تولید، کار و تلاش در سیره معصومین(علیهم السلام)

رای دهی:  / 2
ضعیفعالی 

تحمیدیه :

    خداوندا! همانطور خود را خالص کردم که از همه خلق منقطع شده و به درگاه تو روی آوردم، روی برگردانیدم از تمام خلایق – که همه محتاج عطای تواند – و طلب نکردم حوایج خود را از مخلوقی که، از فضل و احسانت بی نیاز نیست، چون دیدم طلب کردن محتاج از محتاجی مثل خود سفاهت رأی و ضلالت عقل است.    

    خدای من! چه بسیار مردمی را دیدم که طلبیدند عزت را از غیر تو و به جای عزت، ذلت یافتند، و از غیر تو ثروت خواستند، پس فقیر و ذلیل شدند، و قصد بلندی کردند و پست شدند. پس به واسطه مشاهده امثال این مردم، انسان هوشمند به عبرت از حالشان، راه رشد و طریق حق را اختیار کرد.[1]

اهدائيه:

     هدیه های بزرگ وباارزش وگرانبها را همه می پذیرند؛اما هدیه های کوچک و ناچیز را جز انسان های کریم پذیرا نیستند. به همین جهت گرچه برای این مقاله تلاش زیاد کرده ام ؛اما به خاطر ناچیزی ،آن را به پیشگاه بزرگترین وبا عظمت ترین انسان عالم حضرت محمد مصطفی (ص)تقدیم می کنم، با امید به اینکه بپذیرد و ما را مشمول دعای خویش سازد.

 

مقدمه:

      یکی از عواملی که خیلی ساده است ولی کم تر به آن توجه می شود، عامل کار است کار اگر در زندگی انسان ها از هر عامل دیگری نقش سازنده تری نداشته باشد، نقشش کم تر نیست در حقیقت هم، انسان، سازنده و خالق کار خویش است و هم کار و نوع آن آفریننده ی روح و چگونگی انسان است. در دین مبین اسلام بی کاری مردود و مطرود است و کار به عنوان یک امر مقدس شناخته شده است در حدیث وارد شده است: «ان الله یحب المومن المحترف».[2] «خداوند کسی را که حرفه ای به عهده گرفته است. و بدان اشتغال دارد، دوست دارد». و در جای دیگر گفته اند: «الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله».[3] کسی که خود را برای ادامه ی معاش به مشقت می اندازد، مانند کسی است که در راه خدا جهاد می کند.

در مقابل این گروه فعال، کسانی هستند که از روی تنبلی به کارهای کوچک تن نمی دهند و بی کار می گردند. در این باره حدیثی نبوی می فرماید: «ملعون من القی کله علی الناس»[4]، هر کسی بی کار بگردد و سنگینی (اقتصادی) خود را بر دوش مردم بیندازد، ملعون و از رحمت خدا به دور است.

 

تعریف و تبیین موضوع:

     کار فعاليتي است نسبتا دائمي که به توليد کالا يا خدمات مي انجامد و به آن دستمزدي تعلق مي گيرد  یا استفاده اي که انسان از نيروهاي مادي و معنوي خود در راه توليد ثروت يا ايجاد خدمات مي کند.    

    در این مقاله برآنیم که به بررسی تولید ،کار و تلاش از نظر معصومین(علیهم السلام)  بپردازیم.

 

ضرورت و اهمیت تحقیق:

    1- در عصر معاصر به دلیل پرجمعیتی کشورها وزیاد شدن تعداد نسل جوان بیکاری جوانان در جامعه رو به افزایش است که این بیکاری منجر به فاسد شدن افراد بیکار ودر نتیجه فساد جامعه می گردد بنابراین ضرورت دارد که با استفاده از آیات وروایات در مورد تشویق به کار و کارگری جوانان را به کار تشویق کرد.

     2-خانواده ها از همان دوران کودکی فرزندانشان می توانند بر روی فکر وفرهنگ آنها کار کرده و با عواملی بستر مناسبی را برای آینده شغلی فرزندانشان به وجود آورند که از ضروریات بررسی این پایان نامه رسیدن به عوامل موثر خانواده ها بر روی آینده شغلی فرزندانشان می باشد.

 3-برخی از افراد فکر می کنند که عبادت خداوند با کار کردن منافات دارد در صورتی که کار کردن در طلب روزی خود نوعی عبادت است که از ضروریان نوشتن این پایان نامه بررسی کار به عنوان عبادت است.

 

کلید واژه ها:

 

کار:پیشه،شغل،صنعت،رفتار،فعل وعمل وکردار[5]

کارگر:کار کننده،کسی که در کارخانه یا کارگاه کار می کند ومزد می گیرد.[6]

کسب:مالی به دست آوردن یا دانشی را به دست آوردن وتحصیل کردن.[7]

کوشش:سعی وجهد[8]

 

فرضیه تحقیق:

1- اساساً کار و اشتغال در بينشتوحيدي اسلام، يک ارزش محسوب مي‏شود و تلاش بيشتر در کارهاي دنيوي و اخروي، زمينهسعادت و رستگاري افراد را در دنيا و آخرت فراهم مي‏نمايد و آنان را تا درجهجهادگران در راه خداوند بالا مي‏برد.

2- در سيره پيامبراکرمصلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم و ائمه اطهار ، هدف از رفتارهاي اقتصادي جلب رضايت خداوند است. و رضايتپروردگار، انگيزه مقدّس و هدف والايي است که يک انسان مسلمان را در سخت‏ترين شرايطبه فعاليت‏هاي اقتصادي وادار مي‏کند.

 

روش تحقیق:

      با توجه به اینکه موضوع مقاله «اهمیت کار و تلاش در قرآن و سیره معصومین (ع)» می باشد، با مراجعه به کتابهای مختلف و فیش برداری از آنها روش کتابخانه ای و از نوع توصیفی است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کار وتلاش در سیره و گفتار معصومین (ع)

الف) جایگاه کار در سیره وگفتار پیامبر(ص)

1-دست کارگر آتش جهنم را لمس نخواهد کرد

    در گفتار پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فعاليت‏هاياقتصادي افراد، ارزش بالايي دارد. آن حضرت کارگران و توليدکنندگان در عرصه اقتصاديرا چنان تشويق مي‏کند که در طول تاريخ جوامع بشري، هيچ فرقه و مذهبي چنين جايگاهيبراي اساسي‏ترين رکن جامعه، يعني تأمين کنندگان حياتي‏ترين کالاي اقتصادي، قائلنشده‏اند.

    انس‏بن مالک مي‏گويد: هنگامي که پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلمازجنگ تبوک برمي‏گشت، سعد انصاري ـ يکي از کارگران مدينه ـ به استقبال آن حضرت آمدهنگامي که رسول اللّه صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم با او دست داد، لمس دست‏هاي زِبْر وخشنِ مرد انصاري، حضرت خاتم الانبياء صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم را تحت تأثير قرارداد. براي همين، از او پرسيد: چرا دست‏هاي تو اين چنين کوفته و خشن مي‏باشد؟ آياناراحتي خاصّي به دستان تو رسيده است؟
عرضه داشت: يا رسول اللّه! اين خشونت وزبري دستان من، بر اثر کار با بيل و طناب است که به وسيله‏ي آن‏ها زحمت مي‏کشم ومخارج خود و خانواده‏ام را تأمين مي‏نمايم.
    فَقَبَّلَ يَدَهُ رسولُ اللّهِصلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم و قالَ: هذِهِ يَدٌ لا تَمَسُّها النّار[9]

     پيامبراکرمصلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم دست او را بوسيده و فرمود: اين دستي است که آتش (جهنم) آنرا لمس نخواهد کرد. »

2-نکوهش افراد سست عنصر

     رسول اکرمصلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم گاهي با جوانان سالم و نيرومندي مواجه مي‏شد. بازوهايستبر و اندام مناسب آنان، موجب شگفتي پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مي‏گشت. آنحضرت با آنان احوال پرسي نموده و از وضعيت زندگي و شغلشان سؤال مي‏نمود، اگر درجواب گفته مي‏شد که: وي فردي بيکار است و هيچ گونه شغلي ندارد؛ آن بزرگوار ناراحتمي‏شد و مي‏فرمود: «سَقَطَ مِنْ عَيْني؛ از چشمم افتاد.» (فرد بيکار در نظر منارزشي ندارد.) اطرافيان مي‏پرسيدند: يا رسول اللّه! چرا اين افراد را دوستنمي‏داريد؟ پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مي‏فرمود: براي اين که اگر مؤمن شغلينداشته باشد که با آن امرار معاش کند، براي امرار معاش، از دين خود خرج خواهدنمود[10].

آن حضرت در گفتاري حکيمانه، افراد تنبل و بي‏حال را که تن به کارنمي‏دهند و مي‏کوشند که از دست رنج ديگران بهره‏مند شوند، مورد نکوهش و سرزنش شديدقرار داده، مي‏فرمايد:

مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ اَلْقي کَلَّهُ عَلَي النّاسِ،مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ يَعُولُ[11]

      از رحمت خدا دور است، از رحمت خدادور است کسي که بار زندگي خود را به گردن مردم بيندازد. ملعون است، ملعون است کسيکه اعضاي خانواده‏اش را (در اثر ندادن نفقه) تباه کند.»

3-بیان نقشانگيزه‏هاي مقدّس در اشتغال

    از منظر حضرت محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلمتمام فعاليت‏هاي يک مسلمان مي‏تواند نوعي ارتباط با آفريدگار جهان محسوب شده وعلاوه بر ارزش اقتصادي و دنيوي، از پاداش‏هاي معنوي نيز درجهان آخرت برخوردارمي‏باشد.

    آري کار براي خدا، نقش مهمي در شکل دادن به رفتار اقتصادي انسان داردبه علاوه اين انگيزه مي‏تواند قواي جسمي و روحي وي را در فعاليت‏هاي اقتصادي چندبرابر نمايد؛ به خاطر هدف والاي وي، کار او نيز مقدّس خواهد شد. رسول اکرمصلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم بر اين باور بود که:

    اَلْعِبادَةُ سَبْعُونَ جُزْءاًاَفْضَلُها طَلَبُ الْحَلالِ[12]

 عبادت خداوند هفتاد جزء است و بهترين آن‏ها طلب روزيحلال است.

    آن حضرت اشتغال به کارهاي حلال را مانند ساير عبادات، بر زن و مردمسلمان ضروري دانسته و مي‏فرمايد:

    طَلَبُ الْحَلالِ فَريضَةٌ عَلي کُلِّ مُسْلِمٍو مُسْلِمَةٍ[13]

به سراغ درآمد حلال رفتن، بر هر مرد و زن مسلمان لازماست.

پیامبر اکرم (ص)در مورد تشویق مومنین به کارو تلاش فرموده اند:

     إن الله تعالی یحب العبدالمومن المحترف.[14]

خداوندبنده مومن پیشه وررادوست دارد.

     إذاحاک فی نفسک شیءفدعه[15].

وقتی دل توازکاری چرکین است ازآن چشم بپوش.

    اعلموافکل میسرلماخلق له.[16]

کارکنیدزیراهرکسی آنچه رابرای آن ساخته شده به دست می آورد.

   یحب الله العامل إذا عمل أن یحسن.[17]

خدادوست داردوقتی کسی کارمی کندنیکووکامل انجام دهد.

   أفضل اکسب بیع مبروروعمل الرجل بیده.[18]

بهترین کسبها معامله ای است که نادرستی درآن نباشدوکاری است که مردبادست خودانجام دهد.

4-بیان روش‏هاي ترويج اشتغال

     حضرت رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلمبراي ايجاد انگيزه توليد و کسب درآمد در وجود مسلمانان، از روش‏هاي مختلفي بهرهمي‏گرفت که به برخي از آنان اشاره مي‏شود

یک) زمينه سازي براي رشداستعدادها

آن حضرت با استفاده از فرصت‏هاي مناسب براي شکوفايي نيروهاي درونيو استعدادهاي نهفته افراد، زمينه سازي مي‏نمود و از اين طريق، در آنان انگيزه توليدو کسب درآمد را تقويت مي‏کرد. روايت زير، نشانگر اين روش رسول گراميمي‏باشد

     مردي از اصحاب در تنگناي زندگي قرار گرفت. وي که داراي شغل مناسبي نبودو بسياري اوقات از بيکاري رنج مي‏برد، خانه نشين شد. روزي همسرش به وي گفت: اي کاشبه محضر پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مي‏رفتي و از او درخواست کمک مي‏نموديمرد با پيشنهاد همسرش به حضور رسول اللّه صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم رفت. هنگامي کهچشم حضرت به او افتاد، فرمود:

      مَنْ سَأَلْنا اَعْطَيناهُ وَ مَنْ اسْتَغْنياَغْناهُ اللّهُ هرکس از ما کمک بخواهد، ما به او ياري مي‏کنيم ولي اگر بي‏نيازيبورزد و دست حاجت پيش مخلوقي دراز نکند، خداوند او را بي‏نياز مي‏کنداو پيشخود فکر کرد که مقصود پيامبر، من هستم و بدون اين که سخني بگويد، به خانه برگشت وماجرا را براي همسرش بازگو کرد. زن گفت: رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم هم بشراست. (و از حال تو خبر ندارد.) او را به وضع زندگي نکبت بار و پر مشقّت خود آگاهکنمرد ناچار براي بار دوم به حضور پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم رفت اماقبل از اين که حرفي بزند، پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم همان سخن قبلي را تکرارکرده و فرمود: مَنْ سَأَلْنا اَعْطَيناهُ وَ مَنْ اسْتَغْني اَغْناهُ اللّهُبازهم بدون اظهار حاجت، به خانه برگشت ولي چون خود را همچنان در چنگال فقر وبيکاري، ضعيف و ناتوان مي‏ديد، براي سومين بار با همان نيّت به مجلس رسول اکرمصلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم رفت. باز هم لب‏هاي رسول اللّه صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلمبه حرکت در آمد و با همان آهنگ ـ که به دل، قوّت و به روح، اطمينان مي‏بخشيدـ همانجمله را تکرار کرد. اين بار اطمينان بيشتري در قلب خود احساس نمود؛ حس کرد که کليدمشکل خويش را در همين جمله يافته است. وقتي که خارج شد، با قدم‏هاي مطمئن‏تري راهمي‏رفت. با خود فکر مي‏کرد که ديگر به دنبال کمک خواستن از بندگان نخواهم رفت. بهخدا تکيه مي‏کنم و از نيرو و استعدادي که در وجودم به وديعت نهاده شده است، بهرهمي‏گيرم و از او مي‏خواهم که مرا در کارهايم موفق گردانيده و از ديگران بي‏نيازسازد.

     با اين نيّت، تيشه‏اي عاريه گرفت و به جانب صحرا رفت. آن روز مقداري هيزم جمعکرد و فروخت و لذت حاصل دست رنج خويش را چشيد. روزهاي ديگر به اين کار ادامه داد تابه تدريج توانست از حاصل درآمد خويش، ابزار کار را فراهم نمايد. بازهم به کار خودادامه داد تا صاحب سرمايه و شتر و غلاماني شد. وي در اثر تلاش و کوشش شبانه‏روزي،يکي از افراد ثروتمند گرديد. روزي به محضر پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم آمده ووضعيت خود را به آن حضرت گزارش داد که چگونه در آن روزِ فلاکت بار به محضر حضرتآمده و چگونه سخن پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم وي را به تحرک و کار واداشتپيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فرمود: من که به تو گفتم؛ هرکس از ما کمکي بخواهد،ما به او کمک مي‏کنيم ولي اگر بي‏نيازي بورزد، خدايش او را کمک خواهد نمود[19].

دو:روش‏هاي رفتاري

     گرچه رهنمودهاي گفتاري، در تربيت افراد تأثير دارد امااقدامات عملي، به مراتب بيشتر از شيوه‏هاي گفتاري مؤثر است. براي همين پيامبراکرمصلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم نه تنها با راهنمايي‏ها و زمينه سازي‏هاي خود موجب هدايتافراد به سوي ميدان‏هاي کاري شد بلکه خود عملاً وارد صحنه شده و همدوش با ديگرانکار مي‏کرد.

     رفتار رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم را مي‏توان تبلور اصول وارزش‏هاي اسلامي قلمداد نمود. آن حضرت همچنان که در صحنه‏ي سياست، حکومت، اخلاق،معارف، علوم و حکمت، خطابه و ساير صفات والاي انساني اسوه تمام عيار مسلمانان بهشمار مي‏آيد، رفتار اقتصادي آن حضرت نيز مي‏تواند شيوه‏اي موفق و کارآمد براي چگونهزيستن باشد.[20]

ب:سیره پیامبر(ص)در موردکار وتلاش

 نمونه هايي از سيره عملي حضرت رسول صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم

1-خانه سازي

       امام صادق عليه‏السلام به فردي که در اثر جهل و غرور، تن بهکار نمي‏داد و خود را نيازمند ديگران نموده بود، فرمود: برو کار کن! و در بالاي سرتبار حمل کن. (و هرچه مي‏تواني تلاش کن.) و از مردم بي‏نياز باشسپس به ويفرمود: همانا رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم سنگ‏ها را به دوش خود حمل مي‏کرد وديوار خانه‏اش را مي‏ساخت.[21]-

     2-باغداري

     علي عليه‏السلام روزي به سلمانفرمود: اي [ابا [عبداللّه! باغي را که پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم با دستانخويش آن را ساخته و درخت‏هايش را کاشته است، براي فروش به‏مشتريان عرضه کن. سلمانباغ پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم را به معرض فروش گذاشت و به دوازده هزار درهمفروخت.[22]

3-دامداري

  روزي حضرت رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فرمود

    ما بَعَثَ اللّهُ نَبيّاً اِلاّ راعي غَنَمٍ؛ تمام پيامبران الهي پيش از آن که بهمقام نبوت برسند، مدتي چوپاني کرده‏اند. قالُوا: وَ اَنتَ يا رَسُولَ اللّه؟؛ ازپيامبر سؤال شد: آيا شما نيز چوپاني کرده‏ايد؟ قال: وَ اَنَا رَعَيْتُها لاَِهْلِمَکّة بِالْقَرارِيط؛ فرمود: بله، من مدتي گوسفندان اهل مکه را در سرزمين قراريطبه چراگاه برده‏ام.»[23]

4-همکاري در فعاليت‏هاياجتماعي

یک:ساختن مسجد

         هنگامي که مسجد قبا ـ اولين مسجد در تاريخ اسلام ـساخته مي‏شد، حضرت خاتم الانبياء صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم همدوش ساير مسلمانان کارمي‏کرد. آن حضرت سنگ‏هاي کوچک و بزرگ را برمي‏داشت و آن‏ها را بغل مي‏نمود و حملمي‏کرد. به طوري که سفيدي گرد و خاک سنگ‏ها کاملاً در بدن آن حضرت نمايان بوده وحکايت از سخت کوشي آن حضرت داشت. گاهي مردي از اصحاب به نزدش مي‏آمد و التماسمي‏کرد که: يا رسول اللّه! پدر و مادرم فداي تو باد! اجازه بده سنگ و خاک را منببرم و به جاي شما کار کنم. رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مي‏فرمود: نه، تو همسنگ ديگري بردار. بالاخره آن حضرت در اثر کوشش‏هاي شبانه روزي، ساختمان مسجد قبا رابه پايان برد.[24]

    همچنين در تأسيس ساختمان مسجد النبي صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلمآن حضرت علاوه بر راهنمايي مسلمانان در طرح ريزي بناي مسجد، خود نيز در کنار آنانکار مي‏کرد و آن چنان از جان و دل کارهاي ساختماني را انجام مي‏داد که مسلمانان تحتتأثير قرار مي‏گرفتند. اسيد بن حضير يکي از آنان بود که جلو آمده و گفت: يا رسولاللّه! اجازه بفرماييد تا من به جاي شما سنگ‏هاي سنگين را حمل کنم. فرمود: نه، تويکي ديگر ببر.

يکي از مسلمانان نيز اين شعر را قرائت مي‏کرد

    لَئِنْ قَعَدْناوالنَّبيُّ يَعْمَلُفَذاکَ مِنّا الْعَمَلُ الْمُضَلَّلُ[25]

 اگر ما بنشينيمدر حالي که پيامبر کار مي‏کند، رتار بسيار زشت و ناپسند انجامداده‏ايم.

دو:راهسازي

     امام صادق عليه‏السلام به نقل از پدر بزرگوارش حضرت باقرعليه‏السلام فرمود: پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم يکي از راه‏هاي عمومي راـ که آب خراب کرده بودـ با چيدن سنگ تعمير نمود. به خدا سوگند! انسان‏ها و چهارپايان تا اين لحظه از آن استفاده مي‏کنند.[26]

سه:انجام کارهاي منزل

    رسول خداصلي‏الله‏عليه‏و‏آله علاوه بر اداره حکومت اسلامي و حلّ و فصل مشکلات مسلمانان، بهکارهاي منزل نيز رسيدگي مي‏کردامام صادق عليه‏السلام فرمود:

«کانَ رَسُولُاللّه صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم يَحْلِبُ عَنْزَ اَهْلِهِ[27]

    رسول خداصلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم پيوسته بز خانواده‏اش مي‏دوشيد.

ج)کار وتلاش در سیره حضرت علی(ع)

      بطور کلي، کار و تلاش و خدمات اجتماعي آن حضرت در امور زير خلاصه مي شود:

1. درختکاري و کشاورزي

     يکي از مشاغل امام علي عليه السلام، در عصر رسالت و پس از آن، کشاورزي و درختکاري بوده است که بسياري از خدمات و انفاقهاي خود را از اين طريق انجام مي داد و املاک زيادي را وقف کرد. امام صادق عليه السلام مي فرمايد:

    « کان امير المؤمنين يضرب بالمرّ و يستخرج الارضين».[28]

     امير المؤمنين بيل مي زد و نعمتهاي نهفته در دل زمينها را استخراج مي کرد.

مردي مي گويد: در خدمت امام علي عليه السلام يک وسق هسته خرما ديدم.( هر وسق شصت صاع و هر صاع تقريباً سه کيلو گرم است؛ بنابراين، هر وسق حدود180 کيلو گرم است). گفتيم: منظور از گرد آوري اين همه هسته خرما چيست؟

    آن حضرت فرمود: اينها يکصد هزار درخت خرما است، اگر خدا بخواهد. وي گويد: آن حضرت همه آنها را کاشت و تمام هسته ها را بدون استثناء روييدند و باغستاني از آنها ترتيب داد و همه را وقف کرد.[29]

2. ساخت مسجد

     امير المؤمنين عليه السلام، مساجدي بنا کرد که برخي از آنها از اين قرار است: مسجدي در کنار مسجد الفتح در مدينه؛ مسجدي در کنار قبر حضرت حمزه عليه السلام؛ مسجدي در ميقات؛ مسجدي در کوفه و مسجدي در بصره.[30]

3. حفر قنات

      در منطقه اي مانند عربستان که داراي هواي گرم و سوزان و کم آب است، اهميت حفر قنات و تأمين آب آشاميدني و کشاورزي اهميت بسياري دارد.

    سرزمينهايي که بدون جنگ و خونريزي در اختيار مسلمانان قرار گيرد، بخشي از انفال است، که مربوط به مقام نبوت است. پيامبر اکرم صلي الله عليه و اله بايد از آنها به نفع اسلام و مسلمين استفاده کند. اين زمينها براي امور کشاورزي و حفر قنات به کار مي رود.

    امام صادق عليه السلام مي فرمايد: پيامبر اکرم صلي الله عليه و اله ـ زميني را در اختيار علي عليه السلام گذاشت امام در آنجا چشمه اي استخراج کرد که آب از آن مانند گردن شتر، فواره مي‌زد. امام علي عليه السلام نام آنجا را « يَنبُع » گذاشت.

    فوران آب مايه اميد اهالي شد. يک نفر از اهالي مژده فوران آب را به امام علي عليه السلام داد. امام فرمود: به ورّاث مژده دهيد که اين آب، وقف زائران خانه خدا و رهگذراني است که از اينجا مي‌گذرند و کسي حق فروش آن را ندارد و نيز هيچ کس را در آن حق ارث و بخشش نيست و هر کس ببخشد، لعنت خداوند و ملائکه و مردم، همه بر او باد.[31]

     د)کار در گفتار حضرت علی(ع)

 1-تعریف کار  در انديشه حضرت علي عليه السلام مي توان به صورت استنباطي کار را چنين بيان نمود: کار عبارت است از تلاش و کوشش انسان ها براي آماده کردن زاد و توشه يِ آخرت در دوران

زندگي در دنياي مادي.

حضرت علي عليه السلام مي فرمايد:

     فعليکم بالجد و الإجتهاد، و التاهب، و الإستعداد، و التزود في منزل الزاد[32]

بر شما باد به تلاش و کوشش، آمادگي و آماده شدن و جمع آوري زاد و توشه ي آخرت در دوران زندگي.

     از ديدگاه علي عليه السلام در جامعه يکي از حقوق اوليه ي مردم اين است که همه حق دارند، شاغل باشند. کار کوچکي و بزرگي ندارد؛ مگر باتوجه به کاري که انجام مي دهند و هر کس اعم از مرد و زن پاداش کار خود را خواهد ديد.[33]

2:ارزش و اهميت کار

     يکي از معيارهاي مهم براي پيشرفت و سعادت جوامع توجه به شکل، نوع و کيفيت کار و فعاليت است. در برخي از جوامع بين اشکال کار يدي و فکري تمايزاتي وجود داشته است. کارهاي يدي و فيزيکي فاقد ارزش بود و معمولاً اين فعاليت ها و کارها به اقشار پايين جامعه واگذار مي شد. براي مثال در شهرهاي يونان باستان در اروپاي قرون وسطي و در جوامع کاستي چنين چيزي وجود داشته است؛ در حالي که در برخي از جوامع و اديان الهي و آسماني عموماً به کار و فعاليت و به ويژه کارهاي فيزيکي توجه فراوان مي شده است. پيامبران الهي خود بر کار و فعاليت تاکيد داشته و خود به آن مي پرداختند.

     پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله قبل از بعثت گوسفند چراني مي کرد و با مال و سرمايه يِ خديجه عليها السلام تجارت مي نمود. حضرت موسي عليه السلام نيز گوسفند چراني مي نمود.

حضرت ابراهيم عليه السلام به کارهاي چوپاني و بنّايي اشتغال داشت و حضرت ادريس عليه السلام خيّاط و حضرت نوح عليه السلام نجّار بوده است.[34]

     در زمينه احترام و بزرگداشت کار و تلاش مفيد و سودمند حضرت رسول صلي الله عليه و آله صرفاً به تمجيد و تعريف نپرداخته است. بلکه دستي را مي بوسد که از کار ورم کرده و پينه بسته است و مي فرمايد:

اين دستي است که خدا و پيامبرش آن را دوست دارند.[35]

حضرت محمد صلي الله عليه و آله باز مي فرمايد:

     خداوند بنده ي با ايمان پيشه ور را دوست دارد و هيچ يک از شما غذايي گواراتر از دسترنج خود نخورده است.[36]

     علاوه بر پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله ائمه يِ اطهار عليهم السلام هر کدام به کار و فعاليت مي پرداختند. پس از رسول اسلام، اميرالمؤمنين عليه السلام از هر کس متواضع تر بود. در امور خانه به همسر خويش کمک مي کرد و شخصاً به کار و تلاش در مزرعه مي پرداخت.

با کلنگ زمين را مي کند و آن را شيار و آبياري مي کرد و بارهاي هسته يِ خرما را روي شانه مي گذاشت و به صحرا مي برد و بر زمين مي فشاند و اگر يک دانه اي از آن بر زمين مي افتاد، خم مي شد و آن را برمي داشت و مي فرمود: امروز هسته است و فردا خرما.[37]

 

3: ملاک ها و معيارها در انتخاب کار از دیدگاه امام علی(ع)

    یک:معیارهای انتخاب کار

     در مورد انتخاب شغل وکارآفرینی نظرهاي گوناگوني مطرح شده است. برخي از صاحب نظران معتقدند که افراد در انتخاب شغل آزادند و برخي انتخاب شغل را با ساختار اقتصادي و اجتماعي جامعه مرتبط مي دانند. حال سئوالات ذيل مطرح مي شود:

آيا انتخاب شغل با آگاهي همراه است يا نه؟

آيا انتخاب شغل و کار براساس جبر است يا اختيار؟

آيا انتخاب شغل تصادفي است يا نه؟

آيا انتخاب شغل آگاهانه است يا ناآگاهانه؟

آيا انتخاب شغل عقلاني است يا براساس عواطف و احساسات؟

     از ديدگاه برخي از محققان انتخاب شغل امري تصادفي است و افراد به صورت شانسي شغلي را انتخاب مي کنند؛ در مقابل عده اي عامل اراده را در اين امر مهم مي دانند.

بعضي از صاحب نظران از جمله آدامس اظهار مي دارد:

      انتخاب شغل افراد براساس آگاهي و تامل صورت مي گيرد؛ درحالي که به نظر فرويد کار و فعاليت و انتخاب شغل به طور ناآگاهانه انجام مي شود به عبارت ديگر عامل اجبار و فشار و اضطراب باعث مي شود تا افراد هر کدام کاري را انتخاب کنند.[38]   

     يکي از ملاک ها و معيارهاي حضرت علي عليه السلام پيرامون کار و انتخاب شغل آگاهي

 

داشتن و شناخت لازم به کار است؛ زيرا کار توأم با آگاهي در مسير زندگي و ترقّي افراد نقش مؤثر دارد؛ چنان که ايشان مي فرمايد:

      فإنّ العامل بغير علم کالسائر علي غير طريق فلا يزيده بعده عَن الطريقِ الواضحِ إلا بعداً مِن حاجتهِ و العامل بالعلم کالسائر علي الطريق الواضح[39]

     عمل کننده بدون آگاهي چون رونده اي است که بيراهه مي رود. پس هرچه شتاب کند، از هدفش دورتر مي شود و عمل کننده از روي آگاهي، چون رونده اي بر راه راست است.

دو: کار آزادانه و اجباري

      بررسي هاي به عمل آمده حاکي از آن است که در مواردي کار موجب استثمار و ازخودبيگانگي انسان مي گردد.

      اگر انتخاب کار، ناصحيح و با فرد ناسازگار باشد، آثار مضري خواهد داشت. چنانچه کار براي فردي که آن را انجام مي دهد، امري خارجي تلقي شود، در معناي خاص کلمه، از خود بيگانه کننده است.

برخي از کارهاي از خود بيگانه عبارتند از:

1-کارها و فعاليت هايي که به نوعي سلب کننده يِ شخصيت افراد باشد؛

2- کاري که فرد علاقه مند به آن نباشد؛

3-کاري که فرد از روي اختيار و آزادي انجام ندهد؛

4- کارهايي که فرد در پايان روز به مانند برده از آن فرار مي کند و براي وي مفيد نباشد؛

5- کارهايي که خم و راست شدني بيش نيستند.

     از نظر حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام بر پايه دو عامل آبادي و عمران زمين و پاداش عادلانه براي کار مي توان جامعه اي سالم بنا نهاد. ايشان از کار فاقد اختيار و رضايت نهي مي کرد و به مسئولان و زمامداران توصيه مي کرد، در امور و فعاليت ها مردم را مجبور نسازند.

      يکبار مردم يکي از ايالات به نزد وي آمده، گفتند: در سرزمين آنها نهري بوده که گذشت روزگار مجراي آن را خراب کرده و اگر از نو حفر و ترميم گردد، براي آنها درآمد و سود زيادي خواهد داشت. آنان از علي عليه السلام خواستند که به فرماندار خود در آن سرزمين دستور دهد که مردم آنجا را براي کمک در ترميم و نوسازي نهر تخريب شده مجبور سازد. ايشان حفر مجدد نهر را پذيرفتند؛ ولي با مجبور ساختن مردم براي چنين امري مخالفت کردند.

امام علي عليه السلام عامل خود به نام قرظة بن کعب چنين نوشت:

       از من خواستند که به تو بنويسم که آنان را به کار وادار کني و مردم را براي حفر نهر گرد آوري... به نظر من کسي را نبايد به کاري که نمي خواهد مجبور ساخت. آنان را به نزد خود بخوان. اگر نهر آن چنان باشد که تعريف کرده اند، هر کسي که بخواهد کار کند، او را به کار بخوان و نهر بايد از آن کساني باشد که کار کرده اند؛ نه کساني که در آن شرکت نجسته اند...[40]

مجبور ساختن افراد براي انجام کارها امري ناشايست است. آن کاري صحيح است که افراد با ميل و علاقه انجام دهند.

چنان که آمد، علي عليه السلام کار اندکي را که با اشتياق تداوم يابد، بهتر از کار فراواني شمرده است که رنج آور باشد.

      کار بايد براساس آزادي و ميل باشد، نه اجباري و حتي نبايد در کاري سودمند، مردم را اجبار کرد. فعاليت ها و کارهاي اجباري پيامدهاي ذيل را به همراه دارد:

     نخست، کارهاي غيرآزادانه از شکوفايي استعدادها و توانايي هاي انسان جلوگيري مي کند و زمينه رشد، نوآوري، ابداع و ابتکار افراد را تقليل مي دهد.

دوم، ارزش انساني افراد را کاهش مي دهد؛

سوم، کارهاي اجباري نوعي توهين به آزادي انساني است؛

چهارم، فعاليت هاي تحميلي توهين و اهانت به خودِ کار و عمل مي باشد.

امام علي عليه السلام آزادي و اجبار در کار را از دو منظر مورد توجه قرار داده است:

اولاً، کار اجباري را حتي در امور عام المنفعه و سودمند مقبول ندانسته است؛

زيرا فعاليت هاي اجباري به فقدان شکوفايي، نزول ارزش انسانيت و اهانت به آزادي و کار منجر مي گردد؛

ثانياً، منافع و درآمد و سودي را که به دست مي آيد، سهم آناني مي داند که به کار و فعاليت پرداخته اند.

از نگاه علي عليه السلام افرادي که در عمل و کار و کوتاهي و سستي کنند، پيامدهاي سوئي برايشان است. آن حضرت فرمود:

   من قصر في العمل ابتلي بالهمّ[41]

کسي که در عمل کوتاهي کند، به غم و اندوه دچار شود.

کار آزادانه شامل فعاليت هايي است که:

اولاً بر استعدادها و توانايي هاي انسان مبتني باشد؛

ثانياً فرد به آن علاقه مند باشد؛

ثالثاً به شخصيت انسان خدشه وارد نکند؛

رابعاً به شکوفايي و ابتکار فرد منجر شود.[42]

سه: کارهاي شايسته

      در قرآن مجيد آيات متعدد راجع به کار و فعاليت وجود دارد. يکي از اهداف مهم اسلام در جامعه انجام کار و اعمال شايسته است.

    انّ الذين آمنوا و عملوا الصالحات کانت لهم جنات الفردوس نزولا[43]

 کساني که ايمان آوردند و کارهاي شايسته کرده اند، در بهشت فردوس منزل خواهند يافت.

     انّ هذا القران يهدي للتي هي اقوم و يبشر المؤمنين الذين يعملون الصالحات ان لهم اجرا کبيرا[44]

اين قرآن خلق را به راست ترين و استوارترين طريق هدايت مي کند و مومنان را که کارهاي شايسته مي کنند، به اجر و ثواب عظيم بشارت مي دهد.

در دين مبين اسلام کار و شغل به انواع ذيل تقسيم بندي شده است:

اول- کارهاي واجب:شامل کارکردن به منظور تأمين احتياجات شخصي و خانواده و کارهايي که در صورت قصور و انجام ندادن، وقفه در فرايند زندگي اجتماعي و جامعه ايجاد مي کند؛

دوم-کارهاي حرام:کارهايي که شارع مقدس آن را براي جامعه مضر و زيان آور مي داند؛ مانند خمرسازي؛

سوم- کارهاي مستجب:شامل فعاليت هايي که به خير و عمران جامعه منجر مي شود؛ مانند کمک به محرومان؛

چهارم- کارهاي مکروه:فعاليت هايي که در اسلام نهي نشده و انجام دهنده يِ آن مورد عقوبت قرار نمي گيرد؛ اما بهتر است که انجام نگيرد؛ مانند قصابي؛

پنجم- کارهاي مباح:کارهايي که انجام دادن و ندادن آن تفاوتي نمي کند.

در انديشه مولاي متقيان کارها و فعاليت ها به دو نوع عمده تقسيم مي شود:

کارهاي شايسته؛و کارهاي ناشايست.

کارهاي شايسته شامل فعاليت هايي است که داراي خصوصيات ذيل باشد:

اولا: اين که افراد با انجام آن به حق و خداوند نزديک شوند؛ به عبارت ديگر کار زمينه اي براي ايجاد ارتباط بين مخلوق و خالق گردد. در اين مورد امام علي عليه السلام مي فرمايد:

    افضل العمل ما أريد به وجه الله[45]

برترين عمل آن است که به قصد نزديکي به خدا انجام شود.

     ثانیا: اين که کارها منطبق و مبتني بر موازين الهي و اسلامي باشد و شارع مقدّس آن را براي سلامتي جامعه زيان آور ندانسته باشد. در اين مورد علي عليه السلام مي گويد:

     أحسن الافعال ما وافق الحق[46]

نيکوترين کارها آن است که موافق با حق باشد.

      ثالثا: کاري در جامعه شايسته است که انجام دادن آن آسيب و انحراف فردي و اجتماعي به همراه نداشته باشد؛ به عبارت ديگر نه تنها به فساد و انحراف در جامعه منجر نشود؛ بلکه انسان را از خطا و اشتباه مصون نگه دارد و زمينه اي براي انجام صالحات و نيکي ها در فرد و جامعه گردد.

علي عليه السلام فرمود:

 

     أحسن الافعال الکفُّ عن القبيح[47]

نيکوترين کار باز ايستادن از کار زشت است.

 

4: تقسيم کار از دیدگاه علی(ع)

       از عهد باستان متفکران به کارآفرینی همراه باتقسيم کار توجه کرده اند. يکي از انديشمندان اجتماعي که در مورد تقسيم کار اظهار نظر کرده است، افلاطون است. براساس عقيده يِ وي وجود جامعه يِ طبقاتي الزامي است و علت نابرابري هاي بين افراد تفاوت در استعدادهاي آنان است.

      ارسطو شاگرد افلاطون اظهار داشته است که تقسيم کار براي حيات جامعه لازم است. وي افراد جوامع را به سه طبقه تقسيم مي کند که هر يک کار و فعاليت خاصي را انجام مي دهند.

از نظر فارابي انسان موجودي اجتماعي است. انسان ها بسياري از نيازهاي خود را به تنهايي و بدون تقسيم کار نمي توانند، برآورده سازند. تقسيم کار علت عمده يِ پيدايش اجتماعات و جوامع است و در پرتور تقسيم کار، جوامع پيشرفت مي کنند.

     از ديدگاه امام علي عليه السلام انسان موجودي اجتماعي است و براي حيات و استمرار و ثبات جامعه لازم است که هر فرد متناسب با استعداد و توانايي و مهارت خويش به کاري مشغول باشد؛ زيرا بسياري از احتياجات و نيازهاي مردم از طريق تقسيم کار و کار جمعي و گروهي بهتر و سهل تر برطرف مي گردد.

امام علي عليه السلام فرمود:

     يرجع اصحاب المهن الي مهنتهم، فينتفع الناس بهم کرجوع البنّاء الي بنائه، و النسّاج الي مَنْسَجه، و الخبّاز الي مَخْبَزه[48]

صاحبان کسب و کار و پيشه وران به کارهاي خود باز مي گردند و مردم از تلاش آنان سود مي برند؛

      امام علي عليه السلام در عهدنامه معروف خود به مالک اشتر به وجود طبقات و اقشار در جوامع انساني اشاره مي کند. در اين مورد مي فرمايد:

     امور مردم جز با سپاهيان استوار نگردد و پايداري سپاهيان جز به خراج و ماليات رعيت انجام نمي شود. با آن براي جهاد با دشمن تقويت گردند و براي اصلاح امور خويش به آن تکيه کنند و نيازمندي هاي خود را برطرف سازند. سپس سپاهيان و مردم، جز با گروه سوم نمي توانند پايدار باشند و آن قضات و کارگزاران دولت و نويسندگان حکومت اند، که قراردادها و معاملات را استوار مي کنند و آنچه به سود مسلمانان است، فراهم مي آورند و در کارهاي عمومي و خصوصي مورد اعتمادند و گروه هاي ياد شده بدون بازرگانان و صاحبان صنايع نمي توانند، دوام بياورند؛ زيرا آنان وسايل زندگي را فراهم مي آورند و در بازارها عرضه مي کنند و بسياري از وسايل زندگي را با دست مي سازند که از توان ديگران خارج است. قشر ديگر، طبقه يِ پايين از نيازمندان و مستمندان اند که بايد به آنها بخشش و ياري کرد.[49]

     وجود نيازها و احتياجات مختلف در طول زندگي افراد در جامعه ايجاب مي کند که طبقات و اقشار متعددي وجود داشته باشد تا براساس همکاري و تعاون نيازها برطرف شود. اين تعاون و همکاري به گسترش«تقسيم کار» مي انجامد. هر يک از انسانها بر اساس استعدادها، توانايي ها، خصوصيات جسماني و روحي و علائق به کاري مشغول مي گردند. طبقات و اقشار در تعارض و تضاد با يکديگر نيستند؛ بلکه به تداوم و بقاي حيات اجتماعي و افزايش انسجام اجتماعي کمک مي کنند.

      نيازهاي مختلف انسان از طرفي و عجز و ناتواني آدمي در برآوردن همه يِ آنها از طرف ديگر، همکاري مشترک انسان ها را موجب مي شود و عوامل مختلف مانند استعدادهاي مختلف انسان ها تقسيم کار را ايجاب مي کند و تقسيم کار به تشکيل طبقات اجتماعي مي انجامد و از رهگذر آن، نيازهاي انسان برطرف و جامعه هاي انساني از نابودي حفظ مي گردد.[50]

5:بيکاري و کم کاري

     بيکاري در طول ادوار تاريخ بشر به اشکال گوناگون وجود داشته است. در قرن معاصر نيز يکي از پديده ها و مسائل بسياري از کشورها بويژه کشورهاي در حال توسعه بيکاري و کم کاري است.

در دوره يِ زندگي حضرت علي عليه السلام و صدر اسلام گرچه پديده يِ مذکور متداول و حاد نبوده، ولي ايشان به اين امر توجه کرده است. آن حضرت فرمود:

     آفة العمل البطالة[51]

آفت عمل بيکاري است (يعني هرکه عادت به آن کرد هرگز کار نمي کند يا اگر کار کند، ناقص انجام مي دهد.)

باز فرمود:

     بيکاري تحت تأثير عوامل اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در جامعه افزايش مي يابد. اين عوامل عبارتند از: فقر، کمبود سرمايه و اندک بودن سرمايه گذاري در بخش هاي مختلف اقتصادي، فقدان آموزش، نبودن فرهنگ کار، فقدان تقاضا براي توليد کالاها، سستي و تنبلي افراد، فقدان مشارکت اجتماعي و...

     علي عليه السلام از کسالت و تنبلي دوري مي جست و مرد عمل و کار بود و مردم را به کار و کوشش دعوت مي کرد و آنها را از بي حوصلگي و تن آسايي که موجب فقر و تهيدستي است، بر حذر مي داشت.[52]

 

6: نظارت در کار ها

 

     يکي از امور مهم، نظارت و کنترل بر کارها و فعاليت ها است. اگر نظارت بر کار به نحو مطلوب صورت گيرد، کاهش آسيب ها و افزايش کارايي هاي کارکنان، مديران و زمامداران و نهايتاً رشد و رونق اقتصادي و اجتماعي را به دنبال مي آورد.

     نظارت در کار اقشار مختلف، مهم تلقي مي شود؛ اما به نظر مي رسد که نظارت بر فعاليت ها و کارهاي دو قشر بازرگانان و مديران (زمامداران) ضروري تر است.

چنان که حضرت علي عليه السلام مي فرمايد:

     اي گروه بازرگانان از خدا بترسيد، به خريداران نزديک شويد، با بردباري و حوصله خود را از سوگندخوردن دور کنيد و از دروغ بپرهيزيد و از ستم بر کنار باشيد و ستمديدگان را ياري کنيد و پيمانه و ترازو را به صلاح آوريد، در کار مردم تقلّب نکنيد و در روي زمين فساد برپا ننماييد و تبه کارانه زندگي نکنيد.[53]

در مورد مديران امام علي عليه السلام مي فرمايد:

     به سبب ماليات، لباس تابستاني و زمستاني مردم و رزقي را که مي خورند نفروشيد و چهارپايي را که با آن به کار مشغول اند، از دستشان نگيريد و بر احدي به جهت يک درهم تازيانه مزنيد و روي دوپايش نگه نداريد.

    هيچ چيز از اثاث زندگي آنان را به فروش نرسانيد؛ زيرا برنامه هاي ما آن است که با گذشت و اغماض از مردم ماليات بگيريم و توجه تو به آباداني زمين بيشتر از جمع آوري ماليات باشد.[54]

ه) گفتار امام حسن(ع) دراعتدال برای طلب روزی

      ازجابربن عبدالله انصاری روایت شده است که امام حسن (ع)به کسی که به دنبال روزی درتلاش بودفرمود:

    «یاهذا،لاتجامدالطلب جهادالعدوولاننکل علی القدرانکال المستسلم،فإن أنشاءالفضل من السنة والإجمال فی الطلب من العفة بدافعة رزقا،ولاالحرص یجالب فضلا،فإن الرزق مقسوم واستعمال الحرص استعمال المآثم».[55]

     ای انسان !با شدتی همچون شدت جهادبادشمن ،درطلب روزی مرووالبته مانندتسلیم شدگان هم،خودرابه قضاوقدرمسپار،زیرابیشترازفضل واحسان الهی درخواست داشتن دردرگاه خداوندسنت است واندک خواهی دردرخواست ازخداوندازخویشتن داری است.وخویشتن داری ورعایت اعتدال باعث کم شدن روزی نمی شودوآزمندی وحرص ،باعث زیادشدن رزق نمی شود،چراکه روزی قسمت شده است وبه کاربردن حرص وآزگرفتارگناهان شدن است.

و)کاروتلاش امام سجاد(ع)برای تأمین معاش خانواده

     امام سجاد(ع)بامداد ازخانه بیرون می آمدوبه دنبال کاروکسب برای تحصیل مال حلال می رفت،روزی شخصی ازاوپرسیدکجامی روی؟امام فرمود:می روم به اهل وعیالم صدقه بدهم.اوپرسیدآیاصدقه می دهی؟

فرمود:کسی که مطالبه روزی حلال کند،همین روزی حلال ازطرف خداصدقه ای است برای او.[56]

امام سجاد(ع)برای خریدمعاش وغذای خانه خود،به بازارمی رفت ومی فرمود:

    «لان أدخل السوق ومعی درامع ابتاع به  لعیالی لحما،قدقرمواالیه،احب الی من ان أعتق نسمه»[57].

«هرگاه به بازارمی روم وهمراهم مبلغی پول باشد،باآن مقداری گوشت برای اهل خانه ام که علاقه دارند،خریداری کنم برای من بهترازآن است که برده ای راآزادسازم.»

آری بر خلاف افکار عدهخ ای از جاهلان مسلمان نما که فکر می کنند عبادت فقط به نماز وروزه است ولی می بینیم که امامن معصوم ما چگونه برای رزق وروزی خانواده تلاش می کردند وکار خود را عبادت می نامیدند.[58]

ز) کاروکوشش در سیره امام محمد باقر(ع)

     امام صادق(ع)فرمود:محمدبن منکدرمی گفت:باورنداشتم علی بن حسین(ع)،پسری به یادگاربگذاردکه فضل ودانشش مانندخوداوباشد،تااینکه پسرش محمدبن علی رادیدم،پس من خواستم اوراموعظه کنم واندرزدهم،اومراموعظه کرد.

اصحابش گفتند:به چه چیزتوموعظه کرد؟

     محمدبن منکدرگفت:من درساعتی که هوابسیارگرم بود،به جایی ازاطراف مدینه رفتم،ودرراه به محمدبن علی برخوردم،اومردی تنومندبود،دیدم دست به دوش دوتن ازغلامانش نهاده وبه آنهاتکیه داده است،من باخودگفتم:«بزرگی ازبزرگان قریش دراین هوای گرم ،بااین حال برای به دست آوردن مال دنیاآمده،هم اکنون اوراموعظه خواهم کرد»نزدیک رفته ،براوسلام کردم،واوهم نفس زنان وعرق ریزان جواب سلام مراداد،به اوگفتم:«خداکارت راسامان دهد،بزرگی ازبزرگان قریش ،دراین هوای گرم بااین حال،برای طلب دنیا بیرون آمده هم اکنون مرگ توفرارسد،ودراین حال باشی ،چه خواهی کرد؟».

    آن حضرت دست ازدوش آن دوغلام برداشت وروی پاایستادوفرمود:«سوگندبه خدااگرمرگ من،دراین حال فرارسد،وقتی به سراغم آمده که درحال اطاعت خداوندهستم،تابه این وسیله نیازهای خودت اوتووازمردم ،دورمی سازم،همانامن آنگاه ازمرگ می ترسم که وقتی به سراغم آیدکه درحال معصیتی ازمعصیتهای خداباشم.»من که این پاسخ راازامام باقر(ع)شنیدم،گفتم:

     «یرحمک الله،اردت ان اعظک فوعظتنی»[59]

«خداوندتورابیامرزد،خواستم تورانصیحت کنم،تومرانصیحت کردی»

ح)سیره امام صادق(ع)در کار کردن

     عبدالعلی می گوید:روزبسیارگرمی ازتابستان،امام صادق(ع)رادرراهی ازراههای مدینه دیدم که برای کارمی رفت عرض کردم:«فدایت شوم با قربی که نزدخدا وقرابتی که باپیامبر(ص)داریدچگونه دراین هوای گرم خودرابه زحمت انداخته اید؟».فرمود:«برای کسب روزی بیرون آمده ام تاازامثال توبی نیازباشم».[60]

    ابوعمرشیبانی می گوید:امام صادق(ع)رادیدم که لباس خشنی به تن داشت وبابیل درباغ کارمی کرد،وعرق ازاومی ریخت.گفتم:فدایت شوم بیل رابه من بدهید،بگذاریدمن به جای شماکارکنم.فرمود:«دوست دارم که انسان برای طلب معیشت ،رنج گرمای آفتاب راتحمل کند».[61]

 

ط)کارو تلاش در سیره امام جواد(ع)

 

     شترچران مستضعفی ،دربدردنبال کارمی گردید،کاری نجست،تنهاامیدش این بودکه اگرامام جواد(ع)ازبی کاری اوآگاه شود،اوراناامیدنمی کند،دراین موردباابوهاشم جعفری ،که ازشاگردان برجسته امام جواد(ع)بودصحبت کردکه اگربه حضورآن حضرت رفت،به عرض اوبرساندکه:«فلان ساربان،بی کاراست ودنبال کارمی گردد،برایش کاری راپیداکن...

ابوهاشم می گوید:به این قصدبه حضورامام جواد(ع)رفتم،دیدم باجماعتی مشغول غذاخوردن است،فرصتی به دست نیامدتادرموردسفارش ساربان صحبت کنم.

     امام جواد(ع)روبه من کردوگفت:بیاجلوازاین غذابخور،کاسه غذاراجلومن گذاشت وفرمود:بخور،ودرهمین هنگام من بی آنکه درموردساربان سخن بگویم،یکی ازغلامان خودراصدازدوبه اوفرمود:«ساربانی هست که باابوهاشم نزدما می آید،واوراپیش خودنگهداروبرای اوکاری معین کن تامشغول گردد.»[62]

ی)کشاورزی امام هادی(ع):

     علی بن حمزه می گوید:ابوالحسن رادیدم که درزمین خودمشغول کاروکوشش است،به طوری که قدمهای مبارکش غرق درعرق شده بود،عرض کردم:«فدایت شوم !مردان کجایندکه به جای شماکارکنندونگذارندشمازحمت بکشید؟»

امام هادی(ع)فرمود:«ای علی!آن کس که بهترازمن وپدرم بوددرزمین خودکارکرد.»

عرض کردم:آن کس چه شخصی بود؟

     فرمود:رسول خدا(ص)وامیرمومنان علی(ع)وهمه پدرانم بادست خودکارمی کردند،کارکردن شیوه پیامبران ورسولان وانسانهای شایسته است».[63]

 

ک)آداب کسب وکار در گفتار معصومین(ع)

1-سحرخیزی در طلب روزی

    یکی ازروش هایی که پیشوایان (ع)برای تشویق مردم به کاروفعالیت اعمال می کردند،نشان دادن راه ورسم کارموثربودکه ازآن جمله سحرخیزی است که پیامبراکرم(ص)امت خویش رابه این صورت دعامی کردخدایاامت مرادرحرکت صبح گاهی برکت عطافرما.[64]

 

2-پرهیزازکسب حرام ومشاغل غیرمجاز

    ازدیدگاه شریعت ،مهم ترین اصل درتلاش وفعالیت ،پرهیزازکسب حرام است.مال حرام انسان راازروزی حلالی که خدامقدرفرموده است محروم می کند،موجب تباهی عبادات می شود،انسان رافقیرمی کندوخودنیزدوام نمی آورد.امیرمومنین (ع)فرمود:بنده ای که حرام می خوردوصبرنمی کندبه این وسیله خودراازروزی حلال محروم می نماید،وبیش ازآن چه برایش مقدرشده است به دست نمی آورد.[65]

    همچنین پیامبراکرم(ص)می فرماید:هراسناک ترین چیزی که ازآن برامتم پس ازخودمی ترسم،این مشاغل حرام است.[66]شریعت مقدس اسلام تعدادی ازمشاغل ،برخی ازشیوه های کسب درآمدونیزدرآمدحاصله ازآنهاراتحریم کرده ازآن جمله است:رشوه،فروش اسلحه به دشمن،یاری ستمگران،کم فروشی،احتکار،قمارو....

ازامام صادق(ع)سئوال شد،راههای امرمعاش بندگان که ازآن طریق باهم دادوستدوکسب ودرآمدمی کنندوشیوه های خرج ومخارج چندتاست؟حضرت فرمود:کلیه ی راه های امرارمعاش که مردم ازآن طریق معامله وکسب درآمدمی کنند،چهارراه است.سائل پرسید:آیاهمه این چهارراه ممکن است ازجهتی حلال باشدوازجهتی حرام.این چهارنوع معروف وشناخته شده هستند.نخستین راه ازاین راه های چهارگانه ولایت است وتولیت وسرپرستی برخی نسبت به برخی دیگر(نظام اداری وکارمندی).درراس این نظام ،ولایت کارگزاران است وسپس ولایت کارگزاران کارگزاران هاتابرسدبه دون پایه ترین کارگزاران که هریک نسبت به زیردست خودولایت وتصدی دارد.دومین راه درآمد،تجارت وبازرگانی است،درهمه ی انواع خریدوفروش مردم بایکدیگر.سوم،صنعت هاوفنون است که شامل انواع گوناگون آن می شود.چهارم،اجاره ها همه این راه های معیشت ازجهتی حلال وازجهتی دیگرحرام.آن چه خداوندبربندگان دررابطه بااین دادوستدهاواجب فرموده این است که ازراه های حلال آن ها داده شوندوبه وجه حلال آن هاعمل کنندوازجهات وراه های حرام این معاملات دوری ورزد.[67]همچنین امام صادق(ع)می فرماید:من دوست دارم ببینم مردی برای کسب روزی خودحرفه ای دارد.[68]

 

نتیجه گیری:

شخصيت و سربلندي در سايه زحمت و كار به دست مي آيد. موضوع اشتغال و رفع معضل بيكاري چيزي نیست كه فقط مربوط به بعضی افراد جامعه باشد بلكه اين موضوع با همه بخشها و نهادها و زواياي گوناگون جامعه گره خورده است و با توجه به پيشرفتهاي صنعتي و توسعه تكنولوژي و گستردگي زندگي مادي بشر ، يافتن يا داشتن يك شغل شرافتمندانه جهت امرار معاش و گذران زندگي از توان و قدرت فردي افراد خارج  شده است و همه بخش هاي مختلف جامعه درعزت بخشي و منزلت دادن به فرد فرد جامعه نقش بسزايي را ايفاء‌ مي كنند.

هر كس كه در اين جامعه بخواهد محترم و مفيد باشد بايد كار كند و اين كار را بايد نهادهاي موظف و مسوول  جامعه براي او ايجاد كنند و زمينه را براي ورود افراد جامعه به متن كار فراهم كنند  و فرد هم بايد با شركت فعالانه در اجتماع و با تلاش و كوشش و بروز شخصيت واقعي خود ، خود را شكل دهد و براي رسيدن به موقعيت برتر همواره با بدست آوردن احترام و منزلت تلاش كند.

اشتغال امري است كه به افراد جامعه بلند طبعي ، آزادگي ، استقلال و سربلندي مي بخشد و در معارف بلند ديني علاوه بر اين كه از عنصر كار بعنوان امري براي گذران زندگي و تامين معيشت مادي ياد شده به اثرات اخلاقي و روانی كار و نقش آن در ساختمان و ساختار شخصيت يك مسلمان نيز توجه خاص شده است.

بيكاري و عدم اشتغال  مورث نيازمندي و باعث چشم دوختن به دست ديگران است كه خواري و سرشكستگي را به همراه دارد . سیره و گفتار معصومین (علیهم السلام ) بیانگر اهمیت این موضوع نزد ایشان است.

پیشنهادات:

1-با توجه به واقعیتهایی موجود از کار وتلاش در جامعه باید تمام ابزارهای فرهنگ ساز از قبیل کتاب، مطبوعات، صدا و سیما به سوی ارزش های اسلامی که یکی از بارزترین آنها کار وتلاش برتر است هدایت شون.

2-کار مضاعف یعنی استطاعتمان را افزایش دهیم و هر کس می تواند استطاعتش را افزایش دهد.

3-گسترش اهمیت کار از طرف مسئولان عرصه اقتصاد.

4-مسئولان اقتصادی جوانان را جهت تقویت روحیه به همت و کار وتلاش به شرکت در فعالیت هایی در این زمینه رهنمون کنند.


 

نسرین علوی نیا

دیماه91


 

منابع و مأخذ

 

1-نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، قم، انتشارات مشرقين، چ5، 1379

2-شريف قريشي، کار و حقوق کارگير، ترجمه اديب لاري و محصل يزدي، تهران، دارالکتب الاسلاميه، 1366

3-جرداق، جر، امام علي عليه السلام صداي عدالت انساني، ج1، ترجمه يِ سيدهادي خسرو شاهي، قم، نشر خرّم، چ3، 1376

4-برقعي قمي، سيد علي اکبر، جلوه يِ حق در سيرت مولاي متقيان اميرمؤمنان علي بن ابي طالب عليه السلام، تهران، انتشارات حافظ، (بي تا

5- شفيع آبادي، عبدالله، راهنمايي و مشاوره يِ شغلي و حرفه اي، تهران، انتشارات رشد، 1372      6-برزگر کليشمي، ولي الله، جامعه از ديدگاه نهج البلاغه، سازمان تبليغات اسلامي، چ1، 1372.

7- سيامک نطاق ،مقدمه اي بر کارآفريني، تهران،1386

8- مصطفی عابدی اردکانی،نقش خانواده در کارآفرینی،نشر دفتر سازمان تبلیغات اسلامی،تهران

9- نقش خانواده درتکوين شخصيت اجتماعي دانش آموزان – نامه پژوهش فرهنگي , شماره 6

10- سیدعلی اكبر قرشی،  قاموس قرآن، دارالكتب الاسلامیه، طهران

11-علیرضا حاجی علی محمدی،نقش محیط بر کارآفرینی،تبیان،تهران،1387

12-از عبدالکریم پاک نیا؛،کار در سیره پیامبر(ص)،نشر تبیان،1387

13-محمدي اشتهاردي، محمد، داستان دوستان،تبیان،تهران

14- .محمدوحیدی،درآمدهای حلال وحرام،نشر سنابل،1386

15-مهدی هادوی تهرانی،مکتب ونظام اقتصادی اسلام،نشر فرهنگی خانه خرد،1378

16-محمد بن يعقوب الكلينى، اصول كافى، تهران، مكتبة الصدوق، 1381 ق، ج 1،

17-العاملي،وسائل الشيعه، بيروت، دار احياء التراث العربي، بي­تا، ج12-18

18- حسن عمید،فرهنگ فارسی عمید،ج2،؛تهران امیرکبیر 1375

19-محمدی ری شهری،میزان الحکمه،ج1،دفتر تبلیغات اسلامی،تهران

 



1 . صحیفه سجادیه، مترجم: مهدی الهی قمشه ای، ص 138.

[2] .وسائل الشیعه ج12 ص13 به نقل از تعلیم و تربیت در اسلام استاد شهید مرتضی مطهری

[3] .اصول کافی، ثقه الاسلام محمد کلینی ص 88.

[4] .همان ص89.

[5] -محمد معین،فرهنگ فارسی معین،ج3،ص1909

[6] -حسن عمید،فرهنگ عمید،ص954

[7] -بندر ریگی،المنجد،ج2،ص1581

[8] -محمد معین،فرهنگ معین،ج2،ص2137

[9] . عبدالکریم پاک نیا،سیره پیامبر(ص)در کار وتلاش،ص5به نقل از النهايه، ج 4، ص202

[10] .محمد وحیدی ، در آمد های حلال و حرام ص68 به نقل از نوری،مستدرک الوسائل، ج 13، ص 11

[11] .همان به نقل ازحرانی، تحف العقول، ص 37

[12] .مجلسی، بحارالانوار، ج 100، ص 209.

[13] . همان.

[14] .ابو القاسم پاینده،نهج الفصاحه،ص395 .

[15] .ابوالقاسم پاینده،نهج الفصاحه،ص395 .

[16] .همان،ص395 .

[17] .همان،ص396 .

[18] .همان،ص398 .

[19] . اصول کافي، ص 28 و 29

[20] -عبدالکریم پاک نیا،کاروتلاش در سیره پیامبر(ص)،ص35

[21] . حر عاملی؛وسايل الشيعه، ج 17، ص 38

[22] . عبدالکریم پاک نیا،کاروتلاش در سیره پیامبر(ص)،ص35به نقل ازحلية‏الابرار، ج 1، ص331

[23] . همان.بر گرفته از ميزان الاعتدال، ج 3، ص 293

[24] . عبدالکریم پاک نیا؛،کار در سیره پیامبر(ص) ص25 بر گرفته از معجم الکبير، طبراني، ج 24، ص 318

[25] . همان.بر گرفته از ابن شهرآشوب،مناقب آل ابي‏طالب، ج 1، ص 161

[26] . عبدالکریم پاک نیا؛،کار در سیره پیامبر(ص) ص25 بر گرفته از حلية‏الابرار، ج 1، ص 329

[27] . شیخ کلینی،اصول الکافي، 5، ص 86.

[28] . شیخ کلینی،اصول الکافي، 5، ص 86

[29] . همان، ج41، ص34.

[30] . حسيني سعيدي، علي آينه حق نما، ج2، ص191.

[31] . عاملي، وسائل الشيعة، ج13، ص303

[32] - محمد دشتي، شرح نهج البلاغه،  ص447

[33] - اصغر محمدي ،کار از دید گاه علی(ع)،ص12

[34] - شريف قريشي، کار و حقوق کارگير، ترجمه اديب لاري و محصل يزدي، ص 6و5.

[35] - جر جرداق ، امام علي عليه السلام صداي عدالت انساني، ترجمه سيدهادي خسرو شاهي، ج1، ص 172.

[36] - همان، ص 172.

[37] - سيد علي اکبر برقعي قمي، جلوه حق در سيرت مولاي متقيان اميرمؤمنان علي بن ابي طالب عليه السلام، ص 6.

[38]-عبدالله شفيع آبادي، ، راهنمايي و مشاوره شغلي و حرفه اي، ص 93.

[39] -نهج البلاغه، ص285 ـ 284

[40] - جرداق، امام علي عليه السلام صداي عدالت انساني،   ج1، صص 236، 235.

[41] - نهج البلاغه ، ص 53.

[42] - صحيفه مبين ـ شماره 8، زمستان 1379

[43] - سوره کهف، آيه 107.

[44] -. سور ه اسراء، آيه 9

[45] - آمدی، غرر الحکم، ج2، ص1038.

[46] -. همان، ص1039.

[47] - همان، ص 1039.

[48] - نهج البلاغه، حکمت 199/2و3.

[49] - همان، ص 573، نامه 53/8.

[50] - ولي الله برزگر کليشمي، جامعه از ديدگاه نهج البلاغه،ص372

[51] -آمدی، غرر الحکم، ج2، ص 1043.

[52] - لطيف راشدي،  فرزند کعبه، ص166

[53] - جرداق، امام علي عليه السلام صداي عدالت انساني،    ج 2،ص239

[54] -  همان، ص340

[55] . محمددشتی:فرهنگ سخنان امام حسن مجتبی(ع)ص374

[56] .مجلسی،بحارالانوار،ج46،ص67 .

[57] .همان،ص125.

[58] - محمدمحمدی اشتهاردی، نگاهی به زندگی امام سجاد(ع)،ص23

[59] .همان به نقل از انوارالهیة ،ص213

[60] .شیخ کلینی،اصول کافی،ج5،ص74

[61] .همان،،ص76

[62] .کلینی،اصول کافی،ج1،ص459 .

[63] . صدوق،من لایحضره الفقیه،ص44 .

[64] .محمدباقرمجلسی،بحارالانوار،ج10،ص101 .                           

[65] .محمدرضاجباران،درسنامه علم اخلاق،ص178-170 .

[66] .همان،ص178 .

[67] .محمدمحمدی ری شهری،میزان الحکمه،ج11-ص5165.

[68] .حر عاملی،وسائل الشیعه ،ج12،ص50 .