نجوای شعبانیه

رای دهی:  / 2
ضعیفعالی 

بسم الله الرحمن الرحیم

« الحمد لله رب العالمین ولا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم و الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا و مولانا ابی القاسم محمّد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین و لعنة الله اعدائهم اجمعین من الآن الی لقاء یوم الدین »

به اواخر ماه شعبان نزدیک می شویم؛ به فضل پروردگار فرصت­ ها و موقعیت­ ها یکی پس از دیگری، دارد با سرعت زیاد رد می­شود و می­ گذرد.

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش                کی روی ره ز که پرسی، چه کنی چون باشی[1]

ما در این روزهایی که گذشت، باید به مقاطعی از مسیر راه، دست پیدا می­کردیم و حالات، ویژگی­ ها و خصوصیاتی در روح و جان ما به ظهور می­رسید.

در ماه رجب صحبت از ندا و دعا و خواندن خداست، ندا و دعا برای کسی است که فاصله زیاد دارد و فریاد می­زند و از حرف ندا برای تکمیل صوت استفاده می­کند؛ اما در ماه شعبان، صحبت از نجوا و مناجات شعبانیه است. یعنی آنقدر به ما اجازه داده­ اند نزدیک شویم که دیگر فریاد نزنیم؛ آهسته و دم گوشی صحبت کنیم.

این نجوا و دم گوشی صحبت کردن، این تقرب­ها نیاز به اسباب و علل خاص خودش دارد؛ تا آن علل و اسباب در آدمی فراهم نباشد، صحبت از نجوا نیست. نجوا هم این نیست که ما آهسته سخن بگوییم، نجوا یک مرحله و قطعه­ای از این راه است که دل آدمی این نجوا را دارد،  نه این که زبانش آهسته خدا را صدا بزند.

 

در واقع وقتی ماه شعبان را با ماه رجب می­سنجیم، درون ما به گونه­ای است که در ماه رجب خیلی از ویژگیها، خصوصیات و شرائط­مان را مهیا به آن کیفیت دلنشین نمی­یابیم.

حالا این حالت اگر با چهره دنیایی ظهور پیدا کند، به صورت ندا می­شود؛ چرا به خاطر اینکه وقتی کسی دوری معنوی را به صورت دنیایی در بیاورد، با لباس دنیایی آن را طرح کند، معنایش آن می­شود که در فاصله دور قرار گرفته است.

هر حقیقت مجرد و نابی که بخواهد در دنیا ظهور پیدا کند، ناچار لباس دنیا تنش می­کند. وقتی که مشرکین مکه به پیامبر اعتراض کردند که خداوند چرا فرشته ای را برای نبوت برنگزیده است؟ خداوند دستور داد که به آنها بگو «لَو جَعَلنا مَلکاً لَجَعَلناهُ رَجُلاً و لَلَبسنا عَلَیه ما یَلبِسون»[2]؛ اگر فرشته­ای را هم پیامبر انتخاب می­کردیم، آن فرشته مجرد وقتی در دنیا می خواست حضور پیدا کند، باید به صورت یک انسان مادی درمی­آمد.

بنابراین آن فاصله­ ای که انسان در روح خودش می­ یابد، هنگامی که چهره مادی به خودش می گیرد، به صورت صوت و صدا در می آید، آن ندا خواهد بود و آن حالت تقرب و نزدیکی که انسان نسبت به خداوند، در وجودش از آن برخوردار هست، وقتی چهره دنیایی به تن می کند، به صورت نجوا در می آید، مناجات شعبانیه می شود.

پس مقصود این نیست که در ماه رجب فریاد بزنیم یا الهی، در ماه شعبان یواشکی زیر لب بگوییم یا الهی. چرا که ممکن است در اوج شب های قدر کسی نیاز داشته باشد که ندا کند، یعنی او هنوز ببینید که اندر خم یک کوچه است. هنوز دارد دنبال یک کوچه می­گردد و هنوز ببیند کوچه را طی نکرده و به پشت در نرسیده، هنوز در را نکوبیده، هنوز در را برای او باز نکرده اند و هنوز داخل راهش نداده اند. همه اینها را ممکن است در درون خودش داشته باشد؛ هنوز او در مرحله ندا بسر می برد، به نجوا نرسیده. بخصوص با توجه به اینکه در دهه سوم ماه شعبان هستیم، باید آن حالت نجوا و تقرب برای هر کس محسوس و ملموس باشد.

خواهران بزرگوار! در اسلام خیلی از ما کمیت را نخواستند در عبادات و اذکار؛ مؤمن بیکار نیست که از صبح تا شب ذکر بگوید و نماز بخواند، عبادت کند؛ شب تا صبح هم اگر توانست عبادت کند، ذکر بگوید؛ چنین چیزی از ما نخواستند؛ هر چند عبادت یک گوهر ناب و درخشانی دارد ولی مؤمن وظایفی دیگری هم دارد.

 لذا اگر می بینید در قرآن کریم در عین حالتی که خداوند مدح و ثنا کرده از کسانی که دائماً در نماز هستند؛ دائم الصلوة هستند « فی صلوتهم دائمون»[3]؛ اینها دائماً در نمازند؛ یعنی نماز اول­شان تمام می­شود، وصل می­کنند به نماز دوم، نماز دوم­شان تمام می­شود، وصل می­کنند به نماز سوم؟ این نیست. چرا این نیست؟ چون در خود قرآن دستور داده بعد از اینکه نمازتان را خواندید، به کارهای دیگر بپردازید.

در سوره مبارکه جمعه صراحتاً خداوند فرمود: « فَإذا قُضِیَتِ الصَّلوةُ فَانتَشِروا فِی الارض»؛ وقتی نماز تمام می شود، پراکنده شوید «و ابتَغوا مِن فَضلِ الله»[4]؛ وقتی نماز جمعه تمام شد، ننشینید، ادامه دهید به اذکار؛ نه جامعه مسلمین نیاز دارد به فعالیت اقتصادی و فعالیت اجتماعی و فعالیت فرهنگی شما، به دهها کار شما نیاز دارد.

پس چطور می­شود جمع کرد بین «صلوتهم دائمون» و « فَانتَشِروا»؟

معنایش این می­شود که زمانی که نمازشان تمام شد، بلند می­شوند از مصلی؛ حرکت می­کنند به کارهای اقتصادی؛ در متن و بطن کارهای اقتصادی، آن حقیقت نماز است که دارد اینها را راه می برد، آن فرهنگ نماز، واقعیت نماز، روح نماز و آن انرژی حاصل از نماز است که دارد اینها را در نهاد و نهان کارهای اقتصادی و چیزهای دیگر، پیش می­برد این می شود «فی صلوتهم دائمون»؛ «فانتشروا»

خداوند در قرآن نسبت به تعدادی از منافقین مدینه نقل می­کند؛ تاریخ هم این نقل را بازتر می­کند، توضیح می­دهد؛ منافقینی بودند که برای اینکه نزد پیامبر جایگاه بهتری پیدا کنند، نزد مسلمین آبرومندتر باشند، دائماً ذکر می­گفتند؛ با لب، سبحان الله سبحان الله سبحان الله؛ همین طور سبحان الله می­گفتند؛ در عوض، عده­ای از مؤمنین، این­طور نبودند، کارهای دیگر انجام می­دادند؛ ذکر لسانی نداشتند؛ مسلمان­های پاک باخته، مسلمان­های پاک و مطهر که عاشق پیامبر و اسلام بودند، یک مقدار به خودشان شک کردند که نکند ما از اینها عقب­تر باشیم؟

آیه نازل شد که « لایذکرون الله کثیراً»[5]؛ این منافقین ذکر کثیر ندارند؛ از آن طرف به مؤمنین دستور داد «یا ایها الذین امنوا اذکروا الله ذکراًکثیراً»[6]؛ ای مؤمنین شما ذکر کثیر بگویید. تفسیر این چیست؟

همين مقدار اقلي از عبادات که بر ما واجب شده و يك مقدار از عبادات شيريني كه به صورت مستحبي به ما توصيه شده؛ همين، زيادتر هم نه؛ همين را انسان با كيفيت، با دنياي بسيار بزرگی از اخلاص؛ حتی نزد ديگران هم نگوييد؛ اين مي شود مصداق «يا ايها الذين امنوا اذكروالله ذكراً كثيرا»؛ مي­شود مصداق ذكر كثير؛ چرا؟ به خاطر اينكه وقتي شما نيت اخلاص مي­كنيد، اين اخلاص شما يك امر مجرد است؛ امر مجرد پيوسته است به يك دنياي بزرگ و وسيع؛ مصداق ذكر كثير به حساب مي­آيد.

پس عبادات خودمان و مقداري عبادات مستحبي كه توصيه فراوان­تري شده، صدمه به كار و زندگي ما وارد نمي­كند، در كنار كار و زندگي ما مي­تواند جا داشته باشد؛ همين­ها را انسان وقتي با روحيه عالي و اخلاص و طهارت قلبي بيان مي­كند، اين ذكر كثير به حساب مي­آيد.

بنابراين آن نجوايي كه در ماه شعبان از ما خواسته شده، در مناجات شعبانيه داشته باشيم آن نجوا در واقع برمي­گردد به مقداري كه انسان در درون خودش طهارت ايجاد كرده است؛ برمي­گردد به مقداري كه از آلودگي ها در درون خودش فاصله گرفته است.

 

بحث اخلاق، جلسه7؛ موضوع: مناجات شعبانیه؛حجت الاسلام و المسلمین استاد سائلی؛ تاریخ : 2/9/1379



[1] - دیوان حافظ، چاپ نشر روزگار، چاپ اول 1381، غزل شماره 458

[2] - سوره انعام (6)/9

[3] - سوره معارج (70)/ 23

[4] - سوره جمعه (62)/ 10

[5] - سوره نساء(4)/ 142

[6] -  سوره احزاب (33)/ 41