تولید ملی و جهاد اقتصادی در پرتوی کلام امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری(مد ظله العالی)

رای دهی:  / 2
ضعیفعالی 

چکیده

این مقاله با عنوان «تولید ملی و جهاد اقتصادی در پرتوی کلام امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری(مد ظله العالی)» و با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری و ضرورت کار بر روی تولید ملی تدوین گردید، چرا كه از راه حاكميت پيدا كردن اصول نظام اقتصادي بسياري از موانع رشد معنوي نظير انباشت ثروت و رواج اسراف و تجمل گرايي و تفاخر و... از يك سو و فقر و بيكاري و گرفتاري هاي ناشي از آن از سوي ديگر از بين مي رود و در چنان جامعه اي است كه زمينه براي حاكميّت ارزش هاي انساني و اخلاقي و معنوي فراهم مي گردد.

امیدوارم این مقاله راه گشای خوانندگان گرامی در جهت رسیدن به استقلال جامعه اسلامی قرار گرفته و مورد توجهات حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد.

 

واژگان کلیدی: امام خمینی(ره)، مقام معظم رهبری(دام ظله)، اقتصاد، تولید، مردم، کار و ...

 

 

مقدمه

نظام اقتصادي اسلام از جمله نظام هايي است كه تحقق اهداف مورد نظر آن در سطح جامعه اسلامي بستر را براي رشد و تعالي معنوي آماده تر مي سازد؛ چرا كه از راه حاكميت پيدا كردن اصول نظام اقتصادي بسياري از موانع رشد معنوي نظير انباشت ثروت و رواج اسراف و تجمل گرايي و تفاخر و... از يك سو و فقر و بيكاري و گرفتاري هاي ناشي ازآن از سوي ديگر از بين مي رود و در چنان جامعه اي است كه زمينه براي حاكميّت ارزش هاي انساني و اخلاقي و معنوي فراهم مي گردد.

بر اين اساس در طول تاريخ هميشه اولين موضوعي كه پس از تشكيل حكومت اسلامي در جوامع اسلامي مورد توجه بوده تلاش براي حاكميت نظام اقتصاد اسلامي است. وقتي دوران حيات پربركت حضرت امام خمینی رحمه الله مورد مطالعه قرار بگيرد به وضوح مشخص مي شود كه پس از استقرار نظام جمهوري اسلامي بخش اعظم توجّه و توصيه هاي ايشان مربوط به ضرورت اصلاح اصول اقتصادي و تأكيد بر تلاش براي پيشرفت در عرصه هاي اقتصادي است تا از راه كسب استقلال و اقتدار اقتصادي در چارچوب احكام و قوانين الهي اسلام، بستر براي پياده سازي ساير آموزه هاي ديني هرچه بيشتر و بهتر مهيا گردد و در تعابير حضرت امام رحمه الله بارها به عنوان جهاد اقتصادي برمي خوريم كه از مردم و مسئولين دعوت مي كنند به عنوان اولين گام در جهت تحقق بخشي به اهداف انقلاب اسلامي آماده انجام يك حركت عظيم در عرصه فعاليت هاي اقتصادي باشند و هركس به هر مقدار كه مي تواند و در هر شرايطي كه هست به محقق شدن اين امر كمك كند كه مردم قهرمان ايران اسلامي در آن شرايط حساس به نداي حضرت امام رحمه الله لبيك گفته در تمام عرصه ها از جمله در عرصه فعاليت هاي اقتصادي تمام توطئه هاي دشمنان را خنثي كردند.

در شرايط كنوني نیز در روند تحقق چنين هدف بزرگ انقلابي يكي از اموري كه مي تواند در روشنگري و آگاهي بخشي و ايجاد انگيزه و اميد و نشاط راه گشا باشد توجه به رهنمودهاي مقام معظم رهبری دام ظله در زمينه تولید ملی و موضوعات اقتصادي است.

لذا در این مقاله تلاش شده است ديدگاه هاي رهبر كبير انقلاب و فرزند صالحش مقام معظم رهبری در زمينه مباحث مرتبط با جهاد اقتصادي و تولید ملی در جهت رسیدن به استقلال جامعه اسلامی ارائه گردد.


 

بخش اول:

 

جهاد اقتصادي در انديشه امام خميني رحمه الله

 

 

جهاد اقتصادی

بسترهای جهاد اقتصادی

 

جهاد اقتصادی

بخش زيادي از رهنمودهاي حضرت امام رحمه الله به مسائل اقتصادي مربوط مي شود و بارها ايشان براي حل مشكلات اقتصادي و پيشرفت هاي لازم در اين عرصه از اصطلاحاتي نظير جنگ، مجاهدت كه مترادف و هم معني با جهاد است استفاده كرده اند. به عنوان مثال در ادامه ارائه راهكار براي خروج از وابستگي اقتصادي و دستيابي به خودكفايي مي فرمايند:

«شما در حال جنگيد، در حال جنگ اقتصادي و اين خود يك محاربه اي بين اسلام و كفر است ... اين تنها موعظه نيست... نجات دادن يك كشور اسلامي از زير بار ظلم و از زير بار استعمار است. نجات دادن مملكت اسلامي يك تكليفي است كه انسان موظف است انجام بدهد... امروز ملت شما در حال جنگ اقتصادي است... در اينجا ديگر اختيار با مردم نيست، اختياري است كه در دست خداست و او امر كرده است كه ما نبايد تحت نظارت يك كشور و يا تحت بيرق كفر باشيم. اين يكي از مسائل مهم اسلام است و بايد كوشش كنيم و اقتصاد خود را اداره نماييم. بايد قيام كنيم و غافل نباشيم. بايد همه قشرهاي ملت، هر كس هر جوري كه مي تواند توليد بكند».[i]     

در جاي ديگر حضرت امام رحمه الله كار در عرصه هاي صنعت و كشاورزي را عبادت توصيف كرده و از تلاشگران در اين امور به عنوان مجاهدين ياد مي نمايند:

«امروز شماييد كه بايد دامن به كمر بزنيد و در رشد صنايع اين كشور و در رشد توليد اين كشور دامن به كمر بزنيد و همت بگماريد و فعاليت بكنيد. فعاليت شما امروز براي كشور اسلامي يك عبادت است. شما امروز همه تان با ايده اسلامي در حال عبادت هستيد. چه در كارخانه ها و چه در مواردي كه به صنعت مشغول هستيد و چه در كشاورزي ... . شما در خدمت اسلام هستيد. شما مجاهد هستيد در پشت جبهه ها. همان طوري كه مجاهدين ما در جبهه ها مجاهدت مي كنند و عبادت خدا را در آنجا
مي كنند، شما هم در پشت جبهه ها هستيد و عبادت خداي تبارك و تعالي را با همين كارهايتان انجام مي دهيد».[ii] 

 

بسترهاي جهاد اقتصادي از ديدگاه امام خميني رحمه الله

براي تحقق پيشرفت در فعاليت هاي اقتصادي با توجه به امكانات كشور سرمايه گذاري كردن و تلاش در بخش هاي مختلف لازم و ضروري است. كه هريك از بخش ها در نگاه جهادي به موضوع اقتصاد همانند يك سنگر محسوب مي شوند. حضرت امام خميني رحمه الله در رهنمودهايي كه دارند به برخي از عرصه ها بالخصوص تأكيد دارند كه بايد تلاش هاي جهادي در اين عرصه ها بيشتر مورد توجه باشد، از جمله آنهاست:

1-      كشاورزي

«امر كشاورزي دركشور ما از اهم امور است و هدايت و اجراي آن به وجه صحيح اساس اقتصاد كشور است».[iii]

«ايران كشوري است كه بايد كشاورزي آن اساس همه كارها باشد».[iv]

«مسئله كشاورزي در كشور ما در رأس امور است. بحمدالله مملكت از نظر منابع طبيعي همه چيزش خوب است، آب و زمين خوب دارد و مردمش آگاه و در فكر كشاورزي هستند. دولت بايد آنها را تشويق و تقويت بنمايد و امكانات لازم را در اختيار آنها بگذارد».[v]

« كشاورزان در هر كشوري كه مثل كشور ما باشد، اصل در امور هستند. كشور ايران كشور كشاورزي است؛ زمين زياد دارد، آب زياد دارد و افراد هم زياد، ما اگر چنانچه از حيث كشاورزي خودكفا نشويم و دستمان پيش قدرت هاي ديگر دراز بشود و به عبارت ديگر گدايي كنيم، از آنها يا فرض كنيد كه پول هم بدهيم به آنها، لكن وابسته ايم. كشاورزان عزيز مي توانند كه ايران را از وابستگي در اين بعد نجات بدهند و اين را يك عبادت شرعي حساب كنند؛ و عبادت است كشاورزي، كه در اسلام آن قدر به آن اهميت داده شده است ».[vi]

 

v   آسيب هاي غفلت از پرداختن به كشاورزي

«مسئله كشاورزي كه در رژيم سابق براي به هم زدن آن نقشه داشتند تا ما را وابسته كنند، بيشتر مورد نظر ما باشد. البته به طرف صنعت هم بايد رفت، ولي اگر از كشاورزي منحرف شويم، اسباب آن مي شود كه آنچه خودمان نيز داريم از بين برود و مقصود رژيم سابق از آن همه تبليغات براي تمدن بزرگ همين بود كه كشاورزي را از بين ببرد و مملكتي كه هم آب داشت و هم زمين، آب ها را به هدر مي دادند و زمين ها هم بدون استفاده مانده بود. بايد مردم سعي كنند كه آب ها به هدر نرود و از زمين ها استفاده كنند و در بخش كشاورزي و صنايع كوچك فعال باشند».[vii]

 

v   ضرورت تقويت كشاورزي

«هم دولت تقويت كند و هم برادران كشاورز همه همت خودشان را بگمارند كه كشاورزي را تقويت كنند. شما اگر ديروز در زمان شاه با دل سردي عمل مي كرديد براي اينكه مي ديديد كه حاصل دست شماها صرف يك مسائل انحرافي مي شود، امروز اين طور نيست. امروز براي اسلام كار مي كنيد، براي خدا عبادت مي كنيد. بنابراين من از همه كشاورزان تقاضا دارم كه در كار كشاورزي جديت كنند و ما را از اينكه دستمان پيش ديگران باشد نجات بدهند».[viii]

 

2-           منابع طبيعي

 

v   حفظ منابع طبيعي

«اينكه من عرض كردم بايد امور اسلامي باشد حالا هم عرض مي كنم اين كارهايي كه شما مي گوييد كه مي روند جنگل ها را چيز مي كنند اينها كارهاي غير اسلامي است. من مي گويم بايد اسلامي باشد اگر چنانچه يك كسي تخلف كرد از مقررات دولت اين غير اسلامي است.آن هم بايد اسلامي بشود. يعني بايد دولت با قدرت آن كسي كه تخلف مي كند از آن چيزهايي كه دولت براي حفظ نظام دولت قرار داده است آنها را بايد با قدرت جلويش را بگيرد براي اينكه آن غير اسلامي است. من مي گويم بايد اسلامي بشود. بريدن درخت هاي كشور را و به تباهي كشيدن جنگل ها را اين غير اسلامي است بايد جلويش گرفته بشود».[ix]

«اخيراً چيزي به من اطلاع دادند كه موجب تأثر شد و آن اينكه در بعضي از مناطق اشخاصي كه از اهالي آنجاست حمله كرده اند به اين جنگل ها و جنگل ها را دارند خراب مي كنند اين جنگل ها مال ملت است نبايد در او خرابي كرد بايد به نظر ولي امرش، به نظر حاكم، باشد. جايز نيست بر آنها كه بروند و جنگل ها را ببرند و خرابي كنند».[x]

 

3-        تلاش براي اقتصاد بدون نفت

«ايران امكانات و ظرفيت هاي مختلف و فراواني براي رشد اقتصادي دارد كه اگر نفت هم نباشد بتواند به رشد خود و از بين بردن فقر نائل شود، از قبيل معادن مختلف كه در صنايع اهميت زيادي دارد و همچنين امكانات كشاورزي و دامداري و مهم تر از همه وجود استعدادهاي سرشار و خلاق انساني».[xi]

«كشور ما همه چيز دارد. كشور ما يك كشور غني اي است كه مخازن زيرزميني بسيار دارد، بيشتر از آن مقداري كه احتياج دارد، يك كشور غني اي است لكن دست هايي كه مي خواستند اين ثروت ما را ببرند اينها نمي گذارند كه ايران به آن طوري كه بايد و شايد اداره بشود... سال هاي طولاني همه چيز ما را به عقب زدند و همه ثروت ما را بردند و اين تتمه را بايد نگه داريد».[xii]

 

4-        صنايع

v   ايجاد صنعت مستقل

«در خصوص صنعتي كردن مملكت، كاملاً با اين امر موافقيم ولي ما خواستار يك صنعت ملي و مستقل هستيم كه در اقتصاد مملكت ادغام شده و همراه با كشاورزي در خدمت مردم قرار گيرد، نه يك صنعت وابسته به خارج بر اساس مونتاژ؛ نظير صنعتي كه فعلاً در ايران مستقر ساخته اند. سياست شاه از لحاظ صنعتي و كشاورزي، مملكت ما را به نفع قدرت هاي استعماري به صورت يك جامعه مصرفي درآورده است».[xiii]

«ما براي صنعتي شدن كشور تلاش مي كنيم و لكن نه صنعت مونتاژ كه هم كشور را هر چه بيشتر به اجانب وابسته كرده است و هم اكثريت فقير و محروم را در خدمت مشتي ثروت اندوز متجاوز قرار داده است».[xiv]

 

5-      لزوم ايجاد صنايع بنيادين

«سياست صنعتي رژيم شاه توسعه صنايع مصرفي و مونتاژ و وابسته كردن صنايع به صنايع اجنبي است. سياست صنعتي دولت جمهوري آينده بر اساس ايجاد صنايع بنيادي و مادر خواهد بود به طوري كه هرگونه وابستگي از بين برود با ايجاد صنايع بنيادي مادر توسعه كالاهاي مصرفي صنعتي نيز به شكلي توأم با آن پيشرفت مي كند كه منافع مصرف كنندگان ايران را مقدم بر هرچيز حفظ خواهد كرد».[xv]

 

6-      تجارت، خدمات و بازرگاني

v   نقش و اهميت بازار

«بازار در طول تاريخ، بازارهاي تمام كشور و خصوصاً بازار تهران يك بازوي قوي اي از براي اسلام و از براي كشور بوده است و ان شاء اللَّه خواهد بود. اگر تمام شما يادتان نيست بعضی از سالمندان يادشان است كه رژيم سابق ـ شايد زمان رضا شاه بود ـ اينها در صدد برآمدند كه اصل بازار نباشد در ايران. از اين مجتمع زير سقف مي ترسيدند. از مجتمعاتي كه حصار داشت و زير سقف بود و مجمع مؤمنين و متدينين و جوان هاي متعهد بود مي ترسيدند. از مساجد كه محل اجتماع همين بازاريان بود و از خود بازار كه مجمع ملت بود خوف داشتند. و هميشه بازار دنباله مقاصد اسلامي و براي پيشرفت اسلام و براي پيشرفت اقتصاد اسلامي يك بازوي ستبر قدرتمندي بوده است و الآن هم همين طور است. منتها سابق، دولت هاي رژيم سابق و خود رژيم سابق چون با مردم نبود و مردم هم با او نبودند، شايد جرئت نكرد يك دفعه محمدرضا تو بازار بيايد. اما اكنون اين طور نيست، براي اينكه دولت و بازار، رئيس جمهور و بازاري ها اينها برادر هستند و از خود اين مردم هستند. اين طور نيست كه در آن رده هاي باصطلاح خودشان بالا باشند و به حسب واقع منحط باشند كه مردم آنها را نپذيرند. در طول تاريخ هر مشكلي كه پيدا مي شد براي اسلام و براي علماي بزرگ اسلام كافي بود كه نصف روز بازار براي يك همچو امري بسته بشود و مشكل حل بشود. يك پشتوانه عظيمي است بازار براي اسلام، و بازاري ها بايد با كمال دقت اين مسئله را حفظ كنند».[xvi]

 

7-      تلاش براي تأمين مسكن مناسب

«در رژيم منفور پهلوي مسئله مسكن يكي از مصيبت بارترين مشكلات اجتماعي مردم ما بود. بسياري از مردم در اسارت تهيه يك قطعه زمين و داشتن يك لانه بودند، و چه بسا تمام عمرشان را زير بار بانك ها و سودجويان و غارتگران به سر مي بردند تا بتوانند پناهگاهي را براي خود و فرزندانشان دست و پا كنند. قشر عظيمي از مستضعفان جامعه هم به كلي از داشتن خانه محروم بودند و در زواياي بيغوله ها و اتاقك هاي تنگ و تاريك و خرابه ها به سر مي بردند؛ و چه بسا قسمت مهمي از درآمد ناچيزشان را بايستي براي اجاره آن بپردازند؛ و اين ميراث شوم براي ملت ما باقي مانده و اكنون جامعه ما با چنين مصيبتي دست به گريبان است. نظام اسلام چنين ظلم و تبعيضي را تحمل نخواهد كرد؛ و اين از حداقل [حقوق ] هر فرد است كه بايد مسكن داشته باشد.مشكل زمين بايد حل شود و همه بندگان محروم خدا بايد از اين موهبت الهي استفاده كنند.همه محرومان بايد خانه داشته باشند. هيچ كسي در هيچ گوشه مملكت نبايد از داشتن خانه محروم باشد. بر دولت اسلامي است كه براي اين مسئله مهم چاره اي بينديشد، و بر همه مردم است كه در اين مورد همكاري كنند».[xvii]

 

8-      اتكال به خدا رمز پيروزي

«رمز پيروزي ما ... اتكال به خداي تبارك و تعالي و قوت ايمان بود... اين رمز پيروزي هرجا پيدا بشود پيروز خواهند شد... ملت عزيز... با اتكال به خداي تبارك و تعالي... توجه به معنويت، توجه به خداي تبارك و تعالي كنند تا پيروز شوند».[xviii]

«شما گمان نكنيد كه اتكا به ماوراي خدا براي ما بتواند يك كارگشايي بكند، اتكا به خدا كنيد. اگر ما يك روزي اتكاي خودمان را از خدا برداشتيم و روي نفت گذاشتيم يا روي سلاح گذاشتيم بدانيد كه آن روز روزي است كه ما روبه شكست خواهيم رفت».[xix]

«به شما مي گويم از هيچ كس نترسيد الا خدا و به هيچ كس اميد نبنديد الا خداي تبارك و تعالي و اگر اميد خودتان را به خداي تبارك و تعالي تمام كنيد به اين معنا كه تام بشود اين اميد شما، اطمينان براي شما بياورد اين اميد شما، من به شما اطمينان مي دهم كه آسيبي اين مملكت نبيند. توجه به همين معنا داشته باشيد همه ملت ما چه دولتي هايشان و چه غير دولتي ها و چه نظامي ها، و چه غير نظامي ها همه ملت ما اميدشان به خداي تبارك و تعالي كه منبع قدرت است و منبع نور است، اميد خودشان را به او ببندند و هيچ توطئه اي را از آن نترسند، كسي كه پشتيبان او خداست از اين توطئه هايي كه شايعه اندازي مي كنند... از اينها نترسيد».[xx]

«اگر خيال كنيد نمي توانيد، بدانيد كه نخواهيد توانست. به خودتان تزريق كنيد كه مي توانيد و بدانيد كه خواهيد توانست... اگرما در روحمان ضعف باشد نمي توانيم كاري بكنيم. روح را قوي كنيد، قلب خودتان را قوي كنيد. به خدا منقطع بشويد. اين همه ادعيه كه وارد شده است همه را دعوت كرده است به اينكه اتكال به خدا بكنيد براي اينكه او مركز قدرت است. اين همه دعوت شده است كه به كس ديگري غير خدا متشبث نشويد براي اينكه به شما تزريق كنند قوت را كه شما پشتوانه عظيم داريد او خداست. كسي كه خدا را دارد از چه بايد بترسد شمايي كه براي خدا بخواهيد كار بكنيد از چه قدرتي مي ترسيد؟... هيچ وقت فكر نكنيد نمي توانيد. هميشه فكر كنيد كه مي توانيد، هميشه فكركنيد كه خدا با شماست. هميشه فكر كنيد كه اسلام شرف شماست و اين اسلام بايد به دست شما تقويت شود».[xxi]

«اين اتكالي كه به اسلام داشتيد شما را پيروز كرد، پس دست از اين وحدت كلمه بر نداريد و دست از اسلام بر نداريد. بواسطه اسلام است كه ما مي توانيم عدالت را در همه جامعه خودمان پخش كنيم.»[xxii]

v      اتكال به خدا لازمه استقلال

«اگر بخواهيد به همه مشكلات پيروز شويد... و استقلال خودتان را همه جور، استقلال فرهنگي، استقلال اقتصادي، استقلال اجتماعي همه اينها را بايد شما محكم نگه داريد و اين در سايه اين است كه توجه به مكتب اسلام و اتكال به خداي بزرگ و با هم، هم پيمان شدن و همه قشرها برادر دانستن يكديگر است».[xxiii]

 

9- كار و كوشش و پرهيز از سستي و تزلزل

هيچ هدفي بدون تلاش و كار قابل تحقق نيست در اين راستا حضرت امام رحمه الله ضمن تشويق به كار و تلاش، از مردم و مسئولان مي خواهند كه در انجام كارها انگيزه الهي داشته باشند و سعي كنند هركاري را كه انجام مي دهند براي رضاي خدا باشد. چرا كه كار براي خدا هيچ گونه شكستي در پي نخواهد داشت و بدون ترديد در تحقق بخشي به اهداف تاييدات الهي را نيز در پي خواهد آورد:

 

v   جهادگونه كار كردن

«ما در اين عصر با اتكا به خداي تبارك و تعالي و استمداد از اسلام و قرآن كريم و ولي عصر[، بايد خودمان كوشش كنيم و خودمان جهاد كنيم... جهاد در كارخانه ها و كارگري ها جهاد در كشاورزي ها».[xxiv]

«امروز شماييد كه بايد دامن به كمر بزنيد و در رشد صنايع اين كشور و در رشد توليد اين كشور دامن به كمر بزنيد و همت بگماريد و فعاليت بكنيد. فعاليت شما امروز براي كشور اسلامي يك عبادت است. شما امروز همه تان با ايده اسلامي در حال عبادت هستيد، چه در كارخانه ها و چه در مواردي كه به صنعت مشغول هستيد، و چه در كشاورزي هر كس هست و چه در ساير كارخانه ها كه هست. وقتي انسان براي خلق خدا خدمت بكند و براي اينكه اين خلق در طول تاريخ ستم ديدند، عقب نگه داشته شدند، نگذاشتند رشد معنوي بكنند، رشد مادي بكنند، وقتي با اين ايده شما خدمت بكنيد شما در خدمت اسلام هستيد و شما مجاهد هستيد در پشت جبهه ها. همان طوري كه مجاهدين ما در جبهه ها مجاهدت مي كنند، و عبادت خدا را در آنجا مي كنند، شما هم در پشت جبهه ها هستيد و عبادت خداي تبارك و تعالي را با همين كارهايتان انجام مي دهيد».[xxv]

 

v   ضرورت كار و تلاش همگاني

«بايد همه دست به دست هم بدهيد و اين مملكت را اداره كنيد و همه دست به دست هم بدهيم و اين مملكت را اداره كنيم و همه دست به دست هم بدهيم و اين مملكت را سالم بكنيم و اين چرخ ها را به راه بيندازيم. كارخانه ها بايد به همت شما به راه بيفتد، وقتي كه به راه بيفتد منفعتش هم مال مملكت خودتان و از آن خود شماست».[xxvi]

«در هر صورت همه قشرها الان موظفند كه كوشش كنند براي حفظ آرامش و فعاليت بكنند، بيكار ننشينند، فعاليت بكنند، كار بكنند، تا اينكه مملكت خودشان را نجات بدهند».[xxvii]

«همه اقشار ملت امروز بايد يك كاري انجام بدهند، بيكاري، كم كاري، به خلاف مسير ملت است. امروز اين كشور ما احتياج به كار دارد، احتياج دارد كه همه قشر ها در هر كجا كه هستند، مثلاً عمده كشاورزها كشاورزي را تقويت كنند كه ما محتاج به دشمن هامان نباشيم در خوراكمان».[xxviii]

«ملت شريف ما اگر در اين انقلاب بخواهد پيروز شود بايد دست از آستين برآرد و به كار بپردازد. از متن دانشگاه ها تا بازارها و كارخانه ها و مزارع و باغستان ها تا آنجا كه خودكفا شود و روي پاي خود بايستد».[xxix]

«همه بايد براي هم كار كنند، همان طوري كه آنها موظفند كه كار كنند، شما هم موظفيد كه كار بكنيد براي مردم. من هم موظفم كار بكنم. يك مملكتي است مال همه تان. مال يك دسته خاصي نيست كه شما بگوييد كه اين، منافعش را مي برد پس چرا كار نمي كند. منافع مال همه است، مضارش هم مال همه است».[xxx]

«مملكت شما احتياج به كار دارد، مملكت خرابي است كه محتاج به اين است كه ساخته بشود و ساختن مملكت به دست شماهاست. هر كس در هرجا هست اشتغال به كار پيدا كند و كار را خوب انجام بدهد».[xxxi]

v   عبادت بودن كار و تلاش

«اين قرآن كريم كه در بين يد مسلمين هست و از اول تا حالا يك كلمه، يك حرف در او زياد و كم نشده است، اين قرآن را وقتي كه به عين تدبير مشاهده بكنيد مي بينيد كه مسئله، مسئله اين نيست كه دعوت براي اين بوده است كه مردم توي خانه بنشينند و ذكر بگويند و با خدا خلوت كنند، او بوده است، لكن انحصار نبوده است. مساله، مساله دعوت به اجتماع، دعوت به سياست، دعوت به مملكت داري و در عين حال كه همه اينها عبادات است، عبادت جداي از سياست و مصالح اجتماعي نبوده است. در اسلام تمام كارهايي كه دعوت به آن شده است جنبه عبادي دارند. حتي در كارخانه ها كار كردن، در كشاورزي كار كردن و در مدارس تعليم و تربيت كردن، همه شان مصالح اسلامي است و جنبه عبادي دارد».[xxxii]

«امروز كشور محتاج به كار است... شما هم مي خواهيد كه محتاج به اجانب نباشد، محتاج به دشمن هايتان نباشيد بايد كار بكنيد....كار بكنيد و براي خدا هم اين كار را بكنيد، يك نحو عبادتي است براي شما.... ما بايد جديت كنيم... بايد كار كنيم تا خودكفا باشيم، بلكه ان شاءالله صادرات هم داشته باشيم. شما برادرها الان عبادتتان اين است كه كار بكنيد، اين عبادت است. همان طوري كه فرض كنيد آمدن به زيارت حضرت معصومه عليها السلام عبادتي است، كار كردن هم يك عبادتي است و شايد از بسياري از مستحبات بالاتر باشد».[xxxiii]

 

v   كار براي خدا و با انگيزه الهي

«ما مي خواهيم كشورمان از هر جهت مستقل باشد پس بايد براي رضاي خدا و دنبال اين كار باشيم تا نه تنها كشورمان بلكه تمام مردم جهان را مستقل كنيم».[xxxiv]

«شما براي نجات اين ملت كار كنيد».[xxxv]

«دنبال اين معني باشيم كه ما يك كاري كه مي كنيم براي خدا باشد...».[xxxvi]

ما بايد براي خداي كار بكنيم كسي كه براي خدا كار مي كند به هيچ وجه شكست نمي خورد.... ما بايد فكر اين معنا باشيم كه خدمت بكنيم، خدمتي كه براي ما سرمايه باشد براي آن جهان... پيروز شدن و فتح كردن و همه اينها اگر آن بعد معنوي اش نباشد همه اش شكست است. بلكه آنهايي كه بيشتر در نظر مردم پيروزند شكسته ترند... ما بايد فكري بكنيم كه نصرت كنيم خدا را. ان تنصروا الله ينصركم... شما براي خدا كار كنيد... براي خدا همه كارها را انجام بدهيد».[xxxvii]

 

v   كار و كوشش عامل خودكفا شدن و عامل استقلال و آزادي كشور

«برادرها امروز روز كار است. هر كس در هر جا هست بايد كار بكند. ما مي خواهيم خودكفا باشيم، خودكفايي را با تبليغات نمي شود كرد، با كار مي شود كرد. رعيت بايد كار بكند، كشاورز بايد كشاورزي بكند، دامدارها بايد دامداري بكنند و باغبان ها بايد باغباني بكنند و...».[xxxviii]

«آنهايي كه با اين انقلاب راه دارند مي روند، با اين ملت راه دارند مي روند، با اين كشاورز و كارگر دارند راه مي روند و مي خواهند كشور را از قيد و بند خارجي ها آزاد كند، آزاد كردن هم به كار كردن است و كشاورزي كردن است و كار در كارخانه كردن است و كار در ساير جاها كردن».[xxxix]

 

v   كار و كوشش، اساس اقتصاد اسلامي

«در هر كشور، كارگر و كشاورزي اساس آن كشور هستند. اساس اقتصاد كشوري بسته به كار و كارگر و كشاورزي است، و مع الوصف اين دو جلوه اقتصادي كه اساس اقتصاد، كار آن دو گروه مي باشد در زمان رژيم سابق شكست خورد.... شما كارگران محترم و كشاورزان محترم، شما برادران كه اساس اقتصاد ايران دست شماست در سابق تحت نظارت طاغوت بوديد و كارهاي شما ناديده گرفته مي شد، اما امروز ان شاءالله در رژيم اسلامي هستيد و اسلام به كارگر و كشاورز بسيار اهميت مي دهد».[xl]

v   نترسيدن از زيادي حجم كار

«هيچ گاه از حجم كار زياد نترسيد كه كار هر قدر هم زياد باشد در مقابل اراده انسان ناچيز است و اگر انسان بخواهد مي تواند همه كارهاي عظيم را با حجم هر قدر زياد به انجام برساند».[xli]

 

 

بخش دوم:

 

جهاداقتصادی و تولید ملی از منظر مقام معظم رهبری مدظله العالی

 

 

 

 

فصل اول: اسلام و اقتصاد

فصل دوم: استقلال و اقتصاد

فصل سوم: مردم و اقتصاد

فصل چهارم: دولت و اقتصاد

فصل پنجم: راهکارهای ملت

 

 

 

 

فصل اول: اسلام و اقتصاد

 

هماهنگي دين و دنيا براي رسيدن انسان به كمال

اسلام، دنيا را وسيله يي در دست انسان براي رسيدن به كمال مي داند. از نظر اسلام، دنيا مزرعه آخرت است. دنيا چيست؟ در اين نگاه و با اين تعبير، دنيا عبارت است از انسان و جهان. زندگي انسان ها، تلاش انسان ها، خرد و دانايي انسان ها، حقوق انسان ها، وظايف و تكاليف انسان ها، صحنه سياست انسان ها، اقتصاد جوامع انساني، صحنه تربيت، صحنه عدالت؛ اينها همه ميدان هاي زندگي است. به اين معنا، دنيا ميدان اساسي وظيفه و مسئوليت و رسالت دين است. دين آمده است تا در اين صحنه عظيم و در اين عرصه متنوع، به مجموعه تلاش انسان شكل و جهت بدهد و آن را هدايت كند. دين و دنيا در اين تعبير و به اين معناي از دنيا، از يكديگر تفكيك ناپذيرند. دين نمي تواند غير از دنيا عرصه ديگري براي اداي رسالت خود پيدا كند. دنيا هم بدون مهندسي دين و بدون دست خلاق و سازنده دين، دنيايي خواهد بود تهي از معنويت، تهي از حقيقت، تهي از محبت و تهي از روح. دنيا ـ يعني محيط زندگي انسان ـ بدون دين، تبديل مي شود به قانون جنگل و محيط جنگلي و زندگي جنگلي. انسان در اين صحنه عظيم بايد بتواند احساس امنيت و آرامش كند و ميدان را به سوي تعالي و تكامل معنوي باز نمايد. در صحنه زندگي بايد قدرت و زور مادي ملاك حقانيت به حساب نيايد. در چنين صحنه يي، آنچه مي تواند حاكميت صحيح را بر عهده بگيرد، جز دين چيز ديگري نيست. تفكيك دين از دنيا به اين معني، يعني خالي كردن زندگي و سياست و اقتصاد از معنويت؛ يعني نابود كردن عدالت و معنويت. دنيا به معناي فرصت هاي زندگي انسان، به معناي نعمت هاي پراكنده در عرصه جهان، به معناي زيبايي ها و شيريني ها، تلخي ها و مصيبت ها، وسيله رشد و تكامل انسان است. اينها هم از نظر دين ابزارهايي هستند براي اين كه انسان بتواند راه خود را به سوي تعالي و تكامل و بروز استعدادهايي كه خدا در وجود او گذاشته است، ادامه دهد. دنياي به اين معنا، از دين قابل تفكيك نيست. سياست و اقتصاد و حكومت و حقوق و اخلاق و روابط فردي و اجتماعي به اين معنا، از دين قابل تفكيك نيست. لذا دين و دنيا در منطق امام بزرگوار ما مكمل و آميخته و درهم تنيده با يكديگر است و قابل تفكيك نيست. اين، درست همان نقطه يي است كه از آغاز حركت امام تا امروز، بيشترين مقاومت و خصومت و عناد را از سوي دنياداران و مستكبران برانگيخته است؛ كساني كه زندگي و حكومت و تلاش و ثروت آنها مبتني بر حذف دين و اخلاق و معنويت از جامعه است.[xlii]

 

چارچوب اقتصادي اسلام

من يك وقت درباره ولايت فقيه با ايشان [امام راحل] صحبت مي كردم؛ گفتم قبل از انقلاب، ما با بعضي از فضلا و دوستان بحث داشتيم؛ بعضيها مي گفتند اسلام شيوه خاصي در باب اقتصاد ندارد. هر شيوه اي كه بتواند آرمان هاي اسلامي ـ مثلا عدالت ـ را تأمين كند، اسلامي است؛ ولي عقيده ما اين بود كه نه، اسلام خطوطي معين كرده و شيوه اي بنا نهاده و چارچوبي براي اقتصاد اسلامي درست كرده و اين چارچوب بايد تبعيت شود. ايشان [امام راحل] گفتند: بله، اين درست است.[xliii]

اقتصاد اسلامي و حل مشكلات اقتصادي

[سوال يكي از دانشجويان]: راه حل عملي براي حل مشكل اقتصاد كشور ـ مشكلاتي نظير اشتغال و مسكن و غيره ـ چيست؟ آيا چيزي به نام «اقتصاد اسلامي» وجود دارد؟ اگر ممكن است، توضيح بفرماييد.

بله، مقوله اي به نام «اقتصاد اسلامي» هست و درباره اش كتاب هم نوشته شده است. برخي از اقدامات اقتصادي دولتي هم كه از اول انقلاب تا به حال انجام گرفته ـ مثل فعاليت هاي بانكي و برخي از فعاليت هاي ديگر ـ بر اساس همان «اقتصاد اسلامي» است. به نظر من، مشكل اقتصاد كشور، قابل حل است و برنامه هاي قابل قبولي هم در اين زمينه فراهم شده است. سال گذشته، آقاي رييس جمهور به كمك جماعتي، بعد از تلاش زياد، برنامه اي را فراهم كردند كه به نام «برنامه ساماندهي اقتصادي» معروف شد. برنامه خوبي بود؛ آن را پيش من هم آوردند و بنده هم آن را تأييد كردم. اگر همان برنامه اجرا شود، البته نتايج خوبي خواهد داشت. منتها آن برنامه را در همين برنامه پنجساله گنجانده اند. اگر برنامه پنجساله با آن سياست هايي كه ما به طور مشخص و با مشورت فراوان و كار زيادي كه روي آن شده و اعلام هم كرده ايم، تطبيق كند، من شك ندارم كه در طول پنج سال، اثر محسوسي ديده خواهد شد. نمي گويم به كلي همه مشكلات حل مي شود؛ اما يقينا اثر محسوسي ديده خواهد شد. مشروط بر اين كه آن سياست ها دقيقا رعايت شود. البته ما، هم به خود دولت و هم به مجلس سفارش كرديم كه مراقبت كنند تا آن جايي كه عملي است ـ كه فكر هم مي كنيم همه اش يا نزديك به همه اش عملي است ـ اين سياست ها در مواد برنامه ها ديده شود.[xliv]

 

عدالت اجتماعي و طبقات محروم و جهاد اقتصادي فراگير

از مشخصه هاي خط امام، عدالت اجتماعي و كمك به طبقات مستضعف و محروم است كه امام آنها را صاحب انقلاب و صاحب كشور مي دانست. امام، پابرهنگان را مهم ترين عنصر در پيروزي هاي اين ملت
مي دانست؛ همين طور هم هست و همان طور كه گفتيم، امام به گفتن هم اكتفا نكرد. امام از همان اول انقلاب، جهاد سازندگي، كميته امداد، بنياد مستضعفان، بنياد پانزده خرداد و بنياد مسكن را به وجود آورد و دستورات مؤكد به دولت هاي وقت داد. عدالت اجتماعي، جزو شعارهاي اصلي است؛ نمي شود اين را در درجه دوم قرار داد و به حاشيه راند. مگر مي شود؟! حالا عده اي از آن طرف در مي آيند كه امام فرمود: انقلاب ما انقلاب نان نيست، براي نان نيست! بله؛ انقلاب اكتبر روسيه كه در سال 1917 پيدا شد، به خاطر قطع شدن نان در شهرهاي اصلي آن روز ـ مثلا مسكو ـ بود. اگر مردم آن روز نان داشتند ـ همين نان معمولي ـ آن انقلاب پيش نمي آمد. انقلاب ما اين گونه نبود، انقلاب ما براساس يك ايمان بود؛ اما معنايش اين نيست كه انقلاب نبايد به زندگي مردم، به اقتصاد، به نان و به رفاه مردم بپردازد. اين چه حرفي است!؟ امام به اين مسائل مي پرداخت و دستور مي داد و آنچه در درجه اول، مورد نظر امام بود، عبارت بود از طبقات محروم و مستضعف. البته امروز كنار گودنشين ها، آنهايي كه هميشه بلدند گوشه اي بنشينند و دستور و نسخه صادر كنند ـ بدون اين كه بدانند واقعيت ها چگونه است، يا هيچ مسئوليتي احساس كنند ـ مي گويند عدالت اجتماعي تحقق پيدا نكرده است! البته عدالت اجتماعي كامل، بلاشك تحقق پيدا نكرده است ـ خيلي بايد مجاهدت كنيم ـ اما نظام اسلامي آمد و آن برنامه و نقشه غلطي را كه در اين مملكت بود ـ كه هيچ حقي براي روستا و روستانشين و شهرهاي دور دست و طبقات محروم قائل نبودند ـ تغيير داد و بيشترين اهتمام را روي اين چيزها گذاشت. امروز بيشترين اهتمام دولت خدمتگزار ما براي نقاط محروم است. در طول دوران انقلاب، هميشه دولت ها اين طور بودند؛ بيشترين اهتمامشان براي مردم محروم و نقاط محروم بود و كارهاي فراوان و خدمات عظيمي هم انجام گرفته است. اينها به بركت همين عنصر عدالت اجتماعي در خط امام است.[xlv]

 

كار وظيفه انساني، ديني و وجداني

اقتصاد مستقل يك كشور، يعني آن چيزي كه كشور لازم دارد، در داخل كشور قابل تأمين باشد؛ كارخانه هاي كشور، همه كار كنند و كارگران كشور، كار را وظيفه انساني و ديني و وجداني خودشان بدانند. كارگر هم فقط كسي نيست كه در كارخانه است. هركس كه يك كار مفيد در اين مملكت انجام مي دهد، يك كارگر است. يك نويسنده، يك هنرمند، يك معلم، يك مبتكر و يك محقق، اينها هم كارگرند.[xlvi]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم: استقلال و اقتصاد

 

استقلال اقتصادي يعني روي پاي خود ايستادن

استقلال اقتصادي، يعني ملت و كشور، در تلاش اقتصادي خود روي پاي خود بايستد و به كسي احتياج نداشته باشد. معنايش اين نيست كه ملتي كه استقلال اقتصادي دارد، با هيچ كس در دنيا داد و ستد نمي كند؛ نه. داد و ستد، دليل ضعف نيست. چيزي را خريدن، چيزي را فروختن، معامله كردن، گفتگوي تجاري كردن، اينها دليل ضعف نيست. اما بايد طوري باشد كه يك ملت، اولا نيازهاي اصلي خودش رابتواند خودش فراهم كند. ثانيا، در معادلات اقتصادي دنيا و مبادلات جهاني، وزنه اي باشد. نتوانند او را به آساني كنار بگذارند؛نتوانند او را به آساني محاصره كنند؛ نتوانند او را به آساني فرو دهند و هر چه مي خواهند به او املا كنند.

... اقتصاد مستقل يك كشور، يعني آن چيزي كه كشور لازم دارد، در داخل كشور قابل تأمين باشد؛ كارخانه هاي كشور، همه كار كنند.[xlvii]

 

استقلال اقتصادي با تكيه بر اراده و نيروي ملت

براي يك كشور، استقلال اقتصادي يك ضرورت حياتي است. وقتي رشته هاي اقتصاد يك كشور به بيگانگان وصل باشد، معنايش اين است كه رگ حيات و تغذيه اين پيكر به جايي ديگر وصل است؛ پس اختيار در دست ديگري خواهد بود... جمهوري اسلامي، براي بريدن رشته هاي پيوند و وابستگي اقتصادي خود، فقط به اراده نيرومند ملت خويش و استعداد درخشان ايرانيان متكي بود و هست. پس، در راه استقلال اقتصادي، ملت ما پيش رفت و باز هم پيش مي رود و بحمدالله برنامه ريزي ها در همين جهت حركت مي كند و بايد هم بكند.[xlviii]

 

موقعيت حساس اقتصادي در وضعيت فعلي

ما در موقعيت حساسي هستيم. به اعتقاد من امروز فوري ترين كار اين است كه به مسائل اقتصادي و مسئله معيشت و در رأس همه مسئله اشتغال، با جديت پرداخته شود. هيچكدام از اينها معضلات و گره هاي كوري نيستند كه دستهاي توانا و فكرهاي كارآمد، نتوانند آنها را حل كنند. همه اينها كارهاي ممكن و رواني هستند؛ منتها تلاش، جديت، ابتكار و پشتكار لازم است تا اين كارها انجام گيرد. امروز اگر اندكي سستي و كوتاهي شود، دير خواهد شد. فرصت كوتاه است؛ فرصت هاي دولت ها مثل برق مي گذرد. چهار سال به سرعت گذشت، اين چهار سال هم به سرعت خواهد گذشت. بنابراين بايد اولويت را در نيازها جستجو كرد و با آگاهي و شتاب لازم و تدبير مقتضي، آن نيازها را برآورده ساخت. امروز اين امر لازمي است. شما اگر به تبليغات جهاني ـ كه بي گمان از مركزيت هاي حساب شده سياسي و امنيتي هدايت مي شود ـ نگاه كنيد، مي بينيد يكي از نقاط اميد دشمنان ما براي فلج كردن نظام اسلامي، همين مسئله اقتصاد است. ما منابع ثروت و درآمد و نيروي كار فراوان و زمينه هاي متعددي براي شكوفايي اقتصادي داريم. ما مي توانيم بسياري از كارها را انجام دهيم. ما مي توانيم چهره زشت فقر را از كشور بزداييم. پس مسئولان دولتي، پيش و بيش از هر كار به اين مسئله همت بگمارند. بخش اقتصادي دولت در واقع بزرگترين بخش از بدنه دولت است. چه مسئولان ستادي اقتصادي و چه مسئولان اجرايي بخش هاي گوناگون توليدي و خدماتي، همه بايد يك جهت و يكدل مشغول كار شوند. در اين قضيه هيچگونه درنگي جايز نيست. اعتقاد من اين است كه با زمينه هاي فراواني كه ما داريم، مسئولان خواهند توانست در مدتي نه چندان طولاني، به همه آحاد ملت بقبولانند و نشان دهند كه در وضع معيشتي و وضع عمومي اقتصادي، دگرگوني حاصل شده است. اين مژده را بدون اين كه دائما بر زبان جاري كنند، در عمل به مردم بدهند. اين عمل صالح بزرگي است كه مسئولان اجرايي كشور بايد به آن بپردازند. به وسوسه هاي دشمن اعتنايي نكنيد. شكي نيست كه امروز دستگاه هاي استكباري جهاني از طرق مختلف در فكر قبضه كردن همه منابع ثروت و امكانات در همه جاي دنيا هستند و اگر لازم باشد يك وقت تبليغ خلافي به صورت وسوسه در دل هاي كساني بيفكنند، حرفي ندارند و اين كار مي كنند. شما به واقعيت هاي كاري خودتان نگاه كنيد و با جديت و تكيه بر بيناتي كه قانون اساسي براي ما معين كرده است ـ كه به احكام اسلامي و مقررات اسلامي متكي است ـ در زمينه هاي پولي و مالي و توليدي و خدماتي و همه آن چيزهايي كه به اقتصاد مردم وابسته است، نوآوري و تلاش كنيد. خداي متعال به اين تلاش بركت خواهد داد.[xlix]

 

نظام اسلامي مشوّق توليد ثروت

امروز بدون ترديد همه آن صف آرايي هايي كه روز اول عليه اين انقلاب بود، وجود دارد؛ بعضي شكل عوض كرده، بعضي صف آرايي ها هم بمرور زمان اضافه شده است. امروز متأسفانه همان طور كه اين جوان ها گفتند، مصرف گرايي و مسابقه تجمل پرستي و مسابقه پول درآوردن و تلاش براي پول كردن، يك طبقه جديدي درست كرده. نظام اسلامي با توليد ثروت مخالف نيست، با ايجاد ثروت مخالف نيست، بلكه مشوق اوست. اگر توليد نباشد، اگر ايجاد ثروت نباشد، حيات و بقاي جامعه به خطر خواهد افتاد، اقتدار لازم را جامعه به دست نخواهد آورد؛ اين يك اصل اسلامي است. اما ايني كه آحاد مردم دلشان لك بزند براي مسابقه اشرافي گري، براي تجمل پرستي، اين يك چيز بسيار نامطلوب است؛ اين چيزي است كه متأسفانه در درون ما هست؛ همان طور كه قبلا هم گفته ام: اسراف و مصرف گرايي افراطي.[l]

 

استقلال علمي و اقتصادي؛ عامل بالندگي و افتخار جمهوري اسلامي

امروز كشور ما مثل دهه اول يا دهه دوم انقلاب نيست كه زيرساخت هاي علمي و مورد نياز را در كشور فاقد باشد. امروز جوان هاي ما و متخصصين ما و دانشمندان در هر رشته اي كه وارد مي شوند، مي توانند كارهاي بزرگ انجام دهند؛ لذا امروز در كشور آن چيزهايي كه براي يك پيشرفت وسيع در زمينه ارتباطات، در زمينه مواصلات، در زمينه تحقيقات علمي، در زمينه ساخت و سازها مورد نياز است، بحمدالله آماده است. ما از لحاظ راه هاي مهم و بين المللي، از لحاظ ساخت فرودگاه، از لحاظ ارتباطات بيسم و باسيم، شبكه هاي ارتباطي، از لحاظ ساخت سدها، احتياجي به ديگران نداريم... جوانان ما كارخانه هاي پيچيده را مي سازند، كارهاي پيچيده علمي و فن آوري را انجام مي دهند، نياز كشور را برآورده مي كنند، به كشورهاي ديگر هم به عنوان مستشار و به عنوان كساني كه تجارت علم و فن آوري مي كنند، كمك ميرسانند. در اين جهت، كشور وضعيت شاخصي پيدا كرده است؛ اين پيشرفت كمي نيست. يك روزي جوان هاي ما حتي گلوله آر.پي.جي را نمي توانستند پرتاب كنند و نمي شناختند؛ امروز همان جوان ها موشك پرتابگر ماهواره ميفرستند كه چشم دانشمندان جهان را به خود جلب مي كند، همه را متوجه مي كند. يك روزي ما براي استفاده از نيروگاه هايي كه در كشور داشتيم، احتياج به متخصص داشتيم؛ امروز جوانان كشور ما خودشان آنچنان در صنعت پيشرفت كردند كه پالايشگاه، نيروگاه و امكانات گوناگون را خودشان مي سازند و توليد مي كنند. يك روزي در زمينه مسائل زيست شناسي، كشور دچار فقر مطلق بود؛ امروز به پيشرفت در دانش هاي زيستي، از جمله همين مسئله سلول هاي بنيادي كه بسيار در دنيا چيز مهمي است، دست پيدا كرده است. امروز اين امكانات در كشور وجود دارد. اينها همه زيرساخت هايي است كه پيشرفت هاي آينده براساس اين زيرساختها آسان مي شود. علاوه بر اينها ـ همان طوري كه عرض كردم ـ تجربه مديران، يك تجربه بسيار عميق و وسيعي است. كشور امروز در مقابل چشم مديران و نخبگان كشور، مثل يك صحنه اي است كه مي توانند براي پيشرفت آن برنامه ريزي كنند. همين سركشي كردن مسئولين به گوشه و كنار اين كشور، نقاط محروم، استان هاي دوردست، در استان ها به شهرهاي گوناگون رفتن، با مردم تماس گرفتن، اوضاع را از نزديك ديدن، با چشم مشكلات را مشاهده كردن، يك تجربه عظيم و گرانقدري براي مأمورين ما و مسئولان كشور به وجود آورده است؛ اينها زمينه يك جهش است براي اينكه كشور بتواند ان شاءالله در طريق پيشرفت و عدالت حركت كند؛ و اين ايجاب مي كند كه دهه آينده ـ يعني ده سالي كه از امسال آغاز مي شود ـ براي كشور ما و براي نظام جمهوري اسلامي، ده سال پيشرفت و عدالت باشد؛ كه همه بايد در اين قسمت تلاش و كار كنند.[li]

پيشرفت اقتصادي با مشي صحيح و قابل دفاع

ما در زمينه اقتصاد، در حال پيشرفتيم. ممكن است بعضي از ظواهر موجود در زمينه اقتصاد، مثل تورم و گراني ارزاق و مسائلي از اين قبيل، به ذهن آقايان بيايد؛ اما من عرض مي كنم كه اين با آن چيزي كه ما ادعا مي كنيم، منافاتي ندارد. ما بالاخره در همين زمينه اقتصاد، با گذشت سال هاي متمادي، به نقطه روشني رسيده ايم؛ يعني براي مسئولان، برنامه اقتصاد كشور، برنامه روشني است؛ و مشي اي كه براي رسيدن به هدف هاي اين برنامه در نظر گرفته شده، مشي صحيح و متين و قابل دفاعي است.[lii]

 

رفاه مادي يعني رونق اقتصادي و رواج توليد و تجارت

رفاه مادي، به معناي ترويج روحيه مصرف گرايي نيست ـ كه خود، يكي از سوغات هاي شوم فرهنگ غرب است ـ بلكه بدين معني است كه كشور از نظر آبادي و عمران، استخراج معادن و استفاده از منابع طبيعي، تأمين سلامت و بهداشت جامعه، رونق اقتصادي و رواج توليد و تجارت، با تكيه بر استعدادهاي ذاتي نيروهاي انساني خودي، به حد قابل قبول برسد و علم و فرهنگ و تحقيق و تجربه همگاني شود و نشانه هاي فقر و عقب افتادگي رخت بربندد.[liii]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل سوم: مردم و اقتصاد

 

حرام بودن ايجاد تزلزل در روح اعتماد مردم به نظام

[دشمنان] مي خواهند ايران هميشه فقير و محتاج و وابسته باشد، از سياست هايي كه ايران را به سمت توسعه اقتصادي و خودكفايي و بي نيازي از ديگران حركت مي دهد، به شدت بيمناكند و با شيوه هايي بس پيچيده و توطئه آميز، با آن مخالفت مي كنند. رمز موفقيت دولت و قوه قضاييه و مقننه، در پشتيباني قاطبه ملت از آنهاست. هر حركت و گفتاري كه روح اعتماد مردم به اين قوا و كارگزاران آن را متزلزل و در اين پشتيباني، اندك خللي وارد سازد، حرام شرعي و خيانت ملي است.[liv]

 

نسل جوانِ تحصيلكرده ؛ سرمايه جهادي «ما مي توانيم»

يكي از امكانات بزرگ نظام، اين نسل جوانِ تحصيلكرده پرانرژي پرانگيزه اي است كه در كشور ما وجود دارد. اينها تحصيل كرده اند، درس خوانده اند، باانگيزه اند، در راه فهم و درك مسائل گوناگون در بخش هاي مختلف تلاش مي كنند، داراي اعتماد به نفس اند. ما امروز در جوان هايمان احساس مي كنيم يك اعتماد به نفسي وجود دارد كه در گذشته وجود نداشته است، و در كمتر ملتي هم اين را مشاهده مي كنيم. هر كدام از اين مسائل گوناگون اقتصادي و فني و سياسي و اجتماعي و مسائلي كه احتياج به دانش و تخصص دارد، اينها را وقتي انسان با مجموعه هاي جوان و اهل تحقيق مطرح مي كند، مي بيند اينها با اعتماد به نفس، مي گويند مي توانيم. احساس نمي كنند كه عاجزند، ناتوانند؛ احساس مي كنند مي توانند. اين اعتماد به نفس خيلي ارزش دارد براي يك ملت كه احساس كند مي تواند؛ چون سال هاي متمادي به ما تلقين مي شد كه شما نمي توانيد.[lv]

 

نيروي جوان نقطه قوت كشور

در زمينه مسائل كشور و بخصوص در زمينه مسائل اقتصادي، توجه به اشتغال جوانان و جهت گيري فكري و روحي و فرهنگي آنان، خيلي مهم است. امروز عمده مخاطبان ما در كشور، جوانانند. خوشبختانه نيروي عظيم اين كشور، ناشي از نيروي جوان است. اين فرصتي است و مي تواند به عنوان يك نقطه قوت به كار رود. البته دشمن، درست در نقطه مقابل آنچه كه شما مي خواهيد، سعي مي كند كه اين نقطه قوت را به نقطه ضعف تبديل كند؛ جوانان را به فساد بكشاند؛ از لحاظ فكر سياسي، از لحاظ رفتار اجتماعي، از لحاظ رفتار فردي، با تبليغاتش آنها را دچار آلودگي كند.[lvi]

 

شناسايي نيازهاي واقعي مردم

نيازها و مطالبات حقيقي مردم را مي شناسيد؛ اشتغال، مبارزه با فساد مالي، زدودن محروميت از مناطق محروم، مهار تورم و مقابله با گراني، روان شدن چرخه خدمت رساني، گسترش و اعتلاي فرهنگ و اخلاق، رونق يافتن علم و تحقيق، مسئوليت پذيري و پاسخگويي مسئولان حكومتي، در شمار برجسته ترين اين نيازها است و اينها است كه عدالت اجتماعي را ممكن و پيشرفت و توسعه را محقق مي سازد. نيازهاي موهوم و ساخته دست تبليغاتچي هاي بيگانه و بدخواه، نبايد بجاي اين خواسته هاي حقيقي بنشيند.[lvii]

 

توجه به توليد و مهار روحيه اسرافي

بايد قدرتتان را زياد كنيد. بايد ثروت هاي طبيعي را استخراج و در راه خودش مصرف كنيد. بايد توليد و سازندگي را در اين كشور روزبه روز زياد كنيد. ملت و دولت بايد رابطه شان را با هم روزبه روز بيشتر كنند؛ ملت نسبت به دولت و دولت نسبت به ملت. بايد شعارهاي انقلاب را زنده بداريد. بايد روحيه انقلابي را در همه اركان اين نظام روزبه روز تقويت كنيد. اين كشور اگر به پا بايستد، اگر قيام كند، اگر متكي به خدا شود و حركت كند، به هيچ كس محتاج نيست. بايد روحيه اسرافي كه در بعضي از مردم به صورت روز افزون پيدا مي شود، مهار گردد.[lviii]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل چهارم: دولت و اقتصاد

 

حسنه بودن كار در نظام اسلامي

هر كس كه در جمهوري اسلامي مشغول كار است ـ به معناي اعم كار: كار فرهنگي، كار اقتصادي و كار خدماتي صحيح و مفيد ـ بايد بداند كه حسنه انجام مي دهد و براي خدا كار مي كند، پس عمرش به بيهودگي تلف نشده است. شما يك روز كه كار كنيد، يك روز در ديوان الهي ذخيره كرده ايد، يك روز به ملت فايده بخشيده ايد، و يك روز به سير تكاملي جامعه مدد رسانده ايد. اين، فرهنگ اسلام است.[lix]

 

عدالت؛ اصلي ترين عنصر متمايزكننده نظام اسلامي از نظام سرمايه داري

عزيزان من! نظام اسلامي، نظام سرمايه داري نيست. من چهار سال قبل، در همين جا ـ در روز تنفيذ ـ همين موضوع را به حضاري كه بودند، عرض كردم و گفتم: «نظام ما، نظام سرمايه داري نيست. نظام سرمايه داري، به جمع ثروت، به رونق اقتصادي و به مجموع در آمد ملي نگاه مي كند و برايش مهم نيست كه اين ثروت چگونه به دست مي آيد، به دست كي مي آيد و چند درصد از مردم، چگونه از آن استفاده مي كنند!» بايد در آمد ملي بالا برود، ثروت زياد شود، تلاش اقتصادي مورد حمايت قرار گيرد؛ كه مورد حمايت هم قرار مي دهند. قوانين هم در اين جهت است. قدرت اجرايي هم در اين جهت است. كشورهاي سرمايه داري ـ آن هم نه همه بلكه بعضي ـ حداكثر كاري كه مي كنند اين است كه بيمه ها و تضمين هايي را براي قشرهاي مظلوم و محروم مي گذارند، تا حداقلي هم به آنها برسد. اين، نظام سرمايه داري است.

نظام اسلامي، اين گونه نيست. نظام اسلامي مي فرمايد: «بالعدل قامت السموات والارض.» اصل، عدالت است. البته، توليد ثروت هست. نظام اسلامي، يك جامعه فقير نمي خواهد. يك ملت فقير و يك درآمد عمومي ناچيز نمي خواهد. از ثروت ها استفاده مي كند؛ علم را پيشرفت مي دهد، منابع زيرزميني را استخراج مي كند، انسان ها را به رشد عقلاني مي رساند، تجارت مي كند و صنعت راه مي اندازد. تاريخ اسلام نشان داد كه اسلام به بركت همين احكام نوراني، در يك دوره طولاني، صاحب علم و صنعت در كل جهان بوده است. اما جهت همه اينها، عدالت است. ثروت هست؛ اما بايد عدالت در جامعه تضمين شود. براي عدالت، منتظر امام زمانيم. پيغمبران آمدند؛ همه هم براي اقامه قسط آمدند؛ «ليقوم الناس بالقسط». اينها حرف هاي خيلي پرمعنايي است كه قرآن به ما گفته است؛ نهج البلاغه به ما گفته است و در روايات ائمه(علیهم السلام) هم هست.[lx]

 

استقلال كامل اقتصادي

بايد اين ملت بتدريج، با ابتكار و تلاش خود و با قوت مديريتي كه بر آن اعمال مي شود و نيز با وحدتي كه همه مردم در جهت آزادي و استقلال دارند و همچنين با آشنايي آنها به توطئه و ترفندهاي تبليغاتي دشمن، به طرف آزادي و استقلال كامل اقتصادي برود. البته، مقدمه اين استقلال اقتصادي، استقلال سياسي است. كشورهايي كه از لحاظ سياسي وابسته هستند، قادر نخواهند بود و اصلا انگيزه ندارند كه آزادي و استقلال اقتصادي را به دست آوردند. بحمدالله در مملكت ما، استقلال و آزادي سياسي وجود دارد كه دنباله آن، استقلال اقتصادي و بالاتر از همه استقلال فرهنگي است؛ آن هم فرهنگ مستقل با طرد نشانه هاي فرهنگ منحط و فاسد غربي از جامعه.[lxi]

 

لزوم بالا رفتن توليد ملي

ما بايد توليد ملي را افزايش بدهيم، تقويت كنيم؛ عادت كنيم به مصرف توليدات داخلي؛ عادت كنيم به بالا بردن كيفيت توليدات داخلي، كه البته در اين مورد مسئولين دولتي و همچنين قانون گذاران وظائف سنگيني دارند من نسبت به مسئله مديريت واردات به دولتي ها سفارش كردم؛ الان هم تأكيد مي كنم. من نمي گويم واردات متوقف بشود؛ چون يك جاهايي لازم است كه واردات انجام بگيرد؛ اما واردات بايد مديريت بشود. يك جايي واردات مطلقاً نبايد بشود؛ يك جاهايي بايد انجام بگيرد. با مديريت، واردات انجام بگيرد. البته مسئولين محترم دولتي به من گفتند كه قوانيني كه مجلس تصويب كرده، به ما اجازه نمي دهد جلوي واردات را بگيريم؛ من خواهش مي كنم اين قضيه را حل كنند. اگر واقعاً قانوني وجود دارد كه دولت را ممنوع مي كند از جلوگيري از واردات، اين قانون را اصلاح كنند؛ جوري باشد كه مديريت بشود. بايد توليد ملي بالا برود.[lxii]

 

تلاش براي طراحي برنامه هاي اقتصاد واقعي

تورمهاي جهاني روي تورم كشور ما اثر مي گذارد؛ اما سياست هايي كه امروز در زمينه هاي اقتصادي وجود دارد، سياست هاي حقيقي است؛ يعني آنچه كه به عنوان درآمد ملي مطرح مي شود و براي آن تلاش مي گردد و برنامه هاي اقتصادي يي كه امروز دارد طراحي مي شود، برنامه هايي است كه به معناي واقعي كلمه مي تواند جيب كشور را پر كند؛ چيز صوري و ظاهري نيست. در گذشته، صنعتي هم كه مي آوردند، صنعت دروغيني بود؛ صنعت بود، اما آن صنعتي نبود كه كشور را بي نياز بكند. جاهاي گوناگوني از تسلسل صنعتي ـ آن زنجيره لازمي كه در يك كشور هست؛ از معدن و از مواد اوليه، تا محصول مورد استفاده در داخل خانه هاي مردم ـ منقطع بود؛ عمدا منقطع نگه مي داشتند؛ براي اين كه هميشه به خارج احتياج داشته باشند؛ اما امروز اين طوري نيست؛ امروز دارند جدي كار مي كنند.[lxiii]

استقلال در توليد صنعتي

ما بايد از لحاظ اقتصادي هم خودمان را به طور كامل از زير نفوذ قدرت ها خارج كنيم. يعني ملت ما بايد بتواند بنابر تشخيص و مصلحت خود، آن صنعت و كالا و متاعي را كه احتياج دارد، در داخل كشور و با استفاده از منابع و امكانات موجود توليد كند. البته، امروز ما هنوز براي اين كار مشكلاتي داريم و ملت به آن حد نرسيده است كه بتواند تمام نيازهاي خود را در داخل برآورده كند؛ زيرا در گذشته همه چيز اين ملت به گونه يي بنا شده بود كه به همان قدرت ها وابسته باشد. صنعت دقيق ما كه جاي خود دارد، حتي كشاورزي ما را وابسته كردند و بيگانگان و قدرت هاي حاكم و رژيم منحط پهلوي و قبليها، كاري كردند كه كشاورزي ما با پيشرفت هاي علمي دنيا ناآشنا باشد.[lxiv]

 

جهاد اقتصادي؛ ترويج فرهنگ كار و تلاش للَّه

ايجاد فرهنگ كار و تلاش للَّه. شما حتّي سر يك كلاس، يك معلم هم كه باشيد، مي توانيد در اين جهاد اقتصادي سهيم باشيد؛ اين فرهنگ را به اين جوان، به اين نيروي انساني فردا تعليم مي دهيد؛ اين مي شود جهاد اقتصادي. در هر بخشي كه باشيد، مي توانيد در اين جهاد سهيم باشيد.[lxv]

 

جهاد براي استقلال اقتصادي

بالاتر از استقلال سياسي، استقلال اقتصادي است كه مسئولان كشور، نمايندگان مجلس و دست اندركاران مسائل اقتصاد، بايد توجه كنند كه در زمينه پول، در زمينه ساز و كارهاي اقتصادي و در زمينه فعاليت هاي اقتصادي، وابستگي خودشان را در همه بخش ها قطع كنند.[lxvi]

 

صرفه جويي يك سياست اساسي در برنامه ريزي

مسئله مبارزه با اسراف، حركت در سمت اصلاح الگوي مصرف، جلوگيري از ولخرجي ها و تضييع اموال جامعه .. بسيار مسئله مهمي است. البته بار اولي نيست كه ما اين مطلب را مطرح مي كنيم. من در همين ديدار اول سال، در نوبتهاي متعددي در همين جا خطاب به مردم عزيزمان درباره اسراف، درباره ولخرجي و تضييع اموال و لزوم صرفه جويي مطالبي را عرض كردم؛ اما اين مسئله تمام نشده است؛ اين مقصود، آنچنان كه بايد و شايد برآورده نشده است. لازم است به عنوان يك سياست، ما مسئله صرفه جويي را در خطوط اساسي برنامه ريزي هايمان در سطوح مختلف اعمال كنيم.صرفه جويي به معناي مصرف نكردن نيست؛ صرفه جويي به معناي درست مصرف كردن، بجا مصرف كردن، ضايع نكردن مال، مصرف را كارآمد و ثمربخش كردن است. اسراف در اموال و در اقتصاد اين است كه انسان مال را مصرف كند، بدون اينكه اين مصرف اثر و كارايي داشته باشد. مصرف بيهوده و مصرف هرز، در حقيقت هدر دادن مال است.[lxvii]

اقتدار اقتصادي با توليد چند برابر

تلاش همه قشرها و آحاد مردم و مسئولان رتبه هاي اول و دوم و سوم در نظام دولتي بايد اين باشد كه بر اقتدار نظام جمهوري اسلامي اضافه كنند، و اقتدار سياسي و اقتصادي و نظامي حاصل نمي شود، مگر با سازندگي. تمام كساني كه در اداره و سازندگي كشور نقش دارند، بايد تلاش خود را چند برابر كنند. در صحنه توليد، توليدگران بايد تا جايي كه توان دارند، توليد كشور را بالا ببرند. بخش هاي اداري و دولتي بايد با حسن عمل و جلب اعتماد مردم و با ارايه خدمات مخلصانه به آنها، بر كيفيت كارشان بيفزايند، و كساني كه در زمينه هاي فرهنگي براي مردم منبع الهام و ارشاد هستند، تلاش خود را اضافه كنند.[lxviii]

توليد كالاي محكم، مطلوب، زيبا، با سليقه و بادوام

آنچه كه من به جامعه كارگري سفارش ميكنم، اتقان و محكم كاري است. اين حديث را من مكرر خوانده ام كه فرمود: «رحم اللَّه امرء عمل عملا فأتقنه». پيغمبر مي فرمايد: كار را محكم بايد انجام داد، درست بايد انجام داد؛ رحمت خدا بر چنين كسي.

ما بايد كاري كنيم كه كالاي ايراني به عنوان يك كالاي محكم، مطلوب، زيبا، همراه با سليقه و بادوام در ذهن مصرف كننده ايراني و غير ايراني باقي بماند. اين بايد همت مجموعه كارآفريني و كارگري و متصديان اين امر باشد. البته اين كار، پيش نيازهايي دارد. ممكن است آموزش مهارتهاي لازم، دوره هاي ايجاد مهارت لازم باشد ـ كه اينها كار دستگاه هاي دولتي و امثال دولتي است ـ ليكن بايد هدف اين باشد. كارگر ايراني آنجايي كه ذوق خود را به كار ميبرد، سليقه خود را به كار ميبرد و سرپنجه ماهر خود را به كار ميبرد، كار جالب و تماشايي از آب در مي آيد.

اين كارهاي هنري آميخته اي از هنر و كار كه ايراني ها در گذشته داشتند، امروز هم وجود دارد؛ اين معنا محسوس و مشهود است. آنجايي كه ذوق و هنر ايراني به ميدان مي آيد ـ همين كارگري كه دارد كار ميكند، ابتكارش، ذوقش، هنرش، محكم كاري اش ـ كار مي شود جالب و ماندگار. الان خوشبختانه در توليدات كشور محصولات زيادي هست كه از مشابهات خارجي اش بعضي بهتر است، بعضي بمراتب بهتر است؛ هم زيباتر، هم محكمتر، هم جالبتر؛ اين را ما بايد عموميت بدهيم، در همه مواد توليدي مان؛ چه مواد مصرفي خوراكي، چه مسائل مربوط به پوشاك، چه مسائل زندگي، چه مسائل تزييني. در همه چيزهايي كه توليد مي شود، بايد اين را در نظر بگيريم؛ و مي توانيم. مجموعه كارگري، طراحان، مهندسان، سرمايه گذاران، كارگران دستي، كارگران ماشيني مي توانند اين كار را انجام دهند. ما بايد همتمان را بر اين قرار بدهيم؛ ايجاد محصول بادوام، زيبا و فاخر. اين، يك كار كلان است.[lxix]

فصل پنجم: راهكارهاي ملت

 

استفاده از توليدات داخلي

مردم ايران نمي دانند كه مرحوم شيخ الشريعه اصفهاني ـ مرجع تقليد بزرگ ساكن نجف ـ فتوا داد كه استعمال اجناس مصنوعه در داخل كشور لازم است و مردم بايد از استفاده از مصنوعات خارجي اجتناب كنند، تا به اين ترتيب ديگران در داخل كشور نفوذ نكنند. همه مي دانند كه در ژاپن، حدود صد سال پيش از اين گفتند كه مردم حق ندارند از مصنوعات خارجي استفاده كنند، تا در داخل آن كشور چرخ اقتصاد به كار بيفتد؛ اما نمي دانند كه در همان زمان، بلكه زودتر از آن، عين همين پيشنهاد و همين فتوا، از طرف مراجع و علماي شيعه صادر شد؛ منتها متأسفانه در داخل كشور، هيچ كس از سرجنبانها و اهل قلم و اهل سياست و روشنفكران كمكشان نكرد![lxx]

 

توليد كالاهاي با كيفيت

كارگرها بايد اين ميدان را پيدا كنند كه كار خودشان را در خدمت نظام و رونق و حركت اقتصادي مردم قرار دهند و به بهترين وجه به توليد كالاهاي با كيفيت بپردازند. از رسول اكرم صلی الله علیه و آله نقل شده است كه فرمود: «رحم الله امرء عمل عملا فأتقنه»؛ يعني رحمت خدا بر آن آدمي كه كار را با محكم كاري انجام دهد. شما بايد كار خود را به بهترين وجه عرضه كنيد. بدانيد كه تلاش شما پيش خدا محفوظ است؛ حال آن كارفرماي دولتي و غير دولتي، تلاش شما را درك بكند يا نكند و پاداش مناسب را بدهد يا ندهد. البته بايد تلاش شما را درك كنند و متناسب با آن پاداش بدهند. نفس اين محكم كاري، مطلوب خداي متعال است و ما بايد اين ارزش را در نظر داشته باشيم.[lxxi]

 

جهاد نيرو هاي متعهد، مومن و دلسوز

ايران اسلامي مي تواند شكوفايي متناسب اقتصادي را به وجود آورد. ما به اين كار قادريم؛ اما شرايطي دارد. ... اين كه كساني خيال كنند نمي شود كار كرد، نمي شود پيش رفت، نمي شود گره ها را باز كرد؛ اين خطاي در ديد و ضعف نفس است. ما با مديريت دلسوز و كارآمد، بااحساس تعهد و به كار گرفتن ابتكارها و استعدادهاي انساني، مي توانيم همه بن بستها را باز كنيم. ما در اين زمينه چيزي كم نداريم. من مكرر عرض كرده ام كه هر جا مديريت هاي متعهد، مؤمن و دلسوز بر سركار بودند و با عقل و درايت و ايمان و تعهد نسبت به مردم و نظام اسلامي كار كردند، ما توفيق پيدا كرديم. شما به عرصه كشور نگاه كنيد؛ ما در زمينه بخشي از پيچيده ترين صنايع ـ كه يك روز صنعتگران اين كشور حتي فكرش را نمي كردند ـ به خاطر مديريت هاي كارآمد، به حد مطلوب رسيديم. بسياري از بيگانگان، دشمنان و رقيبان حتي حاضر نيستند اين واقعيت را باور كنند؛ ولي بالاخره باور مي كنند؛ چون آثارش را در گوشه كنار مي بينند. ما در بخش هاي صنعت دفاعي از كجا به كجا رسيده ايم؟ در دوران جنگ، ما در توليد ساده ترين مهمات اين كشور مشكل داشتيم؛ اما امروز بخشي از ابزارهاي بسيار پيچيده ـ كه خيلي از كشورهايي كه نسبت به ما سابقه بيشتري در صنعت دارند، از آن محرومند ـ به وسيله همين جوانان متعهد و مديران دلسوز، در بخش هاي دفاعي ما ساخته مي شود. توانايي صنعتي، قابل انحصار نيست. اگر در جايي استعداد و ظرفيتي وجود دارد، به كل بخش صنعت قابل تعميم است. در بخش هاي توليدي ديگر نيز همين طور است.

در بخش كشاورزي و دامداري ـ كه يكي از بخش هاي مهم ماست ـ اساس توجه بايد به اين باشد كه ما در محصولات اصلي مصرفي كشور، به خودكفايي برسيم؛ همچناني كه در يك وقت اين كار تجربه شد و جهاد سازندگي در چند سال گذشته، كشور را از واردات مواد لبني بي نياز كرد. مردم ما ناچار بودند پنير و بقيه مواد لبني وارد شده از خارج را مصرف كنند؛ اما امروز احتياجي ندارند؛ چون خودكفايي پيدا شد و ما امروز صادر هم مي كنيم. اخيرا مسئولان بخش كشاورزي به بنده اطلاع دادند كه قادرند كشور را در زمينه موارد مصرفي اصلي كشور به خودكفايي برسانند؛ يعني ما گندم و برنج و روغن نباتي و ذرت وارد نكنيم. ما اين توانايي را داريم؛ اما همت و تعهد و ايمان و اعتقاد به نظام اسلامي و ترس از مؤاخذه الهي در مدير لازم است تا اين كارها بشود. اگر مديران اين چيزها را در خود رعايت كنند، آن موفقيت حاصل خواهد شد.[lxxii]

 

مبارزه با فساد توسط افراد برخوردار از سلامت و امانت

كار مبارزه با فساد را چه در دولت و چه در قوه قضاييه به افراد مطمئن و برخوردار از سلامت و امانت بسپاريد. دستي كه مي خواهد با ناپاكي دربيفتد بايد خود پاك باشد، و كساني كه مي خواهند در راه اصلاح عمل كنند بايد خود برخوردار از صلاح باشند. [lxxiii]

 

استفاده از فرصت نيروي جوانان

در زمينه مسائل كشور و بخصوص در زمينه مسائل اقتصادي، توجه به اشتغال جوانان و جهت گيري

فكري و روحي و فرهنگي آنان، خيلي مهم است. امروز عمده مخاطبان ما در كشور، جوانانند. خوشبختانه نيروي عظيم اين كشور، ناشي از نيروي جوان است. اين فرصتي است و مي تواند به عنوان يك نقطه قوت به كار رود. البته دشمن، درست در نقطه مقابل آنچه كه شما مي خواهيد، سعي مي كند كه اين نقطه قوت را به نقطه ضعف تبديل كند؛ جوانان را به فساد بكشاند؛ از لحاظ فكر سياسي، از لحاظ رفتار اجتماعي، از لحاظ رفتار فردي، با تبليغاتش آنها را دچار آلودگي كند.[lxxiv]

ارائه محصول متناسب با نياز بازار

چيزي را به بازار خواست بشر در سطح جهان عرضه كنيد كه چشمها را به طرف شما بگرداند و به آن احساس احتياج كنند. فقط ادعا نباشد. در اين ميدان بايد واقعا عمل باشد. اين هم يك شرط است.[lxxv]

 

مشاركت مستقيم مردم در امر اقتصاد

مشاركت مستقيم مردم در امر اقتصاد، لازم است. اين نيازمند توانمند شدن است، نيازمند اطلاعات لازم است؛ كه اينها را بايد مسئولين در اختيار مردم بگذارند و اميدواريم ان شاءاللَّه اين روند روزبه روز توسعه پيدا كند. البته رسانه ها نقش دارند، راديو و تلويزيون نقش دارند، مي توانند مردم را آگاه كنند؛ دولت هم بايد فعال برخورد كند و بتوانند ان شاءاللَّه مسئله اقتصادي را پيش ببرند.[lxxvi]

 

سرمايه گذاري هاي مردمي

اين همت مردم است كه مي تواند كشور را بي نياز كند. سرمايه گذاري هايي كه مردم انجام مي دهند در بخش هاي مختلف، بسيار ارزشمند است؛ بخصوص در بخش هاي توليدي. و من براي آن مردمي كه به كارهاي خدمت رساني به مردم علاقه مندند، اين را بهترين عمل، بهترين حسنه و صدقه ميدانم كه در كارهاي توليدي سرمايه گذاري كنند؛ هم اشتغال ايجاد شود، هم به پيشرفت كشور كمك كند، هم فقر و محروميت را از بخش هاي مهمي از كشور برطرف كند. اين آن سياست عمومي نظام جمهوري اسلامي است: كمك گرفتن از سرمايه مالي، سرمايه فكري، بازوي توانا و كارآمد مردم عزيزمان كه كشور مال آنهاست و آينده متعلق به آنهاست.[lxxvii]

 

ترويج فرهنگ كار و وجدان كاري

ما چگونه مي توانيم اين روحيه[آگاهي و وجدان كاري] را در بين محققان كشور و يا در محيط كار اداري زنده كنيم؟ كار اداري، ارتباط مستقيم با توسعه اقتصادي دارد. اگر شما طرحهاي اقتصادي را به دست يك مجموعه ديوان سالاري غلط و معوج و عاري از وجدان كار و عاري از سواد و آگاهي از كيفيت كار بدهيد، آن را ضايع خواهد كرد و اين طرح را به ثمر نخواهد رساند. ما چگونه مي توانيم آگاهي و وجدان كار را در اين مجموعه اداري خودمان ـ كه هيكل حجيم ديواني ما را تشكيل مي دهد ـ تزريق بكنيم؟ يا چگونه مي توانيم در زمينه توليد و ساخت و ايجاد محيط هاي كارگاهي پرتلاش در كارخانجات، توصيه اسلام را كه گفته: «رحم الله من عمل شيئا فاتقنه»، جامه عمل بپوشانيم و اتقان و سلامت كار و استحكام و سنگ تمام گذاشتن براي توليد را به كارگر تزريق كنيم، كه وقتي اتومبيل ما از كارخانه بيرون مي آيد، بعد از يك ماه مثلا در آن لق لق نكند، يا فلان پيچش باز نشود؛ در حالي كه توليد فلان نقطه ديگر دنيا، اين طور نيست؟ يا چه كار كنيم كه اين فرد از كار در نرود؛ در حالي كه ديگران به كار شوق دارند و بيشتر سعي مي كنند كار كنند؟ ما چگونه مي توانيم روح كار، جديت در كار، وجدان كار، پيگيري كار و سلامت كار را در طرحهاي توسعه اقتصادي خودمان در نظر بگيريم؛ بدون اين كه فرهنگ عمومي جامعه را بالا ببريم و فرهنگ كار و وجدان كار و معلومات مربوط به كار را به آنها تزريق كنيم؟ پس، مي بينيد كه به فرهنگ برگشت.[lxxviii]

 

كيفيت بخشيدن به توليدات داخلي

همت مضاعف و كار بيشتر در كيفيت بخشيدن به توليدات داخلي؛ يكي از كارهاي اساسي اين است. ما امروز توليدات داخلي زيادي داريم؛ هم در زمينه صنعت، هم در زمينه كشاورزي؛ بايد به كيفيت اينها اهميت بدهيم، كيفيت اينها را بالا ببريم. بايد جوري باشد كه مصرف كننده احساس كند آنچه كه در كشورش توليد مي شود، به دست كارگر ايراني توليد مي شود، از لحاظ كيفيت، يا بهتر از نوع خارجي است يا لااقل همسطح آن است.[lxxix]

 

مصرف كالاي داخلي

نكته ديگر كه خطاب به همه مردم كشور است، مصرف كالاي داخلي است. يكي از آفات موجود اجتماعي ما كه ريشه آن، ميراث دوران طاغوت و دوران ظلماني گذشته است، همين است كه افراد، دلبسته به توليدات بيگانه باشند. يك وقت توليد داخلي نداشتيم؛ يك وقت توليد داخلي، توليد غير قابل مصرفي بود؛ امروز اينجوري نيست؛ امروز توليدات داخلي، توليدات مرغوب و مطلوب است. در عين حال يك عده اي خوششان مي آيد كه بگويند فلان نشان خارجي روي لباسشان هست يا روي وسيله خوراكي شان هست؛ اين يك بيماري است؛ اين بيماري را بايد علاج كرد. اين كار، توجه نكردن به اين است كه ما در اين مملكت داريم زندگي مي كنيم و از نعمت هاي الهي بر اين كشور داريم برخوردار ميشويم. آن وقت پولي را كه در اين كشور به دست مي آوريم، ميريزيم توي جيب يك كارگر خارجي، به زيان يك كارگر داخلي. اين معنايش اين است كه ما به نياز داخل، به كارگر داخل كه دارد زحمت مي كشد و جنس توليد مي كند، بي اعتنايي مي كنيم، ميرويم سراغ كارگر خارجي. اين خيلي عادت بدي است.

در سال جهاد اقتصادي، به نظر من يكي از قلم هاي مجاهدت اقتصادي مردم اين است كه بروند سراغ كالاي ساخت داخل؛ آن را بخواهند. البته اين طرف قضيه هم اين است كه كالاي ساخت داخل بايستي قانع كننده باشد؛ بايستي دوامش، استحكامش، مرغوبيتش جوري باشد كه مشتري را قانع كند؛ اين هر دو در كنار هم، يك كار لازم و واجبي است.[lxxx]

 مهری اکبرزاده مدرسه علمیه رضویه



[i] - خ‍م‍ی‍ن‍ی‌، روح‌ال‍ل‍ه‌، ص‍ح‍ی‍ف‍ه‌ ن‍ور: م‍ج‍م‍وع‍ه‌ ره‍ن‍م‍وده‍ای‌ ام‍ام‌ خ‍م‍ی‍ن‍ی‌ م‍دظل‍ه‌ال‍ع‍ال‍ی‌، ت‍ه‍ی‍ه‌ و ج‍م‍ع‌آوری‌ م‍رک‍ز م‍دارک‌ ف‍ره‍ن‍گ‍ی‌ ان‍ق‍لاب‌ اس‍لام‍ی‌، ‏‫ت‍ه‍ران‌‏‫: م‍رک‍ز م‍دارک‌ ف‍ره‍ن‍گ‍ی‌ ان‍ق‍لاب‌ اس‍لام‍ی‌‏‫، ۱۳۶۱ ، ج 11، ص 117.

[ii] - صحيفه نور، ج 18، ص 191.

[iii] - صحيفه نور، ج 14، ص 158.

[iv] - همان، ج 18، ص 189.

[v] - همان، ج 17، ص 101.

[vi] - همان، ج 18، ص 281.

[vii] - صحيفه نور،  ج 17، ص 50.

[viii] - همان، ج 18، ص 281.

[ix] - صحيفه نور،  ج 16، ص 267.

[x] - همان، ج 5، ص 57.

[xi] - همان، ج 4، ص 191.

[xii] - همان، ج 5، ص281.

[xiii] - همان، ج 2، ص 44.

[xiv] - صحيفه نور، ج 3، ص 92.

[xv] - همان، ج 3، ص 157.

[xvi] - صحيفه نور،  ج 13، ص 279.

[xvii] - همان، ج 5، ص 274.

[xviii] - همان، ج 5، صص 241 و 242.

[xix] - همان، ج20، ص 77.

[xx] - صحيفه نور،  ج20، ص 77.

[xxi] - همان، ج 18، صص 427 و 428.

[xxii] - همان، ج 5، ص 196.

[xxiii] - همان، ج 17، ص 238.

[xxiv] - صحيفه نور ، ج 17، ص 237.

[xxv] - صحيفه امام، ج 18، ص 191.

[xxvi] - صحيفه نور، ج 7، ص 210.

[xxvii] - همان، ج 10، ص 71.

[xxviii] - همان، ج 11، ص 142

[xxix] - همان، ج 12، ص 65.

[xxx] - همان،ج 10، ص 101.

[xxxi] - همان، ص 222.

[xxxii] - صحيفه نور،  ج 18، ص 275.

[xxxiii] - همان، ج 11، صص 179 و 180.

[xxxiv] - همان، ج 16، ص 114.

[xxxv] - همان، ص 124.

[xxxvi] - همان، ج 19، ص 448.

[xxxvii] - صحيفه نور، صص 201 و 202.

[xxxviii] - همان، ج 17، ص 155.

[xxxix] - همان، ج 12، ص 194.

[xl] - همان، ج 7، ص 209.

[xli] - صحيفه نور،  ج 17، ص 110.

[xlii] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 14/3/1384.

[xliii] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 4/11/1378.

[xliv] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 1/9/1378.

[xlv] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 14/03/1378.

[xlvi] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 15/02/1372.

[xlvii] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 15/02/1372.

[xlviii] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 10/01/1369.

[xlix] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 11/05/1380.

[l] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 14/02/1387.

[li] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 01/01/1388.

[lii] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 25/06/1370.

[liii] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 23/04/1368.

[liv] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 18/10/1368.

[lv] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 1/1/1389

[lvi] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 02/06/1377.

[lvii] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 06/03/1383.

[lviii] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 14/11/1373.

[lix] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 11/02/1370.

[lx] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 12/05/1376.

[lxi] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 01/09/1368.

[lxii] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 27/5/1389.

[lxiii] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 30/11/1370.

[lxiv] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 01/09/1368.

[lxv] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 8/1/1390.

[lxvi] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 28/01/1375.

[lxvii] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 01/01/1388.

[lxviii] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 26/3/1368.

[lxix] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 7/2/1390.

[lxx] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 14/12/1370.

[lxxi] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 05/04/1368.

[lxxii] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ10/04/1380.

[lxxiii] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 10/02/1380.

[lxxiv] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 02/06/1377.

[lxxv] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 15/02/1372.

[lxxvi] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 1/1/1390.

[lxxvii] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 19/02/1387.

[lxxviii] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 19/09/1369.

[lxxix] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 1/1/1389.

[lxxx] - سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 7/2/1390.