نقش خانواده در ارتقاء فرهنگ اقتصادی افرادجامعه

رای دهی:  / 5
ضعیفعالی 

  تحمیدیه

       «الحمد الله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا أن هدانا الله».[1]

     حمد و سپاس خدا را که هدایت کرد ما را بر این راه و ما هدایت نمی شدیم اگر خداوند ما را هدایت نمی کرد.

     سپاس خداوندی را که سخنوران از ستودن او عاجزند، و حسابگران از شمارش نعمت های او ناتوان، و تلاشگران از ادای حق او درمانده اند.[2]

     ستایش خداوندی را سزاست، که به قدرت والا و برتر، با عطا و بخشش نعمت ها به پدیده ها نزدیک است. اوست بخشنده تمام نعمت ها، و دفع کننده تمام بلاها و گرفتاری ها. او را می ستایم در برابر مهربانی ها و نعمت های فراگیرش. به او ایمان می آورم چون مبدأ هستی و آغاز کننده خلقت آشکار است.[3]

اهداییه

تقدیم به هشتمین ستاره همیشه تابان آسمان ولایت،

عالم آل محمد(ص) ،

امام رئوف (علیه السلام).

 

چکیده

 

        این مقاله به بررسی موضوع(نقش خانواده در ترویج فرهنگ  اقتصادی افراد جامعه)می پردازد.به این ضرورت که در عصر معاصر به دلیل پرجمعیتی کشورها وزیاد شدن تعداد نسل جوان بیکاری جوانان در جامعه رو به افزایش است که این بیکاری منجر به فاسد شدن افراد بیکار ودر نتیجه فساد جامعه می گردد بنابراین ضرورت دارد نقش خانواده به عنوان عنصر اساسی در جامعه بررسی گردد.وبا این هدف که بیکاری در جامعه کم شود.

    روشی که در این مقاله به کار گرفته شده است روشی توصیفی-کتابخانه ای می باشد،که به سؤالاتی از قبیل:1-نقش تحصیلات پدر و مادر در روند شغلی فرزندان چگونه است ؟2- نقش خانواده وفرهنگ بر ترویج کاری فرزندان به چه میزان است؟پاسخ می گوید.

 

مقدمه

 

     هم اکنون کشورها به اهميت کارآفريني به عنوان راهي براي افزايش رشد اقتصادي , رقابت وايجاد کار پي برده اند وجايگاه آن درتوسعه شناخته شده است . اکنون درعرصه جهاني ،افراد خلاق نوآور ومبتکر به عنوان کارآفرينان , منشا تحولات بزرگي درزمينه صنعتي , توليدي وخدماتي شده اند وازآنان به عنوان قهرمانان ملي ياد مي شود.

 پس مي توان به اهميت نقش خانواده دراين زمينه به عنوان کوچکترين ودرعين حال مهمترين نهاد اجتماعي پي برد .

      پيشرفت بشر نيازمند خلاقيت بزرگسالان است واحتمال انجام کارهاي خلاق در افرادي بيشتر است که در کودکي مهارت وانگيزه خلاقيت آنها پرورش يافته باشد .با اينکه خلاقيت مي تواند مانند عوامل ژنتيکي نظير نيرو و زيبايي به کودک منتقل گردد, اما خانواده وبه خصوص پدرومادر با داشتن يک تصوير ذهني (چشم انداز)از آينده کودکشان به منظوراينکه او بتواند در آينده به دستاوردهاي خلاق نائل شود بسيارموثرند.

 

تعریف و تبیین موضوع:

 

        کار فعاليتي است نسبتا دائمي که به توليد کالا يا خدمات مي انجامد و به آن دستمزدي تعلق مي گيرد  یا استفاده اي که انسان از نيروهاي مادي و معنوي خود در راه توليد ثروت يا ايجاد خدمات مي کند.    

    در این مقاله برآنیم که به بررسی نقش خانواده در ارتقاء فرهنگ اقتصادی افراد جامعه بپردازیم.

 

ضرورت و اهمیت موضوع:

 

    1- در عصر معاصر به دلیل پرجمعیتی کشورها وزیاد شدن تعداد نسل جوان بیکاری جوانان در جامعه رو به افزایش است که این بیکاری منجر به فاسد شدن افراد بیکار ودر نتیجه فساد جامعه می گردد .

     2-خانواده ها از همان دوران کودکی فرزندانشان می توانند روی فکر وفرهنگ آنها کار کرده و با عواملی بستر مناسبی را برای آینده شغلی فرزندانشان به وجود آورند که از ضروریات بررسی این مقاله رسیدن به عوامل موثر خانواده ها بر روی آینده شغلی فرزندانشان می باشد.

 3-برخی از افراد فکر می کنند که عبادت خداوند با کار کردن منافات دارد در صورتی که کار کردن در طلب روزی خود نوعی عبادت است.

 

پیشینه موضوع:

 

      دو موضوع خانواده و همچنین کار از زمان پیدایش حضرت آدم وجود داشته است.

 کتابهایی که در رابطه با این موضوع به رشته تحریر در آمده اند زیاد نیستند و بعضی از آنها عبارتند از:

    1- کتاب نقش خانواده در کارآفرینی نوشته مصطفی عابدی اردکانی که در این کتاب به بررسی کار در خانواده پرداخته است.

    2- کتاب جامعه شناسي کار و شغل نوشته غلامعباس توسلی،که ایشان در این کتاب به بحث و بررسی در مورد اشتغال پرداخته اند.

 

کلید واژه ها

 

کار:پیشه،شغل،صنعت،رفتار،فعل وعمل وکردار[4]

کارگر:کار کننده،کسی که در کارخانه یا کارگاه کار می کند ومزد می گیرد.[5]

کسب:مالی به دست آوردن یا دانشی را به دست آوردن وتحصیل کردن.[6]

کوشش:سعی وجهد[7]

 

نقش خانواده در ارتقاء فرهنگ اقتصادی افراد جامعه

 

    درجوامعي که از نظام اقتصادي پيشرفته اي برخوردارند خانواده به دو طريق شخصي با اين نظام برخورد دارد . خانواده تبديل به واحدي مي شود که اجراکنندگان کليه نقشهاي موجود دروضعيتهاي مختلف سيستم اقتصادي را در خود مي پروراند ،ازدوراني که نوجوانان دست به کارهاي نيمه وقت مي زنند تا زماني که بعنوان يک بزرگسال نقش يک ايفا کننده تمام وقت را ايفا مي کنند بطور مداوم در حال تغيير نيازمنديها ووظايف خانوادگي هستند . منبع اقتصادي جديد به فرزندان استقلال بخشيده وموقعيتي براي آنان بوجود مي آورد تا فعاليتي بيش از آنچه قبلا در سطح خانواده داشته انجام دهند . تاثير اين فعاليت اقتصادي يک نوع کسب تجربه به جهت اجتماعي شدن افراد خانواده است.[8] 

      توسعه اجتماعي بدون وجود افرادي با نوعي شخصيت اجتماعي رشد يافته امکان پذير نيست ودراين زمينه خانواده بنيادي ترين ومهمترين عامل تاثير گذار درفرايند جامعه پذيري وتکوين شخصيت اجتماعي درانسان است .

     درابتدا روانشناسان شخصيت را بيشتر محصول عوامل ژنتيکي وفردي مي دانستند اما به تدريج با توسعه اين دانش وانجام مطالعات تجربي به خصوصيات وعوامل محيطي – اجتماعي نيز اهميت دادند .

     حال بايد ديد چگونه مي توان درافراد شخصيت پيشرفته يا تمايزيافته ايجاد نمود يعني شخصيتي که داراي هدف باشد، استعداد يادگيري تعميم يافته خود را به کار گيرد ,داراي هويت فردي باشد ودرهمان حال داراي تعهد تعميم يافته نسبت به ديگران نيز باشد .

دراينجا نقش خانواده پررنگ مي گردد ،زيراکه انسان ازبدو تولد با افراد مختلف از قبيل والدين يا کسان ديگري که از او مراقبت مي کنند ارتباط پيدا مي کند .اين مراقبت تاثير عميقي در کودک برجاي مي گذارد.[9]

    علاوه بروضعيتهايي نظيرسن وجنس افراد ،فاصله زماني بين تولدها ،ترتيب توالي وضعيتهاوتغييراتي که درنظام به وجود مي آيد که درايجاد واکنش افراد موثرند , خصوصيات اثرات متعامل وسبک انتظارات ازنظام فردي خانواده به افراد مشخصي واگذارمي شود که نقش آن وضعيت با خصوصيات آن فرد احتمالا مطابقت نداشته ويا هماهنگي ندارد،براي مثال وضعيت يا سمتي راکه به پسر ارشد خانواده محول مي کنند ادامه شغل پدرخانواده است . اين واگذاري سمت به خاطر علاقه مندي فرزند ارشد ويا استعداد ولياقت وي نيست ،بلکه به منظور برآورد انتظاراتي است که از فرزند بزرگتر مي رود تا درراس سازمان خانوده قرار گيرد. اين فرد به جز عکس العملهاي رفتاري سايرافراد وانتظارات نظام ، تجربه ديگري براي اجراي اين نقش ندارد . اودر تجربيات کنشي و واکنشي خويش براي اينگونه پيش بينيها آمادگي لازم را ندارد ونتيجتا خانواده دراين مورد برفرد غلبه داشته است.پس براي اجتماعي کردن کودکان تعادل ميان کنترل وپشتيباني از اهميت خاصي برخوردار است . ژاکوبسن نحوه اجتماعي ساختن خانواده رابررسي کرده وبه اين نتيجه رسيده است که بعضي از خانواده ها براي اجتماعي کردن فرزندان خود آنها راوادار مي سازند که ازمنابع اطلاعاتي بهره برداري کنند ، دسته اي ديگر ازطريق آموزش کلامي وعده اي ديگر تاکيد بر لزوم کسب تجربه مي کنند .[10] 

    عوامل خانوادگی که بر شخصیت کارآفرینی جوانان در آینده اثرگذار می باشد به شرح زیر است:

 

الف:مشاغل ومعلومات خانواده

 

    درنحوه رفتار والدين وارزشهاي اجتماعي که بوسيله آنان به کودکان آموزش داده مي شود اختلافاتي وجود دارد که ناشي ازاختلافات طبقاتي است ودراثرتجربيات حرفه ها به وجودآمده اند. پدراني که حرفه هاي مختلفي دارند داراي تجربيات مختلفي هستند ، ودرنتيجه فرزندان آنها ارزشهاي اجتماعي مختلفي را تجربه مي کنند. مشاغل خانواده ،نه تنها درارزشهاي اجتماعي وحتي درصلاحيت تحصيلي فرزندان موثراست بلکه درکارايي پدردرانجام وظايف حرفه اي خود درکسب موفقيتهاي اجتماعي فرزندان نيز تاثير بسزايي دارد . بطوريکه هرقدرپدر دراجراي وظايف حرفه اي خود موفقتر باشد ، ارزشهاي اجتماعي بيشتري را به فرزندان عرضه مي کند. [11] 

 

ب:تحصیلات پدرو مادر

 

    کودکان تحت شرايط حرفه اي وتحصيلي پدران ،يا با ادامه تحصيلات درجات عاليتري را احرازمي کنند يا به زودي ترک تحصيل مي کنند ووارد بازار کار مي شوند . والديني که از سطح تحصيلات پايين تري برخوردارند  درکمک رساني به دروس فرزندان احساس ناتواني مي کنند وازوارد کردن فشار به فرزندان خود در راه کسب دانش و ادامه تحصيل مي کاهند. فرزندان نيز درنتيجه عدم آموزش حرفه اي ويا ادامه تحصيلات در سطوح بالاتر , احتمالا به حرفه اي مشابه حرفه پدر خود بسنده مي کنند . بنابراين ارزشهاي اجتماعي تربيت فرزند تحت تاثير دو عامل حرفه ومعلومات قرار دارد .[12]

     می توان گفت  نقش سطح سوادو تحصيلات و آگاهي وبه علاوه نوع رابطه والدين وبطور کلي پايگاه اقتصادي ، اجتماعي خانواده در چگونگي تکوين و نوع شخصيت اجتماعي فرزندان تاثيرات غير قابل انکاري داشته است .[13]

 

ج:تصویر ذهنی که پدرومادر ازآينده کودک به او می دهند

 

     اغلب کودکان ازسنين اوليه زندگي به عنوان کودک تيز هوش شناخته نمي شوند،اما اين بدان معنا نمي باشد که کودک نتواند در بزرگي کارهاي بسيار خلاق انجام دهد . اکثر کارهاي خلاق توسط افرادي انجام شده است که در کودکي به عنوان نابغه شناخته نشده اند .

    تصويرهاي ذهني که مابه کودکانمان مي دهيم آينده را شکل مي بخشند. اين تصويرهاي ذهني به صورت پيش گوييهايي هستند که به حقيقت مي پيوندند . تاکيد برآن است که باشناخت دقيق علائق وتواناييهاي کودک وآنچه برايش مملو از شوروهيجان است ، وبا خودداري از تحميل موضوع هايي که مورد علاقه خود والدين است ، تصوير ذهني مناسب کودک را شناسايي وبه او در جهت تحقق چشم اندازش کمک شود.

    تصوير ذهني شما به عنوان پدر ومادربراي هريک از کودکان بيش ازآنچه انجام مي دهيد يا به آنها مي گوييد دررشد انگيزه,خلاقيت و موفقيت آنها درآينده موثرخواهد بود.

     تصويرذهني شما بايد در زمينه اصول اساسي زندگي روشن باشد . خود شما بايد نسبت به ارزشها معيارها و اصولي که مايل هستيد کودکانتان در سراسرزندگي خود دنبال کنند عقيده راسخي داشته باشيد . ديگر اينکه تصوير ذهني شما ازهر کودک بايد براساس طبيعت،شخصيت،نيازها وعلائق آن کودک خاص باشد . راندن کودکان به سوي فعاليتهايي که به عنوان يک فرد با آنها متناسب نباشد موجب خشم وعجز فراوان آنها شده واستعدادهاي واقعي آنها را به هدر مي دهد .

    ديگر نکته مورد توجه نيز اين مي باشد که بايستي بدون توجه به ساير ويژگيهاي تصوير ذهني خود کودکتان را مجسم کنيد که دربزرگي مستقل بوده و به کاري که انتخاب کرده است علاقه مند مي باشد .در ميان خصوصيات افراد خلاق مشهور به نظر مي رسد که استقلال وشورو هيجان ثابت ترين عامل در زمينه هاي مختلف و طي نسلهاي مختلف مي باشد .

     براي شکل بخشيدن به تصوير ذهني وپرورش يک تصوير ذهني براي کودک اولين قدم اين است که بدانيد ديد خود کودک براي آينده اش چه مي باشد . موضوع ديگر نيز اينست که اگر به کودکتان کمک نکنيد که حس عميق علاقه و شوق به يادگيري را پرورش دهد مهمترين عامل را ناديده گرفته ايد . با داشتن اين حس کودکتان فرصت خوبي براي پرورش نوعي شوروهيجان خواهد داشت که مي تواند فرد را از ميان آموزشهاي سخت , شکستهاي مکرر,مبارزه مالي وحتي کمي فقر به سوي شکوه خلاقيت همه جانبه در بزرگسالي بکشاند .[14] 

 

د:تجربيات دوران کودکي 

 

      بايد سرچشمه کارآفريني را براساس تجربيات دوران زندگي در محدوده خانواده و فرهنگ مربوطه پيدا کنيم . پس مي توانيم آنها را با تجربيات فرهنگي خود مقايسه نموده وبفهميم کداميک مفيد بوده وکداميک دررسيدن به کارآفريني به ما کمک نمي کنند .

    زماني بود که تصور مي شد کارآفرينان بجاي ساخته شدن متولد مي شوند. صفات آنها بقدري نادروبخصوص بودند که درهرجايي يافت نمي شدند . امروزه شواهد کافي موجود است که نشان مي دهد صفات کارآفريني مي تواند درنتيجه آموزش دوران کودکي , استقلال , به خود متکي بودن ودرمعرض ارزشهاي فرهنگي به خصوص مرتبط با کاروصنعت قرارگرفتن ، پرورانده شود . روانشناسان معتقدند که پنج سال اول زندگي ،بيشترين تاثيررا درزندگي شخص دارد .

      اين دوران زماني است که جو اجتماعي ،اقتصادي ، فيزيکي ورواني اطراف کودک اثر هميشگي برشخصيت او مي گذارد. دراين دوران اعمال خانه وخانواده بيشترين تاثيررا در شکل گيري رفتار آينده کودک به عنوان يک فردبالغ دربر دارد . براي مثال کودکاني که مادران آنها پيوسته وهمراه با محبت برايشان ازطريق داستان وکتاب واسباب بازي و بازي وگفتگو ايجاد تحرکات ذهني اوليه مي کنند ،دردوران مدرسه ودبيرستان هميشه نمره هاي خوبي مي آورند ووقتي ديگر اعضاي خانواده ، آنها را مورد توجه و محبت قرار دهند در آينده ، به افرادي مطمئن ، با محبت  شاد ، فعال ، اجتماعي ،ازنظر احساس مستحکم وازنظر ذهني کنجکاو تبديل مي شوند.[15]

 

و: آموزشهاي اوليه براي استقلال ،اتکا به خود ، تصميم گيري وسخت کوشي

 

     مطالعات مربوط به گذشته کارآفرينان نشان مي دهد که آنها ازخانواده هايي که ارزشهاي خاصي براي استقلال واتکا به خود قائل هستند بيرون مي آيند.اکثرکارآفرينان در کودکي ياد گرفته اند که خودشان لباس بپوشند ,ازخيابان بگذرندو... . درصورت تنبلي وتقاضاهاي بيجا به آنها پاداشي نداده اند ولي درمواردي که از خود استقلال,ابتکاروپشتکارنشان داده اند,تشويق شده وبه خاطر آن جايزه گرفته اند .ممکن است اولياي آنها را"آزاديخواه" بخوانيد. در محيط خانه قوانين معقول القا کرده ودر عين حال به فرزندان اين آزادي را مي دهند که قوانين و دستورالعملهاي خانواده را مورد سوال قرار دهند .

       ظاهرا آموزش کودکان براي اتکا به خود ،استقلال تصميم گيري وسختکوشي در سنين پايين رابطه مستقيمي با پرورش کارآفريني دارد. ماخواهيم ديد که کارآفرينان ازخانواده هايي مي آيند که ناپايدار وغير متحد بوده وبا بحرانهايي نظير مرگ يکي از والدين ,جدايي اوليا ,طغيان فرزند عليه اوليا واخراج فرزند از خانه ,مواجه بوده اند. اين گونه کودکان تحت فشار بوده ودرنتيجه چگونگي سير کردن شکم ، بقا وتصميم گيري را زودترياد گرفته اند.

     کارآفرينان کلا از خانواده هاي کوچک مي آيند واگر از خانواده بزرگي باشند ,معمولا فرزند ارشد بوده ويا يکي از فرزندان وسط مي باشند .آنها به ندرت جزء آخرين فرزندان لوس و وابسته مي باشند .[16]

 

 

ه: آموزش زودرس براي یافتن کار

 

      داشتن اولياي فعال درتجارت يا مشاغل مشابه آن کمک بزرگي درپرورش کودکان جهت کارآفريني مي کند.. چينيها از اين روش براي کودکان خود استفاده مي کنند. کارآفرينان زيادي نيز ازخانواده هاي مهاجران مي آيند . مثلا کارآفرينان چيني در مالزي واکثر مناطق آسيا ،يهوديان در اروپا وايتالياييها در استراليا .دلائل زيادي در اين باره ارائه شده است .يکي از اين دلايل ،عدم وجود محيط مناسب براي کارآفريني در سرزمينهاي اصلي اين افراد مي باشد . جايي که ممکن است آنها با سنن دست و پاگير احاطه شده باشند .دليل ديگر اين است که خانواده هايي که مهاجرت مي کنند براي يافتن شغل دچار مشکل هستند . بنابراين با ديد وسيع تر موقعيتهايي را مي بينند که از ديد افراد محلي پنهان است [17]

 

ر: آموزش زودرس براي تعلیم کسب وصنعت

 

      خانواده ها به جز آشنا نمودن کودکان براي اتکا به خود ،نقش مهمي نيز در آموزش صنعت به آنان دارند.اين گونه آموزشهاي زود هنگام ، کمک موثري براي توفيق کارآفرينان درکارهايشان بوده است .

    داستان موفق برخي کارآفرينان بيانگر اين مطلب است که آموزش زودهنگام در مهارتهاي فني و صنعتي بيش از مدرک دانشگاهي براي رسيدن به هدف کارآفريني موثر است . 

       درمورد مرگ يکي از والدين مطالعه اي در مورد کارآفرينان مرد نشان داده که نسبت زيادي ازکارآفرينان تمايل به تجربه کردن پدرانشان دارند علي رغم اينکه وي ضعيف ، ناکارا ويا حتي غايب باشد. نداشتن پدر خود يک لازمه يا شرط براي کارآفريني وحتي براي عدم موفقيت کارآفريني نمي باشد . ازطريق مطالعات موردي مشخص شد که کسانيکه با شرايط بي پدري کنار مي آيند ميتوانند کارآفرينان موفقي باشند ، درحالي که کساني که نا اميد مي گردند ، خود تخريب شده واز خيال پردازيهاي عالي خود بيرون مي آيند . [18]

 

نقش فرهنگ خانواده ها بر کارآفرینی افراد

 

     ظهور کارآفرينان به ارزشهاي فرهنگي ويا آرمانهايي که توسط عامه به عنوان استانداردهاي رفتار اجتماعي پذيرفته شده است، بستگي دارد. کارآفرينان معمولا از فرهنگهايي مي آيند که نگرش بخصوصي به فعاليتهايي چون رقابت، کسب ، وقت ، وضعيت اجتماعي ،کار و پول داشته اند .

ارزشهای فرهنگی که در کارآفرینی فرزندان نقش دارند به شرح زیر می باشد:

 

الف: آرمانهاي رقابت

 

       بسياري از کارآفرينان از فرهنگهايي آمده اند که آرمانهاي رقابت مورد تاييد هستند .رقابت خوب مي تواند سالم باشد وکارآفريني در شرايط رقابت سالم شکوفا مي شود .

 

ب: توجيه زماني

 

      کارآفرينان آينده گرا بوده ومعمولا داراي فرهنگي هستند که صرف نظرکردن ازرضايت وسود آني رابراي پاداشهاي بزرگ آينده محترم مي شمارند.فرهنگهايي که زمان حال را براساس آينده بنگرند موجب رشد روحيه کارآفريني مي شوند .[19]

 

ج: نظرياتي درباره کسب

 

      خريد وفروش يکي از مولدان کارآفريني بوده است .بسياري ازکارآفرينان موفق امروز, به عنوان فروشنده کاسب ، کارخودرا شروع کرده اند.فرهنگ پرورش دهنده کارآفريني خريد وفروشهاي کالاهايي حتي مانند سيگار وساندويچ را که براي امرار معاش صورت مي گيرد محترم شمرده وبه آنهابه چشم حقارت نگاه نمي کند .[20]

 

 

د: طبقات اجتماعي

 

     فرهنگي که خواستار پرورش کارآفريني باشد بايد مردم را به خاطر دستاوردهايشان ونه به خاطر مقتضيات تولدشان طبقه بندي کند .سيستم فرقه اي هند ,مردم را به دسته هاي جدا از هم تقسيم مي کند . اما درفرهنگهايي که کارآفريني تشويق مي شود فرد مي تواند بنابرفعاليتها ودستاوردهايش در جامعه ترقي يا افت کند . کسي که با صداقت وسختکوشي ثروتمند شده باشد محترم است .[21]

 

و:اخلاق کاری

 

     يکي ديگر از منابع مهم فرهنگي در کارآفريني ،اصول اخلاق کاري مي باشد .فرهنگ بايد کاررا به عنوان يک وظيفه ديده وبايد کارموثروصادقانه را ارج نهد ودرعين حال تنبلي را موردتنبيه قرار دهد.نمونه اين فرهنگ دردوران انقلاب صنعتي ديده شده است .مطالعاتي براي يافتن دلايل ترقي عظيم اين کشورها درآن دوران انجام شده است .نتايج نشان مي دهد کارآفريناني که مسئول ايجاد اين پديده بودند با اصول اخلاق کاري کالوينيست کار مي کردند. کالوين يک شخصيت مذهبي پروتستان بود که اعتقاد داشت کار کردن در روي زمين يک دستور الهي است. اين عقايد نه تنها به پشتکار افراد کمک کرد بلکه موجب پرهيز از تساهل درآنها شد.[22]

 

نتيجه گيري

 

     «کار»یعنی آن چه ازشخص یاچیزی صادرگردد.وآن چه شخص خودرابدان مشغول سازد . کار در واقع به انسان احساس شخصیت می دهدوباعث می شودکه وی فکری منطقی داشته باشد .

از آنجا که فرد از دل خانواده وارد اجتماع می شود پس مي توان به اهميت نقش خانواده دراين زمينه به عنوان کوچکترين ودرعين حال مهمترين نهاد اجتماعي پي برد که می تواندافرادبیکاروتن پرور را مورد مذمت قرار داده و در مقابل کار و تلاش را برای رسیدن به آینده ای نیکو پی ریزی کند.

     اکنون درعرصه جهاني ،افراد خلاق ، نوآور ومبتکر به عنوان کارآفرينان , منشا تحولات بزرگي درزمينه صنعتي , توليدي وخدماتي شده اند وازآنان به عنوان قهرمانان ملي ياد مي شود.

      پيشرفت بشر نيازمند خلاقيت بزرگسالان است واحتمال انجام کارهاي خلاق در افرادي بيشتر است که در کودکي مهارت وانگيزه خلاقيت آنها پرورش يافته باشد .با اينکه خلاقيت مي تواند مانند عوامل ژنتيکي نظير نيرو و زيبايي به کودک منتقل گردد, اما خانواده وبه خصوص پدرومادر با داشتن يک تصوير ذهني (چشم انداز)از آينده کودکشان به منظوراينکه او بتواند در آينده به دستاوردهاي خلاق نائل شود بسيارموثرند.

 

پیشنهادات

 

   برای رسیدن مسلمانان به کار وتلاش مناسب در جامعه اسلامی باید هماهنگی بین عناصر مختلف انجام گیرد ازجمله:

1-دولت سعی کند با اختصاص دادن بودجه مناسبی برای ایجاد اشتغال جوانان در جامعه تلاش کند.

2-آموزش وپرورش کتابهایی در مورد چگونگی رسیدن به کار مناسب وکارآفرینی را در بین کتابهای درسی دانش آموزان قرار دهد.

3-روحانیون ومبلغین سعی کنند در تبلیغات وسخنرانی های خود در مورد ارزش کار وکارآفرینی برای مردم صحبت کنند.

نسرین علوی نیا

دیماه 91

 

منابع ومآخذ

 

    1-قرآن کریم

2-نهج البلاغه

3- محمد معین ،فرهنگ فارسی معین ،تهران ،نشر امیر کبیر ،1382

4-توسلي، غلامعباس، جامعه شناسي کار و شغل، تهران، سمت، چاپ اول، 1375    

5-شريف قريشي، کار و حقوق کارگير، ترجمه اديب لاري و محصل يزدي، تهران، دارالکتب الاسلاميه، 1366

6- ميک، رونالد، پژوهشي در نظريه ارزش ـ کار، ترجمه سوداگر، تهران، پازند، 1358

7- شفيع آبادي، عبدالله، راهنمايي و مشاوره يِ شغلي و حرفه اي، تهران، انتشارات رشد، 1372

8-علیرضا حاجی علی محمدی،نقش محیط بر کارآفرینی،تبیان،تهران،1387

9- سيامک نطاق ،مقدمه اي بر کارآفريني، تهران،1386

10- مصطفی عابدی اردکانی،نقش خانواده در کارآفرینی،نشر دفتر سازمان تبلیغات اسلامی،تهران

11-چشم اندازپدرومادرازآينده کودک ، راه کارآفريني ، شماره 13و14

12- نقش خانواده درتکوين شخصيت اجتماعي دانش آموزان – نامه پژوهش فرهنگي , شماره 6

13-سوسن سيف، تئوري رشد خانواده ،تبیان،تهران،1387

14- مهندس علي شاه حسيني ،کارآفريني،نشر فرهنگ،قم،1387

15- سیدعلی اكبر قرشی،  قاموس قرآن، دارالكتب الاسلامیه، طهران

16-علیرضا حاجی علی محمدی،نقش محیط بر کارآفرینی،تبیان،تهران،1387

17-حسيني سعيدي، علي آينه حق نما، ج2،تبیان،تهران

18-از عبدالکریم پاک نیا؛،کار در سیره پیامبر(ص)،نشر تبیان،1387

19-محمدي اشتهاردي، محمد، داستان دوستان،تبیان،تهران

21-حمیدراسخچی زاده،اخلاق وارزش های انسان،چاپ اول،زمستان 1384

22-شهیدمرتضی مطهری،تعلیم وتربیت دراسلام، انتشارات صدرا،تهران

23- .محمدوحیدی،درآمدهای حلال وحرام،نشر سنابل،1386

24-.عباس رحیمی،ازدواج موفق،نشر جمال،1387

25-محمد آصف عطايى ،جايگاه كار و كوشش در آموزه‏هاى دينى،تبیان،تهران

26-مهدی هادوی تهرانی،مکتب ونظام اقتصادی اسلام،نشر فرهنگی خانه خرد،1378

27- حسن عمید،فرهنگ فارسی عمید،ج2،؛تهران امیرکبیر 1375

 


[1] . سوره اعراف، آیه 43.

[2] . نهج البلاغه، خطبه 1، ص 133.

[3] همان، ص 131.

[4] -محمد معین،فرهنگ فارسی معین،ج3،ص1909

[5] -حسن عمید،فرهنگ عمید،ص954

[6] -بندر ریگی،المنجد،ج2،ص1581

[7] -محمد معین،فرهنگ معین،ج2،ص2137

[8] - سوسن سيف، تئوري رشد خانواده، ص 85

[9] - نقش خانواده در تکوين شخصيت دانش آموزان- پژوهش نامه فرهنگي,شماره 6

[10] - سوسن سيف، تئوري رشد خانواده، صفحات 100 و101

[11] - مهندس علي شاه حسيني ،کارآفريني، ص74

[12] -همان،ص184

[13] - نقش خانواده درتکوين شخصيت اجتماعي دانش آموزان –پژوهش نامه فرهنگي , شماره 6

[14] - چشم اندازپدرومادرازآينده کودک – راه کارآفريني – شماره 13و14

[15] - مصطفی عابدی اردکانی،نقش خانواده در کارآفرینی،ص23

[16] - سایت تبیان،کتابخانه الکترونیکی

[17] -مصطفی عابدی اردکانی،نقش خانواده در کارآفرینی،ص23

[18] - سيامک نطاق ،مقدمه اي بر کارآفريني، ص 55

[19] - سایت تبیان،کتابخانه الکترونیکی

[20] - مصطفی عابدی اردکانی،نقش خانواده در کارآفرینی،ص25

[21] - سيامک نطاق ،مقدمه اي بر کارآفريني، ص65

[22] - مصطفی عابدی اردکانی،نقش خانواده در کارآفرینی،ص27