اعمال ماه صفرالمظفر

رای دهی:  / 8
ضعیفعالی 

سید بن طاووس(ره) در كتاب شریف " الاقبال"، براى رؤیت هلال ماه صفر، این دعا را توصیه نمود:

 اللهم أنت الله العليم الخالق الرازق، وأنت الله القادر المقتدر القادر، أسألك أن تصلي على محمد وعلى آل محمد، وأن تعرفنا بركة هذا الشهر ويمنه و ترزقنا خيره، وتصرف عنا شره، وتجعلنا فيه من الفائزين يا أرحم الراحمين اللهم صل على محمد وآل محمد، واجعلني أكثر العالمين قدرا، وأبسطهم علما، و أعزهم عندك مقاما، وأكرمهم لديك جاها، كما خلقت آدم عليه السلام من تراب و نفخت فيه من روحك، وأسجدت له ملائكتك، وعلمته الأسماء كلها، وجعلته خليفة في أرضك، وسخرت له ما في السموات وما في الأرض جميعا منك، وكرمت ذريته، وفضلتهم على العالمين. اللهم لك الحمد ومنك النعماء، ولك الشكر دائما، يا لطيفا بعباده المؤمنين يا سميع الدعاء، ارحم واستجب، فانك تعلم ولا أعلم، وتقدر ولا أقدر، وأنت علام الغيوب، فاجعل قلبي وعزمي وهمتي وفق مشيتك وأسير أمرك، اللهم إني لا أقدر أن أسئلك إلا باذنك ولا أقدر أن لا أسألك بعد إذنك، خوفا من إعراضك وغضبك، فكن حسبي يامن هو الحسب والوكيل والنصير، اللهم صل على محمد وعلى آل محمد، وعلى

جميع ملائكتك المقربين، وأنبيائك المرسلين، و عبادك الصالحين، يا أرحم الراحمين، يا جالي الأحزان، يا موسع الضيق، يا من هو أولى بخلقه من أنفسهم، ويا فاطر تلك الأنفس أنفسا، وملهمها فجورها والتقوى، نزل بي يا فارج الهم هم ضقت به ذرعا وصدرا، حتى خشيت أن يكون عرضت فتنة يا الله، وبذكرك تطمئن القلوب، صل على محمد وعلى آل محمد، و قلب قلبي من الهموم إلى الروح والدعة، ولا تشغلني عن ذكرك بتركك ما بي من الهموم إني إليك متضرع، أسألك باسمك الذي لا يوصف إلا بالمعنى بكتمانك في غيوبك ذي النور، أن تجلي بحقه أحزاني، وتشرح به صدري بكشوط الهم يا كريم (كتاب الاقبال ص 587)

 


 

بحار الأنوار العلامة المجلسي    جلد : 95  صفحه : 346


 

 

 

 

در برخى از منابع آمده است كه ماه صفر، معروف به نحوست مى باشد ولى صحت این گفتار چندان روشن و بى خدشه نیست.

محدث جلیل القدر، آیه الله شیخ عباس قمى(ره (در این باره گفت: بدان كه این ماه (صفر) معروف به نحوست است و شاید سبب آن، واقع شدن وفات رسول خدا(ص) است درآن، هم چنان كه نحوست دوشنبه به این سبب است و یا به جهت آن است كه این ماه، بعد از سه ماه حرام (ذى قعده، ذى حجه ومحرم (واقع شده كه در آن سه ماه، حرب و قتال نبوده و در این ماه شروع به قتال مى نمودند و خانه و منازل از اهلش خالى مى شد و این هم یك سبب است در وجه تسمیه آن به "صفر".

 به هرحال، از براى رفع نحوست، و بد يمنى چيزى بهتر از صدقه دادن و خواندن دعاها و استعاذات‏ وارده نيست و اگر كسى بخواهد از بلاهاى نازله اين ماه،محفوظ بماند،چنان‏كه محدّث فيض و غير او فرموده‏اند،هر روز ده مرته بخواند:


يَا شَدِيدَ الْقُوَى وَ يَا شَدِيدَ الْمِحَالِ يَا عَزِيزُ يَا عَزِيزُ يَا عَزِيزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِكَ جَمِيعُ خَلْقِكَ فَاكْفِنِي شَرَّ خَلْقِكَ يَا مُحْسِنُ يَا مُجْمِلُ يَا مُنْعِمُ يَا مُفْضِلُ يَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ.


اى سخت نيرو،و سخت كيفر،اى عزيز،اى عزيز،اى عزيز،همه آفريدگانت در برابر عظمت خوار گشته،مرا از شر آفريدگانت كفايت كن،اى نيكوكار،اى زيباكار،اى نعمت‏ بخش،اى افزون‏ كن،اى كه معبودى جز تو نيست،منزّهى تو،من از ستمكارانم،پس دعايش را مستجاب كرديم،و او را[اشاره به رهايى حضرت يونس از دل ماهى]از اندوه نجات داديم،و اينچنين مؤمنان را نجات مى‏دهيم، درود خدا بر محمّد و خاندان پاك و پاكيزه‏ ا ش.


 

 

 

 

روز اول ماه صفر:

 

كانت مآتم بالعراق تعدها       أموية بالشام من أعيادها

در عراق ماتم هايى بود كه آن را بحساب آوردند       بنى اميّه در شام از عيدهاى خود

 

۱٫وارد کردن سر مطهر امام حسین علیه السلام به شام

بنی امیه این روز رابه خاطر ورود سر مطهر امام حسین علیه السلام به شام عید قرار دادند.(۱)

 

۲٫ورود اهل بیت علیهم السلام به شام (۲)

با رسیدن خبر نزدیک شدن اسرای اهل بیت علیهم السلام به دمشق، یزید دستوراتی صادر کرد:

۱٫تاجی جواهر نشان و تختی مرصع به سنگهای قیمتی آماده کنند.

۲٫بزرگان هر صنف با کمک یکدیگر شهر را در کمال زیبایی زینت نمایند.

۳٫تمام اهل شهر لباسهای زینتی بپوشند و خود را بیارایند.

۴٫همگی در معابر رفت و آند نموده، به یکدیگر تبریک بگویند.

۵٫پس از آمادگی کامل با طبل و شیپور به استقبال اسرا بروند.

۶٫جارچیان در شهر جار بزنند: سرهای بریده و زنان واطفال کسانی بر شهر وارد می شوند که به قصد براندازی حکومت عازم عراق بوده اند، ولی عامل خلیفه یعنی ابن زیاد آنها را کشته است. هرکس خلیفه را دوست دارد امروز شادی نماید.

شامیان پست نیز کوتاهی نکرده بر فراز بامها بیرقهای رنگارگ برافراشتند و در هر گذری بساط شراب پهن کردند. نغمه آوازه خوانان بلند بود، و مردم دسته دسته به سوی دروازة کوفه در دمشق میرفتند و عده ای از شهر خارج شده بودند. این در حالی بود که اهل بیت مصیبت زده و داغدار پیامبر صلّی الله علیه و اله و سلم را که جبرئیل امین پاسبان حریم محترمشان بود همراه با نیزه داران تازیانه به دست و بی رحم وارد دروازة ساعات کردند. آن نابخردان پست همینکه جمع نورانی اسرا را دیدند زبان به جسارت گشودند. در آن شهر چه گذشت و با آن بزرگواران چه کردند قلم را یارای نوشتنش نیست.(۳)

 

۲٫شروع جنگ صفین (۴)

پس از بی نتیجه ماندن نامه ها و موعظه های امیر المؤمنین علیه السلام به معاویه در ماه محرم، در روز چهارشنبه اول صفر سال ۳۸ه لشکر امیرالمؤمنین علیه السلام در مقابل لشکر شام صف کشیدند. لشکر حضرت ۹۰ هزار نفر و لشکر معاویه ۸۵ هزار نفر بودند.(۵)

لشکر کفر ، آب را بر لشکر حضرت امیر المؤمنین علیه السلام بستند، ولی پس از گرفتن و باز نمودن آب توسط امام حسین علیه السلام لشکر حضرت مانع از رسیدن آب به لشکر معاویه نشدند.

حضرت پس از شهادت تعدادی از اصحابشان یکباره با ده هزار نفر از طائفة ربیعه به لشکر معاویه حمله کردندو صفوف آنان را بر هم ریختند و تا قبّة معاویه رسیدند و فرمودند: ای معاویه، برای چه مردم را به کشتن می دهی؟ بیا با من مبارزه کن تا هرکدام از ما کشته شود خلافت از دیگری باشد!

عمروعاص به معاویه گفت : علی با تو به انصاف سخن گفت. معاویه گفت:اما تو در این مشورت انصاف ندادی، چه اینکه هرکس به مصاف او بیرون رود به سلامت بازنگردد! از اینجا بود که معاویه عمروعاص را به اجبار به جنگ حضرت فرستاد. حضرت شمشیر را بلند کردند تا اورا به درک بفرستند، ولی عمروعاص حیله کرد و عورت خود را مکشوف ساخت. آن حضرت رو از آن بی حیا برگردانید و آن خبیث فرار کرد.

سرانجام با حیله چند برگ از قرآن بر سر نیزه کردند، و ماجرای حکمین پیش آمد.


۱٫قلائد النحور:ج محرم و صفر ، ص ۳۴۱٫ الوقایع و الحوادث : ج صفر ص ۵٫ مصباح کفعمی : ج۲ ص۵۹۶٫ تقویم المحسنین: ص۱۵٫
۲٫معالی السبطین : ج۲ ص۱۴۰ . مستدرک سفینت البحار : ج۲ ص۲۹۴٫
۳٫الوقیع والحوادث : ج۵ ص۶ـ۳۰٫ از مدینه تا مدینه : ص۸۹۶ـ۸۹۹٫ همچنین اقتباس از ناسخ التواریخ ، عوالم العلوم ، مهیج الاحزان ، ریاض المصائب ، لهوف ، امالی صدوق ، الدمعت الساکبت .
۴٫ قلائد النحور:ج محرم و صفر ، ص۳۳۹ . توضیح المقاصد : ص۵ . تتمت المنتهی : ص۲۴ـ۲۹ . فیض العلام : ص۱۷۶٫ تتمت المنتهی : ص۲۳٫

 

 

 

روز دوّم ماه صفر:

۱٫ مجلس یزید

دراین روزبنابر نقلی اسرای آل رسول را وارد مجلس یزید کردند.(۱) جا دارد فکر کنیم چه کسانی را با چه حالتی وارد برچگونه مجلسی کردند؟

 

۲٫ شهادت زید بن علی الحسین علیه السلام

در سال ۱۲۱ه. زید بن علی بن الحسین علیه السلام در کوفه (۲) به شهادت رسید. خروج او در اول محرم بوده است.(۳) پس از دفن در این روز یا ۱۹ ربیع الاول قبر او را شکافتند و بدن آن بزرگوار را از قبر خارج نمودند و به زمین کشیده به دار زدند.(۴)


 

۱٫قلائد النحور :ج محرم و صفر ، ص۳۵۳٫
۲٫ارشاد : ج۲ ص۱۷۴٫ مصباح کفعمی: ج۲ ص۵۹۶٫
۳٫ قلائد النحور :ج محرم و صفر ، ص۱۵٫
۴٫مستدرک سفینه البحار : ج۴ ص۶۷٫

 

 

 

 

روز سوم:

سيّد ابن طاووس از كتاب هاى اماميه نقل كرده است كه در اين روز خواندن دو ركعت نماز مستحب است كه‏ در ركعت اول سوره‏ هاى حمد و انا فتحنا و در ركعت دوم سوره ‏هاى حمد و توحيد خوانده و پس از سلام صد مرتبه صلوات،و صد مرتبه اللّهمّ العن ال ابى سفيان و صد رمتبه استغفار بگويد،آنگاه حاجت خود را بخواهد.


 

 

 

 

روز پنجم ماه صفر:

۱٫ شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها

در روز پنجم ماه صفر سال ۶۱ ه. حضرت رقیه مظلومانه به شهادت رسید. نام شریفش « رقیه» ، « فاطمه» و « زینب» است. پدرشان مولانا الشهید اباعبدالله الحسین علیه السلام و مادرشان ام اسحاق است.

ولادت آن حضرت در مدینه بود و در سن سه سالگی یا بیشتر در محرم ۶۱ هجری با پدر بزرگوارش به کربلا آمد. قبل و بعد از روز عاشورا بارها مورد تفقد و دلجویی اباعبداللهعلیه السلام قرارگرفت تا آنجا که به خواهرشان حضرت زینب سلام الله علیها در مورد او سفارش فرمودند. بعد از شهادت امام حسین علیه السلام و اهل بیت و اصحاب، همراه با اسرا به کوفه و شام برده شد و در مسیر چهل منزل راه شام رنجهای فراوانی دید.

در شام بعد از دیدن سر نورانی پدر با پیشانی شکسته در خرابه، آنقدر ناله زد و گریست تا به ملکوت اعلا پیوست، و بدن شریف آن حضرت را شبانه دفن کردند.

از کهن ترین منابعی که نام آن حضرت با لفظ رقیه یاد شده قصیدة سیف بن عمیره نخعی کوفی از اصحاب امام جعفر صادق و امام موسی کاظم علیهما السلام است.

وعبدکم سیف فتی ابن عمیره عبد لعبد عبید حیدر قنبر

و سکینه عنها السکینه فارقت لما ابتدیت بـفرقه و تغیر

و ر قیه ر ق ا لحسود لضلعها وغدا لیعذرها الذی لم یعذر

و لأ م کـلثوم یجـد جدیـد ها لثم عقیب دموعها لم یکرر

لم أنسها و سـکینه و رقیه یبکیـنـه بتـحسـر و تـزفـر (۱)

شواهد و مدارک دربارة وجود شریف آن حضرت ، و بودن قبر آن حضرت در مکان فعلی حرم مطهر ، همراه با معجزات و کراماتی از آن مخدره مظلومه بسیار است که در پا ورقی به قسمتی از آنها اشاره میشود.(۲)


۱٫ دایره المعارف تشیع : ج۸ ص۳۱۳-۳۱۴٫ کامل بهائی : ج۲ ص۱۷۹ . منتخب التواریخ : ص۳۸۸٫ دائره المعارف الإسلامیه الشیعه : ج۱ جزء ۲ ص۲۵ . کتاب المنن (عبدالوهاب بن احمد شافعی مصری شعرانی) متوفی ۹۷۳ق.
۲٫ابصارالعین فی انصار الحسین علیه السلام ص ۳۶۸٫ کشف الغمه : ج۲ ص۲۱۶ . عوالم : جلد امام حسین علیه السلام ص۳۳۱٫ زندگانی چهارده معصوم علیهم السلام (عمادزاده) : ج۱ ص۶۳۳٫ نفس المهموم : ص۴۱۴٫ کتاب المنن ( عبدالوهاب بن احمد شافعی مصری شعرانی) متوفی ۹۷۳٫ معالی السبطین : ج۲ ص۱۷۰ . لهوف سید ابن طاووس . احقاق الحق : ج۱۱ ص۶۳۳٫ مبکی العیون . ستاره درخشان شام : ص۱۶٫ سرگذشت جانسوز حضرت رقیه سلام الله علیها : ص۲۷٫ الوقایع والحوادث : ج۳ ص ۱۹۲ . حضرت رقیه سلام الله علیها چاوش کربلا . سوگنامة آل محمد علیهم السلام : ص۳۴۱٫ ثمرات الحیات : ج۲ ص۲۳۷ . مختصر تاریخ دمشق : ج۹ ص۱۷۴ . بحرالغرائب : ج۲ . ریاض القدس : ج۲ ص۲۳۷ . زینب سلام الله علیها فروغ تابان کوثر : ص۳۷۰ . رقیه سلام الله علیها : ص۲۶ . انوار الشهاده : ص۲۴۲ . تحقیق دربارة اولین اربعین حضرت سید الشهدا علیه السلام : ص۶۸۵٫

 

 

 

روز هفتم ماه صفر:

۱٫ شهادت امام مجتبی علیه السلام

بنا بر نقلی در این روز در سال ۴۹ه. در سن ۴۷ سالگی در مدینه به شهادت رسیدند. (۱) ولی اشهر بین علمای امامیه شهادت حضرت در آخرماه صفر است. (۲)

 

۲٫ ولادت امام موسی بن جعفر علیه السلام

بنابر مشهور در این روز (یکشنبه) به سال ۱۲۸ ه. در «ابواء» بین مکه و مدینه حضرت موسی بن جعفر علیه السلام به دنیا آمدند.(۳) پدر والا مقام آن حضرت امام صادق علیه السلام و مادر ایشان حمیده المصفاه سلام الله علیها می باشند. (۴)

مشهورترین لقبهای آن حضرت صالح ، صابر ، امین و کاظم، و مشهورترین کنیة آن حضرت ابوالحسن است. اگرچه امیرامؤمنین علیه السلام و امام زین العابدین علیه السلام هم مکنی به این کنیه اند ، ولی در کتب اخبار از امام کاظم علیه السلام به ابوالحسن اول، و از امام رضا علیه السلام به ابوالحسن ثانی و از حضرت هادی علیه السلام به ابوالحسن ثالث تعبیر می کنند. البته گاهی به خاطر تقیه، به عنوان عبدالصالح، فقیه و عالم نیز تعبیر کرده اند. (۵)


 

۱٫توضیح المقاصد: ص۶٫ مصباح کفعمی: ج۲ ص۵۹۸٫
۲٫ جلاء العیون: ص۲۷۰٫ فیض العلام:ص۱۸۴ . بحارالانوار: ج۴۴ ص۱۳۴
۳٫ اعلام الوری: ج۲ ص۶ . توضیح المقاصد: ص۶ . مناقب ابن شهرآشوب: ج۴ ص۳۴۹٫ مصباح کفعمی: ج۲ ص۵۹۶٫ بحارالانوار: ج۴۸ ص۹٫ جلاءالعیون: ص۵۲۴٫ کافی: ج۳ ص۵۰۷٫
۴٫ریاحین الشریعة: ج۳ ص۱۸ . بحارالانوار: ج۴۸ ص۱-۶٫
۵٫ جلاءالعیون: ص۵۲۴٫ منتخب التواریخ: ص۵۱۶٫ منتهی الآمال: ج۲ ص۱۸۱٫

 

 

 

 

روز هشتم ماه صفر:

۱٫ وفات حضرت سلمان علیه السلام

حضرت سلمان علیه السلام در سال ۳۶ ه. در سن ۲۵۰ سالگی – و بنابر نقلی ۳۵۰ سالگی (۱) – در مدائن از دنیا رفت.(۲) او را سلمان بن الاسلام و سلمان پاک و سلمان محمدی لقب داده اند(۳)، و در خطاب به ایشان گفته اند:« السلام علیک یا من خلط ایمانه بأهل البیت الطاهرین». (۴)

امیرامؤمنین علیه السلام فرمودند: « سلمان از کسانی بود که بر حضرت زهرا سلام الله علیها نماز خواند».(۵) همچنین امام صادق علیه السلام فرمودند: « سلمان علم اول و آخر را درک کرد، و او دریایی است که هر کسی را بهره ای از آن نیست، و او از ما اهل بیت است».(۶)

شرح حال آن بزرگوار در کتابهای مختلف بیان شده، و در بزرگی مقام و قدر او همین بس که مولانا امیرامؤمنین علیه السلام وسایل غسل و کفن او را آوردند و او را غسل داده و کفن نمودند و بر او نماز خوانده دفن نمودند. (۷)

جبرئیل به پیامبر عرضه داشت: « اشتیاق بهشت به سلمان بیشتر از اشتیاق او به بهشت است». (۸)


 

۱٫مراقد المعارف : ج۱ ص۳۵۵٫
۲٫ الوقایع والحوادث: ج صفر ص۲۷۰ . مستدرک سفینه البحار : ج۲ ص۲۹۴٫
۳٫ سلمان بن الاسلام : ص۱٫
۴٫قسمتی از زیارت حضرت سلمان علیه السلام . بحارالانوار : ج۹۹ ص ۲۹۸٫ نفس الرحمن فی فضائل سلمان:ص۶۴۰٫
۵٫ اختصاص : ص ۴٫
۶٫ اختصاص : ص ۸٫
۷٫ الوقایع والحوادث: ج ۵ ص۳۲۵٫
۸٫ بحارالانوار : ج۱۸ ص۱۳۵٫

 

 

 

 

روز نهم ماه صفر:

۱٫شهادت عمار وخزیمة

در این روز در سال ۳۷ هـ. عمار یاسر به سن ۹۳سالگی و خزیمة بن ثابت در جنگ صفین به شهادت رسیدند .(۱)

پدر عمار جناب یاسر بن عامر است ، و او اول مردی در اسلام بود که در مکه به دست مشرکین به شهادت رسید. مادر عمار جناب سمیه بود که بر اذیت کفار مکه صبر فراوان کرد، و اولین زن شهیده در اسلام بود که به دست ابوجهل به شهادت رسید.

اما عمار را ابو العادیه و ابوحواء سکسکی شهید کردند. زمانی که خبر به امیرالمؤمنین علیه السلام رسید بسیار محزون شد و بر بالین عمار آمد وسر او را بر زانو نهاد وبا حزن واندوه فراوان اشعاری در بی وفایی دنیا ودوری از دوستان قرائت فرمود . سپس فرمود: «انا لله و انا الیه راجعون. هرکس بر قتل عمار غمگین نباشد اورا از مسلمانی بهره ای نیست . بهشت نه یک بار بلکه بارها بر عمار واجب شده است».(۲)

 

۲٫ جنگ نهروان

در نهم صفر سال ۳۹هـ. فتح نهروان واقع شد؛ و ذوالثدیه رئیس خوارج به درک واصل شد.(۳)


 

۱٫ توضیح المقاصد : ص۱۶٫ فیض العلام : ص۱۸۹ . مراقد المعارف : ج۲ ص۱۰۰٫
۲٫ تتمة المنتهی : ص۲۶ـ۲۷٫
۳٫ بحارالانوار: ج۵۶ ص ۱۳۸٫ مناقب ابن شهرآشوب: ج۳ ص۲۲۰٫

 

 

 

روز یازدهم ماه صفر:

۱٫ لیله الهریر در جنگ صفین.

خاتمه جنگ صفین نبرد « لیله الهریر» در شب جمعه یازدهم ماه صفر سال ۳۸ ه بود. در آن شب سپاه معاویه از شدت سرما مانند سگ صدا می کردند، چون « هریر » به صدای سگ می گویند.

امیرالمؤمنین علیه السلام ذوالفقار به دست و سـوار بر اسب پیامبر صلّی الله علیه و اله و سلم شـمشیـر می زدند و به هر شـمشیـری که می زدند تکبیر می گفتند و شجاعی را به خاک می افکند. مقتولین به دست آن حضرت در آن شب بیش از ۵۰۰ نفر نقل شده است ، و تا صبح مشغول جنگ بودند به گونه ای که ذولفقار چند مرتبه خمیده شد و آن بزرگوار با زانوی مبارک آن را راست نمودند.

در این جنگ جمعی از لشکر امیرالمؤمنین علیه السلام به شهادت رسیدند، که از جملة آنها عمار یاسر ، اویس قرنی ، هاشم مرقال ، پسر هاشم ، خزیمه بن ثابت ، صفوان بن حذیفه و عبداللهبن بدیل با برادرشعبدالرحمن بن بدیل ، عبدالله بن حارث برادر مالک اشتر، که از خواص امیرالمؤمنین علیه السلام بودند .

از لشکر معاویه جمع کثیری به درک واصل شدند، و این جنگ ۱۴ ماه به طول انجامید.(۱) سرانجام با حیله عمروعاص و نفاق عده ای مثل اشعث بن قیس کندی کار به حکمیت کشید.


 

۱٫ منتخب التواریخ : ص۱۶۳ـ۱۶۴٫

 

 

روز دوازدهم ماه صفر:

۱٫ حکمین در صفین(۱)

صبح دوازدهم یا سیزدهم(۲) ماه صفر سال ۳۸ ه ، لشکر امیرالمؤمنین علیه السلام مهیای جنگ شدند ، اما عمرو عاص حیله نمود و دستور داد تا قرآنها را بر سر نیزه کنند . صفوف جلوی لشکر کفر ورقهایی از قرآن ودر دیگر صفوف هرکس هرچه داشت بر سر نیزه کرد !! و فریاد میزدند: « لا حکم الا لله»!

منافقین مانند اشعث بن قیس، با تضعیف روحیه لشکرِ حضرت آنان را به اختیار حکمین ترغیب کردند. هرچه امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند که این نیرنگ است، و من کلام الله ناطق هستم نتیجه نداد. سرانجام قرار بر این شد که هر لشکر حَکَمی از جانب خود معین کند تا حُکم ایشان را هر دو طرف بپذیرند.

معاویه عمرو عاص را معرفی کرد و امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: « اگر ناچار هستیم، عبدالله بن عباس، و الّا مالک اشتر نخعی حَکَم باشد ».

اشعث و جماعت قُرّاء و حافظین که بعداً جزء خوارج شدند راضی به هیچکدام از این دو نشدند و گفتند:« فقط عبدالله بن قیس یعنی ابوموسی اشعری » . نفاق منافقین نتیجه داد و ابوموسی و عمرو عاص در « دومه الجندل » – که قلعه ای است بین مدینه و شام – جمع شدند، و با توجه به عداوتی که هر دو نسبت به بنی هاشم خصوصاً حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام داشتند و با مکر و حیلة عمرو عاص حضرت را به ظاهر عزل نمودند. ابوموسی از جمله منافقینی بود که در شب عقبه (بعد از غدیر) قصد قتل پیامبر صلّی الله علیه و اله و سلم را داشتند .(۳)

بدین ترتیب فردای آن روز در بین جمعیت ابوموسی به عمرو گفت: تو بایست و معاویه را از امارت خلع کن، تا من هم علی بن ابیطالب علیه السلام را خلع نمایم . عمرو عاص گفت: من هرگز بر تو که عامل ابوبکر و عمر بوده ای و در ایمان و هجرت بر من تقدم داشته ای،سبقت نمی گیرم! ابن عباس گفت: ابوموسی! پسر نابغه تو را فریب ندهد، ولی او به گفتة ابن عباس گوش نداد و ایستاد و انگشتر را از دست بیرون کرد و گفت: من علی علیه السلام و معاویه را از خلافت عزل نمودم و ساکت شد.

عمرو عاص ملعون ایستاد و گفت:« مردم شنیدید که ابوموسی، علی را از خلافت عزل کرد . من هم او را از خلافت عزل نموده، و آن را برای معاویه بن سفیان ثابت می نمایم که او سزاوارتر است، و من به عنوان منصوب کردن معاویه انگشتر به دست می کنم »!

حکمین برای عوامفریبی فحش و دشنام بسیاری به یکدیگر دادند و دست به گریبان یکدیگر شدند و شریح قاضی تازیانه ای بر سر عمرو عاص زد . ابوموسی از ترس اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام به مکه پناهنده شد. همه این مطالب در حالی بود که پیامبر صلّی الله علیه و اله و سلم در غزوة دومه الجندل ابوموسی را از این کار خبر دادند و فرمودند: « حَکَمَین در دومه الجندل گمراهند و گمراه می کنند کسانی را که از آنها تبعیت کنند ».(۴)

امیرالمؤمنین علیه السلام پس از این واقعه در قنوت نوافل ابوموسی و سه نفر دیگر را این گونه لعن می فرمودند: « اللهم العن معاویه و عَمراً و اباالاعور السلمی و اباموسی الاشعری».(۵)


 

۱٫قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص۳۸۵٫
۲٫مستدرک سفینه البحار: ج۶ ص۲۹۴٫
۳٫شرح ابن ابی الحدید: ج۱۳ ص۳۱۴ و ۳۱۵٫
۴٫ منتخب التواریخ: ص۱۶۷٫ تتمه المنتهی: ص۳۰-۳۱٫ شرح ابن ابی الحدید: ج۱۳ ص۳۱۵٫
۵٫ شرح ابن ابی الحدید: ج۱۳ ص۳۱۵٫

 

 

روز چهاردهم ماه صفر:

۱٫ شهادت محمد بن ابی بکر

در این روز در سال ۳۸ ه محمد بن ابی بکر در سن ۲۸ سالگی به دستور معاویه و عمرو عاص به وسیله زهر به شهادت رسید، و به قولی در نیمه جمادی الثانی بوده است.(۱)

بعد از شهادت، او را در شکم حمار مرده ای گذاشتند و سوزاندند.(۲) قبر منصوب به او از ما بقی بدن سوختة آن بزرگوار است. دشمنان اهل بیت علیهم السلام هنگامی که کنار قبر آن بزرگوار می روند پشت به قبر می کنند و برای ابوبکر فاتحه می خوانند!


 

۱٫ فیض العالم: ص۲۴۹٫ مصباح المجتهد: ص۷۳۳٫
۲٫قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص۳۹۵٫ مستدرک سفینه البحار: ج۶ ص۲۹۴٫

 

 

 

روز پانزدهم ماه صفر:

۱٫ ابتدای بیماری پیامبر صلّی الله علیه و اله و سلم (۱)

بیماری پیامبر صلّی الله علیه و اله و سلم که منجر به رحلت آن حضرت شد از نیمة ماه صفر آغاز شد.


 

۱٫بحار الانوار: ج ۳۱ ص۶۳۳، ج۳۷ ص۱۱۶٫


 

 

 

روز بیستم ماه صفر (اربعین):

۱٫ اربعین سید الشهداء علیه السلام

در چنین روزی چهل روز از فاجعة مولمة شهادت امام حسین علیه السلام و اهل بیت و اصحاب باوفایشان می گذرد. بر دوستان و شیعیان اهل بیت علیهم السلام لازم است که با پوشیدن لباس مشکی، تعطیل کار و بر پایی مجلس عزا و شرکت در مجالس سینه زنی و ذکر مصیبت این روز را تعظیم نمایند.

 

۲٫ زیارت جابر از کربلا

در این روز در سال ۶۱ ه جناب جابر بن عبدالله انصاری و همراهانش قریب به چهل روز بعد از شهادت امام حسین علیه السلام از مدینه به کربلا وارد شدند. (۱) او به همراه عطیه قبر حبیبش سیدالشهداء علیه السلام را زیارت کرد.

 

۳٫ بازگشت اهل بیت علیهم السلام به کربلا

بنابر مشهور در چنین روزی اهل بیت علیهم السلام از شام به کربلا بازگشتند.(۲)

 

۴٫ ملحق شدن رأس امام حسین علیه السلام به بدن مطهر

در این روز – بنا بر قول سید مرتضی – رأس شریف امام حسین علیه السلام توسط امام زین العابدین علیه السلام از شام به کربلا آورده شد و به بدن مطهر آن حضرت ملحق گردید.(۳)


 

۱٫ توضیح المقاصد : ص ۶-۷ .
۲٫ مسار الشیعه: ص۲۶٫ العدد القویه: ص۲۱۹٫ وسائل الشیعه: ج۱۴ص۴۷۸٫ مصباح المتجهد:ص۷۳۰٫ زادالمعاد:ص۳۲۸٫ معالی السبطین: ج۲ص۱۹۱٫ فیض العلام: ص۱۹۵٫ بحارالانوار:ج۹۷ص۳۲۹٫ مصباح کفعمی: ج۲ ص۵۹۶٫
۳٫بحارالانوار: ج۴۴ ص۱۹۹٫

 

 

 

روز بیست وپنجم ماه صفر:

۱٫ طلب کتف توسط پیامبر صلّی الله علیه و اله و سلم

در این روز پیامبر صلّی الله علیه و اله و سلم دوات و کتف طلبیدند تا بنویسند که خلافت بلافصل برای امیرالمؤمنین علیه السلام است، ولی عمر مانع از این کار شد و به ساحت اقدس نبوی صلّی الله علیه و اله و سلم جسارت کرد و گفت: «ان الرجل لیهجر»: «این مرد هذیان میگوید»!

همچنین پیامبر صلّی الله علیه و اله و سلم در این روز بر منبر رفتند و خطبه خواندند و مردم را موعظه نمودند و به پیروی از قرآن و عترت فراخواندند.(۱)


 

مستدرک سفینه البحار: ج۶ ص۲۹۵٫ بحارالانوار: ج۲۳ ص۴۷۳٫

 

 

 

روز بیست و ششم ماه صفر:

۱٫ تجهیز لشکر اسامه

در این روز در سال ۱۱ هـ . پیامبر صلّی الله علیه و اله و سلم به عده ای خاص از صحابه و به خصوص ابوبکر و عمر و عثمان امر فرمودند برای سفر به روم و جنگ با رومیان به امیریِ اسامه بن زید آماده شوند. آنان از این امر کراهت داشتند و نسبت به فرماندهی اسامه بر سپاه اسلام به خاتم الانبیاء صلّی الله علیه و اله و سلم اعتراض کردند. حضرت فرمودند: «خدا لعنت کند کسی را که از لشکر اسامه تخلف کند»، ولی با این همه ابوبکر و عمر و عثمان تخلف کردند و بازگشتند! (۱)


 

۱٫ بحارالانوار: ج۳۰ ص۴۲۸ ، ج۲۱ ص۴۱۰٫ طبقات ابن سعد: ج۲ ص۱۳۶٫ مستدرک سفینه البحار: ج۶ ص۲۹۵٫

 

 

 

بیستم و هشتم ماه صفر:

۱٫ شهادت رسول خدا صلّی الله علیه و اله و سلم

شهادت جانگداز و مظلومانة اشرف مخلوقات خاتم الانبیاء محمد بن عبدالله صلّی الله علیه و اله و سلم در سال ۱۱ هـ در سن ۶۳ سالگی به وسیلة سَمّ(۱) بوده است؛ و طبق روایاتی عایشه و حفصه آن حضرت را مسموم کرده اند! (۲)

در ۲۴ صفر بیماری پیامبر صلّی الله علیه و اله و سلم شدت یافت. (۳) پیامبر صلّی الله علیه و اله و سلم هنگام بیماری فرمودند: حبیبم را نزد من حاضر کنید. عایشه و حفصه پدران خود را نزد آن حضرت حاضر نمودند. پیامبر صلّی الله علیه و اله و سلم روی مبارک خویش را بر گردانیدند و فرمودند: «حبیبم را نزد من حاضر کنید». سپس دنبال حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام فرستادند. چون نظر مبارک به آن حضرت افتاد ایشان را نزد خود خواندند و کلماتی به حضرت فرمودند. هنگامی که حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام از نزد آن حضرت خارج شدند، عمر و ابوبکر به ایشان گفتند:«خلیلت به تو چه گفت»؟ فرمود: «هزار باب علم به من حدیث کرد که از هر باب هزار باب دیگر باز می شود». (۴)

 

وصایای پیامبر صلّی الله علیه و اله و سلم

پیامبر صلّی الله علیه و اله و سلم در لحظات آخر عمر خود وصیت هایی به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند و جبرئیل و میکائیل و ملائکه مقربین را بر آن وصیت شاهد گرفتند. از جملة آن کلمات که جبرئیل به پیامبر صلّی الله علیه و اله و سلم می فرمود و امیرالمؤمنین علیه السلام می شنیدند این بود: «خُمست را غصب می کنند و پردة احترامت (حرمتت) را می درند و محاسنت به خون سرت رنگین می شود».

امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند : «هنگامی که آن کلام را فهمیدم، فریاد زدم و بر روی زمین افتادم». بعد فرمایشاتی به حضرت زهرا سلام الله علیها و حسنین علیهما السلام فرمودند. سپس آن وصیت با چند مهر از طلا که آتش به آن نرسیده بود(و ساختة دست بشر نبود) مهر شد و به امیرالمؤمنین علیه السلام تحویل داده شد. (۵)

 

غسل و نماز بر بدن پیامبر صلّی الله علیه و اله و سلم

امیرالمؤمنین علیه السلام پس از غسل دادن آن حضرت به تنهایی بر ایشان نماز خواندند. (۶)

مردم به جز اصحاب سقیفه در مسجد جمع شده بودند. امیرالمؤمنین علیه السلام آمدند و فرمودند: «رسول خدا صلّی الله علیه و اله و سلم امام ما است در زمان حیات و پس از وفاتش»، کنایه از اینکه برای نماز بر بدن آن بزرگوار نماز به صورت جماعت نمی خوانیم. در این هنگام مردم دسته دسته داخل می شدند و بدون امام آیة «ان الله و ملائکته یصلون علی النبی، یا ایها الذین آمنو صلّوا علیه و سلّموا تسلیماً» (۷) را سه بار می گفتند و بیرون می آمدند.

 

دفن بدن مبارک پیامبر صلّی الله علیه و اله و سلم

بعد حضرت مولی الموحدین علیه السلام فرمودند: خداوند در هر مکانی که روح پیامبرش را قبض می کند راضی است که در همان مکان دفن شود، و من آن حضرت را در حجره ای که از دنیا رفته دفن می کنم.

امیرالمؤمنین علیه السلام با کمک دیگران قبری حفر کردند و بدن حضرت را داخل قبر قرار دادند. سپس آن حضرت داخل قبر رفتند و صورت پیامبر صلّی الله علیه و اله و سلم را باز کردند و گونۀ راست را بر زمین گذاشته درِ لحد را بستند و خاک روی آن ریختند. (۸)

 

خلاصه ای از زندگی پیامبر صلّی الله علیه و اله و سلم

آن حضرت دو ماهه – وبنابر نقلی در حمل بودند – که پدر بزرگوارشان جناب عبدالله بن عبدالمطلب علیهما السلام از دنیا رحلت فرمود. ۴ یا ۷ و یا ۸ ساله بودند که مادرشان آمنه بنت وهب در ابواء رحلت فرمود. ۸ سال و دو ماه و ده روز از سن شریفشان گذشته بود که جد بزرگوارشان حضرت عبدالمطلب علیه السلام از دنیا رحلت فرمود.

۲۵ساله بودند که با جناب خدیجه کبری سلام الله علیها ازدواج کردند .

۳۰سال از سن مبارک آن حضرت گذشته بود که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام متولد شدند. در۴۰ سالگی خداوند آن حضرت را به نبوت مبعوث فرمود. در ۴۵ سالگی به معراج تشریف بردند و در سال پنجم از بعثت، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها متولد شدند.

۵۰سال از عمرمبارکشان گذشته بود که جناب ابوطالب علیه السلام و خدیجه کبری سلام الله علیها از دنیا رحلت نمودند.

۵۲ سال و یازده ماه و سیزده روز از سن مبارکشان گذشته بود که به مدینه منوره هجرت فرمودند. بعد از هجرت تقریباً ده سال در مدینه شرف حضور داشتند، تا آنکه در ۲۸ صفر سال ۱۱ ه مسموماً از دنیا رحلت فرمودند. (۹)

هنگام رحلت پیامبر صلّی الله علیه و اله و سلم ، حضرت زهرا سلام الله علیها بسیار می گریستند. حضرت ایشان را نزد خود فرا خواندند و مطلبی فرمودند که حزن و اندوه حضرت فاطمه سلام الله علیها فرو نشست. وقتی علت را سؤال کردند آن حضرت فرمودند: «پدرم به من خبر داد که اولین نفر از اهل بیتش که به او ملحق می شود منم و مدت این فراق طولانی نیست». (۱۰)

 

۲٫ آغاز امامت امیرالمؤمنین علیه السلام

اولین روز امامت حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام است، و زیارت آن حضرت در این روز مستحب است. (۱۱)

 

۳٫ آغاز غصب خلافت

اولین روز غصب ظالمانة خلافت و خانه نشین کردن امیرالمؤمنین علیه السلام و شکستن بیعت روز غدیر توسط اهل سقیفة بنی ساعده است. (۱۲)

 

۴٫ شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام

در این روز در سال ۵۰ ه امام حسن مجتبی علیه السلام به شهادت رسیدند.(۱۳) بنابر قولی شهادت آن حضرت در ۷ صفر و بنابر قولی در ۵ ربیع الاول واقع شده است. (۱۴)

جعده دختر اشعث بن قیس با زهری که معاویه برای او فرستاده بود آن حضرت را مسموم کرد. معاویه همراه با زهر صد هزار درهم فرستاد و وعده کرد که او را به عقد یزید درآورد؛ ولی به وعدة خود وفا نکرد. (۱۵)

 

مسمومیت حضرت

مسمومیت امام حسن علیه السلام چهل روز طول کشید.(۱۶) پس از ظهور اثرات سم بر بدن مبارک و فرا رسیدن وقت شهادت، به سیدالشهداء علیه السلام فرمودند:«مرا مسموم کرده اند و پاره های جگرم داخل طشت است. من از شما جدا می شوم و به خداوند ملحق می گردم، و می دانم چه کسی مرا مسموم کرده است؛ ولی به حقی که بر شما دارم در این باره حرفی نزنید. وقتی من از دنیا رفتم چشمانم را ببند و غسلم بده و کفنم نما و مرا کنار قبر جدم پیامبر صلّی الله علیه و اله و سلم ببر تا با ایشان تجدید عهد کنم. سپس مرا در بقیع کنار جده ام فاطمه بنت اسد سلام الله علیها دفن کنید. می دانم مخالفین و معاندین گمان می کنند شما می خواهید مرا کنار پیامبر صلّی الله علیه و اله و سلم دفن کنید و مانع شما می شوند. شما را به خدا قسم می دهم که مبادا به خاطر من حتی به اندازة خون حجامت ریخته شود». سپس آن حضرت مثل آنچه امیرالمؤمنین علیه السلام وصیت فرموده بودند به اولاد و اهل خود وصیت نمودند و از دنیا رفتند.

 

تشییع جنازة حضرت

امام حسین علیه السلام بعد از غسل و کفن و نماز، آن حضرت را به طـرف مرقد شریـف پیامبر صلّی الله علیه و اله و سلم حمل کردند . با دیـدن این منـظره برای مـروان و بقیة بـنی امـیه که بـا سلاح و به همراهی عایشه آمده بودند شکی باقی نماند که می خواهند آن حضرت را در کنار پیامبر صلّی الله علیه و اله و سلم دفن نمایند. لذا آمدند و مانع شدند، و عایشه در حالیکه سوار درازگوشی بود گفت:« مرا با شما چه کار است که می خواهید کسی را که من او را دوست ندارم در خانۀ من دفن کنید ». مروان ملعون هم نظیر این مطالب را گفت، و ابن عباس به او و عایشه جواب داد. فرزندان عثمان هم مانع شدند و گفتند:« هرگز نمی شود که عثمان در بدترین مکانها دفن شود و حسن با رسول خدا به خاک سپرده شود».

امام حسین علیه السلام فرمودند:« به خداوندی که مکه و حرم را محترم گردانیده، حسن علیه السلام فرزند علی و فاطمه سلام الله علیهما سزاوارتر است بر پیامبر صلّی الله علیه و اله و سلم از کسانیکه بدون اجازه داخل خانۀ او شده اند. به خدا قسم او سزاوارتر است از حمال خطاها عثمان، که ابوذر را از مدینه بیرون کرد و ….»

عایشه جلو قبر پیامبر صلّی الله علیه و اله و سلم رفت و گفت: «تا یک مو در سر من هست نخواهم گذاشت اورا در این جا دفن کنید »! در اینجا بنی مروان جنازه آن حضرت را (به دستور عایشه) تیرباران کردند. بنی هاشم دست به شمشیر بردند، ولی امام حسین علیه السلام مانع شده فرمودند:«وصیت برادرم نباید ضایع شود ». سپس ۷۰ تیر از جنازۀ شریف آن حضرت بیرون کشیدند! (۱۷) و این در حالی بود که امام مجتبی علیه السلام به امام حسین علیه السلام خبر داده بودند که عایشه بعد از شهادت ایشان چه جنایتی را مرتکب می شود. (۱۸)

پس از آن حضرت سیدالشهداء علیه السلام کلماتی فرمودند که اگر وصیت برادرم نبود می دانستید که شمشیر های الهی در کجا و چگونه بر شما فرود می آمد. سپس بدن مطهر آن حضرت را به بقیع آوردند و در کنار جده اش فاطمه بنت اسد سلام الله علیها دفن نمودند. (۱۹)

آقا حضرت مجتبی علیه السلام دارای ۱۵ فرزند دختر وپسر بودند، ولی از جعدة ملعونه هیچ فرزندی نداشتند. (۲۰)


 

۱٫اعلام الوری: ج۱ ص۸۰٫ بحار الانوار: ج۱۷ ص۴۰۶٫ اثبات الهداه:ج۱ ص۴۰۶٫ الخرائج و الجرائح: ج۱ ص۲۷٫ بصائر الدرجات: ص۵۰۳ . محاسن برقی: ج۲ ص۲۶۲٫ جامع الاصول: ج۱۱ ص۳۸٫ مستدرک سفینه البحار: ج۶ ص۲۹۵٫ الطبقات الکبری: ج۲ ص۱۵۴٫سنن ابی داود: ج۴ ص ۱۷۴٫
۲٫ تفسیر صافی: ج۱ ص۳۸۹٫
۳٫ مستدرک سفینه البحار: ج۶ ص۲۹۵٫
۴٫ کافی: ج۲ ص۶۱٫ بحار الانوار: ج۲۲ ص۴۷۳٫
۵٫ کافی: ج۲ ص۳۲- ۳۳٫
۶٫ ارشاد: ج۱ ص۱۸۸ – ۱۸۹٫
۷٫ سورة احزاب: آیة ۵۶٫
۸٫ارشاد: ج۱ ص۱۸۸ – ۱۸۹٫
۹٫منتخب التواریخ: ص۳۶ تا ۴۶٫
۱۰٫ ارشاد: ج۱ ص۱۸۷٫
۱۱٫ بحار الانوار: ج۹۷ ص۳۸۴٫
۱۲٫ تتمه المنتهی: ص۹٫
۱۳٫اعلام الوری: ج۱ ص۴۰۳٫ بحار الانوار: ج۹۵ ص۲۰۰٫ مسار الشیعه: ص۲۷٫ فیض العلام: ص۱۹۹٫ کافی: ج۱ ص۴۶۱٫منتهی الآمال: ج۱
ص۲۳۱٫ مستدرک سفینه البحار: ج۶ ص۲۹۵٫ العدد القویه: ص۳۵۰٫
۱۴٫ بحار الانوار: ج۴۴ ص۱۶۱٫
۱۵٫ ارشاد: ج۲ ص۱۶٫ کافی: ج۲ ص۴۸۱٫ بحار الانوار: ج۴۴ ص۱۴۹٫ تاریخ الخلفاء: ص۱۹۲٫
۱۶٫ تتمه المنتهی: ص۴۱٫
۱۷٫ منتهی الآمال: ج۱ ص۲۳۵٫
۱۸٫ مجمع البحرین: ج۱ ص۴۵۴٫
۱۹٫ارشاد: ج۲ ص۱۷ – ۱۹٫ بحار الانوار: ج۴۴ ص۱۵۶٫
۲۰٫ارشاد: ج۲ ص۲۰٫

 

 

 

آخر ماه صفر:

۱٫شهادت امام رضا علیه السلام

حضرت ثامن الحجج مولانا علی بن موسی الرضا علیه السلام در سال ۲۰۳ ه بنابر اصح (۱) دوسال پساز وفات حضرت معصومه به شهادت رسیدند. سن مبارک حضرت ۴۹ یا ۵۵ سال بوده است. (۲) بنابر نقلی در ۲۷ صفر حضرت امام رضا علیه السلام شهادت رسیده اند، (۳) ولی مشهور آخر ماه صفر است. در ۲۸ صفر مأمون انگور مسموم یا آب انار زهرآلود را به اجبار به حضرت امام رضا علیه السلام خورانید.(۴)

 

آزار های مأمون نسبت به حضرت

مأمون از آزار و جسارت نسبت به حضرت کوتاهی نکرد، و حتی حضرت را سه ماه در سرخس مقیداً زندانی کرد.(۵)

پس از ولایتعهدی، ابتدای گرفتاری آن حضرت به خاطر معاشرت با مأمون منافق ملعون بود. او به حسب ظاهر در تعظیم و احترام حضرت می کوشید، اما در باطن با آزار و اذیت حجت خدا را به مرگ خویش راضی نموده بود.

 

مسمومیت حضرت

یاسر خدم می گوید: هر جمعه که آن حضرت از مسجد جامع مراجعت می کردند، با بدنی عرق دار و غبار آلود دستهارا به درگاه الهی برمی داشتند و می فرمودند:«بارالها اگر فرج و گشایش کار من در مرگ من است، مرگ مرا برسان».آن حضرت پیوسته درغم و حزن بودند تا در غربت رحلت فرمودند. (۶)

مأمون پس از آنکه یک شبانه روز امر شهادت آن حضرت را کتمان کرد سراغ محمد پسر امام صادق علیه السلام و جماعتی از آل ابوطالب فرستاد تا سلامت بدن امام را ببیند، و پس از آن شروع به گریه وزاری نمود!!(۷)

 

دفن بدن مبارک حضرت

پس از غسل و کفن ونماز بر بدن شریف حضرت که توسط امام جواد علیه السلام انجام شد آن حضرت را جلوی قبر هارون در خانة حمید بن قحطبه، مکان فعلی دفن کردند.(۸) بنا بر این بعضی از روایات مأمون از ترس فتنة مردم دستور داد به دفن شبانة حضرت داد.(۹)

مدت امامت آن حضرت ۲۰ سال بود. (۱۰) سن شریف امام جواد علیه السلام هنگام شهادت امام رضا علیه السلام ۷ سال و چند ماه بود.(۱۱)

اقوال شهادت آن حضرت عبارتند از : ۲۳ماه رمضان(۱۲)، ۱۷ صفر(۱۳)، ۲۷صفر(۱۴)، ۱۴صفر(۱۵)،۲۱ رمضان(۱۶)، و ۲۳ ذی القعده(۱۷). بزرگان شیعه در کتب مختلف ماه شهادت را صفر و روز آن را اکثراً آخر صقر ذکر کرده اند، ولی ۲۹ یا ۳۰ روز بودن ماه صفر در سال شهادت را ذکر ننموده اند.


 

۱٫کافی: ج۲ ص۵۲۸ . فیض العلام :ص۲۰۰، بحارالانوار : ج۴۹ ص۲۹۲، مستدرک سفینه البحار: ج۶ص۲۹۵٫ منتخب التواریخ: ص۵۷۸٫
۲٫ کشف الغمه : ج۲ ص۲۶۷ . بحارالانوار : ج۴۹ ص۲۹۲٫
۳٫تاج الموالید : ص۵۰٫
۴٫ارشاد : ج ۲ ص۲۷۰ . مستدرک سفینه البحار: ج۶ ص۲۹۵٫ جلاءالعیون : ص۵۵۱٫ مروج الذهب : ج۴ ص۲۸ . بحارالانوار : ج۴۹ ص۲۹۸٫
۵٫منتخب التواریخ: ص۵۸۰٫
۶٫فیض العلام : ص۹۹٫ تتمه المنتهی: ص۲۸۰ . وسائل الشیعه: ج۲ ص۶۵۹٫
۷٫ارشاد : ج ۲ ص۲۷۱٫
۸٫ارشاد : ج ۲ ص۲۷۱٫ فیض العلام :ص۹۹ .
۹٫ارشاد : ج ۲ ص۲۷۱٫ فیض العلام :ص۹۹ .
۱۰٫ ارشاد : ج ۲ ص۲۴۷ .
۱۱٫ارشاد : ج ۲ ص۲۷۱٫ فیض الع