تحلیلی مختصر بر انتخابات 88

رای دهی:  / 2
ضعیفعالی 

تبریک و تهنیت عرض می­کنم حماسه بزرگی را که مردم عزیز ما روز جمعه آفریدند، حماسه فوق العاده شگفت انگیزی که شاید لفظی به قد و قامت این حماسه، جز لفظ معجزه نباشد. معجزه­ای تحقق پیدا کرد که هیچ کس نمی­توانست این معجزه را قبل از تحققش پیش بینی کند؛ چه در داخل چه در خارج، نه تنها قابل طرح نبودند، بلکه آن پیش­بینی­هایی هم که طرح شد، با واقع فاصله زیادی داشت. خودتان هم جزء این مردم هستید، خودتان هم تحلیل داشتید، قبل از انتخابات 22 خرداد دیدید تحلیل شما با واقعه چقدر ارتباط پیدا کرد.

به نظر این ناچیز، این انتخابات، خیلی خیلی خلاصه اگر بخواهم عرض کنم با این معجزه ای که پیش آمد، انتخابات ریاست جمهوری تبدیل شد به همه پرسی نظام مقدس جمهوری اسلامی؛ ما را یاد فروردین سال 1358 انداخت؛ وقتی رفتیم پای صندوق مقدس جمهوری اسلامی،

بگوئیم جمهوری اسلامی می­خواهیم یا نه؛ که آن موقع آراء مردم نمی توانم بگویم یک معجزه بود، دو معجزه بود، ده ها معجزه را همراه خودش آورد؛ یک حرکت، ده ها معجزه همراه خودش آورد، 98% مردم در همه پرسی شرکت کردند. نسبت 98 درصدی نسبتی است که در تاریخ همه پرسی ها و نظام های سیاسی بی سابقه است، در فلسفه سیاسی هم نمی توانند تحلیلی برای این ارائه کنند جز با وارد کردن عنصر معجزه، پس جمهوری اسلامی با این انتخابات بیمه شد.

این احتمال وجود داشت رادیوهای بیگانه و بد خواهان می گفتند در داخل، آنهایی هم که خوب هستند، می­گفتند، حتی شاید بتوان گفت در جامعه الرضویه، خواهرانی که به این می اندیشیدند که خُب دیگر اوضاع جامعه را می بینیم، دیگر مردم حمایت نمی کنند. در تاکسی می نشینی، حرف می زنند. داخل مغازه می روی، حرف می زنند. پارک می روی، حرف می زنند. انگار مردم برگشتند از جمهوری اسلامی، بدشان نمی آید که نظام دیگری را تجربه نمایند.

ملاحظه فرمودید؟ عالم هنوز بهت زده است هشتاد و پنج میلیون آمدند داخل صحنه، چهل و شش میلیون که می توانستند رأی بدهند، نزدیک چهل میلیون آمدند رأی دادند. حالا این همه پرسی  جمهوری  اسلامی نبود، انتخاب  ریاست جمهوری بود. پس نشان می دهد که اگر همه پرسی نظام مطرح باشد، از این بالاتر هم خواهد بود؛ چون همه کاندیدا ها فرزندان انقلاب بودند و از درون همین نظام برخاسته بودند. برای دفاع از همین نظام، طرح می دادند، نظر می دادند، تحلیل ارائه می کردند و کسانی هم که به اینها رأی دادند، آنهایی که دنبال دگراندیشی بودند، دگر اندیشی در سایه تحولات مثبت در درون نظام جمهوری اسلامی نه در یک نظام دیگر.

نکته دومی که به نظر من در این انتخابات دیده شد، مسئله آگاهی بود. آگاهی که در این انتخابات به وجود آمد، فوق العاده متفاوت از آگاهی و علم و برداشتهای  سیاسی بود که در سابق انجام شده بود. این دفعه با این ابتکاری که صدا وسیما به خرج داد که خود کاندیدا، نامزدهای انتخاباتی را آورد به مناظره قرار داد، اینها همه چیز را گفتند. آن چیزهایی که نسبت به یکدیگر یقین داشتند گذاشتند روی میز، آن چیزهایی را که حتی شک داشتند، گمان داشتند آنها را هم به یکدیگر نسبت دادند و مطرح کردند.

حتی می خواهم عرض کنم که شایعه بوده، شایعات را هم آوردند روی میز گذاشتند و مورد بررسی قرار دادند. یعنی دیگر چیزی نمانده بود نسبت به یکی از کاندیداها که در این مناظرات مطرح نشده باشد و آن طور که می گفتند، ساعت برگزاری مناظرات، خیابانها خلوت می شد، اغلب مردم اکثریت قاطع مردم، این مناظرات را دیدند و اگر هم ندیدند روز بعدش، خلاصه آنچه را مطرح بوده به اینها منتقل می شد، پس آگاهی درحد صددرصد بین مردم توزیع شد، همه آگاه شدند.

« لیهلک من هلک عن بینة و یحیی من حی عن بینة»؛ هرکه می خواهد به هر کس رأی دهد از روی آگاهی باشد، کسی که می خواهد هلاک شود، از روی آگاهی هلاک شود و کسی هم که می خواهد زنده شود، از روی اگاهی حیات پیدا کند و زنده شود. آگاهی بی نظیر بود حتی در روستاهای ما، حتی در مناطق دورافتاده ما، همه این برنامه ها را دیدند.

نکته سومی که به نظر می رسد در این انتخابات، این است که مردم با توجه به آگاهی که در نکته دوم عرض کردم، آمدند به شخصی رأی دادند، یعنی به آقای احمدی نژاد رأی دادند، این انتخابات یعنی تأیید سیاست های آقای احمدی نژاد، این تأیید یعنی پذیرش شعارهایی که آقای احمدی نژاد در رابطه با آمریکا و اسرائیل سر می دهد و این که معتقد نیست که باید با آمریکا و اسرائیل مماشات کرد، انتخاب آقای احمدی نژاد، تأیید این بوده است. این انتخاب یعنی تأیید پرونده هسته­ای، این انتخاب یعنی تأیید وضعیت هجومی و حمله ای که آقای احمدی نژاد علیه دشمن اتخاذ می کند و دشمن را وارد چالش می کند؛ یعنی این سیاست، سیاست درستی است که مردم تأییدش می کنند. باید دشمن را، آمریکا و اروپا را دچار چالش کرد. اینها را در مقابل اشکالهای اساسی فکری، اخلاقی، اجتماعی، عملی، سیاسی، فرهنگی، قرار داد؛ نه این که با اینها مماشات کرد برای این که تعریف ما را بکنند؛ برای این که وقتی وارد سازمان ملل می شویم، برای ما کف بزنند؛ نه این کارها، اتفاق ها نمی افتد « ولن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم»[1]؛ آنها هیچ وقت از ما راضی نمی شوند، مگر این که نوکر آنها شویم و این هم با حیثیت  ما سازگار نیست.

 پس به طور خلاصه می خواهم عرض کنم خدمت شما که یک انتخابات بی نظیر، بعد از مدتها پیش آمد، یک انتخابات شیرین که دل همه مؤمنین را شاد کرد، پیش آمد. ما تبریک و تهنیت عرض می کنیم خدمت شما خواهران عزیز دست همه شما درد نکند، با همان دستی که این تعرفه های انتخاباتی را تحویل گرفتید، با آن دستی که نوشتید اسم آقای احمدی نژاد را و همان دستی که انداختید این تعرفه ها را داخل صندوق، آن دست ها هرگز درد نگیرد؛ آن دست ها به حرم مطهر حضرت سید الشهدا برسد. آن دست ها وجود نازنین امام زمان علیه السلام را لمس کند.

خدا به همه شما خیر دهد، حماسه درست کردید، معلوم می شود که لطف خداوند گاهی اوقات ممکن است که پنهان و مخفی شود ولی در شرایط خاصی لطفش آشکار و روشن می شود.

خدا را سپاس می گوییم، ای خدای بزرگ چگونه تو را سپاس گوییم که آرزوهای ما را محقق کردی، دلهای ما را شاد کردی.

با این نتیجه ای که در این انتخابات ظهور و بروز پیدا کرده، من دعایم این بود که ای خدای بزرگ کسی را که خادم نظام اسلامی است، آن کسی که وجود او، ریاست او، برای دیگران مفید فایده است؛ مصلحت است اسم او را از این صندوق ها بیرون بیاور.

خدا را سپاس می گوییم و درود می فرستیم بر روح ملکوتی امام بزرگوارمان که ناظر همه این صحنه هاست. روح او شاد باد!

دست شما درد نکند، دست مادرانتان درد نکند که با قامتی خمیده حالا بعضی از شماها مادرانتان خیلی  پیر نیستند ولی بعضی با قامت خمیده با کمک دیگران رفتند پای صندوق های رأی، دست­تان درد نکند که وضو گرفتید برای اینکه عبادتی انجام داده باشید، رفتید پای صندوق­های رأی؛ خدا شماها را حفظ کند، خدا مادران شما را حفظ کند، خدا زنان ما را حفظ کند که با تربیت دینی، با تربیت اسلامی، ملت را درست کردند.

 23/3/88

[1] - سوره بقره (2)/ 120