی ثلاثین لیلة» تا بتوانی به این مقام دست پیدا کنی.

ملاحظه می‌فرمایید خداوند 30 شبانه‌روز، برای حضرت موسی علیه‌السلام برنامه تدارک دیده و طبق این آیه وقتی 30 روز تمام شد، حضرت موسی علیه‌السلام به آن موقعیت معنوی که می‌بایست برسد، نرسید. خیلی جالب است این نکته؛ موسای کلیم الله 30 شبانه‌روز برنامه معنوی داشته، برنامه عبادی داشته، برای اینکه به یک موقعیت روحی دست پیدا کند تا تورات بر او نازل بشود؛ آن هم بیرون از قوم بنی اسرائیل مثل یک اعتکافی؛ حالا اعتکاف های ما، سه روزه است، پنج روزه است. اعتکاف حضرت موسی 30 روزه بوده. بعد از سی روز جالب است، بعد از سی روز موسی علیه‌السلام به این مرحله دست پیدا نکرد. خدای متعال می‌فرماید که: «و أتمَمناها بِعَشر» ما ده روز اضافه کردیم بر برنامه ایشان؛ ده روز دیگر هم که اضافه شد به برنامه حضرت موسی علیه‌السلام «فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ اربعین لیلة» شد 40 شبانه روز، در این 40 شبانه‌روز موسی علیه‌السلام به آن مرحله دست پیدا کرد.

بنابراین نکته چهارم این بود که حضرت موسی با 30 روز نتوانست برسد، چهل روز لازم داشت.

نکته پنجم: عرفای اسلام در کتاب‌های خودشان به این‌ آیه خیلی اهتمام دارند. علت اهتمام عرفای اسلام به این آیه از اینجاست که در این آیه مسئله اربعین گیری را کشف کردند و از این آیه به صورت شفاف‌تر و واضح‌تر استفاده کردند. این آیه به خوبی نشان می‌دهد که ما در اسلام برای رسیدن به مقامات معنوی، یک نسخه‌ای داریم. نسخه الهی و قرآنی داریم و آن نسخه عبارت است از چله گیری، عبارت است از اربعین. بعد به این عدد اربعین، عدد 40، خیلی این‌ها توجه دارند.

نتیجه نکته پنجم این است که ما برای رسیدن به مقامات معنوی، نیاز به چله گیری و اربعین داریم. توی این اربعین، برنامه معنوی و عبادی داشته باشیم تا به نتیجه برسیم. خود این اربعین به ما کمک می کند.

نکته ششم: آیا کسی که می خواهد چله گیری و اربعین داشته باشد، از هر زمانی شروع کند، مناسب است یا نه؟ آری از هر زمانی شروع کند یک اربعین بگیرد، خوب است. منتها چیزی که خیلی مهم است این است که این اربعین گیری و چله گیری هم یک بهاری دارد، یک زمانی دارد که آن زمان، خاص این اربعین گیری است. مثلاً روزه را می‌شود در هر ماهی گرفت؛ ولی ماه مبارک رمضان، خاص روزه‌داری هست. مثلاً ایام حج در ذی الحجه است؟ عمره را همیشه می‌توانید بروید ولی عمده ماه رجب تأکید شده و همین‌طور چیزهای دیگر که یک به اصطلاح بهاری دارد برای خودش. بهار چله گیری، از اول ذیقعده است. تا 40 روز؛ تا پایان روز دهم ذی الحجه.

در تفسیر نورالثقلین، ذیل همین آیه 142 سوره اعراف، روایت وارد شده که امام علیه‌السلام فرمودند: آن سی روز اولی که در آیه آمده، همان 30 روز ذیقعده است و آن 10 روزی که بعداً خداوند اضافه کرد، آن دهه اول ذی‌ حجه است. یعنی در واقع این اربعین از امروز شروع می‌شود. روز عید قربان، روز دهم ذی‌ الحجه تمام می‌شود.

جالب‌تر این است که دو رکعت نماز در دهه اول ذی‌حجه، بین نماز مغرب و عشا خوانده می‌شود که خیلی سفارش شده و معروف است؛ بعد از نماز مغرب در دهه اول ذی‌حجه، یعنی بعد از سی روز؛ در آن ده روز آخری. که رکعت اول سوره حمد را می‌خوانیم؛ بعد از سوره حمد، سوره قل هوالله را می‌خوانیم. بعد از قل هوالله همین آیه را می‌خوانیم آیه «و واعدنا موسی ثلاثین لیلة» بعد رکوع و سجود، رکعت اول تمام می‌شود. رکعت دوم هم به همین ترتیب برگزار می‌شود. بعد در روایت آمده که شما با این کار در واقع، «و یشارکها فی صوابهم» شما با حاجی ها در صواب شان شرکت خواهید کرد.

پس این عمل مستحبی به خوبی نشان می‌دهد که این آیه «و واعدنا موسی» کاملاً در ارتباط با همین بحث است. یعنی از لحاظ زمانی، مرتبط با این دهه اول ذی‌حجه است. خوب اگر این 10 روز برابر با دهه اول ذی‌حجه باشد، آن 30 روز هم که قبلش است، مساوی با 30 روز ذی القعده می‌شود.

با این دو قرینه که ذکر کردیم مشخص شد که مجموع این 40 روز منطبق می‌شود بر اول ذیقعده تا پایان روز دهم ذی‌حجه روز عید قربان.

بنابراین اگر دسته جمعی می‌خواهید این کار را بکنید، اگر نه فرادی، هر کس برای خودش. این ایام به هر حال ایام ارزشمندی است، نیت داشته باشیم، تصمیم بگیریم این نسخه پروردگار را که برای حضرت موسی پیچید، برای ما هم قطعاً هست؛ یک برنامه معنوی و عبادی سبک که طوری نشود که وسطش خدای‌نکرده ترک بکنیم.

بنابراین اگر گروهی نمی‌شود اصلاً اهمیت ندارد، فرادی انسان برای خودش سعی کند که یک برنامه‌ای داشته باشد. توی این برنامه، نگاه کند در اخلاقیات و روحیات خودش، ببیند چه چیزهایی بیشتر از همه او را آزرده می‌کند؛ روی آن برنامه‌ریزی کند برای ترکش. اگر یک اربعین آن را ترک کند، آن رذیله و صفت منفی از انسان دور می‌شود؛ می بیند چقدر توفیق به دست خواهد آورد یا برعکس، فضیلتی را می‌خواهد به دست بیاورد، یک اربعین وقتی پایبند به آن فضیلت شد، فضیلت به صورت یک ملکه روحی برای او درمی‌آید.

یک برنامه سبکی که مناسب با کارهای تان هست، داشته باشید تا یک اربعین موفقی داشته باشید. بعداً این پایه قرار می‌گیرد برای کارها و اربعین های بعدی؛ این تجربه را ان‌شاءالله داشته باشید. این را آزمایش بکنید و پایه قرار دهید برای توفیقات بعدی.

صلی الله علی محمد و آله الطاهرین

 

سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین استاد سائلی حفظه الله تعالی درمدرسه علمیه رضویه



[1] - سوره اعراف، آیه 142.

- [2]  

شیوه های تبلیغ قسمت سوّم
دوشنبه, 24 آذر 1393
 نمونه ها ده دستور مهم برای مبلغان « ادع الی سبیل ربک... ادامه مطلب...
IMAGE
طبّ الرّضاعلیه السّلام یارساله ذهبیّه
چهارشنبه, 04 شهریور 1394
طب الرضا یا رساله ی ذهبیّه یا مذهّبه، نوشتاری در دانش... ادامه مطلب...
IMAGE
كوثر نوری به كویر قمی
یکشنبه, 25 مرداد 1394
مرغ دلم راهی قم می شود     در حرم امن تو گم می شود عمه... ادامه مطلب...
IMAGE
نشست علمی پژوهشی زن و خانواده5
چهارشنبه, 17 مرداد 1397
عدالت جنسیتی در مفهوم جهانی، مقارن با فقه اسلامی است... ادامه مطلب...