مزد رسالت: همراهی اهل بیت علیهم السلام (2)

رای دهی:  / 4
ضعیفعالی 

ایام سوگواری اشرف مخلوقات عالم، پیامبر بزرگوار اسلام و فرزند بزرگوارشان، امام مجتبی علیه السلام و همین طور ایام شهادت حضرت رضا صلوات الله علیه را خدمت شما تسلیت عرض می کنم. امیدوارم که خدای متعال توفیق معرفت مقامات این اولیاء گرامی را به همه ما مرحمت کند و در این ایام دل های ما را آماده بفرماید برای دریافت عطایا و مواهب و بخشش هایی که خدای متعال نصیب اولیائش می کند.

خدای متعال در آیه 57 سوره فرقان می فرماید:

« قُل ما أسئَلُکُم علیهِ مِن أجرٍ إلاّ مَن شاءَ أن یَتَّخِذَ إلی ربِّهِ سَبیلاً»[1]

 

ای پیغمبر به مردم بگو در طول بیست و سه سال رسالتی که داشتم و کار هایی که انجام دادم از شما چیزی نمی خواهم، مزد و اجر و پاداشی طلب نمی کنم. فقط یک چیز از شما می خواهم- دقت بفرمایید پیغمبر عظیم الشأن در مراحل پایانی عمر شریف خود، بعد از این که در همه مدت فعالیت، چیزی از مردم درخواست نکردند، می فرماید من یک چیز از شما می خواهم- مگر آن کسی که به سوی پروردگار خود، راهی را انتخاب کند. « إلاّ مَن شاءَ أن یَتَّخِذَ إلی ربِّهِ سَبیلاً »

این چه نوع پاداشی است که پیامبر فعالیت های بیست و سه ساله رسالت خودش را متوقف بر آن کرده است؟ در مجموع تفاسیر، به سه تفسیر اشاره می کنم یعنی در جمع بندی روایات و کتب تفسیری که در حال حاضر موجود است، شاید بشود به سه تفسیر مهم اشاره کرد.

 

تفسیر اول: پیامبر فرمود: « إلاّ مَن شاءَ أن یَتَّخِذَ إلی ربِّهِ سَبیلاً»: از شما مزدی نمی خواهم مگر کسی که به سوی خداوند راهی را انتخاب کند.

مراد از این راه (سبیل) در آیه 23 سوره شوری آمده است، پیامبر آن جا فرمود: « قُل لا أسئلُکم علیهِ أجراً الاّ المودَّةَ فی القُربی»[2]؛ « من از شما مزدی نمی خواهم مگر این که اهل بیت مرا دوست داشته باشید.»؛ پیغمبر از ما می خواهد که اهل بیتش را دوست داشته باشیم.

اهل بیت سیزده نفرهستند؛ از حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها شروع می شود، امیرالمؤمنین علیه السلام و یازده فرزند این دو بزرگوار، اینها می شوند اهل بیت.

اگر آیه مورد بحث یعنی آیه 57 سوره فرقان را با آیه 23 سوره شوری تطبیق بدهیم؛ مفسرین می گویند: مراد از کلمه «سبیل» همان مودّت و دوست داشتن اهل بیت می باشد. پیغمبر فرمود: من از شما مزد و پاداشی نمی خواهم مگر این که به سوی خداوند راهی را انتخاب کنید؛ آن راهی که انتخاب می کنید، همان مودت فی القربی و دوست داشتن اهل بیت است.

معنای آیه 23 سوره شوری، این می شود که پیامبر می گوید: اگر می خواهید مزد و پاداشی به من بدهید، اهل بیت مرا دوست داشته باشید.

منتهی در آیه 57 سوره فرقان، علاوه بر این که می گوید اهل بیت مرا دوست داشته باشید، راهنمایی هم  می کند که این دوست داشتن اهل بیت، راهی است به سوی خدا.

ما خیلی چیزها را می توانیم دوست داشته باشیم. خانه، ماشین و فرزندمان را می توانیم دوست داشته باشیم، افکارخود را می توانیم دوست داشته باشیم، اما سخن این است :

آیا چیزهایی که دوست داریم، راهی به سوی خدا باز می کند یا نه؟ این پیام آیه است.

آیا هرگونه دوستی و محبت به کسی یا به چیزی، می تواند راهی به سوی خدا باز کند؟

ما آدم های ضعیفی هستیم، نیاز داریم که یک نیروی قوی مثل بلدزر در مقابل ما حرکت کند، این راه پر فراز و نشیب و سنگلاخی را که هموار نیست، برای ما باز کند، راه را برای ما هموار کند تا بتوانیم با پای پیاده آرام آرام، پاورچین پاورچین حرکت کنیم.

پیغمبر می فرماید: شما نمی توانید این راه پر پیچ و خم و پر فراز و نشیب را باز کنید، این اندازه توان و قدرت ندارید. نمی توانید در کوه هایی که مقابل­تان قرار گرفته اند، تونل بزنید و از درون اینها راه باز کنید و جلو بروید. راه به سوی خدا سخت است. در مسیر خدا حرکت کردن، کار آسانی نیست.

خداوند در آیات دیگری از قرآن می فرماید: « فَلَا اقتَحَمَ العَقَبَةَ»[3]؛«عقبه ها جلوی شما وجود دارد.

خدا می فرماید: « قد أفلَحَ مَن زَکّیها»[4]؛ «آن کس که تزکیه کند، او می تواند رستگار شود.

فلاح به معنای رستگاری است. رستگاری همان طور که از ریشه کلمه برمی آید، مواجه شدن با یک مانع است. وقتی شما از یک مانعی عبور می کنید، رستگار می شوید. فلاح به معنای رُستن و پریدن است.

خلاصه این که خودتان ملاحظه می کنید، هرگاه می آیید به سوی خدا گام بردارید، یک مانع سر راه شما سبز می شود. چند بار تصمیم گرفتید حرکت کنید، بعد مانعی سر راه­تان پیدا شد؟ پشت این مانع  گرفتار شدید، دیدید برای پریدن از این مانع و کنار زدن آن، قدرت کافی ندارید، قدرت­تان را از دست داده و پشت مانع ماندید. بعد از مدتی این مانع باعث شد که از مسیری که طی کردید، دوباره برگردید به جای اول­تان و بعضی هم برمی گردند به پایین تر از آن جایی که بودند.

چرا آدم ها از مشکلات می ترسند؟ چرا مشکلات باعث می شود که آدم ها متوقف شوند و احیاناً برگردند؟ ای کسانی که آرزو دارید، اشتیاق دارید مسیر خدا را طی کنید و به خدا برسید، چه عاملی باعث می شود که نتوانید این راه را طی کنید؟ چه عاملی باعث می شود که مأیوس شوید؟  

پیغمبر 23 سال برای ما تلاش مبارک داشت. در پایان این 23 سال تلاش، به ما می گوید: از شما پاداشی نمی خواهم مگر یک چیز. اگر خوب دقت کنید، آخرین وصیت پیغمبر دقیقاً درباره چیزی است که 23 سال درباره آن تلاش کرد. پیغمبر در 23 سال رسالت خود، تلاش کرد ما را به سوی خدا نزدیک کند. غیر از این است؟! در آخرین وصیت خود چه چیزی به ما یاد می دهد؟ می گوید:

                               مگر این که کسی برای رسیدن به خدا، راه خودش را مودت و محبت اهل بیت قرار دهد، اگر عشق و محبت به اهل بیت را در دل خودش ایجاد کند، این محبت، راه را برای او بازمی کند.

                               بنابراین پیغمبر در آخرین روزهای حیات خود، اساسی ­ترین مطلب را به ما یاد می دهد. می گوید: اگر شما عشق به اهل بیت داشته باشید، منطبق بر این عشق­تان رفتار کنید، این عشق باعث می شود که از دلِ موانعِ و مشکلاتی که وجود دارد، راه به سوی خداوند باز کنید.

                              مودت اهل بیت، راه را باز می کند. محبت اهل بیت مشکل شکن است، مشکلات را می شکند، حلال مشکلات است. البته فقط دوست داشتن کافی نیست، بلکه منظور محبت و دوست داشتنی است که ما را پای عمل بیاورد.

 
بنابراین آیه 57 فرقان توضیح می دهد که محبت اهل بیت چه نقشی را می تواند در زندگی شما ایفا کند. برای شما راه را باز می کند و مشکلات را آسان می کند. خوف و یأس و ناامیدی و ندانم کاری ها را از شما دور می­کند تا بتوانید این راه را ساده­تر و آسان­تر طی کنید.

 

در پایان تفسیر اول ما از خدای متعال درخواست می کنیم که بهترین درودها و سلام های خودش را نثار پیامبر عظیم الشأن و اهل بیت او بفرماید.

 

 

برویم سراغ تفسیر دوم « إلاّ مَن شاءَ أن یَتَّخِذَ إلی ربِّهِ سَبیلاً»[5]

تفسیر دوم این است که پیغمبر می فرماید من از شما مزدی درخواست نمی کنم مگر یک مزد و آن خود شما هستید. خود شما انسان ها مزد رسالت من هستید.

 ببینید پیغمبر فرمود: « ما اسئلکم علیه من اجر» من از شما اجری نمی خواهم « الا من شاء أن یتخذ الی ربه سبیلاً» مگر کسی که اهل بیت مرا دوست داشته باشد؛ یعنی ای انسانی که اهل بیت را دوست داری، تو مزد رسالت منی.

خیلی این معنا شریف است. خیلی این معنا لطیف است. یعنی به این ترتیب هر کدام از انسان ها، هر کدام از مؤمنین، ارتقاء درجه پیدا می کنند، بالا می آیند به سطحی می رسند که برابر می شوند با اجر و مزد رسالت بیست و سه ساله پیغمبر بزرگوار اسلام.

آری، یک انسان می تواند به این حد برسد. حالا شاید تعجب بکنید. در روایات آمده که خداوند فرمود:

ای پیغمبر من آسمان و زمین و موجودات را نیافریدم مگر برای تو. تمام آسمان ها و زمین آفریده شده برای پیغمبر. بعد پیغمبر عمرش را می گذارد برای تبلیغ و ترویج اسلام. بعد می گوید که من از این عمری که گذاشتم برای تبلیغ و ترویج، چیزی نمی خواهم مگر تو را، من تو را می خواهم.

ببینید چه قدر معنا عالی می شود. خدا همه چیز را آفریده برای پیغمبر، پیغمبر هم می گوید من تمام این کارها را نکردم مگر برای این بودکه مزد من، تو باشی یعنی تو برای من باشی. معنای آن این می شود که خداوند تمام آسمان ها و زمین و هر چه را که آفریده، برای این است که تو مال پیغمبر باشی.

خوب، اگر مال پیغمبر نشدی، مال چه کسی می شوی؟ یک احتمال خیلی بدی این جا وجود دارد و آن این است که: اگر کسی مال پیغمبر نشد، مال شیطان باشد. چون شیطان هم تمام تلاشش این است که ما برای او باشیم، برای اوکار کنیم، چشم و گوش ما برای او باشد، گلو و حنجره ما برای او باشد، حنجره ما فریاد بزند برای شیطان، چشم های ما ببینند برای شیطان، گوش های ما بشنوند برای شیطان، دست های ما بلند شوند برای شیطان، پاهای ما حرکت کنند برای شیطان.

 بنابراین شیطان هم ما را می خواهد، پیغمبر هم ما را می خواهد. پیغمبر می گوید : 23 سال کار نکردم مگر این که شما را داشته باشم. پیغمبر ما را می خواهد، منتهی با کدام ویژگی: « ان یتخذ الی ربه سبیلاً »

 
ما که دل­مان را حریم محبت اهل بیت کردیم، در دل خود راه نمی دهیم مگر ارادت و مودت اهل بیت را؛ پیامبر ما را با این ویژگی می خواهد که محبت اهل بیت را به خانه دل راه دادیم و بعد این دل را قفل کردیم و سپردیم به مودت اهل بیت.

 

برای این که این بحث عمیق تر شود سؤالی را مطرح می­کنم. آیا مزد رسالت می تواند یک انسان باشد؟ یا باید مزد رسالت، یک عملی باشد؟

در تفسیر اول پیغمبر به ما گفتند: من 23 سال برای شما کار انجام دادم، شما هم یک کاری برای من بکنید: اهل بیت مرا دوست داشته باشید. کار من در مقابل کار شما.

تفسیر دوم می­گوید: من 23 سال برای شما کار انجام دادم، از شما چیزی نمی­خواهم مگر خود شما را.

سؤال این است که آیا درست است کسی مزد خودش را، پاداش کار خودش را انسان قرار بدهد؟

آری درست است. آیات قرآن را ببینید. گاهی خدای متعال می فرماید من از شما عبادت­تان را قبول می کنم، نمازتان را قبول می کنم، توبه تان را می پذیرم: « هُوَ الّذی یَقبَلُ التَّوبَةَ عَن عِبادِهِ»[6]؛ نمی گوید خداوند شما را قبول می کند، می گوید توبه بندگان را قبول می کند.

اما وقتی به حضرت مریم می رسد، نمی گوید عبادت مریم را قبول می کنم، بلکه می گوید: خودِ حضرت مریم را قبول می کنم.« فَتَقَبَّلَها ربُّها بقبولٍ حَسَنٍ»[7]

پس نتیجه می گیریم: کسی که کاری انجام می­دهد، می­تواند در مقابل کار خودش، کاری از شما بخواهد. (طبق تفسیر اول) و می­تواند در مقابل کارش، خود شما را بخواهد(طبق تفسیر دوم)

هر دو تفسیر در قرآن ریشه دارد و درست است.

در اوایل دعای ندبه حتماً ملاحظه فرمودید، می گوییم:

« اللهمّ لکَ الحمدُ علی ما جَری به قَضائُک فی اولیائِکَ»

خدایا تو را سپاس می گویم بخاطر آنچه که مقدر داشتی برای اولیائت. اولیاء تو چه کسانی هستند؟

« الّذینَ استَخلَصتَهُم لِنَفسِکَ وَ دینِکَ»؛ آنهایی که تو برگزیدی، انتخاب­شان کردی برای خودت.

(خدا یک عده ای را برمی گزیند برای خودش. این یک شاهد مثال که خدا بعضی را برمی گزیند برای خودش، یعنی می گوید خودِ این انسان ها را می خواهم.)

« إذِ اختَرتَ لهم جَزیلَ ما عندَکَ مِن النّعیمِ المقیمِ الّذی لا زَوالَ لَهُ و لَا اضمِحلالَ»

می گوید آنها کسانی هستند که نعمت های خودت را به آنها دادی. سنگین ترین پاداشی که داشتی. به اینها دادی؛ آن پاداشی که « لا زوالَ لَه و لَا اضمِحلالَ»؛ هیچ وقت زائل نمی شود و اضمحلال پیدا نمی کند.

« بعدَ أن شرطتَ علیهمُ الزُّهدَ فی در جاتِ هذهِ الدُّنیا الدَّنیّةِ و زُخرفِها و زِبرجِها»

بعد از این که با اینها شرط کردی و گفتی شرط من این است که در دنیا زهد را انتخاب کنید.

زهد یعنی این که دل به چیزی نبندید، دل به غیر خدا نبندید. دل به این دنیای فانی نبندید. نه اینکه خانه نداشته باشید، ماشین نداشته باشید، زهد معنایش این نیست. زهد معنایش این است که دل شما تعلق به اینها نداشته باشد.

« فَشَرَطُوا لکَ ذلکَ»؛ آنها هم این شرط را قبول کردند.

آیا این فقط یک معامله لفظی بود؟ یعنی تو گفتی شرطم این است که زهد داشته باشید، آنها هم گفتند باشد و تمام شد؟ نه « و علمتَ منهمُ الوفاءَ بهِ»؛ تو دانستی وفادار به پیمان­شان خواهند ماند.

« فَقَبِلتَهُم» این شاهد بحث است. می­گوییم« فَقَبِلتَهُم»ای خدا تو اولیائت را قبول کردی.

این همان تفسیر دوم است که خداوند انسان را می پذیرد. پیغمبر می خواهد خود انسان را بپذیرد به عنوان مزد رسالت.

  « فقبلتَهم و قرَّبتَهم و قدَّمتَ لَهُمُ الذّکرَ العلیّ و الثَّناءَ الجلیّ و اهبطتَ علیهِم ملائکتَکَ و کرَّمتَهُم بوحیِکَ و رَفَدتَهُم بعلمِکَ و جعلتَهُمُ الذَّریعةَ إلیکَ و الوسیلةَ إلی رضوانکَ »[8]

بعد می گوید: تو اینها را به جایی رساندی که شدند وسیله رضایت تو.

هر کس بخواهد از تو رضایت بگیرد و تو را از خودش راضی کند، باید برود درِ خانه اینها. باید برود در خانه حسین بن علی. باید حسین را از خودش راضی کند تا خدا راضی شود. باید برود در خانه امام رضا سلام الله علیه، توسل به امام رضا داشته باشد، آن جا فقیرانه، خاکسارانه، متواضعانه، ذلیلانه، اشک بریزد، گریه کند، التماس و درخواست کند، گدایی کند تا آن بزرگواران از او رضایت و خرسندی پیدا کنند؛ که خرسندی آنها وسیله ای می شود برای خرسندی خدای متعال.

پس طبق تفسیر دوم این شد که پیغمبر خود انسان را می خواهد، منتهی آن انسانی که در دلش « مودت اهل بیت» باشد.

 

 

و اما تفسیر سوم آیه: « الاّ مَن شاء أن یتّخذَ الی ربِّه سبیلاً»[9]

 در تفسیر سوم باز هم پیغمبر، خود ما را می خواهد (مانند تفسیر دوم)، مزد رسالتش ما هستیم، منتهی به شرط این که در کنار خود و همراه خودمان، اهل بیت را داشته باشیم.

یک قدم بالاتر رفتیم: نمی­گوید در دل­تان مودت اهل بیت را داشته باشید، می گوید همراه­تان اهل بیت علیهم السلام  باشند.

بینید داریم یک معنای خیلی خیلی عمیقی را مطرح می کنیم. می­گوییم اهل بیت زنده اند، وجود دارند و در بین ما هستند. پیامبر از ما می خواهد که ما با اهل بیت باشیم، یعنی بالاتر از این که آنها را دوست داشته باشیم.

پس تفسیر سوم این است که بالاتر از این که در دل­تان، اهل بیت را دوست داشته باشید، با اهل بیت و در کنار آنها باشید یعنی بدانید و ببینید که اهل بیت زنده اند؛ با اینها باشید.

در زیارت عاشورا می­گوییم « فأسئلُ اللهَ الّذی اکرمَنی بمعرفتِکم و معرفةِ اولیائِکُم ... أن یَجعلَنی معکُم فِی الدّنیا و الآخرةِ»[10]؛ [از خدا می خواهم که مرا در دنیا و آخرت، همراه شما قرار دهد.]

اینکه در آخرت با شما باشم. معنایش واضح است. اما اینکه در دنیا با شما باشم، یعنی چه؟

اهل بیت زنده اند، ولی ما چشم نداریم که آنها را ببینیم. پیامبر می گوید:

مزد رسالت من این است که چشم هایتان را باز کنید، اهل بیت مرا ببینید؛ هم آنها را دوست داشته باشید، هم با آنها باشید.

آیه را یک بار دیگر دقت کنید: « قُل ما أسئَلُکُم علیهِ مِن أجرٍ إلاّ مَن شاءَ أن یَتَّخِذَ إلی ربِّهِ سَبیلاً»[11]

از شما اجری نمی خواهم مگر این که راهی را به سوی خدا انتخاب کنید.

گفتیم مراد از «سبیل» اهل بیت هستند.

آیا قرینه ای داریم که سبیل را به اهل بیت تفسیر کنیم؟

بله در همین دعای ندبه می­گوییم که: «اینَ الحسنُ اینَ الحسینُ اینَ ابناءُ الحسینِ صالحٌ بعدَ صالحٍ و صادقٌ بعدَ صادقٍ اینَ السَّبیلُ بعدَ السَّبیلِ»[12]

«اینَ السَّبیلُ بعدَ السَّبیلِ»؛کجاست راهی بعد از راه. منظور از این راه، اهل بیت است.

پس در دعای ندبه کلمه سبیل بر اهل بیت اطلاق شده است.

و در فراز دیگری از عای ندبه می گوید:

« و قلتَ انّما یریدُ اللهُ لِیُذهِبَ عنکمُ الرِّجسَ اهلَ البیتِ و یطهِّرَکُم تطهیراً ثمَّ جعلتَ اجرَ محمّدٍ  صلواتُکَ علیه و آله مودّتهم فی کتابک فقلت قل لااسئلکم علیه اجرا الاّ المودّة فی القربی و قلت ما سئلتکم من اجر فهو لکم» این جمله را دقت کنید، دارد قرآن را تفسیر می کند.

« و قلت ما اسئلکم علیه من اجر الا مَن شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا فکانوا هم السبیل الیک و المسلک الی رضوانک»؛ خود اهل بیت راه به سوی تو و مسلک هستند.

 

در آستانه ارتحال پیامبر بزرگوار اسلام و شهادت امام مجتبی و شهادت حضرت رضا علیه السلام، خدا توفیق داد این آیه را خدمت شما شرح کنیم. می­خواهم این دقایق پایانی را استفاده کنم روی تفسیر سوم مقداری ابراز مودت و ارادت کنیم.

بنابراین  مراد از مزد رسالت این است که کسی همراه با اهل بیت باشد. پیامبر از ما این را می خواهد، پس دل پیامبر را راضی کنیم، چشم دل­مان را باز کنیم و ببینیم که اهل بیت علیهم السلام هستند، با اهل بیت باشیم. فکر نکنیم که اهل بیت مثل بقیه انسان­ها از دنیا رفته اند و ما باید برای شادی روح آنها مقداری قرآن یا دعا بخوانیم. پیغمبر می­خواهد بگوید اینها هستند. شما اگر می خواهید امت من باشید، اینها را ببینید، با اینها باشید؛ همان طور که دعای ندبه به ما این را یاد می دهد.

از همین جا دل های­مان را می فرستیم مدینه منوره، کنار قبر پیغمبر و به پیغمبر عرض می کنیم که یا رسول الله درود خدا بر تو باد، سلام های بی پایان و نامحدد خدا بر وجود شریف تو باد که به ما آموختی چگونه زندگی کنیم و چگونه با اهل بیت باشیم.

 
با اهل بیت بودن این نیست که فقط دوست­شان داشته باشیم. با اهل بیت بودن این است که آنها را ببینیم و با آنها باشیم.

 یا رسول الله ما سعی می کنیم از همین امروز که دور هم جمع شدیم و داریم ابراز ارادت و مودت می کنیم و در ضمن  این ابراز ارادت و مودت، داریم تعهد می­کنیم، پیمان می بندیم که نگاه­مان، نگاه عمیق باشد تا معرفت­مان نسبت به اهل بیت، معرفتی در خور شأن آنها باشد.

یا رسول الله ما هم تلاش می­کنیم رفتار و کردارمان، باور و حتی افکارمان را در این سطح قرار دهیم. یا رسول الله قول می دهیم که با اهل بیت تو باشیم.

عزیزان من تلاش می خواهد. با اهل بیت بودن و اهل بیت را دیدن تلاش می خواهد. نباید اجازه بدهید و لو یک بار از تلاش و کوشش در راه خدا مأیوس شوید. هرگز احساس خستگی نکنید. اگر خسته شدید باز خود اهل بیت را یاد بیاورید، آرامش پیدا می­کنید.

ایام زیارت حضرت رضا صلوات الله علیه است. به جای این که تلاش­تان این باشد که ضریح را و در و دیوار حرم را زیارت کنید، از خود حضرت رضا صلوات الله علیه بخواهید که خود او را ببینید، با خود او باشید، با او ارتباط برقرار کنید. به زیارت امام بروید نه به زیارت مرقد امام.

آدمی هر بار موفق نمی شود خود امام را زیارت کند ولی اگر هر بار بخواهد، هر بار تلاش داشته باشد، هر بار این معرفت را داشته باشد که به زیارت خود امام برود، از هر ده بار، یک بار ممکن است توفیق نصیبش شود، هر پنجاه بار، یک بار توفیق به او دست بدهد، هر صد بار، یک بار توفیق پیدا کند. مهم این است که: انسان بفهمد چه می خواهد. به آدم همان چیزی را می دهند، که می خواهد. برویم آن جا دست گدایی مان را دراز کنیم.

به حضرت بگوییم: ما خود شما را می خواهیم. ما نمی خواهیم فقط در حد دوست داشتن شما متوقف شویم، بلکه می خواهیم از این مرحله بگذریم و به خود شما برسیم.

بار دیگر این ایام را خدمت شما تسلیت عرض می­کنم. عزاداری ها و اشک­های چشم­تان قبول درگاه خدا باشد.

هر حرکتی هست، هر توفیقی هست، در اتصالِ انسان­ها به اهل بیت علیهم السلام است؛ اینها وسائط فیض حضرت حق هستند.

خداوند به شما توفیق بدهد. در عزاداری های­تان مرا هم از دعای خیر فراموش نفرمایید. برای سلامتی خودتان، برای قبولی عزاداری ها و عبادات­تان، صلوات مرحمت بفرمایید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 


[1] - سوره فرقان(25)، آیه 57.

[2] - سوره شوری(42)، آیه 23.

[3] - سوره بلد(90)، آیه 11.

[4] - سوره شمس(91)، آیه9.

[5] - سوره فرقان(25)، آیه 57.

[6] - سوره شوری(42)، آیه 25.

[7] - سوره آل عمران(3)، آیه 37.

[8] - مفاتیح الجنان، عباس قمی، ترجمه موسوی دامغانی، دعای ندبه، ص880.

[9] - سوره فرقان(25)، آیه 57.

[10] - مفاتیح الجنان، عباس قمی، ترجمه موسوی دامغانی، زیارت عاشورا، ص752.

[11] - سوره فرقان(25)، آیه 57.

[12] - مفاتیح الجنان، عباس قمی، ترجمه موسوی دامغانی، دعای ندبه، ص885.