رهسپاربا قافله رجب

رای دهی:  / 12
ضعیفعالی 

رهسپاربا قافله رجب

پنجشنبه19/2/92

سخنرانی استادحجت الاسلام والمسلمین حاج آقای سائلی (تماس تلفنی)

از این که پنج شنبه دیگری توفیق داریم خدمت تان باشیم خدا را شاکر هستیم. در جلسات گذشته بحث های متعددی داشتیم، جامع بین همه آن بحث ها تقریباً می شود گفت، یک مطلب اساسی بوده و آن مطلب اساسی این بود که:

ما تا زمانی که آنچه را می فهمیم و می دانیم و یاد گرفته ایم، در عمل پیاده نکنیم و در عمل به آن پایبند نباشیم و به قول معروف، آنچه را که یاد گرفته ایم، عملیاتی و اجرایی نکنیم، دانش ما، آن فایده لازم و سود واقعی را برای ما نخواهد داشت.  

 

احساس و عواطف­مان، در این ایام باید فرق کند؛ باید احساس انسان مجاهدی را که انتظار می کشد، داشته باشیم، باید آمادگی پیدا کنیم، باید استعدادهای مان را شکوفا کنیم تا ماه رجب را درک کنیم. رجب در راه است، این خیلی عزیز است، این از طرف خدا آمده؛ این پیک است، سلام رحمت خدا را به ما می رساند. ماه رجب می آید. آماده شوید.

دانش فلسفه اش این است که چراغ راه باشد، راه را برای ما روشن کند، اگر کسی این چراغ و فانوس را داشته باشد، ولی راه نرود و حرکت نکند، درست است فانوس و چراغ دارد و این چراغ هم برای خودش ارزش دارد، ولی به هدف نمی رسد، آنگاه به هدف می رسد که از این چراغ بهره بگیرد، این فانوس را جلوی خودش نگه دارد، راه برود و آن فانوس راه را برای او روشن کند و اگر بدون فانوس راه برود، ممکن است سقوط کند، زمین بخورد و به دام بیفتد؛ بنابراین داشتن چراغ و فانوس و به دست آوردن فانوس خیلی خوب است ولی انسان را به هدف نمی رسد.به ادامه مطلب بروید:

 

اگر شما حساب کنید تمام عمر و زندگی تان را صرف کنید که فانوس به دست بیاورید، از ابتدای عمر تا آخر عمرتان، 70 سال، 80 سال، 90 سال در راه به دست آوردن فانوس صرف کنید، باز هم نمی رسید؛ چون اگر فانوس را به دست می آوردید، تازه اول راه بود، یعنی باید با آن می رفتید، تا چه رسد به این که تمام عمر را گذاشتید که فانوس به دست بیاورید، این در مقایسه با آن هدفی که دارید، چه سودی دارد؟

یا فانوس را به دست آوردید ولی آن را گذاشتید مقابل تان و از آن تمجید و تعریف و مدح می کنید، باز هم نمی­رسید؛ می آیید در باره ارزش فانوس حرف می زنید ولی باز هم این راه نیست، حرکت نیست؛ حرکت آنگاه خوب است که انسان فانوس داشته باشد و فانوس آنگاه خوب است که انسان با آن راه برود و بهترین حالت این است که انسان هر مقدار که فانوس دارد، همان مقدار هم راه برود؛ هر مقدار که دانش کسب می کنید، همان مقدار راه بروید؛ این را انسان بپذیرد و یاد بگیرد که هر مقدار فانوس نصیبش می شود، به همان اندازه راه برود.

نکته دیگر این که تا راه نرود، به هدف نزدیک نمی­شود؛ تا به آن چه که یاد گرفته، عمل نکند و پایبند نشود، نور در درونش پیدا نمی شود؛ آن نور در دل عمل خوابیده، آن  نور در باطن عمل هست؛ وقتی عمل کردید، آن نور آزاد می شود، آن نور بیرون می آید؛ کجا قرار می گیرد؟ در درون انسانی که عمل کرده؛ درون او را روشن می کند، باطن او را درخشان می کند، بنابراین سخت عنایت داشته باشید، تا زمانی که به چیزی عمل نکردید، پایبند نشدید، التزام نیافتید، هنوز آن سود و آن تکامل و سعادتی که دنبالش هستید، نصیب شما نشده است. این حاصل بحث های گذشته ما بود.

حالا می خواهیم بحث مان را ادامه بدهیم و یک تغییری هم در بحث، به وجود بیاوریم، آن تغییر این است که روز یکشنبه که در پیش هست، اول ماه رجب است؛ یعنی وارد ماه رجب خواهیم شد، بعد هم ماه شعبان و ماه مبارک رمضان؛ به این سه ماه، به اصطاح، اشهر نور گفته می شود، ماه های نور؛ اشهر الفضیلة؛ اینها را ماه های با فضیلت گفته اند؛ این سه ماه برای همه کسانی که آرزوی رسیدن به بعضی از مقامات معنوی را دارند، فوق العاده تأثیر گذار است. امروز پنج شنبه است و تا یکشنبه فاصله ای نیست؛ برنامه ریزی این سه ماه، دست خداست؛ خدا برنامه ریزی کرده که در این سه ماه، آنهایی که اهلیت و قابلیت و استحقاق دارند، به یک سلسله مقامات عالی دست پیدا کنند؛ این ماه­ها فوق العاده پر اهمیت است.

نمی دانم می توانید یک رزمنده را در میدان جنگ تصور کنید که آذوقه اش تمام شده و زیر آتش توپخانه دشمن است، گرسنه و تشنه است؛ به او می­گویند دو سه روز دیگر، برای تو آذوقه و مهمات می فرستیم، این دو سه روز را، او چگونه انتظار می کشد؟ می توانید تصور کنید او چگونه این دو سه روز را انتظار می کشد؟ می گوید خُب امروز هم رفت، فقط دو روز مانده، فردا هم می رود، می گوید فقط یک روز مانده، این یک روز هم تمام بشود، به من امداد و کمک می رسد.

ای خواهران مجاهد، ای عزیزانی که در جبهه جهاد با نفس، در میدان جهاد اکبر با شیطان دارید مبارزه می کنید و کم آوردید، آذوقه تان تمام شده، خسته شدید، حس می کنید شیطان بعضی جاها غلبه پیدا می­کند، حالا یک امدادی دارد می آید، حرکت کرده، خدا فرستاده؛ این شب یکشنبه می رسد، چقدر منطقی و چقدر با احساس بالا و شدید، انسان منتظر این کاروان کمک خواهد بود؛ این­طور نیست؟ آیا الان احساسات و عواطف شما نسبت به ماه رجب، یک چنین احساساتی هست؟

آیا وقتی به یکدیگر می رسید، به هم سفارش می کنید که قدری دیگر صبر کن، مقاومت کن، ماه رجب در پیش است؟ یعنی ماه رجب می آید کمک مان؛ به دیگران می گویید یک مقدار دیگر این سختی ها را تحمل کنید، ماه رجب آمد؟

ماه رجب می آید  که به ما کمک کند، در میدان جهاد با نفس، جهاد اکبر؛ دیگر از این به بعد خیلی به ما کمک می رسد، اگر لیاقتش را داشته باشیم؛ نور در پیش است.

این همه یاد می گیریم برای این که فانوسی به دست بیاوریم تا راه برویم، برای ما دارد پروژکتور می آید، برای ما دارند یک نور قوی می آورند، خورشید می آورند، این قدر پر نور است، ماه رجب است.

اولیا خدا، منتظر هستند تا ماه رجب بیاید، تا با ماه رجب بر دشمنان شان و بر شیطان ها غلبه پیدا کنند، ما هم این ایام را درک کنیم. کاروان در راه است، ما در گذشته شعر حافظ را می خوانیدم:

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش                                        کی روی ره، زکه پرسی، چه کنی، چون باشی

امروز دیگر این شعر را نمی خوانیم، می گوییم: «کاروان آید و تو بیدار و همه چیز فراهم»

کاروان می خواهد بیاید، نه این که رفته باشد، امروز ما این شعر حافظ را نمی خوانیم، شعر مولوی را می خوانیم:

گفت پیغمبر که نفحت های حق                                                           اندرین ایام می آرد سبق

پیغمبر فرمود: نسیم های رحمت بزرگ الهی در پیش است؛ در این ایام دارند از یکدیگر سبقت می گیرند.

گوش و هش دارید این ایام را(حواس تان را جمع کنید)                                     در دربایید این چنین نفحات را

نفحه ای آمد شما را دید و رفت(مال سال گذشته است)                                      هر که را می خواست جان بخشید و رفت

نفحه ای دیگر رسید آگاه باش                                               تا از این هم وا نمانی خواجه تاش(تا از این هم عقب نمانی)

آری کاروان رجب، قافله رجب دارد می آید، حواس تان را جمع کنید؛ امروز پنج شنبه است، فردا جمعه است؛ تقریباً جمعه بعد از ظهر، شنبه؛ آنهایی که بیدار و هشیار هستند، صدای زنگ کاروان، از دور به گوش اینها خواهد رسید. می­دانید وقتی این کاروان نزدیک می شود یک زنگی دارد، وقتی زنگ نواخته می شود، یک صدایی دارد، صدای زنگش می گوید: أین الرجبیون؟ کجا هستند رجبی ها؟

قبل از این که این کاروان برسد، ما هم می گوییم این الرجب؟ کجاست رجب؟

تشنه می نالد که کو آب گوار؟                                              آب هم نالد که کو آن آب­خوار

احساس و عواطف­مان، در این ایام باید فرق کند؛ باید احساس انسان مجاهدی را که انتظار می کشد، داشته باشیم، باید آمادگی پیدا کنیم، باید استعدادهای مان را شکوفا کنیم تا ماه رجب را درک کنیم. رجب در راه است، این خیلی عزیز است، این از طرف خدا آمده؛ این پیک است، سلام رحمت خدا را به ما می رساند. ماه رجب می آید. آماده شوید.

ای رزمندگان مخلص! ای رزمندگان فرهیخته، پاک نهاد، مشتاق! کجایید؟

کجایید ای ز جان و جا رهیده، کسی مر عقل را گوید کجایی ؟    کجایید ای در زندان شکسته، بداده وام داران را رهایی؟

صدای زنگ را نمی شنوید؟ ندای این الرجبیون را نمی شنوید؟ کجا هستید شما؟ گوش های تان را باز کنید، چشم های تان را باز نگه دارید، او را ببینید، او را بیابید. این ماه رجب که می آید با بقیه کاروان ها فرق دارد، اگر آماده اید، اگر مجاهد هستید، اگر رزمنده اید، یک مقدار برای تان، درباره اینها حرف بزنم.

فرض کنید الان در جبهه ایم، شما عزیزان همه فرمانده گردان­ها هستید، رفتیم داخل سنگر، نقشه را روی زمین گذاشتیم، همه دور نقشه جمع شدیم، روی نقشه می­خواهم به شما بگویم چطوری آمادگی پیدا کنیم؟ می توانید تصور کنید، می توانید با من بیایید، برویم داخل سنگر، دور نقشه جمع بشویم، برای شما توجیه کنم که کاروان از کدام مسیر می خواهد بیاید؟ اگر می خواهیم برویم به استقبال، کجا باید برویم، بایستیم؟  

این کاروان با همه کاروان های دیگر فرق می کند، کاروان های دیگر می آیند از کنار انسان رد می شوند، می آیند از خیابان و کوچه ها عبور می کنند ولی این کاروان از خیابان عبور نمی کند، نمی آید از کوچه و از جلوی منزل ما عبور کند. این کاروان، این قافله از درون پوست و گوشت و استخوان و روح و دل و چشم و گوش و سر و دست و پای ما عبور می کند، از خیابان که این کاوران نمی رود، به خیابان چه کار دارد؟ این می آید از درون ما عبور می کند و گاهی اوقات ما اگر گرفتار دشمن و اسیر شیطان شده باشیم، غفلت ما را فرا گرفته باشد، این کاروان می آید از روح ما عبور می کند و ما نمی فهمیم. عجیب است، کجا هستیم ما؟

ای دختر، ای زن، ای جوان، ای مردم! کجا هستید شما؟ این می آید از دل و جگر و رورح و ظاهر و باطن تان عبور می کند و شما نمی فهمید؟! یعنی تا این اندازه ما نسبت به مملکت خودمان، مملکت جان و روح مان؛ یعنی تا این اندازه نسبت به دل و روح و جان مان غافل هستیم؟ که یک چنین کاروان عظیمی می آید از درون مان عبور می کند و ما انگار نه انگار! آری آری و صد آری این اتفاق می افتد، می آید از درون ما عبور می کند و ما نمی فهمیم، درک نمی کنیم. این بار می خواهیم خودمان را آماد ه نگه داریم، بیایید با این کاروان برویم، همراه با کاروان باشیم، می خواهیم حرکت کنیم.

اول صحبتم عرض کردم تمام بحث های ما مربوط به این است که دیگر حرکت کنیم، وارد عملیات بشویم. از روز یکشنبه عملیات شروع می شود، باید راه رفت، باید حرکت کرد، باید عمل داشت. خُب ما از روز اول رجب، باید وارد عمل بشویم با ماه رجب، ماه رجب کمک مان می کند، با چه سرعتی باید حرکت کنیم؟ الان خدمت شما می گویم.

در مفاتیح الجنان روایتی از پیامبر گرامی ما نقل شده، فرمود: «رجب نهرٌ فی الجنة»؛ رجب رودخانه ای است در بهشت. «اشدُّ بیاضاً من اللبن و احلی من العسل»؛ از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر. 

دقت کنید پیامبر نفرمود: رجب قطعه ای از زمان است. فرمود رودخانه است. نفرمود رجب بحرٌ، رجب برکةٌ؛ برکه و دریا ساکن و راکد هستند. رجب نهری در جنت است، رودخانه حرکت و خروش دارد، تا به حال کنار رودخانه رفته اید؟ شده همپای رودخانه حرکت کنید؟ سرعت رودخانه چقدر است؟ اگر شما معمولی راه بروید سرعت رودخانه بیشتر است یا سرعت شما؟ خواهید گفت سرعت رودخانه.

بالاخره الان می توانید تصور کنید سرعت رودخانه چقدر است؟ از یک راه رفتن معمولی سرعتش بیشتر است. خُب پیامبر فرمود رجب رودخانه است، یعنی پیغمبر دارند به ما یک میزانی را می دهند خواستند به ما یک معیار و سنجه ای را بدهند که ما با آن بسنجیم در ماه رجب ما با چه سرعتی باید حرکت کنیم؟

بعد این را هم اضافه کنید که رونده در این راه روح و جان و قلب و دل ماست. قلب شما در ماه رجب باید با سرعت رودخانه حرکت بکند؟ یعنی باید حرکت محسوس باشد از محسوس هم جلوتر؛ باید حرکت را کاملاً ببینید. شما وقتی راه می روید و سرعت تان به اندازه رودخانه است، یعنی سرعت تان را می توانید ببینید. در ماه رجب باید این طور حرکت کرد.

اول بحثم عرض کردم چراغ به دست می آوریم که راه برویم که آن چراغ این رجب است. رجب آمد، با رجب باید راه برویم سرعت مان چقدر باشد؟ به اندازه رودخانه. شما حساب کنید، از یکشنبه از خودتان حساب بکشید، حالا که می خواهید حساب بکشید رودخانه که حرکت می کند، با آن سرعتی که عرض کردم فقط یک ساعت که حرکت نمی کند فقط دو ساعت که حرکت نمی کند، در تمام بیست و چهار ساعت، در تمام شبانه روز با همین سرعت دارد می رود. پس در ماه رجب ما اگر می خواهیم بسنجیم باید روح مان به صورت پیوسته مستمر و مستدام حرکتی به سرعت حرکت رودخانه داشته باشد.

حالا دست تان آمد؟ ای خواهران رزمنده! اگر می خواهید در میدان نبرد جلو بروید، شما به سمت دشمن پیشروی داشته باشید، با چه سرعتی باید بروید؟ یک چیزی از راه رفتن بیشتر و تندتر است، از دویدن کمتر؛ همان حالتی که رزمنده ها در تلویزیون دارند. با این سرعت باید پیش بروید.

خودتان را آماده کنید؟ از شعارها کم کنید. از سرو صدا، از غوغایی رفتار کردن بکاهید، به محتوا و حقیقت بپردازید. این عرصه میدان نبرد را بر شیطان تنگ بگیرید، در ماه رجب، بر شیطانِ نفس بتازید، عرصه را بر او تنگ کنید، پیشروی داشته باشید و مواضع مهم و سوق الجیشی و استراتژیکی و مواضع راهبردی را تصرف کنید، ذخیره نگه دارید برای آینده تان.

باز برگردیم به حدیث پیامبر فرمود: رجب رودخانه است. خیلی معنا دارد، در رودخانه ماهی است، در دریا صدف است و در رودخانه ماهی؛ ماهیهای رودخانه خیلی درشت و زبل و زیرک هستند بر خلاف ماهیهای دریا که تحرک شان کم است.

ماهی های رودخانه خیلی زرنگ هستند. این برای شما معنا دارد، معنایش این است که وقتی وارد این رودخانه شدید، ماهی شکار می کنید؛ رزمنده بودید حالا می شوید شکارچی؛ چقدر زیباست به به چقدر زیباست. ای رزمندگان شکارچی! حالا می خواهیم شکار کنیم. حالا اشکالی ندارد انسان هم رزمنده است، هم شکارچی.

ماهی های زبل، هر کدام از این ماهی ها یک فیضی است، یک لطفی است، یک تجلی است از تجلیات خداوند. این­هایی که در ماه رجب وارد رودخانه می شوند، تور می اندازند یا قلاب ماهیگیری می اندازند، ماهیهای زبل، ماهی سفید، قزل آلا،... دیدید در تلویزیون ماهیها نیم متر، یک متر از آب بالاتر می پرند، نگاه کنید این ماهی­ها چقدر شاد هستند. چقدر بازیگوش، و چقدر باطراوت هستند. در دریا این کار را نمی کنند این فقط در روخانه است؛ این فیض های زبل، بازیگوش، هشیار، شکارشان می کنید؛ بعد خودتان که رودخانه اید، خودتان که در رودخانه هستید؛ خودتان که در حرکت هستید. این ماهی ها را هم که زرنگ و هشیار و باهوش هستند، شکار می کنید، ببینید چه می شود آدم یکپارچه می شود حرکت.

بازهم اجازه بدهید بگوییم از رجب، پیغمبر فرمود: رجب رودخانه است؛ «رجب نهرٌ فی الجنة اشد بیاضاً من اللبن»؛ فرمود: از شیر سفیدتر است؛ یعنی این قدر پاک است، این قدر پاک می کند؛ بروید داخل رجب، بروید داخل این کاوران، بروید داخل این رودخانه، این رودخانه پاک می کند، پاک می شوید، دیگر نباید گناه کنید، دیگر نباید فکر گناه کنید، دیگر نباید به خواسته های نفس گوش فرا بدهید. دیگر نباید هوای نفس در ما باشد، دیگر نباید شهوت بر ما حکم براند، نباید شهوت در ما انگیزه تولید کند، شهوت را سر بِبُرید در ماه رجب؛ وقتی آن ماهیهای چابک و زرنگ و شلوغ رودخانه رجب را دیدید، به آنها اشتها بورزید، به آنها تمایل بورزید، سرگرم آنها بشوید، دیگر شهوت را رها کنید، دیگر تعلق به هیچ نامحرمی نداشته باشید، بکنید این کار را؛ تعلق به هیچ نامحرمی نداشته باشید، تعلق به هیچ انسانی نداشته باشید، میل دیدن هیچ انسانی برای شما مطرح نباشد، تمام عشق تان، تمام امیدتان، تمام آرزویتان این باشد، با خدا باشید، با امام زمان سلام الله علیه باشید، با آنها باشید.

فرمود رجب «احلی من العسل» از عسل شیرین تر است؛ فرمود: از شیر سفیدتر است؛ عرض کردم معنایش پاکی است؛ از عسل شیرین تر است؛ معنایش مقبولیت است؛ شما شیرین هستید؟

خیلی دلم می خواست شما همان طوری باشید که پیغمبر فرمود؛ شما مثل همان ماهی­های زرنگ و شلوغ باشید، در آب می پرند یک متر بالا، معنوی باشید، زرنگ باشید، با خدا باشید، عاشق خدا باشید و پر از نشاط و پر از انرژی؛ دل تان را به خدا بسپارید.

بعد فرمود: احلی من العسل؛ شما شیرین تر از عسل باشید، افسرده و غمگین نباشید، تو لاک خودتان نروید، سر به گریبان خودتان نبرید، سرد و بی حس و بی روح نباشید، شاد باشید، وجودتان هر جا که هست، آن جا را شیرین کند؛ تلخ نباشید، آن وقتی که نیستید آن جا تلخ باشد، هر جا می روید شیرین کنید، داخل هر اتاقی که می روید وجود شما آن جا را شیرین کند، با اخلاقتان، با رفتارتان؛ این که فرمود از عسل شیرین تر باشید، یعنی خوش اخلاق باشید؛ این الرجبیون؛ رجبی ها خوش اخلاق هستند، خوش اخلاق باشید، گرم باشید با صفا باشید، بگویید، بشنوید.

نگذارید در میان شما کسی خدای نکرده غمگین باشد، با شادابی خودتان، او را شاداب کنید، با خوش اخلاقی تان، او را شادمان کنید، خداوند زندگی تان را شاد کند، دل­های تان را شادمان کند، ای آنهایی که دیگران را شادمان می کنید؛ روح تان، قلب تان، وجودتان، باطن تان، شاد و شادمان و فرحناک باشد، دیگران را هم شاد کنید.

آماده استقبال ماه رجب باشید، موفق باشید، به پیشگاه امام بزرگ مان، امام معصوم مان، تاج سرمان، طبیب مریضی های مان؛ محبوب دل های مان، شفیع وجودمان در روز قیامت، آن بزرگواری که در سایه عنایات او هستیم، امام عزیزمان، امام زمان سلام الله علیه صلوات بفرستید.